🔺
این روزها و شبها، داریم یک دورهٔ فشردهٔ جامعهشناسیِ ایران (ایرانشناسی) میگذرانیم.
بخشها و لایههای ناپیدا و ناهویدای جامعهٔ ایرانی، دارد خودنمایی میکند. بخشهایی که تحتالشعاع سیاستزدگی و قبیلهگرایی قرار گرفته و همواره مکتوم مانده بود و امروز که همهٔ ایران با یک تهدید بزرگ روبرو شده، خود را نمایان کرده است.
آنگونه که از اوضاع رسانهها و راویان و نخبگان برمیآید، بازهم ظهور و بروزِ بزرگ و شگرفِ روح جمعیِ ایرانیان، در حاشیه قرار گرفته.
در حالیکه، آگاهان و حتی ناظران غیرایرانی، همین پدیده را مانع تحقق طرح آمریکایی-صهیونی میدانند.
🔺
افزایش شدت و تعداد حملات اسرائیل به مناطق مسکونی و درونشهری، مشخصاً برای ایجاد فضای رعب و تشدید تبعات روانی جنگ است. این فضا و این طرز جنگ، اجمالاً نشان میدهد که دشمن، تاکنون کامیاب نیست؛ لااقل کامیابیاش به میزانی که برایش هزینه کرده نیست.
مقاومت اجتماعی ایرانیان نشکسته و بلکه به دلایلی عمیقتر و پایدارتر هم شده. این مقاومت، بلافاصله در محاسبات دشمن، بازتاب مییابد.
اگرچه مطمئن هستند این مقاومت، به شکلهای پیدا و پنهان، به این زودی فرو نمیپاشد، اما میکوشند تا جاییکه میتوانند به این مقاومت، بتازند و رخنههایی در آن ایجاد کنند.
خیابان همچنان الهام میبخشد و نیرو میسازد.
🔺مرحلهٔ جدید جنگ و لزوم غنیسازیِ خیابان
در مرحلهٔ سرنوشتساز و مهمی از جنگ هستیم. اخبار جنگ، به صورت گسترده و لحظهبهلحظه، سرازیر است؛ جورواجور و متنوع و متناقض. قرار گرفتن در معرض این حجم از خبر، میتواند موضوع اصلی و واقعیت تعیینکننده را به حاشیه ببرد و نیروی اجتماعی را از تداوم مسئولیتش بازدارد.
تا امروز، سلسلهٔ پرتعداد و سرنوشتسازِ تجمعات خیابانی، معجزه کرده. بهنظر میرسد این روزها باید گامهای دیگری هم برداشت و انرژی برآمده از تجمعات و همبستگی اجتماعی را غنیسازی کرد.
احتمالاً از این مرحله به بعد، موعد نتیجهگیری از این نبرد تاریخی باشد. نتیجهای که میخواهیم حاصل کنیم، چه باید باشد که ارزشش را داشته باشد؟
بهنظر میرسد، پاسخ به این پرسش، چندانکه باید ـ و نیروهای نظامی متوقع هستند ـ در مرکز دغدغههای نیروهای اجتماعی نیست؛ یا لااقل، ادبیاتِ مسلط بر فضای اجتماعی، این را نشان نمیدهد.
این مرحله را باید به مرحلهٔ طلاییِ اثربخشی نیروی اجتماعی تبدیل کنیم؛ علاوهبر مأموریتهای ثابت و مداومی که دنبال میکنیم، باید با اطلاع دقیق از واقعیت میدان (وضعیت خود و وضعیت دشمن) مردم را برای همراهی تا مقصود مطلوب متقاعد کنیم. مقصود مطلوب چیست؟
اتفاقاً ابتدا باید همین را برای مردم تبیین کنیم. از دفع شر موقتی و آتشبس شکننده و وسوسهساز تا احساس پیروزی و تا تثبیت یک برتری بلندمدت و بازدارنده و تغییر معادلات مبنایی دشمن نسبت به کشور و منطقه، در فضای ذهنی جامعه میچرخد.
نیروی اجتماعی کدام را دنبال میکند و برای کدام مقصود تلاش میکند؟
این را نخست باید برای خودمان و سپس برای عموم مردم روشن کنیم.
ورودِ سریع و عالمانهٔ نیروی اجتماعی به این سطح از مأموریت، آثار ایجابی و سلبی فراوانی دارد. نباید تاخیر کرد.
غرق شدن در جریان سهمگین خبرهای انبوه و گیحکننده، بدون بهرهبرداری هدفمند و روشمند از آنها در جهت شناخت واقعیت میدان، هیچ خیری ندارد.
همدیگر را در رسیدن به شناخت واقعیت، برای تعریف نقطهٔ مطلوب در نبرد تاریخیمان کمک کنیم.
🔺
رسانهٔ آمریکایی (نیویورک تایمز)، میزان حمایت از حملههای آمریکا را در روز نخست جنگ، بازتاب داده است. پایینترین همنوایی اجتماعی در حملهٔ آمریکا به ایران گزارش شده است. این تازه، برآورد روز اول است که هنوز پیامدهای جنگ، به داخل جامعهٔ آمریکا نرسیده بود؛ از کشتهها تا وضعیت بازار و نفت و بنزین و...
این یعنی، سویهٔ اجتماعی جنگ، مناسبات جنگ را در سمتِ دشمن هم تحت تأثیر قرار میدهد.
لفاظیهای وزیر جنگ آمریکا و ترامپ، بیش و پیش از آنکه مصرف خارجی داشته باشد، مصرف داخلی دارد. آنها تلاش میکنند نگذارند میزان حمایت اجتماعی از جنگ را در داخل آمریکا، کمتر و کمتر شود. بنابراین، نیاز به انواع روایتهای برانگیزاننده دارند؛ از یادآوریِ تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در سال ۱۳۵۸ تا کشته شدن سربازان امریکایی در عراق و حتی مقدسسازی جنگ علیه ایران (تداعی جنگهای صلیبی)!
از تکرار و تشدید فعالیت رسانهای و کلامی مقامات آمریکایی میتوان دریافت که احتمالاً وضعیت اجتماعی (میزان حمایت از جنگ) را در داخل آمریکا وخیمتر میبینند.
ضربات تخریبی ایران به نیروها و لجستیک دشمن، قطعاً او را به بازنگری در تداوم جنگ متقاعد میکند. اما این به تنهایی برای پشیمان کردنِ لاتهای آمریکایی کافی نیست. هنر و طراحی نیروهای نظامی ما این است که اجتماع آمریکایی را علیه دارودستهٔ ترامپ میشوراند. و این اتفاق، عامل اصلی تعیینکننده در مناسبات آتی خواهد بود.
در این سو، تابآوری و آگاهی نیروهای اجتماعی ایرانی، طرح نیروهای نظامیِ غیرتمندمان را تکمیل خواهد کرد.
🔺
از جنبوجوشهای عصبی دشمن چنین برمیآید که سرسختی ایران، کار خودش را کرده و آنها دارند خود را به آب و آتش میزنند تا شاید چیزی به نام «پیروزی» بسازند و آن را دست بگیرند و از معرکه بگریزند.
چند بار تلاش کردهاند چنین چیزی بسازند و رسانهای کنند و مخاطب آمریکایی را متقاعد نمایند که «پیروز شدیم». هر بار اما خیلی زود، به دیوار سخت واقعیت میخورند و سراغ خلقِ پیروزی دیگری میروند.
اگر احیاناً شاهد شدت حملات دشمن باشیم در ساعات آینده، قطعاً باید به ناامیدیاش از پیروزی واقعی تفسیر کنیم.
حملاتی که در روزهای گذشته در برخی مراکز شهری و صنعتی صورت گرفته، فاقد ارزش عملیاتی بوده و صرفاً برای تداوم شرایط جنگی و تشدید ناامنی ذهنی و روانی در ساکنان شهرها انجام میشود.
فعالیت مضاعفِ شبکههای رسانهای دشمن (بویژه اینترنشنال) در معرفی پیشاپیشِ محلهای حملهٔ دشمن نیز در همین مسیر معنا مییابد.
کسانی که اعتبار اجتماعی و قدرت مفاهمه با مردم دارند، در این ساعات سرنوشتساز، مردم را تنها نگذارند.
گفتگوی ساده هم کارساز است.
🔺خبر مهم؛ مهمترین خبر
دو هفتهٔ تمام است که خیابانهای شهر، روز و شب، میدان ظهورِ فهم تاریخی مردم است. پیوسته و تعطیلناپذیر. سرشار از نیروی ایمان و اخلاص. دور از هر تصنع و تظاهر و تعارف.
مردمِ خیابان، باور دارند که در حال یک مبارزهٔ سرنوشتساز هستند. خود را در حاشیهٔ این جنگِ وجودی نمیدانند یا صرفاً پشتیبانِ پشت جبهه. باورشان این است که درست در خط مقدم هستند و نه حتی یک قدم عقبتر.
از روز نخست نبرد، فهمیدهاند که در کنار نیروهای استشهادی در یگانهای رزم، تعیبنکنندهٔ نتیجهٔ نهایی این جنگِ نابرابر هستند. پس، پا پس نمیکشند. حتی اگر شبوروز، بر آنها بمب و گلوله ببارد.
و این، مهمترین خبرِ شهر ما و شهرهای ماست. مهمتر از هر خبر دیگری. و مهمتر از سروصداهای گاهوبیگاهِ جنگندههای دشمن در کناروگوشهٔ شهر.
آیا اهل روایت و رسانه هم این خبر را مهمترین خبر میدانند؟
@ebteda_ir
🔺
کنشهای مسئولان کشورمان در میانهٔ جنگ رمضان، تا امروز قابل تحسین بوده؛ بویژه استفادهٔ درست و بهموقعِ آنها از فضای رسانه و ارسال پیامهای هوشمندانه و حسابشده.
هم سیاسیون طراز اول و هم نظامیها، به خوبی دارند از امکان رسانه برای برهم زدن تعادل ذهنی دشمن و اطمینانبخشی به هموطنان استفاده میکنند. بیش از این هم میتوانند بهرهبرداری کنند از این امکان. باید پشتیبانهای فکری و رسانهایِ خلاق و مبتکر داشته باشند.
@ebteda_ir
🔺
هنوز عدهای هستند که چشم و گوششان به شبکهٔ تروریستی اینترنشنال است؛ نه برای نقد و تحلیل، که برای تغذیهٔ خبری!
عجیب و بهتآور است.
از برخی مشتریان این بنگاهِ جنایت، یک توجیه وحشتناک هم میشنویم؛ «وقتی رسانههای خودمان کارآمد نیستند، چارهای جز رجوع به این شبکه و امثال آن نداریم»!
واقعاً که. یعنی چون رسانههای خودمان کافی نیستند مشتری گروهی تبهکار میشوند که رسماً به پیامرسانِ مرگ و فروپاشی ایران تبدیل شدهاند؟!
حالا اگر با همین توجیه، بنشینند پای برخی رسانههای ضدایرانی ولی لااقل کمی حرفهای، بازهم شرف دارد بر انتخابِ یک شبکهٔ رسوا و رسماً تروریستی.
@ebteda_ir
🔺
امروز و فردا، خیابان همان خیابان است و مردم همان مردم. خیابان، دیگر به گذشته برنمیگردد. خیابان به بلوغ رسیده.
جانیان وطنفروش، لهله میزنند برای صاف کردن حسابوکتابشان با اسرائیل. ماموریتشان عقب افتاده و باید به طریقی، هیاهو کنند و خراشی بیندازند بر چهرهٔ وطن و مردمش. تا از مردارخواران دلبری کنند.
میدانند که طرفی نخواهند بست. اما راه دیگری ندارند.
امروز و فردا هم خیابان برای مردم است. انشاءالله
ابتدا (نوشتههای روح الله رشیدی)
🔺 امروز و فردا، خیابان همان خیابان است و مردم همان مردم. خیابان، دیگر به گذشته برنمیگردد. خیابان به
🔺
آیا پهلوی نمیداند که فراخوانش در جامعهٔ ایران خریدار ندارد؟
قطعاً میداند. دیده و آزموده.
پس چرا چنین حماقتی را تکرار میکند؟
افسارش به صورت رسمی در دست اسرائیل و امریکاست. دارند از بلاهتِ ذاتی او استفاده میکنند تا با یک تیر چند نشان بزنند؛
اولاً هر التهابی که بتوانند در هر سطحی، ایجاد کنند، آوردهای برای ارتش آمریکا و اسرائیل هست. مفت و ارزان.
ثانیاً رهبران آمریکا و اسراییل، در بیخاصیتی و بیعرضگی پهلوی و عناصر خونخوارش شک ندارند. میدانند که از این اراذل، حتی حافظ منافع آمریکا و اسرائیل در ایران هم درنمیآید. بنابراین میخواهند آنها را به طریقی حذف (مصرف) کنند. حذفی که البته تبعاتی داخلی برای جمهوری اسلامی داشته باشد. دنبال جا و زمان مناسب میگردند. تصور میکنند الان وقتش هست که آنها را بدهند دمِ تیغ! و از خون آنها، زمینهٔ نفرت و گسست اجتماعی بسازند.
این تصور هم خام است. چرا که پس از جنگ رمضان و ترور رهبر انقلاب، نگاهها و برآوردهای ایرانیان نسبت به قبل، به شدت دگرگون شده و هر اقدامی از سوی هر کسی را، که به تأیید آمریکا و اسرائیل برسد، در حکم وطنفروشی و خونشان را حلال میداند.
🔺
اگر در کارنامهٔ دکتر علی لاریجانی، فقط همین چند هفتهٔ اخیر و تقابل جانانهاش با رژیم آمریکا و صهیونیستها را برش بزنیم، قطعاً به اندازهٔ چند دهه فعالیت سیاسیاش ارزش داشت. او با بهرهگیری درست از کلمه، توانست ماهیت پلید و پلشت رژیم آمریکا و صهیونیستها را در این جنگ ظالمانه افشا کند. و خشم آنها از او بیجا نبود.
او خوشفرجام شد. و چه فرجامی خوشتر از شهادت؛ آنهم در نبردی اینچنین مقدس و بهدست منفورترین موجودات عالم.
گوارا باد بر او.
🔺بازندهها و برندههای این معرکه
چند نکته با دوستان جوان
در مواجهه با این حجم از واقعه و رویداد و ماجرا، چند جور میشود واکنش نشان داد:
یک. میتوان مات و مبهوت و متحیر و منفعل ماند و صرفاً نظارهگر اخبار. حاشیهنشین و کز کرده در گوشهای. این حالت، بسیار زیانبار است؛ نه تنها از حیث روحی و روانی، که حتی از حیث وجودی. چنین افرادی، هیچ بهرهای از این «زمانِ فشرده» نمیبرند. سهمشان فقط و فقط، انتظار و اضطراب و فرسودگی است و بس. ممکن است برای منفعل بودن، دهها توجیه بتراشیم، اما مطمئن باشیم پس از جنگ، احساس خسارت خواهیم کرد. لااقل در مقایسه با سایر همنسلان که از ما پیشی میگیرند. بازندهها این شکلی هستند.
دو. ما در یکی از فشردهترین زمانهای تاریخ معاصر قرار داریم. تنوع و کثرت حوادث، بینظیر است. حوادث و ماجراهای مهم، همواره رشددهنده هستند. همنسلان ما چنین تجربهای نداشتهاند. بنابراین باید خود را در دل این ماجراها قرار دهیم. نترسیم از اینکه در بطن وقایع باشیم. تا میتوانیم به این میدان و حوادثش نزدیک شویم. خود را جزئی از اتفاقات بدانیم. جزء منفعل نه، جزء فعال. تا میتوانیم غریبگی نکنیم. هم اخبار را پیگیر باشیم و هم مردم را همراهی کنیم. از هیچ یک از اتفاقات میدان، دور نباشیم. به هر شیوهای و به هر میزانی که میتوانیم.
پس از فروکش کردن جنگ، خواهیم دید که چقدر قدمان بلند شده و روحمان وسیع و فکرمان عمیق. آنوقت و در ادامهٔ حیات اجتماعیمان، قابلیت پذیرفتن مأموریتهای مهم تاریخی خواهیم داشت. برندهها این شکلیاند.
@ebteda_ir