eitaa logo
ابهام تا ایمان
60 دنبال‌کننده
85 عکس
45 ویدیو
0 فایل
🔍 از شک تا یقین، با نگاهی پژوهشی و منصفانه 📜 بررسی عمیق‌ترین شبهات دینی 📖 پاسخ‌های مستند با تکیه بر منطق، قرآن و دانش نوین 📬 همراه ما باش در مسیر ابهام تا ایمان 👇 #شبهه #پاسخ #دین #قرآن #تاریخ @ebham_iman انتقادات و نظرات و طرح پرسش: @S_MohsenAhmadi
مشاهده در ایتا
دانلود
🍏( نسخه صبحی صالح ) وَ قَالَ (علیه السلام) إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْيَا عَلَى [قَوْمٍ أَعَارَتْهُمْ مَحَاسِنَ غَيْرِهِمْ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُمْ سَلَبَتْهُمْ مَحَاسِنَ أَنْفُسِهِمْ] أَحَدٍ، أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَيْرِهِ، وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ، سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِه. ✅ترجمه: شهیدی و درود خدا بر او، فرمود: چون دنيا به كسى روى آورد، نيكى هاى ديگران را به او عاريت دهد، و چون از او روى برگرداند خوبى هاى او را نيز بربايد. 🟢 @ebham_iman
🟢تحلیل مبتنی بر قرآن ◀️آیات هم‌مضمون ۱. سوره یونس، آیه ۲۳ «فَلَمّا أَنْجاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ…» هنگامی که بلا برطرف می‌شود، برخی انسان‌ها دوباره دچار غرور می‌شوند و گویا نیکی‌هایشان از یاد می‌رود. ۲. سوره فصّلت، آیه ۵۱ «وَإِذَا أَنْعَمْنا عَلَى الإِنْسانِ أَعْرَضَ وَنَأى بِجانِبِهِ…» انسان وقتی نعمت فراوان می‌بیند، گاهی دچار خودبزرگ‌بینی و بی‌اعتنایی می‌شود. ۳. سوره هود، آیه ۹ «وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسانَ مِنّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُور.» وقتی نعمت از انسان گرفته شود، گاه چنان فرو می‌ریزد که گویا هیچ فضیلتی در او نمانده است. ◀️ پیوند مفهومیِ آیات با حکمت امام امام علی علیه‌السلام حقیقتی روان‌شناسانه و اجتماعی را در جمله‌ای موجز آشکار می‌کند: «دنیا وقتی به کسی رو کند، زیبایی‌های دیگران را هم به حساب او می‌نویسد؛ و وقتی از او روی برگرداند، زیبایی‌های خودش را هم از او می‌گیرد.» این همان «نوسان شخصیتِ وابسته به نعمت» است که قرآن بارها هشدار می‌دهد: اگر انسان به جای ثبات درونی، بر مدار نعمت و موقعیت اجتماعی بچرخد، هنگام اقبال دنیا، بزرگ‌تر از اندازه خویش دیده می‌شود (چون چشم‌ها با نعمت‌ها فریب می‌خورند)؛ و هنگام ادبار دنیا، کوچک‌تر از آنچه هست جلوه می‌کند (چون نعمت که برود، ظاهرِ تکیه‌گاه‌های اخلاقی‌اش هم فرو می‌ریزد). قرآن این رفتار را «اعراض»، «بغی»، «یأس» و «کفران» می‌نامد؛ یعنی شخص، خود را به دنیا گره می‌زند، نه به حقیقتی پایدار. پس امام علی(ع) می‌گوید: دنیا در اصل چیزی را نمی‌افزاید و نمی‌کاهد؛ این ما هستیم که هویتِ خود را به آن می‌بازیم. ◀️ پیام کاربردی برای زندگی امروز شخصیتت را بر ستونِ داشته‌هایت بنا نکن؛ بر ستونِ حقیقتت بنا کن. اگر موفقیت، شغلت، ثروتت یا جایگاهت از دست برود و تو «خودت» بمانی، دنیا فقط یک شیء را از تو گرفته، نه هویتت را. ثباتِ درونی، سپری است که دنیا نه در اقبالَش تو را باد می‌کند و نه در ادبارش تو را می‌شکند. 🟢 @ebham_iman
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 مجموعه کتب کامل یهودشناسی که خود یهود نذاشت در ایران بمونه و منتشر بشه توضیح کامل در ☝️ 📥 دانلود رایگان این کتب 💢 برای دیگران ارسال کنید. ؛ @app12_official
🔴(شبهه هدایت و گمراهی): «اگه خدا خودش تو قرآن میگه "خدا هر کی رو بخواد گمراه می‌کنه و هر کی رو بخواد هدایت می‌کنه"، پس اختیار ما چی میشه؟ اگه خدا خودش کسی رو گمراه کرده، چرا اون آدم باید تقاص پس بده و بره جهنم؟ این با عدالت خدا در تناقض نیست؟» 🔍 مقداری تأمل کنید تا دریافت پاسخ😊 🆔 @ebham_iman
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
46.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️ شأن معلمی امام جعفر صادق علیه السلام 🟢 @ebham_iman
ابهام تا ایمان
#شبهات_قرآنی 🔴(شبهه هدایت و گمراهی): «اگه خدا خودش تو قرآن میگه "خدا هر کی رو بخواد گمراه می‌کنه و
به: 🔴(شبهه هدایت و گمراهی): پاسخ به این شبهه در گرو درک یک نکته کلیدی است: «سنت» یا قانون‌مندی افعال الهی. اراده و «خواست» خدا (
مشیّت
) در قرآن، یک امر بی‌قاعده و تصادفی نیست، بلکه بر اساس قوانین و سنت‌های مشخصی عمل می‌کند. آياتی که می‌فرمایند «خدا هر که را بخواهد گمراه و هر که را بخواهد هدایت می‌کند»، در واقع بخش اول یک قانون هستند. بخش دوم قانون را آیات دیگر توضیح می‌دهند که این «خواستن» الهی شامل چه کسانی می‌شود. برای فهم بهتر، این موضوع را در دو مرحله تحلیل می‌کنیم:
🟢تحلیل منطقی و قرآنی موضوع ◀️مرحله اول: گام نخست با انسان است (اختیار) خداوند راه را برای همگان روشن کرده و ابزار انتخاب (عقل و فطرت) را به همه داده است. این انسان است که با اختیار خود، اولین قدم را به سوی نور یا تاریکی برمی‌دارد. ◀️مرحله دوم: نتیجه و سنت الهی (هدایت و ضلالت) «هدایت» و «ضلالت» الهی، نتیجه و بازخورد انتخاب اولیه انسان است، نه علت آن. خداوند کسی را در ابتدای راه و بدون دلیل گمراه نمی‌کند. بلکه کسی که با لجاجت و اختیار خود مسیر باطل را انتخاب می‌کند، طبق سنت الهی، از توفیق و یاری ویژه خداوند محروم شده و در انتخاب خود رها می‌شود. این رها شدن، همان «اضلال» یا «گمراه کردن» الهی است. برعکس، کسی که قدمی به سوی حق بردارد، لطف و هدایت ویژه الهی شامل حالش می‌شود. برای درک بهتر، به یک مثال ساده توجه کنید: نور خورشید بر همه چیز یکسان می‌تابد. اما وقتی به شیشه می‌تابد از آن عبور می‌کند و فضا را روشن‌تر می‌کند (هدایت)، ولی وقتی به گل تیره و کدر می‌تابد، آن را خشک و شکننده‌تر می‌کند (ضلالت). آیا خورشید مقصر است؟ خیر. خاصیت و انتخاب خود آن جسم (شفافیت یا کدر بودن) است که نتیجه تابش را تعیین می‌کند. رحمت و هدایت عام الهی مانند این نور است؛ این قلب‌های ماست که انتخاب می‌کنند چگونه به آن پاسخ دهند.
🟢 استدلال قرآنی قرآن کریم به صراحت توضیح می‌دهد که «خواست» خدا برای گمراهی یا هدایت، شامل چه کسانی می‌شود: ۱. چه کسانی را گمراه می‌کند؟ قرآن هرگز نمی‌گوید «من هر انسان بی‌گناهی را بخواهم گمراه می‌کنم». بلکه همیشه این گمراهی را به صفات و اعمال خود فرد نسبت می‌دهد: * فاسقان:
وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ
(بقره/۲۶) «و جز فاسقان (کسانی که از راه حق خارج شده‌اند) را با آن گمراه نمی‌کند.» * ظالمان:
وَيُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ
(ابراهیم/۲۷) «و خداوند ستمکاران را گمراه می‌سازد.» * اسراف‌کاران و شکاکان:
كَذَٰلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ
(غافر/۳۴) «این‌گونه خداوند هر اسراف‌کار شکاکی را گمراه می‌کند.» پس گمراهی الهی، یک مجازات و نتیجه طبیعی برای ظلم، فسق و اسراف خود انسان است. ۲. چه کسانی را هدایت می‌کند؟ در مقابل، هدایت ویژه الهی نیز شامل کسانی می‌شود که خودشان اولین گام را برداشته‌اند: * توبه‌کنندگان و بازگشتگان:
...وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ
(رعد/۲۷) «... و هر کس را که (به سوی او) بازگردد، به سوی خود هدایت می‌کند.» * تلاش‌گران در راه حق:
وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا
(عنکبوت/۶۹) «و کسانی که در راه ما تلاش و کوشش کنند، قطعاً آنان را به راه‌های خود هدایت خواهیم کرد.» ◀️نتیجه‌گیری: بنابراین، «هدایت» و «ضلالت» در قرآن دو نوع است: 1. هدایت عمومی (ابتدایی): ارائه راه، فرستادن پیامبران و دادن عقل به همگان که برای همه یکسان است. 2. هدایت و ضلالت پاداشی/کیفری (ثانویه): این نوع دوم، نتیجه مستقیم عملکرد و انتخاب خود ماست. اگر راه حق را برگزینیم، خدا پاداش می‌دهد و بیشتر هدایتمان می‌کند. اگر راه باطل را با اصرار انتخاب کنیم، خدا ما را به حال خود رها می‌کند و این خود بزرگترین مجازات و همان «ضلالت» است. پس این آیات نه تنها با اختیار و عدالت خدا در تضاد نیست، بلکه دقیقاً تأییدکننده نظام عادلانه و قانون‌مند الهی است که در آن، سرنوشت نهایی هر کس، برآیند انتخاب‌های آزادانه خود اوست. مجازات روز قیامت نیز برای همان «گام اول» و انتخاب‌های آگاهانه‌ای است که فرد در دنیا داشته است. 🟢 @ebham_iman
قسمت دوازدهم
🔹حدود پنج قرن قبل از میلاد، وقتی پادشاهی به نام کوروش در ایران ظهور کرد (البته به روایت هرودوت)، موازنه قدرت نه تنها در خاورمیانه، بلکه در کل دنیا به هم ریخت! (همان‌طور که می‌دانید، از همان موقع ناف این منطقه را با تحولات جهانی بریده‌اند و خاک سرزمین پارس همیشه تولیدکننده قدرت و اقتدار بوده است). 🔹طبق منابع یهود (عهد عتیق)، بعد از فتح بابل به دست کوروش و اعلام شعار جذاب «آزادی ادیان»، یهودیان اجازه پیدا کردند با خیال راحت چمدان‌هایشان را ببندند و به سرزمین مادری‌شان برگردند. اما نکته جالب ماجرا اینجاست که جماعت یهود اصلاً از این طرح استقبال نکردند! در نهایت، فقط عده کمی به همراه یکی از نوه‌های پادشاه سابق به نام «زروبابل» (که گویا این شازده هم با اکراه و زور راهی شد) و گروهی از کاهنان، رضایت دادند که به اورشلیم برگردند. البته ناگفته نماند که این گروه اگرچه از نظر کمی چنگی به دل نمی‌زدند، اما از نظر کیفی، گلچینی از نخبگان جامعه یهود بودند. 🔹حالا بقیه چه کار کردند؟ یک گروه تصمیم گرفتند همان‌جا در بابل لنگر بیندازند و جا خوش کنند. عده‌ای راهی سرزمین متمدن ایران شدند و گروهی هم سر خر را کج کردند سمت بیابان‌های خشک و بی‌آب‌وعلف حجاز! حالا چرا حجاز؟ رفتند تا در آنجا منتظر پیامبر آخرالزمان بمانند (همان‌طور که در آیه ۱۴۶ سوره بقره هم اشاره شده که آن‌ها پیامبر را بهتر از فرزندان خودشان می‌شناختند). 🔹از آن طرف، آن عده قابل‌توجهی که راهی ایران شدند، خیلی بی‌سروصدا و اصطلاحاً سوسکی برای خودشان جا باز کردند! جای گرم و نرم و فضای عالی؛ این جماعتِ آموزش‌دیده هم بیکار ننشستند و شروع کردند به شبکه‌سازی و نفوذ در ساختار قدرت. کارشان آن‌قدر بالا گرفت که بعدها صدای «هامان»، وزیر خشایارشا را هم درآوردند! 🔹حالا برگردیم به اورشلیم! شازده «زروبابل» هم بعد از مدتی اورشلیم‌گردی، دلش را زد و دوباره بار و بندیلش را بست و برگشت ایران. از طرفی، وضعیت مالی یهودیانی که در بابل مانده بودند آن‌قدر توپ شده بود که برای ساخت معبد، کلی هدیه و کمک مالی فرستادند و حسابی ریخت‌وپاش کردند. 🔹پیش‌تر گفتیم که دوران تبعید بزرگان یهود (که به آن «اسارت بابلی» هم می‌گویند و خودشان کلی برایش روضه می‌خوانند)، در واقعیت یک‌جور مظلوم‌نمایی و موش‌مردگی خاصی در خودش دارد! چرا؟ چون همین تبعید به‌ظاهر اجباری، برایشان کلی منفعت داشت. اولین خاصیتش این بود که این جماعتِ بیابان‌گرد با دنیای مدرن آن روزگار، یعنی بابل، آشنا شدند. برای درک بهتر، تصور کنید بابلِ آن زمان، حکم نیویورکِ الان را داشت! 🔹بعد از فتح اورشلیم، سواحل مدیترانه تا دو قرن زیر بلیت شاهان هخامنشی بود. در این مدت، هخامنشیان برای اورشلیم حاکم تعیین می‌کردند؛ یک حاکم سیاسی و یک حاکم دینی. دو نمونه بارز این ماجرا، «عزرای کاهن» و «نحمیا» بودند که مستقیم از طرف دربار هخامنشی برای مدیریت اورشلیم منصوب شدند. 🔹نحمیا یک فرمانده مقتدر بود که یکی از پروژه‌های کلانش، استارت زدنِ دیوارکشی دور اورشلیم بود! بله، پروژه معروف دیوارسازی یهود از همین‌جا آب می‌خورد. این دیوارکشی دو دلیل عمده داشت: اول اینکه یهودیان در آن مدتی که در خاورمیانه به حال خود رها شده بودند، با اقوام دیگر ترکیب شده و خلوص نژادی‌شان به هم خورده بود! دیوار کشیدند تا این‌ها را تحت کنترل نگه دارند و در میان اقوام دیگر نلولند! دلیل دوم هم ساخت یک حصار دفاعی در برابر حملات دشمنان بود. در واقع، پروژه اصلاح نژادی یهود دقیقاً در همین دوران کلید خورد. 🔹ساخت معبد هم که از سال 539 قبل از میلاد شروع شده بود، به خاطر اختلافات داخلی، بیش از بیست سال طول کشید! علت این اختلافات، اعتراضات مردمی علیه همان اشراف‌زادگانی بود که از بابل برگشته بودند و می‌خواستند معبد را بسازند. مردم شاکی بودند و می‌گفتند این‌ها دوباره آمده‌اند تا بساط اشرافیت و فخرفروشی‌شان را پهن کنند! 🔹اما در این میان، مأموریت «عزرا» از همه مهم‌تر بود! اصلاً جای سؤال است که این‌ها چه لابی قدرتمندی در دربار هخامنشیان پیدا کرده بودند که توانستند عزرا را به‌عنوان حاکم دینی به اورشلیم بفرستند (بیچاره هامانِ نگون‌بخت حق داشت که صدایش درآمده بود!). عزرا که خودش را از نسل «صدوق» (کاهن زمان حضرت سلیمان) و هارون می‌دانست، با کمک یک‌سری افراد خاص، کلنگ اصلی تحریف را همین‌جا بر زمین کوبیدند. به گفته خودشان، از آنجا که تمام کتب تورات در آتش‌سوزی بخت‌النصر خاکستر شده بود، عزرا با تدوین «اسفار پنج‌گانه تورات»، پروژه جایگزینی دین ساختگی یهود با دین حضرت موسی را استارت زد. در واقع، این کتب عهد عتیقی که امروز مشاهده می‌کنید، حاصل زحمات شبانه‌روزی و البته شیطانیِ عزرا و رفقای هم‌فکرش بود!