مقاله مدل حکمرانی وجودی در عصر معاصر مبانی، نقشه عملیاتی و الگوی سیاست_گذاری(1).pdf
حجم:
584.3K
مدل حکمرانی وجودی در عصر معاصر: مبانی، نقشه عملیاتی و الگوی سیاستگذاری
این مقاله به بازخوانی پارادایم وجودی در حوزه حکمرانی و ارائه یک نقشه عملی و مرحلهبهمرحله برای پیادهسازی آن در عصر معاصر میپردازد. رویکرد تحقیق مبتنی بر استخراج عناصر هستیشناختی، معرفتشناختی و انسانشناختی پارادایم وجودی و ترجمه آنها به شاخصهای قابل پایش، ساختارهای نهادی و سیاستهای اجرایی است. خروجی شامل هشت بخش است: عنوان مقاله، چکیده، مقدمه، بخش اول (ترجمه عناصر پارادایم وجودی به شاخصهای اجرایی)، بخش دوم (نهادسازی همراستا با اصول پارادایم وجودی)، بخش سوم (سیاستگذاری مرحلهای)، بخش چهارم (سیستم خوداصلاحی)، بخش پنجم (نسخه کوتاه اجرایی)، بخش ششم (مدل نموداری)، بخش هفتم (مانیفست حکمرانی وجودی)، بخش هشتم (ماتریس سیاستی با اولویتبندی)، نتیجهگیری.
کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی
#حکمرانی
نقشه جهانی پارادایم وجودی برای اداره جهان.pdf
حجم:
651.2K
نقشه جهانی پارادایم وجودی برای اداره جهان
این مقاله پس از بررسی نظم جهانی مطلوب از نظر پارادایم وجودی و حکمت متعالیه به ارایه یک طرح عملیاتی جهت پیاده سازی نظم بین المللی وجودی می پردازد.
کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی
#نظم_بین_الملل
نقد نظریه واقع گرایی تهاجمی در روابط بین الملل از منظر حکمت متعالیه.pdf
حجم:
556.2K
نقد نظریه واقع گرایی تهاجمی در روابط بین الملل از منظر پارادایم وجودی و حکمت متعالیه
این مقاله به نقد نظریه واقع گرایی تهاجمی (نظریه پذیرفته شده ایالات متحده برای اداره جهان در حال حاضر) پرداخته و آن را از نظر پارادایم وجودی و حکمت متعالیه نقد می کند. سپس به بررسی نظم بین المللی مطلوب این پارادایم پرداخته و آن را بررسی می کند
کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی #نظریه_واقع_گرایی_تهاجمی
تاریخ در حکمت متعالیه.pdf
حجم:
262.9K
تاریخ در حکمت متعالیه
حکمت متعالیه، یک نظام فلسفی جامع است که تلاش میکند تا بین عقل، شهود و دین آشتی برقرار کند. در این نظام، “تاریخ” به معنای رایج آن، یعنی وقایع گذشته و سیر تحولات جامعه بشری، به طور مستقیم مورد بحث قرار نمیگیرد. اما این بدان معنا نیست که حکمت متعالیه به زمان و تحولات بیاعتناست! در واقع، مفهوم زمان و حرکت، نقشی بسیار کلیدی در این فلسفه ایفا میکند که میتواند مبنایی برای فهم عمیقتر “تاریخ” از دیدگاه صدرا باشد.
کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی #تاریخ_در_حکمت_متعالیه
تحلیل انتقادی روش تاریخی کوئنتین اسکینر از منظر حکمت متعالیه.pdf
حجم:
345.1K
تحلیل انتقادی روش تاریخی کوئنتین اسکینر از منظر حکمت متعالیه
روش کوئنتین اسکینر (Quentin Skinner) به عنوان یکی از مهمترین رویکردهای نوین در تاریخ اندیشه سیاسی، بر بازیابی نیت مؤلف (Intentionality) و زمینه تاریخی-اجتماعی (Context) متون سیاسی تأکید دارد. هدف اصلی اسکینر، جلوگیری از قرائتهای مدرنگرا (Presentism) است که اندیشههای گذشته را با معیارهای امروزین قضاوت میکنند. این مقاله به بررسی محدودیتهای این روش از منظر فلسفه حکمت متعالیه (مکتب ملاصدرا) میپردازد و نشان میدهد که تمرکز صرف بر تاریخیت و نیت مؤلف، چگونه مانع از درک ابعاد عمیقتر هستیشناختی و معرفتشناختی اندیشهها میشود.
کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی #تحلیل_انتقادی_روش_تاریخی_کوئیتن_اسکینر_از_منظر_حکمت_متعالیه
نفد هرمنوتیک قصدگرای کوینتن اسکینر بر اساس حکمت متعالیه.pdf
حجم:
342.1K
نقد هرمنوتیک قصدگرای کوینتن اسکینر بر اساس حکمت متعالیه
این مقاله درصدد است هرمنوتیک قصدگرای کوینتن اسکینر را بر اساس مبانی معرفتشناختی و هستیشناختی حکمت متعالیه مورد نقد و واکاوی قرار دهد. اسکینر بهعنوان یکی از چهرههای شاخص مکتب کمبریج، فهم متن را در گرو بازسازی قصد مؤلف در بستر زبانی و تاریخی زمان او میداند. در مقابل، حکمت متعالیه با تأکید بر اصالت وجود و اتحاد عالم و معلوم، فهم را امری وجودی و شهودی تلقی میکند. نتیجه آن است که هرمنوتیک اسکینری، از منظر وجودی، در سطح ظاهری و تاریخی فهم متوقف میماند و به حقیقت وجودی معنا راه نمییابد.
کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی #نقد_هرمنوتیک_قصدگرای_کوئینتن_اسکینر_بر_اساس_حکمت_متعالیه
نهاد سیاسی در افق حکمت متعالیه.pdf
حجم:
491.8K
نهاد سیاسی در افق حکمت متعالیه:
بازسازی نظریهای سهلایهای مبتنی بر غایت، عدالت و تربیت
این مقاله با هدف بازسازی نظریهای هنجاری–وجودی درباره نهاد سیاسی در چارچوب حکمت متعالیه صدرالمتألهین شیرازی تدوین شده است. مسئله اصلی پژوهش آن است که چگونه میتوان بر اساس مبانی وجودشناختی و انسانشناختی حکمت متعالیه، مدلی نظری برای تبیین ساختار، کارکرد و غایت نهاد سیاسی ارائه کرد که از تقلیلگرایی ابزارانگارانه در نظریههای مدرن فراتر رود.
کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی #نهاد_سیاسی_در_افق_حکمت_متعالیه
نقد تاریخیگری از منظر حکمت متعالیه.pdf
حجم:
604.5K
نقد تاریخیگری از منظر حکمت متعالیه:
تبیین الگوی «ثبات حقیقت و پویایی فهم»
تاریخیگری (Historicism) یکی از مهمترین جریانهای فکری در فلسفه مدرن و معاصر است که بر تاریخیبودن فهم انسانی، زبان، فرهنگ و افقهای معرفتی تأکید میکند. این جریان، بهویژه در آثار دیلتای، گادامر و هایدگر، واکنشی به عقلگراییِ انتزاعی، پوزیتیویسم و تلقیِ ایستا از معرفت بود و افقی تازه برای فهم علوم انسانی گشود. با این حال، برخی قرائتهای افراطی از تاریخیگری، از «تاریخیبودن فهم» به «تاریخیبودن حقیقت» گذر میکنند و بدینسان در دام نسبیگرایی معرفتشناختی و انکار حقیقت فراتاریخی میافتند. نوشتار حاضر، با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه ملاصدرا—بهویژه اصالت وجود، تشکیک وجود، حرکت جوهری و تجرد نفس—نشان میدهد که گرچه فهم انسان در تاریخ رخ میدهد، حقیقتْ تاریخی نیست؛ بلکه تاریخ ظرف ظهور و تکامل فهم است، نه منشأ وجودی حقیقت. همچنین با تحلیل تطبیقی آرای دیلتای، گادامر و هایدگر، و با طرح اشکال منطقیِ خودنقضیِ تاریخباوری مطلق،استدلال میشود که الگوی صدرایی میتواند میان ثبات حقیقت و پویایی فهم جمع کند؛ بیآنکه به جزمگرایی یا نسبیگرایی فروغلتد.
کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی #نقد_تاریخیگری_از_منظر_حکمت_متعالیه
تقابل هستیشناختی و انسانشناختی حکمت متعالیه با پساانسانگرایی.pdf
حجم:
332.3K
تقابل هستیشناختی و انسانشناختی حکمت متعالیه با پساانسانگرایی
در آستانهی قرن بیست و یکم، بشریت با پارادایمی روبرو شده است که با نام «پساانسانگرایی» (Posthumanism) شناخته میشود. این جریان، نه تنها به معنای عبور از محدودیتهای زیستی، بلکه به معنای فروپاشی ساختارهای سنتی «انسانمداری» (Humanism) است. اگر اومانیسمِ عصر روشنگری بر پایه مرکزیتِ عقل، ارادهی آزاد و تمایز انسان از طبیعت استوار بود، پساانسانگرایی با تکیه بر علوم اعصاب، ژنتیک و هوش مصنوعی، این مرزها را به چالش میکشد. از دیدگاه پساانسانگرا، «انسان» دیگر یک نهادِ ثابت، مقدس یا دارای جوهرِ ویژهای نیست؛ بلکه او تنها یک «پردازشگر اطلاعات» یا یک «مجموعه از دادههای بیولوژیک» است که قابل ویرایش، ارتقا و حتی بازتعریف است.
در مقابل، حکمت متعالیه نگاهی کاملاً متقابل دارد. در این حکمت، انسان تنها یک موجودِ بیولوژیک نیست، بلکه «مرکزِ تجلیِ وجود» است. حرکت انسان در جهان، نه یک حرکتِ افقی (تغییر از حالت به حالتِ مادی) بلکه یک «حرکت جوهری» (Ascending Substantial Motion) است؛ حرکتی که در آن جوهرِ نفس از مرتبهی ماده به سمت مرتبهی تجرد و سپس به سوی کمالِ مطلق صعود میکند.
کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی
#تقابل_هستی_شناختی_و_انسان_شناختی_حکمت_متعالیه_با_پسا_انسان_گرایی
تلاقی و تقابل هستی.pdf
حجم:
296.9K
تلاقی و تقابل هستیشناختی: بررسی انتقادی حکمت متعالیه در مواجهه با پارادایم فراانسانگرایی (Meta-humanism)
این مقاله به بررسی تضادهای بنیادین و نقاط اشتراک میان حکمت متعالیه و رویکردهای فراانسانگرایی (Meta-humanism) در فلسفه معاصر میپردازد. در حالی که هر دو مکتب بر «پایانی بودنِ انسانِ کلاسیک» و ضرورت گذار از ساحتِ انسانمحوریِ سنتی تأکید دارند، اما در مورد «ماهیت حرکت»، «جهتگیری غایتشناختی» و «مرجعیت هستیشناختی» دچار شکافهای عمیقی هستند. هدف این نوشتار، تحلیل این است که چگونه مفهوم «حرکت جوهری» میتواند به عنوان پاسخی به چالشهای فرامتافیزیکیِ فراانسانگرایی عمل کند و در عین حال، چگونه این نگاه از منظر فراروانشناسیِ مدرن مورد نقد قرار میگیرد. کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی
#بررسی_انتقادی_حکمت_متعالیه_در_مواجهه_با_پارادایم_فرا_انسان_گرایی