🔺
پلاکاردنویسی در تجمعات خیابانی مردم، رونق گرفته. محتوای برخی پلاکاردها، گویا به مذاق برخی متولیان رسمی، خوش نمیآید و همین، گاهی اوقات اسباب بگومگو و درگیری میشود!
پلاکاردنویسی، در واقع واکنشیست نسبت به نحوهٔ مدیریت تجمعات اصلی (مرکزی)؛ جاییکه با درک عمیق مردم شکل گرفت و خیلی زود به یک میدان موثر سیاسی تبدیل شد و بیوقفه تداوم یافت. اما متاسفانه متولیان رسمی! بدون درک دقیق از ماهیت و کارکرد این تجمعات مردمی، کوشیدند آنها را «تنظیم» کنند! در جریان این تنظیمات، آنچه مغفول واقع شد، حفظ رکن مهمی بهنام «امکان حداکثری برای انتشار و اشاعهٔ نگاه مردم به جنگ و فضای سیاسی کشور» بود.
استانداردسازی تجمعات، مردم را به حاشیه میبرد. مردم هم که اهل کوتاه آمدن و قهر کردن و به خانه رفتن نیستند؛ پس تلاش میکنند خودآیین شوند و به هر شکل و شیوهای، حرفشان را بزنند. حرفهایی که لزوماً همهاش منطبق با دیدگاه تصمیمگیران نیست، اما بخشی از واقعیتِ جامعه است. و البته بارها پس از مدت کوتاهی، صحت فهم مردم و وارد بودن نگرانی و دغدغهٔ آنها، اثبات شده.
به مدیران و متولیان رسمی تجمعات شبانه توصیه میشود بهجای تنازع با دیدگاههای آزادِ مردم، به آنها احترام بگذارند و جایی برایشان باز کنند. باهاشان حرف بزنند.
و مطمئن باشند آنچه وحدت را میشکند، نه حرفهای دلسوزانه و دردمندانهٔ گروههای مردمی، که پروتکلهای مندرآوردی سیاسیون در عدم مفاهمه با مردم است.
@ebteda_ir
هدایت شده از مرکز پژوهشهای شورای اسلامی کلانشهر تبریز
@rctabriz
🔺دوازدهمین نشست روحالله رشیدی با اصحاب رسانه و فرهنگ
▫️نشست رسانهای سخنگوی شورای شهر تبریز و رئیس مرکز پژوهشهای شورا، روز سهشنبه ۱۹ خرداد ساعت ۱۷، در سالن معمارعلی تبریزی دانشکدۀ معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز برگزار میشود.
#نشست_رسانه
#سخنگوی_شورا
#مرکز_پژوهشهای_شورای_شهر_تبریز
🔺
طرف مقابل (دشمن) با موضعگیریهای مکرر و حداکثری، بیمهابا دارد برای خودش میدان میسازد و زمین بازیاش را توسعه میدهد و قدرت چانهزنیاش را بالا میبرد؛ حتی در واپسین روزهای منتهی به امضای تفاهم!
این رویکرد، اولاً تهاجمیست و ثانیاً تامینکنندهٔ منافع حداکثریاش.
در روند جنگ، ما هم چنین رویکردی داشتهایم؛ متکی بر مطالبهٔ مدام و مکرر و حداکثری مردم،، تهاجمی رفتار کردهایم.
عقل سلیم میگوید تا زمانی که به هر دلیل، دشمن از تن دادن به خواستههای حداکثری ما خودداری میکند، نهتنها نباید مطالبهٔ حداکثری مردم را تضعیف یا فرعی کرد، که حتی آگاهانه و هدفمند، باید به آن دامن زد.
کسی که باید از فریاد بلند مردم واهمه کند، دشمن است.
خودمان نباید برای قانع شدن مردم، عجله کنیم و دستپاچه شویم.
معالاسف امروز بخشی از نیروهای سیاسی و رسانهای (با خاستگاههای مختلف) در تضعیف رویکرد مردم بیقرارند!
یعنی اینها نمیدانند با این کار - حتی اگر همهٔ حرفهای مردم در خیابان لزوماً دقیق نباشد - نیروهای نظامی و سیاسی خودمان را یالقوز میکنند؟
تازه، وقتی مردم بهصورت قطرهچکانی آنهم با روایتهای ناقص روبرو هستند، چرا نباید نگران باشند؟
مردم کار خودشان را میکنند و به درستی نمیخواهند به روایتهای بسیط از توافق و... تن دهند.
لااقل تجربه، حق را به مردم میدهد.
و این البته منافاتی با اعتماد به کلیت ساختار رسمی کشور ندارد.
مردم، مسئولیت دارند و به مسئولیت تاریخی خود عمل میکنند.
@ebteda_ir
🔺
مواجههٔ ما با رهبر شهید، چندان منصفانه نبود. ما ایشان را بیش از ضرورت، وادار به واکنش و بیان دیدگاه میکردیم. ایشان برای تبیین #اصول و ترسیم و تنظیم #خطوط، مدام با مردم و خواص سخن میگفتند. اگرچه یکی از شئون رهبری همین است، اما وضع مطلوب این است که مخاطبان اصلی، لااقل در میانمدت، به درک کلی از نظام فکری رهبری دست یابند و در پیشامدها بتوانند پیشاپیش، تا جاییکه مقدور است، خود را با مواضع آتی رهبری تنظیم کنند؛ اگرچه خطاهایی هم داشته باشند و این خطاهای احتمالی، هزینهٔ بسیار اندکی در قیاس با فواید بزرگِ چنین رشدی محسوب میشود.
کسی در تراز رهبر شهید، فارغ از جایگاه ولایت، حتماً واجد اصول و منظومهٔ نظری بودند؛ مواضع ایشان، به اعتبار همان اصول و منظومه، در بسیاری از ساحات و مسائل قابل پیشبینی میشد؛ سیاست، فرهنگ، هنر، اجتماعیات، امنیت، عدالت و... لیکن محافظهکاران (اعم از سیاسیون و مقدسمآبان) مدام خود را به تجاهل و تغافل میزدند تا رهبر شهید، در هر موضوع و مناقشهای ـ ولو معمولی شخصاً ظاهر شوند و موضع بگیرند!
به یک معنا، محافظهکاران باعث شدند مواضع رهبر شهید، مصرف شود. در حالیکه تودهٔ مردم، خیلی پیش از خواص، به درک کلی از نظام فکری ایشان رسیده بودند و مبتنی بر همان درک، مطالبه میکردند و موضع میگرفتند.
اگر بیشمصرفی خواص نبود، ما بیش از این میتوانستیم از فرصت معاصرت با آن انسان متفکر و اندیشمند کمنظیر فایدهمند شویم.
@ebteda_ir
🔺
شیخ نعیم قاسم، خطبهٔ شهادت خواند. او تکلیف خود و همرزمانش را در معرکهٔ پیچیدهٔ مبارزه با اسرائیل، روشن کرد.
او از تصمیم کربلایی (عاشورایی) گفت و آب پاکی را ریخت روی دست آمریکا و اسرائیل و اعرابِ واداده و البته دولت بیوطن لبنان.
این صلابت و حریت، سلاح کارساز حزبالله بوده است در تمام دوران مبارزه.
غبطهبرانگیز است این حد از سلحشوری و آزادگی.