eitaa logo
نیمه گمشده🤍🌙
230 دنبال‌کننده
53 عکس
54 ویدیو
0 فایل
به نام حق»🐳 طلوعمونـ : 1404/10/10🌞 رمان هامون:🌈 نیمه گمشده¹/در حال پارتگذاری🍃 نیمه گمشده²/به زودی.. عشق اجباری/به زودی.. به قلم:فاطیما✍🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
نیمه گمشده🤍🌙 𝖕𝖆𝖗𝖙1 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 𝑫𝒂𝒓𝒚𝒂: امروز یکی از خسته کننده ترین روزای زندگیم بود رسیدم خونه و لباسامو عوض کردم خودمو انداختم رو تخ*ت به سقف خیره شده بودم که صدای زنگ در اومد بلند شدم و رفتم درو باز کردم داها و بابام بودن دریا:سلام،مامان کو داها:تو ماشین،الان میاد دریا:اها همون لحضه گوشیم زنگ خورد دریا:سلام دلارام:سلام دریا امشب وقتت آزاده؟ دریا:چطور؟ دلارام:هیچی امشب حامیم کنسرت داره آرش واسم دوتا بلیط گرفته میای؟ دریا:دلارام من هیچکدوم از اهنگای این بنده خدایی که میگی رو بلد نیستم ازشم خوشم نمیاد،چرا باید بیام کنسرتش دلارام:چرا؟صدا به این خوبی،اهنگاش خداسسسس دریا:دلارام یه سوال،تو اینقدر ازش تعریف میکنی آرش بهت چیزی نمیگه؟ دلارام:نه چرا باید بگه دریا:نمیدونم والا دلارام:پس شب میای،بای دریا:عه ن تلفن قطع شده بود چقدر لجبازه،خب من ازین خوشم نمیادددد رفتم لباسامو چک کردم،خب واسه امشب خوب بود رفتم تو پذیرایی دریا:من امشب میخام برم کنسرت داها:با کی میری دریا:به تو چه داها:با کی میری دریا:هوفففف،با دلارام داها:بزار فکر کنم بهت میگم دریا:گمشو بابا اصلا من با مامان و بابا بودم کی از تو اجازه خواست داها:من نزارم مامان و بابا هم نمیزارن دریا:میزارن داها:نوچ،امتحان کن دریا:باش میبینیم،مامان؟ نازنین:بله دریا:امشب میخام برم کنسرتتتت،داداش نمیزاره نازنین:خب نرو دریا:میرم ولی بدون اجازه نازنین:نه ببین داداشت چی میگه دریا:وااا مامان نازنین:وا نداره که داها واسم زبون در آورد دریا:کوفت داها:(خندید) ابروهامو تو هم گره زدم و تند تند رفتم سمت اتاقم،زیر لبم داشتم به داها فو*ش میدادم داها:باشه پرنسس قهر نکن میزارم بری دریا:نمیخامممم داها:باشه،نرو دریا:عهههههههه داها:چیه؟غرورت نمیزاره بگی باشه؟ دریا:اره،نمیزاره داها:کی میخاد ترو بگیره دریا:تو غصه نخور هرکی هست واسه من پیدا میشه داها:امیدوارم دریا:کوف رفتم تو اتاقم و به دلارام پیام دادم دریا:ساعت چند بریم؟ دلارام:هفت و نیم اماده باش دریا:باش نیمه گمشده🤍🌙 به قلم:فاطیما🪄 کپی❌
نیمه گمشده🤍🌙
نظر نمیدینننن؟🤍✨
عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی فقط می‌دونی که از دریا بدم میاد😁
نیمه گمشده🤍🌙
عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی فقط می‌دونی که از دریا بدم میاد😁
مرسییییییییییییییییییییییییییییی🥺✨ میدونم خیلی پروعه ولی یکم صبر کن خوشت میاد😂
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از فور نزن 𝗚𝗟𝗼𝗿𝗶𝗮
این پیامو فور کن واسه پینترستی ترین و قشنگ ترین چنل/اکانت🪄
نیمه گمشده🤍🌙 𝖕𝖆𝖗𝖙 2 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 𝑯𝒂𝒂𝒎𝒊𝒎: کنسرت داشتم. زنگ زدم و باهم قرار گذاشتیم بریم واسه تمرین که آرش بیاد دنبالم اماده شدم و چند دقیقه بعد آرش اومد سلام کردم و راه افتادیم تا رسیدیم تمرین رو شروع کردیم چند ساعت بعد... 𝑫𝒂𝒓𝒚𝒂: شب شده بود منم اماده بودم که دلارام بیاد اومد و نشستیم تو ماشین اون خیلی هیجان داشت ولی واسه من همه چی عادی بود تا اینکه رسیدیم پیاده شدیم و بلیط تارو چک کردن و خلاصه که رفتیم و نشستیم از اونجایی که ردیف اول بودیم هی داشتم به دلارام غر میزدم که.. شمارش معکوس شروع شد و به یک رسید و اومد داخل سر تا پاشو نگاه کردم،پسر خوش استایلی بود تو کنسرت بیشتر نگاهش رو من بود و من از این نگاه خوشم نمیومد هر چند یه حسی داشتم ولی همیشه ازش میترسیدم«عشق» تعریف خوبی ازش تو ذهنم ندارم بلاخره کنسرت تموم شد ولی دلارام میخواست بره بک استیج وای خدا این دختره ول کن نیس چرااا رفتیم همه ریخته بود سر اون بدبخت که ازش امضا بگیرن،دلارام هم رفت جلو ولی من وایساده بودم که دوباره چشمش بهم خورد چشامو دزدیدم ایستادم و منتظر دلارام بودم که بریم تا بالاخره قبول کرد 𝑯𝒂𝒂𝒎𝒊𝒎: این دختره حس خوبی بهم میداد تموم کاراش با همه فرق داشت اومد جلو و با اخم به دلارام گفت دریا:بیا بریم دیگه خسته شدم دلارام:مرض عه الان میام تو اون وضعیت داشتم به زور خندمو نگه میداشتم کنسرت تموم شد،واسه اینکه حال و هوایی عوض کنم رفتم و یه پارک اروم پیدا کردم و نشستم 𝑫𝒂𝒓𝒚𝒂: دلارام منو رسوند خونه و خودش رفت داها:کجا بودی دریا:سلام داها:علیک دریا:سر قبرم،میخاستی کجا باشم؟ داها:خیلی دیر اومدی دریا:گمشو داها:میزنمتا دریا:نه جون من جدی بزن،ببین بعد ده تا میخوری یانه داها:خنده دار حرف میزنی دریا:داها کاری نکن همین راه رو برگردما داها:برگرد دریا:باش شدت لجبازیم زیاد بود،ماشینمو برداشتم و رفتم پارک همیشگیم گیتارم همیشه تو ماشیم بود برداشتمش و رفتم تو پارک اولش افتادم تو گوشیم حوصلم که سر رفت،شروع کردم به گیتار زدن که سایه ینفرو بالا سرم حس کردم سرم رو آوردم بالا دریا:چیه چی میخ اممم،حامیم بود نیمه گمشده🤍🌙 به قلم فاطیما 🪄 کپی❌