eitaa logo
نخل و نارنج ؛
357 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
191 ویدیو
4 فایل
آقای نخل و خانوم نارنج. دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی علیا خانوم: - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_isf1go&btn=خانوم.علیا.
مشاهده در ایتا
دانلود
روی صندلی اتاقم نشسته‌ام. نسیم خنکی از پنجره‌ی نیمه‌باز، به داخل سرک می‌کشد و از احوالم سراغ می‌گیرد. می‌گویم «دلتنگم...» پیشانی‌ام را می‌بوسد و سرم را نوازش می‌کند. بعد، لبخند می‌زند. در اتاق چرخی می‌زند و عطری را با خود به عمق جانم می‌برد. انگار که روح بر قلبم دمیده شده باشد، جان می‌گیرم. هوش از سرم می‌پرد. سر می‌گردانم و نگاهم به پیراهن چهارخانه‌ی آویز شده روی صندلی‌ام می‌افتد. سرم را نزدیک‌تر می‌برم و روی پیراهن می‌گذارم. پلک برهم می‌گذارم و عمیق، چنان که فرزندی بی‌تاب به آغوش مادر رسیده باشد، نفس می‌کشم. «دلتنگی، درد لاعلاج بشریت است. در فراق یک‌جور جان به جانت می‌کند، در وصال یک‌جور دیگر. ولی وای از فراق‌های بعد از وصال» - -
دوستی داری که آهنگ مورد علاقه‌ش رو برات بفرسته؟ من دارم.
https://daigo.ir/secret/873842102 میشه منم آهنگ مورد علاقه‌تون رو بشنوم؟ :›
واقعا دهه هشتاد همه‌چیزش تو یه لول دیگه‌ست. آهنگ‌هاش، مداحی‌هاش، فیلم‌هاش، هممممه‌چیش.
نخل و نارنج ؛
از صبح که از خواب بیدار شدم، فقط به یه چیز فکر می‌کنم. من حتی اگه خیلی تلاش کرده باشم، یا تلاشِ مورد
پارسال، امروز، کنکور داشتیم. پس برای موفقیتتون دعا می‌کنم کنکوری‌های قشنگم :)‌✨
می‌بینی؟ زندگی می‌گذره. عینِ آب روونِ رودخونه. پارسال چنین روزهایی استرس داشت مثل موریانه وجودم رو می‌خورد. احوال دلم خوب نبود و دلم می‌خواست فقط تموم شه. همه چی تموم شه. امروز رو می‌بینی؟ حالم خوبه! همه اون سختی‌ها گذشته و یه زندگی جدید شروع شده.
دلم می‌خواد همه‌ی کنکوری‌ها رو دونه دونه بغل کنم و آرومشون کنم. ولی چه کاری ازم بر میاد واقعا؟
ایرانه و حادثه‌هاش، بلاهاش، اتفاق‌هاش :))) ما از وقتی چشم باز کردیم، خبر بد شنیدیم. دونه دونه عزیز از دست دادیم، توی ترور، توی زلزله، توی آتش‌سوزی، توی سیل، توی انفجار، توی جنگ، روی زمین، تو هوا، رو دریا، تو جنگل... ما عادت کردیم به این زخم‌های بی‌مرهم و خوب‌نشونده که روی هم می‌شینن رو قلبمون... ایران از وقتی بوده، تا وقتی باشه، زخم روی زخم و درد روی درد، قوی می‌مونه. سرش رو بالا می‌گیره و سینه سپر می‌کنه و با بدن ناتوان و خسته، پیکرِ نیمه‌جونِ برادر به دوش می‌کشه... ایرانه و ایرانی و دل‌هایی که به هم پیوند خوردن. دل‌هایی که از گوشه گوشه‌ی ایران، برای دونه به دونه دل‌های خسته‌ی داغ‌دیده‌ی بندر عباس خون شدن...