eitaa logo
نخل و نارنج ؛
358 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
190 ویدیو
4 فایل
آقای نخل و خانوم نارنج. دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی علیا خانوم: - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_isf1go&btn=خانوم.علیا.
مشاهده در ایتا
دانلود
الان منم سید علیِ عارفه رو نمی‌تونم دیگه.
باز هم شب شد و دلتنگیِ ما روشن شد.. @ir_tavabin
هدایت شده از - عبدالرضای بی‌بصیرت -
50.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آغازم ایوان نجف، پایانم بین‌الحرمین [ به یادگار از اردیبهشت هزار و چهارصد و دو💘 ] پ.ن: کیفیتش بخاطر حجمش خوب نیست
نخل و نارنج ؛
آغازم ایوان نجف، پایانم بین‌الحرمین [ به یادگار از اردیبهشت هزار و چهارصد و دو💘 ] پ.ن: کیفیتش بخ
حتی صبح هم که باشه، شمعِ دلتنگیِ ما روشنه و می‌سوزه و می‌سوزه آقای اثناعشری، و آقای موسوی.
این یک قصه‌ی تکراری و همیشه‌گی‌ست. فکر کردن به انسان‌های از دست رفته. یا شاید خاطرات از دست رفته که قلب‌ت را میان‌شان جا گذاشته‌ای. خاطرات از دست می‌روند؟ نمی‌دانم. خاطرات همیشه در پس ذهن ماندگارند، حتی اگر آن‌ها را به یاد نیاوری؛ روزی در میان روزمرگی‌ها از کنج خلوت‌نشینی‌شان به میان کلاف پیچیده‌ی افکارت سرک می‌کشند. روزی این کار را می‌کنند! پس خاطرات از دست نمی‌روند. ولی آدم‌ها چرا. آدم‌ها از دست می‌روند. این که چطور و چرا و چه و چه و چه، مفصل است. (مفصل چه کلمه‌ی عجیبی‌ست!) فقط این را می‌دانم که آدم‌های از دست‌رفته یا برایم خیلی عزیزند یا از آن‌ها بیزارم. اصلا به همین دو دلیل است که از دستم می‌روند. مثل دوستی‌ها، دوستی‌هایی که تبدیل به یک آشنایی قدیمی می‌شوند. این یک قصه‌ی تکراری و همیشه‌گی‌ست. فکر کردن به انسان‌های از دست رفته. مثل دوستی‌ها، دوستی‌هایی که تبدیل به یک آشنایی قدیمی می‌شوند. - | علیا | ۴ صبحِ پنج‌شنبه
امان از نوشته‌های نصفه و نیمه.
از من چی می‌بینی بین خط به خط نوشته‌هام؟ بین عکس‌هایی که سعی می‌کنم زاویه‌ی تماشا کردنمُ باهات به اشتراک بذارم و بهت نشون بدم؟ بین اصواتِ اشتراک گذاری شده‌ی بخش موزیک‌های اینجا؟ از من چی می‌بینی؟
در معیت تانیِ قشنگم، مدرسه‌ی قشنگِ خودمون که اونقد شلوغ شده حسِ غریبی دارم (😂)، لباس چین چینی و جلوه‌هایی از دختر بودن، فضایی که دختر بودنُ توش می‌بینی و می‌فهمی :)
نخل و نارنج ؛
🤝 #شات
نیاز دیدم یادآوری کنم :>
نخل و نارنج ؛
- #post از خاطراتش حرف می‌زند، که وقتی بچه بوده، مثل حالا خبری از چیپس و پفک و ساندویچ فلافل در مدرس
پارسال همین ایامِ نمایشگاه کتاب بود که "آماده ترور باش" رو خریدم. و خب حقیقتا شیفته‌ی نگاه متفاوت و زاویه دید نویسنده به اتفاقات شدم. جدید بود و درگیرکننده. و چیزی که امسال منُ به خودم آورده، تفاوتِ سلیقه‌ی مطالعاتی و ذائقه‌ی مطالعاتی و طلبِ وجودی و انتظارم از کتاب‌هامه. نسبت به یکی دو سال پیش خیلی تغییر کرده! ولی هم‌چنان، ژانر (موضوع؟) انقلاب ۵۷ تو دسته‌ی مورد علاقه‌هام جا میگیره. بعداً توضیح مختصری راجع به کتاب‌ها میدم بهتون. رخصت. | ۲۸ اردی‌بهشت ۱۴۰۲ | پنج‌شنبه | ۱۰:۰۳