eitaa logo
نخل و نارنج ؛
355 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
189 ویدیو
4 فایل
آقای نخل و خانوم نارنج. دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی علیا خانوم: - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_isf1go&btn=خانوم.علیا.
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی می‌پرسم دوسم داری، معنیش این نیست که فکر می‌کنم دوسم نداری یا تردید دارم راجع بهش. معنیش اینه که اون لحظه نیاز دارم به شنیدنش، نازنازی شدن، و لوس شدن توسط تو.
یعنی حتی اون ساعتی که خریدم هم توی به موقع بیدار کردنم تاثیری نداشت. البته شاید بیشتر به خاطر این بود که بعد از ۴ ساعت بد‌خوابی و بی‌خوابی بالاخره خوابم برده بود.
هدایت شده از نامه‌ها.
📪 پیام جدید سلااممم تلگرام چنل نداری؟
عه اینو فرستادم یادم رفت جواب بدم. ببخشید =]
ساعت از ۲ نیمه شب گذشته. دو تا کار مهمی که به دوشم بود پیگیری کردم. یکی‌ش موفقیت‌آمیز انجام شد و دومی تا حد مطلوبی پیش رفت. موند دو تا کار دیگه که یکی‌ش هم تقریبا انجام شد و آخری، سخت ترین‌شه. می‌ذارمش برای فردا. وقتی که حمام رفته باشم، رفرش شده باشم، احساس آرامش بکنم و بتونم بهش فکر کنم. شاید اینم کمال‌طلبی باشه به قول استاد... اما واقعا در این لحظه احساس می‌کنم خسته‌ترین آدم دنیام، بیماری تو بدنم داره قلدری می‌کنه و ضعف بهم چیره شده. علی‌ای‌ّحال، آخرین کار، مهم‌ترین کاره.
خوشحالم که آسیبی که پینترست داره بهم می‌زنه رو متوجه شدم.
نخل و نارنج ؛
خوشحالم که آسیبی که پینترست داره بهم می‌زنه رو متوجه شدم.
فهمیدم یکی از عوامل خانمان براندازِ من در کمال‌طلبی و بی‌نقص‌خواهی، پینترست عزیزه. اون‌قدر که اونجا همه‌چیز بی‌نقص و زیبا و عالیه، دیگه نمی‌تونم به معمولی‌های خودم حس خوبی داشته باشم، به استایلم، دیزاین اتاقم، چهره و موهام، جزئیاتِ زندگیِ روزمره‌م، دانشگاهم و همه‌چیز. همه‌چیز باید پینترستی باشه انگار در صورتی که عملا چنین چیزی یا ممکن نیست، یا ساختنش زمان‌بره و سخته و انرژی و وقت زیادی می‌خواد. پینترست من رو در گردابی از احساس کافی نبودن فرو برده.
امشب تو اتاقم یه مگس دارم. عالیه.
خدایا امسال خادمی هیئت رو رزق ما قرار بده✨
نخل و نارنج ؛
#موقعیت همه چی جمع شد .. ولی همه چی تازه شروع میشه :)
دلم واسه هیئت انصار، واسه حسینیه شهید فخری‌زاده، واسه بچه‌های هیئت، واسه خانم جعفریان، واسه وقت‌هایی که ظهر از خونه راه میوفتادم سمت هیئت و بعد از ۱۲ شب می‌رسیدم خونه، واسه وقت‌هایی که با جون و دل خادمی می‌کردم تنگ شده.