eitaa logo
نخل و نارنج ؛
358 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
189 ویدیو
4 فایل
آقای نخل و خانوم نارنج. دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی علیا خانوم: - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_isf1go&btn=خانوم.علیا.
مشاهده در ایتا
دانلود
اونقد خوشگله که وقتی نگاش می‌کنم به هیچ چیز دیگه‌ای نمی‌تونم فکر کنم.
و از این مسخره بازی‌ها که تو از ماه خوشگل‌تری و این حرفا هم نداریم.
چهارراه بدونِ چراغ قرمز مصداق جهان بی‌معنویت و بی‌دینه.
تو تقدیمی هستم. بذارید این کتابی که دستمه بخونم تموم که شد یه کتاب دیگه بر میدارم که از اون تقدیمی بدم بهتون.
واقعا از ته دلم آرزو می‌کنم خاله‌هام برام تولد نگیرن. معذب‌ترین حالتِ ممکن رو دارم و واقعا امسال ترجیح می‌دم و می‌خوام که تنها یا اقلا با چند تا آدمِ انتخاب شده توسط خودم با شوکِ هیجده سالگی کنار بیام.
یادتونه؟ تغییر کردنم حتی تو خواسته‌م برای چطوری گذشتنِ روز تولدم هم مشخصه.
عربی خوندن اونقد ترسناکه که نمیدونم چطوری باید بخونمش. یعنی تنهایی از پسش بر نمیام و مطمئنم تا آخر سال هر بار که بازش می‌کنم قراره یه راند گریه کنم.
اینکه یهو به خودت بیای و ببینی صاحب داری، واقعا حسِ خوب و عجیبش وصف نشدنیه.
امروز تو مدرسه مولودی و جشن داشتیم برای ولادت پیامبر ص. قبل از مولودی خون، ما باید تواشیح می‌خوندیم. بماند که باز حرص خوردم سر این که چرا صدا کمه، ولی تو حد فاصل تواشیح ما و رسیدن خانم غلامی، جلوی جلو نشستیم با بچه‌ها. اسپیکر و میکروفن رو تحت کنترل گرفتیم و مدرسه رو گرفتیم دستمون. آهنگ‌های ماهر زین درباره پیامبر ص رو گذاشتیم و مست نجف و مولودی. معصومه هم مثل اغلب اوقات مجلس گرم کن بود. دست می‌‌زدیم و می‌خوندیم و می‌خندیدیم و من فقط به این فکر می‌کردم که امسال واقعا آخرین ساله! آخرین سالی که با این بچه‌ها اینجا این اتفاق‌ها میوفته. مهم نیست که طلبه‌ها طوری نگاه‌مون کنن انگار دیوونه شدیم. مهم اینه که من واقعا دلتنگ می‌شم و یک لحظه از این لحظات رو به دنیا نمی‌دم.
خب احول شما؟
عیدتون مبارک باشه✨