eitaa logo
نخل و نارنج ؛
357 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
191 ویدیو
4 فایل
آقای نخل و خانوم نارنج. دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی علیا خانوم: - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_isf1go&btn=خانوم.علیا.
مشاهده در ایتا
دانلود
صدای سید حسن در سالن می‌پیچد. من می‌مانم و گم شدن در بغض و اشک.
فکر می‌کنی هفته‌ی بعد این موقع، رسیدی کربلا؟
به دلت بگو، میریم کربلا...
خدایا، حالا که روی فرش‌های روبه‌روی امامزاده حمزه (علیه السلام) نشسته‌ام، باز به این می‌اندیشم که کجایم؟ و چرا اینجایم؟ و تو کجایی... تو کجایی ای خالقِ جهانِ عظیم و شگرفِ درونِ انسان‌ها؟ تو کجایی خدایِ ازلی و ابدیِ آدم‌ها؟ به تو فکر می‌کنم که کجا می‌توانم تو را بیابم؟ چطور باید تو را بجویم؟ میانِ کلماتِ کتابچه‌های دعا و زیارت؟ میانِ هر رکوع و سجودِ نمازهای مستحبی؟ میان اشکِ حاجت‌مندان؟ تو را چطور و کجا باید بجویم؟ به سقف و گنبدها و طاق‌های آینه‌کاری نگاه می‌کنم. تو را در آینه‌کاری‌هت می‌بینم. به تار و پود فرش‌های سرخ‌رنگ نگاه می‌کنم. تو را در تار به تار و پود به پود و رنگ به رنگ فرش‌ها می‌بینم. به سنگ‌های مرمر که قدم‌گاه زائران است نگاه می‌کنم. تو را در نقش و نگار زمینِ مرمرین می‌بینم. به شبکه‌های ضریح و دستانِ گره شده نگاه می‌کنم. تو را در نور سرخی که چشم‌هایم را تر می‌کند، می‌بینم. به اسمِ آدم‌های دفن‌شده در خاکِ ملکوتی حرم نگاه می‌کنم؛ آدم‌های معمولی، آدم‌های بزرگ، شعرا، علما، سیاسیون. تو را در جوهر نام‌شان که گذرگاه زائران است می‌بینم. به آدم‌ها نگاه می‌کنم. به خیلی‌هایشان. به آن‌ها که ساده و بی‌آلایش‌اند، به سانتی‌مانتال‌های سرخاب‌سفیداب‌کرده، به کودکانِ فارغ از غصه‌ی دنیا، به پیرزنانِ قامت‌خمیده، به دخترانِ نوجوانِ پرشور، به مادرانِ یک سر و هزار سودا، به دخترانِ جوانی که اشکِ چشم‌هایشان عشق را فریاد می‌زند، به آن‌ها که تنها راهِ رسیدن‌شان به تو گره زدنِ انگشتان‌شان به مشبک‌های ضریح است- و تو چه خوب می‌دانی که حتی دست‌هایی را که ناخن‌هایشان کاشته شده چطور گرم بفشاری. من تو را در همه‌ی چشم‌ها، در همه‌ی اشک‌ها، در همه‌ی زمزمه‌ها، در همه‌ی قدم‌ها، در همه‌ی بارقه‌های قطور امید و امیدهای به مو رسیده، در همه‌ی آدم‌ها می‌بینم. تو را می‌بینم و می‌جویم، می‌بینم و باز می‌جویم حال آن‌که تو مرا پیش از من، دیده‌ای. سایه‌ی نگاهت را بر سرم افکنده‌ای و من، درست مثلِ کودکِ بازیگوشی که در آنی، از غفلتِ خویش غافل می‌شود و با مادرش چشم در چشم، تو را دیده‌ام. تو همین‌جایی. درست همین‌جا، در هر چیزی که می‌بینم و هر صدایی که می‌شنوم و هر چه که می‌بویم و هر آن‌چه لمس می‌کنم. تو، همه‌جا هستی. حتی اگر بگویند، تو را باید تنها در کلماتِ کتابچه‌های دعا جُست. / / /
هدایت شده از فاموتیدین.
چالش میگذارم دوستان من همتون رو دعوت میکنم به چالش " توی کیفت رو نشون بده" و‌منتظر عکس از محتویات داخل کیفتون هستم
این مسجدی که اومدم از خوش‌وایب‌ترین مساجدیه که دیدم به عمرم✨
اگه بسته‌م اینجا نباشه عینِ بچه‌های کوچولو گریه می‌کنم. من باید با در نجفم برم نجف.
هدایت شده از نخل و نارنج ؛
از جواب‌ها و تجربیات خودم تو این چند بار یه لیست تهیه می‌کنم و می‌ذارم تو کانال‌. اینُ پیش‌فرض و مد نظر داشته باشید که کوله‌تون باید بیشتر از یک کیلوگرم نشه چون بعد ۱۰ کیلومتر این کوله میشه ۵ کیلو بعد ۵۰ کیلو متر میشه ۳۰ کیلو دیگه آخرش ۵۰ کیلو هم می‌رسه از جهت خستگی و توانِ شما. اینم در نظر داشته باشید که چادر اضافه برندارید اصلا نیاز نیست، می‌شورید درجا خشک می‌شه و حتی نم‌دار سرتون کنین راحت‌تره چون خنک می‌شین. لباس هم یه دست اضافه بسه، جای حوله هم چفیه بردارید کفایت می‌کنه. اینا رو مد نظر داشته باشید تا لیست رو آماده کنم.
هدایت شده از نخل و نارنج ؛
یک شلوار و لباس اضافه (رنگ تیره باشه حتما سورمه‌ای مشکی، روشن بر ندارید) یه روسری اضافه دو جفت جوراب اضافه چفیه (همه‌کاره‌س، جای ملافه و حوله و کلاه و پتو و زیر انداز و غیره عمل می‌کنه و فارغ می‌شید از بقیه‌ش) پد بهداشتی دستمال مرطوب دستمال کاغذی نخ و سوزن قرص جوشان (یه وقتایی هیچی تشنگی رو برطرف نمی‌کنه و توان‌تون هم تحلیل رفته به خاطر گرما و خستگی جوابه. پارسال خیلی به درد ما خورد) لباس زیر یک یا دو دست (کهنه‌هاتون رو بردارید که بندازید دور اونجا تو راه) شارژر و پاور بانک (امسال عراق تو مسئله پاور گویا قراره سخت‌گیری کنه نبرید بهتره. تو مصرف شارژ گوشیتون صرفه جویی کنید. یکم بکنید از مجازی و دغدغه‌هاش تو حال خودتون باشید) کرم مرطوب کننده و ضد آفتاب اسپری سرکه (برای عرق سوز شدن خیلی خوبه) آبلیمو و تخم خرفه (خیلی مهمه جلوی گرمازدگی و تهوع‌تون رو میگیره) عسل یه ظرف کوچیک اگر تهوع میگیرید آلو یا از این لواشک لقمه‌ای‌ها ترش همراهتون باشه (پارسال خیلی به درد من خورد چون نمی‌تونستم غذا بخورم) خشکبار یه مقدار کمی (زیاد نبرید بار بشه براتون) یه روغن گرم مثل سیاهدانه پلاستیک فریزر و دسته‌دار قرص و داروهای شخصی که باید مصرف کنید یه شامپوی کوچولو که برای بدنتون هم همونو استفاده کنید یه کم تاید برای شستن لباس‌هاتون (صابون و این چیزا لازم نیست اصلا نه وقتش هست نه حوصله که هر بار توی راه بخواید دست بشورید و اینا) لیوان پلاستیکی یا فلزی شخصی (سنگین و خیلی بزرگ نباشه) قاشق چسب زخم ناخون گیر گیره روسری اضافه به جای ماسک از پوشیه یا چفیه که خیسش کنید استفاده کنید بهتره هم جلوی گرد و خاک میگیره هم گرما جا نماز کوچیک و تسبیح یا صلوات شمار شونه سبک و کوچیک ساق دست اگر نیازتون میشه دفترچه کوچیک و خودکار پاسپورت و گوشی حتما تو یه کیف کوچیک و سبک جدا همراهتون باشه یه مقداری دینار همراهتون باشه تقریبا یه لیست کامل و کافیه. چیز اضافه‌تری نیاز نیست بردارید کوله‌تون رو سنگین نکنید. خودِ کوله‌تون استاندارد و سبک باشه مهمه. دیگه اگر چیزی نیاز بود اضافه بشه، اضافه میکنم به لیست و میگم بهتون.
هدایت شده از نخل و نارنج ؛
یه نکته‌ای هم بگم راجع به لباس و کفش‌تون. چادر لبنانی راحت‌ترین مدل برای این راهه بچه‌ها. جلوش بسته باشه حتما که بتونید از زیر یه تی‌شرت خنک آستین کوتا بپوشید. آستین بلند نپوشید از زیر چادر اگر کامل پوشیده و بسته‌ست چون داغون می‌شید. جوراب‌تون لطیف باشه و اگر بتونید جورابی بپوشید که نخ‌ش نیوفته رو انگشت پاتون بهتره چون تاول ممکنه بزنه پاتون به خاطرش. کفشتون رو از قبل پوشیده باشید که پاتون بهش عادت کرده باشه اصلا و ابدا کفش نو که عادت ندارید بهش نپوشید. چفیه جای روسری نپوشید. یه روسری مشکی نخی خنک سرتون کنید. هم اذیت میشید هم جلوه خیلی بدی داره جدا. شلوار بگ یا تنگ نپوشید. نخی و خنک باشه و نرمال نه خیلی گشاد نه خیلی تنگ. جورابتون کوتاه و مچی نباشه بچه‌ها. لباستون تاکید میکنم روشن نباشه چون شما تو قشر مذهبی و متدین عراق قرار میگیرید با اعتقادات خاص و ویژه و براشون مهمه. آرایش رو خواهشا قیدشو بزنید کلا ۱۰ روزه واقعا اتفاقی نمیوفته اگر آرایش نکنید. لباستون تو موکب پوشیده باشه آستین‌تون کوتاه‌تر از تی‌شرت نباشه شلوارک و اینا نپوشید نیم تنه نپوشید خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بده واقعا پارسال تو کاروان سر این موضوع با یکی از موکب‌ها به مشکل خوردیم. خیلی از پوشش‌های عادی و عرفِ ما بینِ خودمون برای اونا اصلا قابل قبول نیست. همینا رو حضور ذهن داشتم که خواهشا رعایت کنید و به یاد ما هم باشید.