eitaa logo
نخل و نارنج ؛
357 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
190 ویدیو
4 فایل
آقای نخل و خانوم نارنج. دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی علیا خانوم: - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_isf1go&btn=خانوم.علیا.
مشاهده در ایتا
دانلود
خیلی وقته که دورم از یه سری رفتارها و کارای دخترونه و این یکم اون حس و حالُ بهم برگردوند.
من INFP بودم و تبدیل شدم به یه INTJ . آره همین‌قدر تغییر کردم ، دقیقا همین‌قدر .
گاهی اوقات میگم اصلا چرا هستم؟ چرا اینجام؟ چرا اینجا حرف می‌زنم؟ و هزارتا چرای دیگه...
من تو دنیای واقعی، بازخورد خیلی خوبی از آدم‌ها نمی‌گیرم، و تو فضای مجازی، کلا هیچ بازخوردی نمی‌گیرم. معنای حقیقی ایگنور شدنُ درک می‌کنم. و خب، این جداً باعث می‌شه اعتماد به نفس‌مُ از دست بدم. دیگه دلیلی نداشته باشم برای اظهار نظر تو یه بحثی و حتی احساسمُ بیان نکنم راجع به موضوعات. تصمیمات‌مُ که دلم می‌خواد با بقیه در میون بذارم و ازشون کمک بگیرم برای خودم نگه دارم و به زندگی‌م در حالتِ روح ادامه بدم. همه چی ظاهراً خوبه ولی در حقیقت کسی نمی‌تونه از دیدِ من آدم‌ها و نمودِ رفتارهاشون نسبت به منُ ببینه. شایدم من زیادی حساسم (که قطعا نیستم، اگر بودم تا حالا هزار تا دعوا و قهر و منت‌کشی و اینا داشتم با بقیه) ولی خب، فقط الان دلم می‌خواد از فضای چنل و نوشتن تو فضای مجازی و چیزهایی که واقعی نیستن و آدم‌هایی که براشون فاقد اهمیت هستم و حتی اگر نباشم اهمیتی نداره و فراموش می‌شم (این برا آدم‌های دنیای واقعی هم صدق می‌کنه) دور بشم. در اینجا رو قفل بزنم و روی یه تابلوی سبز بنویسم، "تا اطلاع ثانوی تعطیل است". پس شاید الان درست‌ترین کار همین باشه. دور شدن، عقب رفتن، سکوت کردن، نگاه کردن به گذشته و حال و آینده، جدا شدن از تعلقات، فکر کردن، ادامه حیات و نامرئی بودن، دور شدن، دور شدن، دور شدن.
در نهایت، احتمالا با این همه تغییر و تحولی که توی من به وجود اومده، تنهایی رو خودم انتخاب کنم، برای یه مدت معینی تا ببینم این شرایط پایداره یا نه. تنهایی یعنی دور شدن از آدم‌ها.
نه واقعا حس می‌کنم آدم‌های اینجا کسایی نیستن که من توی نخل و نارنج و حب و واله باهاشون بودم و مخاطب‌م بودن. و این داره سخت می‌شه چون منو نمی‌شناسن...
اهمیت ندید.
هنوز دلم نمیاد رسماً ببندمش، مثل این که با آخرین مشتری‌های بقالی کوچیک‌ت خداحافظی کنی پیرمرد.
تمام حرفات جاشون تو قلبم، ولی یاعلیِ آخرش قوت قلب بود برام :))) شاید یه روز برگشتم پسر ... نگران نباش . بالاخره همیشه اینطوری نمی‌مونه .
نمیدونم بچه‌ها واقعا نمی‌دونم. همه چی به نظر خیلی پیچیده میاد و من باید واقعا به همه چی فکر کنم...
از لحاظ روحی شرایطی مثل سفر اربعین می‌خوام یکم بکنم از زندگی.