امام موسی صدر گفتن، اگر اسرائیل و شیطان باهم بجنگند ما کنار شیطان میایستیم. عمقِ قضیه رو از این جمله میتونید بفهمید؟ من هنوز تو حیرتم که چطوری؟ چیه این اسرائیل که چنین آدمی چنین حرفی دربارهش میزنه؟
کم غصه رو دلم تلنبار شده بود، فیلم پدربزرگمم دیدم الان دیگه هیچکی نمیتونه جمعش کنه این وضعیتو :)))))))))))))))))
گوشیم افتاد گوشهش شکسته. دقیقا فردای شبی که داشتم ناشکری میکردم :) نکنید آقا نکنید.
غمگینم و مضطرب، برای تک تک بچههایی که، الان و درحالی که من با خیالِ آسوده تو خونه نشستم و نگرانیای ندارم، زیر آتیش بمببارون و آوار و گلوله، تک تک اعضای خانوادهشون رو از دست میدن، گرسنه هستن و تشنه، مجروح و خسته و دلتنگ و مستأصل و وحشتزده از این جنگِ بیرحمانه. عزیزانشون، سرپناههاشون، پدر و مادر و خواهر و برادرها و همهی اقوام و آشناهاشون، جلوی چشمهاشون پَر پَر شدن. صدها کودکِ دیگه، همبازیها و دوستانشون هم... من بیقرارم. غمگین و مضطربِ این بچهها. بارها خواستم بنویسم از این رنجِ عجیب و حیرتآور، این حجم غصه و درد و اندوه... خواستم قلم بزنم ولی کلمات کافی نیستن. اصلا توانِ به جا آوردن حقِ این مظلومیت رو ندارن...
آقای سید الکریم، دورِ شما بگردم من،
کربلای ایران، عزیزِ دلِ بچه تهرونیا،
تولدتون مبارک باشه نور چشم ما.
ما که امروز نرسیدیم به زیر قبهتون،
ولی از همینجا ازتون بخوایم،
عیدی بهمون آزادیِ قدس بدید،
قبوله؟ :)
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان تو ام فردا چرا؟ :)
#شهریار
برایم نسخهی دوری بپیچ اما بدان این دل
از این دیوانهتر شاید ولی عاقل نخواهد شد
در عین حال که دوست دارم بقیه دربارهم به یه جزئیات خاصی توجه کنن، ابداً خوشم نمیاد کسی درونِ منُ از رفتارم و چشمام و حرفام بخونه (درحالی که خودم نمیخوام بدونه) و این تناقض داره دیوونهم میکنه.