حاج آقایی که تو اصفهان مهمانشون هستیم، یه خانواده قرآنی و طلبه و شهدایی هستن. خانمشون حافظ کل، دختراشون حافظ، دامادهای خانواده حاجآقا طلبه و هفده شهید دادن از کل فامیلشون. یه زندگی خیلی ساده! حقیقتا خاکی بودنشون و حسِ مثبتی که به آدم میدن وصف شدنی نیست. پنج تا دختر دارن قد و نیمقد شبیه فرشته :) 💝
هدایت شده از نخل و نارنج ؛
اومدم بگم آنهشرلی که میبینم حسِ همزادپنداریم خصوصا این آخرا که بزرگ شده بینهایت و غیر قابل توصیفه. امشب که نتیجهی آزمون یا به قولی کنکورشون اومد، عمیقا دلم خواست سال آخرم باشه و بشینم واقعا برای کنکور بخونم و وقتی با نتیجه دلخواهم قبول شدم، بزنم رو شونه خودم و بگم زحمت کشیدی... بعدم بشینم یه روز کامل گریه کنم. واقعا اگر به چیزی که میخوام برسم برای کنکور میشینم یه روز گریه میکنم. اون احساسِ خوبِ بعدِ قبولی و رهایی نسبی دانشجویی رو میخوام.
آقا اینجا هر کی صحبت میکنه من یه دور قلبم اکلیل بارون میشه از لهجه خوشگل اصفهانی.✨
یه قرآن رنگ نهج البلاغهم رسیده دستم
و الان آدم خوشحالتری هستم.
#انگیزهیکوچک