eitaa logo
رادیو ابتهاج؛
84 دنبال‌کننده
204 عکس
65 ویدیو
0 فایل
شروع ما؛ بیست و یکمین روز از چهارمین ماه سال هزار و چهارصد و سه.... «اینجا صدای باران با شعر ابتهاج هم‌صداست... برای دل‌هایی که با واژه‌ها نفس می‌کشند.» - نمیدانم‌چه‌می‌خواهم‌بگویم غمی‌دراستخوانم‌میگذرد. https://harfeto.timefriend.net/17827576816538
مشاهده در ایتا
دانلود
_نقش او در دل چه زیبا می نشست سنگدل آینه ی ما را شکست آينه صد پاره شد در پای دوست باز در هر پاره عکس روی اوست! _ابتهاج
هدایت شده از Under the shadows
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_از دست دادن، دردِ نبودن نیست؛ دردِ عادت‌هایی است که هنوز در کوچه‌های خاطره نفس می‌کشند. سلامی که دیگر پاسخی ندارد، استکانِ چایِ روی میز که دیگر دستی به سویش دراز نمی‌شود، صندلی‌ای که سال‌هاست چشم‌به‌راهِ مهمانی خاموش مانده است، کتابی که دیگر ورق نمی‌خورد، یا کتابی که نویسنده‌اش، پیش از پایانِ واژه‌ها، از جهان رفته است. اسمی که دیگر هیچ صدایی به آن برنمی‌گردد، خاطره‌هایی که بی‌اجازه میانِ نفس‌ها قدم می‌زنند، و قلبی که هنوز، بی‌خبر از رفتن، چشم‌انتظارِ قطاری است که از ایستگاه بی برگشت زندگی گذشته است. نبودن‌ها پایانی ندارند؛ تنها ما، با گذرِ روزگار، می‌آموزیم سنگینیِ آن‌ها را اندکی آرام‌تر بر شانه‌های خسته‌مان حمل کنیم. _به یاد آنها که رفتند ، اما از جان ها نرفتند. @shadow_frame
_خوشا صبحی که چون از خواب خیزم به آغوش تو از بستر گریزم گشایم در به رویت شادمانه رخت بوسم، به پایت گل بریزم _ابتهاج
پرتقالی پوست می كندم‌. شهرها در آیینه پیدا بود. دوستان من كجا هستند؟ روزهاشان پرتقالی باد! _سهراب سپهری
تیر بود؛ و خورشید، بی‌دریغ تیرهای زرینِ نورش را بر زمین می‌پاشید. گرمایش، در کوچه‌ها می‌دوید، بر شاخه‌ها جان می‌نشاند، و خندهٔ تابستان را در دلِ روزها می‌کاشت. آسمان، آبی‌تر از همیشه بود و زندگی، زیر آغوشِ روشنِ خورشید نفس می‌کشید.
ای عشق همه بهانه از توست من خامشم این ترانه از توست _ابتهاج