ابتهال؛🇮🇷
نارنجی غروب :))) 🍂؛
سید مجید نقطهزن
بیزحمت موشک نارنجیُ اینجور صحبتا...
#الله_اکبر
تو از صدای غربت، از فریاد قدرت،
و از رنگ مرگ میترسی؟
هلیا! برای دوست داشتن هر نفس زندگی
دوست داشتن هر دم مرگ را بیاموز!
#کتاب باریدیگرشهریکهدوستمیداشتم
اما من،
آن را دوست دارم که به التماس
نیالوده باشد!
تحمل اندوه از گدایی همهی شادیها
آسانتر است...
سهل است که انسان بمیرد!
تا اینکه به تکدی حیات برخیزد...
همان/ #نادر_ابراهیمی
مرگ آگاهی .mp3
زمان:
حجم:
4.3M
اما حقیقت آن است که زندگی انسان
با مرگ در آمیختهاست و
بقایش با فنا...
#شهید_آوینی
هدایت شده از ٱبردقلبی |ذكریاتی ـ
و اما جانیار ؛
من ادمین های زیادی دیدم ،ارتباط باهاشون(خانم ها) یجورایی با اینکه هم جنس خودمن، سخت بود. مذهبی ها مخصوصا ، یک دیواری داشتن تو برخورد هاشون که نمیتونستم تشخیص بدم از غرورشون میاد، از سیاستشونه ،یا نه کلا در این سطح عجیب الخلقه اند .
خلاصه ارتباط رو سخت میکرد ، ولیکن شما !
ادب شما اون دیوار بی معنی و مسخره و رو نداشت، به آدم حس مزاحم بودن (تو سه چهار تا جمله )رو نمیداد .
من یقین میدونم شما همون دختری هستین که اکثرا ساکته ولی تو جمع صحبت میکنه ،زود سین زدن رو عار نمیدونه ،به افتخاراتش مغرور نیست ،دانسته هاش رو علتی برای سرسنگین بودن نمیدونه ،کتاب میخونه ، لای موهاش بابونه میزاره ، کیک میپزه و عاشق دامن گلگلیه، گاهی بنان و اکثرا موسیقی کلاسیک گوش میده ،بهش میخوره سیاست رو محل سگ نمیده ولی حاج خانم خودش از بچه های بالاس ، طرفدار پرو پا قرصش بچه ها و پیرزنهان ، گربه های محل میبیننش فرار میکنن چون دیگ در این حد لوس کردنشون از ابهت خیابونی بودنشون میکاهه ، ... .
بخوام به شخصیت های رمانی تشبیهت کنم ، تو بحث سیاسی : دریایی تو ارتداد ،
دختره نقش اول تو قربانی طهران ، از مقدار معتاد بودنت به کتاب، هلین هانف توی خیابان چرینگ کراس پلاک ۸۴ ای .
آره دختر خوب مصداق اون جمله معروف دخترایی که اگه پسر بودم میگرفتمت .
آهای سرو نیفتاده
که زخم خوردهی دیروزی
چگونه شعلهوری در باد
وطن به عشق چه میسوزی؟
#سیدتقی_سیدی
تنها خواب تورا به تمامی آنچه از دست رفتهاست و به رویاهای خوشِ برباد رفته پیوند خواهد زد...
همان/ #نادر_ابراهیمی
Alireza GhorbaniAlireza_Ghorbani_-_Ey_Baran_[128].mp3
زمان:
حجم:
5M
ماهم به زیر خاکُ
دلم در این ظلمت زمان است...