من بی تو غریبم به کجاها بروم از که بپرسم
غیر از تو در این شهر زبانم که بفهمد؟
مجنونم و آواره ی هر کوه شب و روز
من گمشده ام بیخبر و نام و نشانم که بفهمد؟
گاهی به سر قلّه روم تا که ببینم رخی از ماه
یا درّه ام و جنگلم و دشت مکانم که بفهمد؟
درمانده حکیم است و روانکاو و مشاور
دانی تو فقط دردم و از آفت جانم که بفهمد؟
مصراعی از این قطعه برایم تو نوشتی
«توصیف دوتا چشمم و ابروی کمانم که بفهمد؟»
پرسیده ام از بال پرستوی مهاجر گل نرگس
گویند همانند و شبیهیم و بدانم که بفهمد؟
💠 @e_adab 💠
گر من از باغ تو یکمیوه بچینم چهشود ؟
پیش پایی به چراغ تو ببینم چهشود ؟
یا رب اندر کنف سایه آن سروِ بلند
گر منِ سوخته یکدم بنشینم چهشود ؟
آخِر ای خاتَمِ جمشیدِ همایون آثار
گر فِتَد عکس تو بر نقشِ نگینم چهشود ؟
واعظ شهر چو مِهر مَلک و شحنه گزید
من اگر مهر نگاری بگزینم چهشود ؟
عقلم از خانه به در رفت وگر مِی این است
دیدم از پیش که در خانه دینم چه شود
صرف شد عمر گرانمایه به معشوقه و مِی
تا از آنم چه به پیش آید از اینم چهشود ؟
خواجه دانست که من عاشقمو هیچ نگفت
حافظ ار نیز بداند که چُنینم چه شود ؟
#حافظ
💠 @e_adab 💠
تو را به روی زمین دیدم و شکفتم و گفتم
که این فرشته برای من از بهشت رسیده
نگاهت، آینهی صبح است،
و لبخندت، طلوعی که جهان را روشن میکند.
هر قدمت، ترانهایست که در دل من مینوازد،
و هر کلامت، نسیمیست که جانم را تازه میسازد.
تو آمدی و فصلها رنگ گرفتند،
تو آمدی و زندگی معنای دوباره یافت.
ای فرشتهی زمینی،
تمام عشق من در تو خلاصه شده است.
💠 @e_adab 💠
بر این درخت رفیقا تو نیز تیشه بزن
چرا به ساقه تبر میزنی؟ به ریشه بزن
درختهای تناور چنین نمیمیرند
شرر بیاور و آتش به دشت و بیشه بزن
اگرچه خورده تَرَک دل، هنوز نشکستهست
خیانتی کن و سنگی دگر به شیشه بزن
به تازیانه اگر کینهات فرو ننشست
به دشنه زخم بر این قلب دردپیشه بزن
شبانه زهر بنوشان و صبح در پیکار
بکش به خاکم و نیرنگ چون همیشه بزن
#فاضل_نظری
💠 @e_adab 💠
قاصد آمد! گفتمش آن یار سیمین بر چه گفت؟
گفت: با هجرم بساز! گفتمش دیگر چه گفت؟
گفت : دیگر پا ز حد خویش نگذارد برون!
گفتمش : جمع است پا از خاطرم.... از سر چه گفت؟
گفت: سر را بایدش از خاک ره کمتر شمرد
گفتمش کمتر شمردم! زین تن لاغر چه گفت؟
گفت: جسم لاغرش را از غضب خواهیم سوخت
گفتمش من سوختم.... در باب خاکستر چه گفت؟
گفت: خاکستر چو گردد خواهمش بر باد داد
گفتمش بر باد رفتم! در حق محشر چه گفت؟
گفت در محشر به یک دم زنده اش خواهیم کرد
گفتمش من زنده گردیدم...... ز خیر و شر چه گفت؟
گفت: خیرو شر نباشد عاشقان را حساب
گفتمش این هم حسابی! با لب کوثر چه گفت؟
گفت: با ما بر لب کوثر نشیند عاقبت...
گفتمش گر عاقبت این است زین بهتر چه گفت؟
گفت دیگر نگذرد در خاطرش یاد "عظیم"
گفتمش دیگر بگو! گفتا مگو دیگر چه گفت......!
#عظیمای_نیشابوری
💠 @e_adab 💠
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نه مجنونم که دل بردارم از دوست
مده گر عاقلی ای خواجه پندم
• آواز : محمدرضا شجریان
💠 @e_adab 💠