eitaa logo
تیغ و زیتون
518 دنبال‌کننده
650 عکس
154 ویدیو
4 فایل
ارتباط با شاعر @asemani_313
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ برای عضویت در کانال اشعار (حاج‌ابراهیم سنائی) در محیط ایتا اینجا کلیک کنید👇 http://eitaa.com/ebrahim_sanaei
15.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پشتِ‌بام علیه‌السلام بخش کوتاهی از مصاحبه‌ی تلویزیونی و شعرخوانیِ (رسول دادخواه خیابانی) معروف به (رسول تُرک) از قدّاره بندان و گردن‌کشان تهران بود . یک شب با نوچه‌هایش به مجلس عزاداری سیدالشهدا رفت . اهالی هیئت اعتراض خود را با کم‌محلی به رسول و همراهانش ابراز کردند . مسئول هیئت از طرف حضار رسول را از آمدن به هیئت در شب‌های آینده منع کرد و به او گفت؛ (هیئت جای قدّاره‌بند و شراب‌خوار نیست) رسول با این که می‌توانست او را نابود نماید احترام هیئت را حفظ کرد و رفت ، در حالی که دلش شکسته‌ بود . نیمه‌شب مسئول هیئت در عالم رویا خیمه‌گاه سیدالشهدا را دید ، اما یک سگ که نگهبان خیمه‌ها بود از ورود او جلوگیری کرد . او می‌گوید ؛ در تاریکی شب دیدم سرِ آن سگ سرِ رسول ترک است . سحرگاه فردا سراسیمه سراغ رسول رفت و خواب خود را برای او تعریف کرد و از او خواست که شب به هیئت بیاید . رسول در حالی که مثل ابر بهار اشک می‌ریخت چهار دست و پا دور حیاط خانه می‌چرخید و صدای سگ در می‌آورد . او به مسئول هیئت گفت؛ امشب باید بیایی ، طناب به گردن من بیندازی و من پشت سرت چهار دست و پا به هیئت بیایم . او به اصرار رسول پذیرفت و این‌گونه رسولِ قداره‌بندِ شراب‌خوار آزاد‌کرده‌ی حسین بن علی و از اولیاء خدا شد . ✅ برای عضویت در کانال اشعار (حاج‌ابراهیم سنائی) در محیط ایتا اینجا کلیک کنید👇 http://eitaa.com/ebrahim_sanaei
12.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارباب خوبم ! ماه عزاتو عشقه نوحه‌خوانی اهواز - مسجد امام جعفر صادق (ع) بابت عدم هماهنگی صدا و تصویر عذرخواهی می‌کنم . http://eitaa.com/ebrahim_sanaei
🔳 گنجِ رنج غزل-مرثیه پیشکش به دردانه‌ی اباعبدالله حضرت رقیه سلام الله علیهما چرا رعشه دارد صدایت رقیه؟! چرا شور دارد نوایت رقیه؟! تو یک کوه نوری ، تو یک گنج رنجی که شد خاکِ ویرانه جایت رقیه ! بگریند اگر اهل عالم عجب نیست به اندوهِ بی انتهایت رقیه ! من از خار هم کمترم بس‌که خوارم که او بوسه زد بر دو پایت رقیه ! لگد ، سنگ ، سیلی ، تشر ، تازیانه به غربت شدند آشنایت رقیه ! سحر کرده‌ای شام را با نگاهت چه نوری‌ست در چشم‌هایت رقیه؟! نترس از هیاهوی طوفان سیلی بخواب عمه دارد هوایت رقیه ! پدر با سر آمد به دیدارت ای گل ! میسر شد آخر لقایت رقیه ! یتیمی چه سخت است ، آن‌هم به طفلی الهی بمیرم برایت رقیه ! ✅ برای عضویت در کانال اشعار (حاج‌ابراهیم سنائی) در محیط ایتا اینجا کلیک کنید👇 http://eitaa.com/ebrahim_sanaei
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔲 ظهر هشتم غزل-مرثیه برای وقتی که فرزندم مصیبت علی‌اکبر علیه‌السلام می‌خواند و من اشک می‌ریزم . بگو که سنگ از جگر بگرید چمن بنالد ، شَجَر بگرید ز داغِ اولادِ پاکِ زهرا رَواست دیوار و در بگرید خدا نظر می‌کند به آدم درین مصیبت اگر بگرید بهشت بر او بوَد گوارا کسی وَلو مختصر بگرید اَجِنه وقتی عزا گرفتند عجب مدار اَر بشر بگرید امام عصر از سپیده تا شب دوباره شب تا سحر بگرید حسین آمد کنار اکبر که خاک ریزد به سر ، بگرید که دید صحرا پر از علی شد کدام را بیشتر بگرید؟ دریغ و دردا ! دریغ و دردا ! پدر چرا بر پسر بگرید؟ جناسِ تام است بیتِ آخر که بشنود خشک و تر بگرید چه حِسِ خوبی‌ست ، ظهر هشتم پسر بخواند ، پدر بگرید ✅ برای عضویت در کانال اشعار (حاج‌ابراهیم سنائی) در محیط ایتا اینجا کلیک کنید👇 http://eitaa.com/ebrahim_sanaei