eitaa logo
نخل و نارنج ؛
355 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
189 ویدیو
4 فایل
آقای نخل و خانوم نارنج. دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی علیا خانوم: - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_isf1go&btn=خانوم.علیا.
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌خواستم بنویسم از آخرین روزِ آخرین تابستونِ نوجوونی. ولی خب مجال نیست و موکول میشه به اولین روزِ اولین پاییزِ جوونی.
کی تعیین می‌کنه تا کِی نوجوونی و تا کِی جوون؟ معلومه! می‌خوام خودم مشخص کنمش این بار.
فردا حرف می‌زنیم.
همراهِ شبت، غم‌هاتم بخیر بچه.
خب بیاید بگید امروزتون چطور بود؟
بوی زندگی:
هدایت شده از نخل و نارنجِ خصوصی.
- پاییز، از همان آخرین روزِ آذر ماه، انتظارش جان به لبم می‌رساند. از همان اولین روزِ دِی ماه، دلتنگش می‌شوم. چه جادویی در گیسوان نارنجی درختانت نهان است که این گونه شیدا می‌کند عزیزم؟ آسمان چه سِری در وجودش جای داده که این چنین دلبرانه هوای پرواز به سر می‌اندازد؟ پاییز ... حتی صدای کلاغ‌ها هم شنیدنی‌ست در این ۹۰ روز! ۹۰ روز؟ چه زود می‌گذرد. انگار که یک صبح تا غروب باشد. ولی ملالی نیست. همین که هست، جان عطرآگین است به تماشای حضورش. پاییز فصل عاشق‌ها نیست که. خودش معشوق است و عاشق می‌کند. اصلا چطور می‌توان دستِ کسی را در دست گرفت و نگاه به نگاهش دوخت و گوشِ جان به لب‌هایش سپرد و پاییز را رها کرد؟ برای عاشقی که وقت زیاد است. پاییز و ابر و باران و برگ و کلاغ و گنجشک و گربه و تنها قدم زدن و چای داغ و شال‌گردن راه‌راه و کفشِ خیس و چاله‌ی آب و غروب و باد و سکوت را رها کنی که باز هم مثل بهار و تابستان و زمستان آدمی را فکرت مشغول باشد؟ پاییز که تنها نباشی، چیزی نمی‌فهمی. اصلا چطور می‌شود دلبریِ پاییز را ندید و دل به آدمکان سپرد؟ تمام لذت و احساس پاییز همین تنهایی‌ست. که تنها باشی. تنهای تنها. سکوت کنی و فقط نگاه کنی. به عشوه‌های پاییز. به بغض آسمان، به مرثیه‌ی کلاغ‌ها، به جنب و جوش گنجشک، به پریشانیِ زلف درخت‌ها، به باد، به برگ، به زمین، به آسمان، به همه‌چیز! پاییز، انگار از ازل معشوق بوده. شاید هم عاشق بوده! معشوق را که سودایی به سر نیست. عاشق است که جگر خون می‌شود و چه خونِ سرخی. سرخِ سیب، نه، به سرخیِ انارِ رسیده‌ی ترش. که دیگر تَرَک می‌خورد. صبرش لبریز می‌شود و خونِ جگرش هم. پاییز هم معاشق بوده و هم معشوق. عاشقِ که بوده نمی‌دانم، ولی چه معشوق بی‌وفایی داشته که این طور خون به جگرش کرده. انار را نگاه کن! قلبِ سرخِ پاییز است. ولی همین عاشقِ شیدا، معشوقِ جهانی شده. قلبِ ما در فراق و انتظارش به سانِ انار دانه دانه می‌شود و تَرَک می‌خورد و خونش چکه می‌کند. کاش به جای یک سه ماه، یازده ماهِ سال پاییز بود و آن یک ماه دیگر نه. که دلتنگش شویم و قدرش بدانیم. کاش همیشه پاییز بود. خودِ پاییز هم دلتنگیم، آن یک ماه هم نیازی نیست. پاییزِ جانم، دلبری که می‌کنی، دل می‌ستانی از جماعت، کمی آرام‌تر. بگذار کمی برای خودم بمانی. بگذار خیالم جمع باشد که چشم حسود از تو دور است. بگذار جانم آرام باشد که تو اهل وفایی، نه بی‌وفا. دلبری که می‌کنی، کمی آرام‌تر. تو پاییزی ولی شبیه پاییز نباش. پاییز مجنون زیاد دارد. ولی تو برای من بمان لیلی. اندازه‌ی تمام مجنون‌های دنیا، من تو را دوست دارم... - امضا: شیخ، ع‌لیا جمعه ، ۱ مِهر ۱۴۰۱ خورشیدی ، ۷:۳۹ پگاه . @Vaalleh .
باشه ولی من برا پاییز خیلی ذوق دارم.
کاش خدا لطف کنه بهم و امسال پاییز خیلی هوا ابری باشه و زیاد بارون بیاد.
غم‌گینم، به غلط.
آجرک الله یا صاحب الزمان ..