eitaa logo
ابتدا (نوشته‌های روح الله رشیدی)
1هزار دنبال‌کننده
40 عکس
4 ویدیو
3 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔺 با اینکه هفت سال از ترور می‌گذرد، اما ترامپ همچنان از کابوس‌ او رهایی ندارد. مدام می‌گوید «اگر سلیمانی بود، کار ما دشوار بود.» غافل از اینکه همین الان هم با میراث‌داران سلیمانی طرف است. و برادرانِ سلیمانی، او را به مرز جنون رسانده‌اند. ترامپ با خود می‌گوید وقتی نسلِ چندمِ سلیمانی، چنین دمار از روزگارش درآورده‌اند، اگر خودش بود چه می‌شد! به قول شفیعی کدکنی؛ تو در نماز عشق چه خواندی؟ که سال‌هاست بالای داری رفتی و این شحنه‌های پیر از مرده‌ات هنوز پرهیز می‌کنند @ebteda_ir
🔺 در گیرودار یک جنگ بزرگ و سرنوشت‌ساز و در حالی‌که لحظه‌لحظهٔ این روزها و شب‌ها، سرشار از شکوه مقاومت است، هیچ‌ لطفی ندارد که اوقاتمان را با تحلیل یا نقد مواضعِ قناسِ چند بازنشستهٔ سیاسی، تلخ کنیم. صرفه‌ای هم ندارد این مشغولیت. متاسفانه ممکن است به تشدید اختلاف (خواست دشمن) هم منجر شود. ولی وقتی سلسله‌ای از اینگونه مواضع را پشت سر هم از افرادِ همسو می‌بینیم، یقین می‌کنیم که با یک پروژه طرفیم و نه صرفاً چند موضع تحلیلی شخصی. اصرار بر تکرار یک ایده از سوی آدم‌های هم‌فکر، نشان می‌دهد که آن را در یک محفل، پخت‌وپز کرده‌اند و بنا دارند به بیان‌های مختلف، بازنشر کنند. (حداقل از پنج-شش نفر شنیده‌ایم این زمزمه را. پشت سر هم و با علم به حساسیت شدید مردم) این مواضعِ شبه‌عقلانی، می‌تواند موجب گسست در اجتماع منسجم ایرانی‌ها شود. کما اینکه، تا اینجای جنگ، ما تنها یک رخنه برای ایجاد گسست میان مردم دیدیم و آن‌هم پس از شروع سریالِ «بیایید همین حالا تمام کنیم» بود. انرژیِ بخشی از مردم را گرفت این سریال. عن‌قریب بود نیروی اجتماعی را به فرسایش بکشاند. @ebteda_ir
@ebteda_ir 🔺 مثلثِ یک‌ضلعیِ زیدآبادی! احمد زیدآبادی می‌گوید فقط سه گروه بر ادامهٔ جنگ ویرانگر اصرار می‌ورزند: ۱. نتانیاهو و صهیونیست‌های آمریکا ۲. اپوزیسیون وابسته به صهیونیست‌ها (ویرانی‌طلبان) ۳. گروهی از انقلابی‌ها روشنفکرِ این سرزمین، حتی در یک یادداشت چند خطی هم که حرف تازه‌ای ندارد و پس از تکرار پلیدی و پلشتی صهیونیست‌ها، بلافاصله پای یک گروه از هموطنان خود را وسط می‌کشد و آن‌ها را هم‌سنگ نتانیاهو قرار می‌دهد و مدعی می‌شود که گروهی که «ادعای حمایت از انقلاب» دارند، می‌خواهند کشور را ویران کنند؛ همانند نتانیاهو! اگر آقای زیدآبادی آن‌قدر جرأت داشت که مقصود خود را از این عده (مدعی حمایت از انقلاب) روشن کند، آن‌وقت شاید منصفانه‌تر می‌شد نقدش کرد، اما همین‌اندازه هم که گفته (درست در میانهٔ جنگ) حال به‌هم‌زن است. جریان‌شناسیِ پلاسیده و پوسیدهٔ زیدآبادی، چه چیزی را نشانه گرفته؟ کاملاً معلوم است. آن «پیروزی سیاسی» که از آن حرف می‌زند و از الان برایش سفره می‌چیند، چطور رقم خورده (خواهد خورد)؟ با لفاظی‌های پوچ امثال ایشان که منتهای موضع‌گیری‌شان، کلی‌گویی‌هایی و انتزاعیاتی در باب وطن و ایران است؟ یا با تکه‌تکه شدنِ همان مدعیان حمایت از انقلاب؟ او دارد عقده‌اش را سر کسانی خالی می‌کند که با دوراندیشی و ایران‌دوستیِ واقعی، در برابر ساده‌لوحی و ارزان‌فروشی‌ِ گروهی از همفکرانش ایستادند. در برابر کسانی‌که خود را برای بیگانه لوس می‌کنند و می‌خواستند (می‌خواهند) جهت خودشیرینی برای یانکی‌ها، سرمایهٔ بزرگی به نام تنگهٔ هرمز را با تاخت بزنند. چون هیچ زحمتی برای به چنگ آوردن این تنگه نکشیده‌اند. مثلثِ زیدآبادی، فقط یک ضلع دارد. مقصود اصلی زیدآبادی کوبیدن همان گروه سوم است و پیش کشیدن نام نتانیاهو و بخشی! از آمریکایی‌ها، تنها یک پوشش برای خوراندنِ حرفش به مخاطب است. بنابراین می‌شود گفت مثلثِ زیدآبادی یک ضلع دارد و آن گروهی از انقلابی‌ها هستند. او هم به‌قدر وسع خود، همان نسخهٔ ارزان‌فروشان را امتداد می‌دهد. 👇 https://ble.ir/ahmadzeidabad/4259938858098225521/1775472373859
🔺 طرف مثلاً دارد از سیاستِ «النصر بالرعب» استفاده می‌کند؛ «بترسان و پیروز شو»! راه دیگری برایش نمانده. از ابتدا هم همینطور عمل کرده. هرچه شدیدتر ترسانده، کمتر پیروز شده. نیروی معنویِ ملت با فهم تاریخی آنها پیوند خورده و سدی محکم ساخته که هر پرتابه‌ای را به سوی پرتابگر، بازمی‌گرداند. این پردهٔ اخیر (نیروگاه و...)، آخرین پرتابه‌اش است. زور می‌زند بلکه از این آخرین شانس خود، نتیجه بگیرد. به قاعدهٔ چهل روز گذشته، این نیز به دیوار سخت مردم خواهد خورد. و او بواسطهٔ گزارشگرانش، صدا و تصویر این سد و صف را خواهد دید. و دیوانه‌تر خواهد شد. و دهانش کف خواهد کرد. و بعد، آخرین سلاحش را بکار خواهد گرفت؛ فحش‌هایی برای فرار از انفجار. @ebteda_ir
🔴 همین الان، ساعتی از نیمه‌شب گذشته. غوغای مردم در خیابان. پرصلابت‌تر و سرسخت‌تر از شب‌های پیشین. پیام مردم روشن است. حتی اگر از آسمان آتش ببارد نه می‌ترسند و نه در تلهٔ آتش‌بسِ و معامله بر سر هیچ می‌افتند. این‌بار کسی کوتاه نمی‌آید. فقط دفع دائمی شر اشرار. پیام، به کاخ سیاه رسیده... @ebteda_ir
🔺 اگر واقعاً این ده شرط که جمهوری اسلامی طرح کرده و به عنوان «مبنای بررسی» پذیرفته شده، در نهایت مورد توافق قرار بگیرد و ضمانت متناسبی هم پشتش باشد می‌شود گفت به بخش مهمی از اهداف جنگ رسیده‌ایم. در این مدت، نباید مجالی برای در اتحاد مقدسی که شکل گرفته، ایجاد کرد. کسی هم نباید بحث یا مطالبهٔ توضیح از سوی مردم یا بدبینی نسبت به دشمن و آتش‌بس را با دستاویزهای مختلف، تقبیح کند. تجربه نشان داد که بدبینی مردم، به‌وقتش نجات‌بخش است. در همین هفته‌های اخیر دیدیم که مردم با روشن‌بینی و عدم قانع شدن به حداقل‌ها، چگونه در برابرِ ارزان‌فروشان ایستادند و نگذاشتند چنان ایده‌های ذلت‌باری، مبنای بحث در باب پایان جنگ باشد. خیابان را باید با رویکرد جدید، بروزرسانی کرد و همچنان زنده نگه داشت. نباید خسته شد و با تفاسیر بدبینانه، این بنای باشکوه و الهام‌بخش را تخریب کرد. @ebteda_ir
🔺 از ابتدای جنگ، بزرگترین خوف ما، از اختلاف و گسست بوده است؛ اختلاف بین مسئولان کشور (سیاسی و نظامی) اختلاف بین مردم و مسئولان اختلاف بین خود مردم این اتفاق، تا امروز نیفتاده. پایهٔ این ثبات، بی‌تعارف، خلل‌ناپذیری صف مردم بوده. در هر سطحی (بویژه سیاسیون)، حتی اگر به اندازهٔ ذره‌ای، زمینه‌ای برای اختلاف ایجاد شد، رأی قاطعانهٔ مردم، اوضاع را جمع‌وجور کرد. تاکنون، هیچ سلاحی برای درهم‌ کوبیدن صف مردم کارساز نبوده. در ۲۴ ساعت گذشته و پس از اعلام آتش‌بس و بحث‌های متعدد، نگرانی از اختلال در صف مردم بالا گرفت. برخی پیش‌بینی کردند که این مقوله (اختلاف بر سر آتش‌بس) بالاخره آن رخنه را در جمع مردم ایجاد خواهد کرد. شاید دشمن هم به این مرحله امیدوار بود. دیشب (چهارشنبه ۱۹ فروردین) فوج مردم در خیابان، دوباره با قاطعیت حرف زد. به همه اعلام کرد که حرف مردم، دوتا نیست. این یکدستی، یک نمایش خیابانی نیست. مولفهٔ مهم برای تصمیم‌سازی‌ست. پس طراحانِ ادامهٔ کار، الهام بگیرند از این یکدستی. گزارش‌های دقیق بدهند به مردم. هرچه هست به مردم بگویند. ما فکر می‌کنیم حالا دیگر باید به بلوغ مردم باورمندتر شده باشند. همانند ایام گذشته که در رویدادهای میدان نبرد، قاطع و شفاف حرف زدند و مردم نیز این را فهمیدند، در برابر عملیات سیاسی و رسانه‌ای دشمن، قاطع باشند و شفاف حرف بزنند. به مردم اعتماد کنند. حتی نارضایتی مردم از روند آتش‌بس را نیز، سلاح کارساز خود بدانند در مدیریت ماجراها. @ebteda_ir
🔺 تا اینجای کار و با گذشت کمتر از ۴۸ ساعت از آتش‌بس، یکی‌ از موضوعاتی که عیان شده این است که آمریکا و اسرائیل در طراحی مشترک، می‌کوشند آمریکا را از معرکه بیرون بکشند (نجات دهند) اما اسرائیل را به شیوه‌ای، همچنان بالای سر منطقه نگه دارند تا ضربه به جبهه مقاومت (ایران و همراهانش) متوقف نشود. ترامپ واقعاً در داخل آمریکا لای منگنه است. هم بدلیل افتضاح نظامی‌اش و هم تبعات اقتصادی این افتضاح. انگیزهٔ خر‌وج ترامپ از جنگ، البته اواسط جنگ هم محسوس بود. ایران اما با تداوم حمله به منافع منطقه‌ای آمریکا، او را در جنگ نگه داشت و تلاش کرد هزینه‌های بیشتری به او تحمیل کند تا موقعیتش بیشتر از قبل تضعیف شود. برآوردها نشان می‌دهد که این اتفاق، تا حدودی رخ داده. این طراحی (با فرض تحقق و کنار کشیدن آمریکا از جنگ)، آزمون بزرگی پیش روی ما می‌گذارد. ناکام گذاشتن دشمن در این مرحله، پیچیدگی‌ها و ملاحظات و مخاطرات فراوانی دارد. اسرائیل باید خیلی زود متوجه شود که نمی‌تواند از این وضعیت سوءاستفاده کرده و بدون تحمل ضربه، در موضع تهاجم باقی بماند. بارها یادآوری شده که خیابان را باید زنده نگه داشت و تا حصول نتایج ملموس، با هیچ بهانه و دستاویزی، سرد نشد. یکی از وجوه این ضرورت، تداوم جنگ به شکل‌های پیچیده‌تری‌ست که قطعاً بدون عاملیت مردم، امکان پیروزی نخواهیم داشت. بحث در مورد چرایی آتش‌بس و سایر چالش‌ها را می‌شود در خیابان پی گرفت. حاضر باشیم و گفتگو هم بکنیم. @ebteda_ir
🔺 در مسیر جنگ، گاهی دچار ابهام یا شبهه یا تردید می‌شویم. نباید همدیگر را بخاطر ابهام یا شبهه سرزنش کنیم. ایرادی به پرسش و چالش وارد نیست. باید با حوصله باهم گفتگو کنیم. اما کسانی که نسبت به هر بخش از جنگ و تصمیمات مرتبط با آن، ابهام و تردید و شبهه دارند، نباید ابهام و خود را موضوع و مبنای قرار دهند؛ آن‌هم تحلیل‌های قاطع و خلل‌ناپذیر! این نوع تحلیل، نوبر است. گاهی همین افراد، حکم‌هایی هم صادر می‌کنند؛ حکم‌های مطلق، که فقط از مطلعین کلیدی برمی‌آید. بویژه آنها که مخاطب زیادی دارند، بیشتر باید خوددار باشند. کمی صبر کردن (و‌ نه معلق ماندن) به جایی برنمی‌خورد! @ebteda_ir
🔺 برای برادرانمان که مسافر اسلام‌آباد هستند، صمیمانه دعا می‌کنیم. کار دشواری دارند. طرف حسابشان، نمایندهٔ تام و تمامِ شرارت است؛ بی‌مبالات و دریده. آنها قرار است از ثمرهٔ خون رهبر شهید و همهٔ شهدای مظلوممان صیانت کنند. قرار است رزم جاودانهٔ رزمندگان گمنام و بی‌نام‌ونشانمان را به فرجام برسانند. قرار است قیامِ خیره‌کنندهٔ مردم را بکوبند توی صورت دشمن. قرار است بخش زیادی از حقوق پایمال‌شدهٔ مردم را از دشمن بستانند. بزنگاه مهمی در تاریخ سرزمین عزیزمان است. هیچ‌کس نباید فارغ از موضوع باشد. با چشمان باز و حواس جمع، دست به دعاییم. @ebteda_ir
🔺 دولتی که چند دهه، قلدرمآبانه هر آنچه خواسته به دیگران تحمیل کرده و برای خود هیبتی ساخته و با این هیبتِ پوچ، تجارت کرده، حالا با وضعیتی متفاوت از همهٔ وضعیت‌های قبلی روبرو شده. او در مذاکرهٔ حین آتش‌بس با ایران، بیش از هر چیز، به‌دنبال حفظ ظاهر است. نمی‌خواهد بادش به‌یکباره خالی شود. تا همین‌جا هم از این بابت، کلی خسارت دیده و خیلی‌ها از او تمرد کرده‌اند و در برابرش گستاخ شده‌اند. با این وضعیت، دشمن گزینه‌های زیادی ندارد؛ یا باید نمایشی راه بیندازد و ادای مذاکرهٔ قدرتمندانه دربیاورد تا در ادامه ادعا کند که هرچه می‌خواستم گرفتم؛ یا برگردد سراغ جنگ و دوباره همان بیچارگی‌های چهل روزه را تجربه کند و دوباره... @ebteda_ir
🔺 تاب‌آوری را تاب بیاوریم! در جریان جنگ دوازده روزه، مفهوم تاب‌آوری اجتماعی پررنگ شد. در آن شرایط، منتهای تصور ما از تاب‌آوری اجتماعی، عدم مخالفت مردم با مقاومت در برابر حملات دشمن بود؛ یا به بیان بهتر «نترسیدن از جنگ». در ابتدای جنگ رمضان، با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی پیش از جنگ، نگاه به مراتب دست‌پایین‌تر و بدبینانه‌تری نسبت به تاب‌آوری اجتماعی وجود داشت. گروهی، محاسبات خود را دیگر نه حتی بر مقاومت در برابر حمله یا نترسیدن از جنگ، که بر میزان احتمال کمک داخلی به دشمن شکل داده بودند! 🔸 آغاز جنگ، اما سطح جدیدی از معنای تاب‌آوری اجتماعی را رونمایی کرد. ما دیگر با معنای حداقلی و استاندارد تاب‌آوری روبرو نبودیم. تاب‌آوری دیگر مفهومی انفعالی و ابتدایی نبود که فقط به کارِ مقاومت بیاید؛ بلکه به یک‌باره به امکانی الهام‌بخش و واقعی برای تهاجم به دشمن ارتقا یافت. و امتحانش را پس داد. مردم از در برابر دشمن ابتدا به در دفاع و سپس به در میدان‌داری رسیدند. تاب‌آوری اجتماعی، خیلی کوچک‌تر از آن است که تاب حملِ معنای کنش‌گری ایرانیان را داشته باشد. 🔸 بگذریم... جا دارد هم‌اکنون که هنوز در دل این ماجرا هستیم از یک نگرانی هم حرف بزنیم. نگرانیم که پس از ختم غائلهٔ دشمن و آغاز آسودگی، تاب‌آوری اجتماعی را برگردانیم به جایگاه اولیه‌اش: «فرهنگ اصطلاحات جامعه‌شناسی»! روشنفکران ما، سابقهٔ چندان مناسبی در مواجهه با مردم و هر آنچه به آنها منتسب است، ندارند. اصحاب قدرت هم چنین وضعی دارند؛ ترجیح می‌دهند مردم را مصرف‌کننده و پیرو ببینند تا مولد و الهام‌بخش و پیشرو. 🔸احتمالاً این گروه‌ها، تابِ تداومِ تاب‌آوری اجتماعی (عاملیت) را نداشته باشند و بگویند «خب مردم عزیز و غیرتمند؛ جنگ تمام شد و ما از تاب‌آوری شما سپاسگزاریم‌. لطفاً برگردید سراغ کار و زندگی‌تان و از دورهٔ صلح لذت ببرید و ادامهٔ کار را به ما بسپارید که ما راضی به زحمت شما نیستیم»! باید از چنین فاجعه‌ای پرهیز کرد و پرهیز داد. ما تازه پس از چند دهه، معنای حقیقی (حداکثری) اجتماع و مردم را فهمیده‌ایم. روشنفکران و اصحاب قدرت، باید چشم‌هایشان را بشورند و مردم را از نو بخوانند. کلیشه‌ها را دور بیندازند. رسوبات را بزدایند. بگذارند این جمهوری، با مردمش پیش برود. مأموریت مهم نیروهای اجتماعی در پساجنگ، صیانت از همین معناست؛ حتی اگر دشوار و نفس‌گیر باشد و مستلزم درگیری. @ebteda_ir