نیمه گمشده🤍🌙
𝖕𝖆𝖗𝖙 8
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
𝑫𝒂𝒉𝒂:
وقتی دریا رفت تو اتاق همه چیو به بابام توضیح دادم و قبول کرد ولی مامانم هنوز منو مقصر میدونه
ولی منم رفتم تو اتاقم و با گوشیم به دریا پیام دارم
داها:اون پسره کیه
دریا:داداش ترو خدا بهم گیر نده
داها:بگو کیه
دریا:دوستمه همین
داها:دوست؟
دریا:اره
داها:باش
𝑫𝒂𝒓𝒚𝒂
خستم کرده
دست از سرم بر نمیدارههههههه
اسم این کارو چی میزاره؟
یهو صدای اس ام اس اومد
حامیم:چیشد؟
دریا:هیچی
حامیم:مطمئن
دریا:اره
حامیم:باشه
گوشیمو خاموش کردمو سرمو رو بالشتم فشار دادم،نمیدونم چقدر طول کشید که خوابم برد
𝑯𝒂𝒂𝒎𝒊𝒎
با باز شدن در اتاقم به خودم اومدم
جانا:سلام داداشی
و خودشو پرت کرد روتخـ*ـتم
حامیم:سلام اجی،
جانا:چیکار داشتی میکردی
حامیم:هیچی،چخبر
جانا:خبری ندارم
حامیم:نظرت چیه یکم کرم بریزیم؟؟
یه چشمک د*ل ربـ*ـا زد.
جانا:مثلااا؟
بعد لبه پتو رو گفتم و افتادم رو جانا
جانا:هوووویییی حامی خـ*ـرررر خفه میشمممم
آییییییییییییی،حامیییییی
پتو رو از روش برداشتم و قهقه ای زدم
با نفس نفس بلند شد
جانا:م..گه ن..میگم خ..فه م..یشم
حامیم:خندید
جانا:م..ن ا..ینو ت..لافی م..یکنم
حامیم:تلافی کن
جانا:خ..ودت خ..استی
بعد از اتاق رفت بیرون و با کفش پاشنه بلندش برگرشت
جانا:تکون بخوری زدم تو فرق سرت
حامیم:جانااا اجیییی اون درد دارهههه
جانا:تو داشتی منو میکشتییی
حامیم:ببخشیدددد اونو نزنننن
جانا:زودتر از این باید فکر میکری بهش
یکیشونو پرت کرد و منم جاخالی ولی اون یکی دقیق خورد وسط سرم
حامیم:اخخخخ،ایییییی،سرممممم
جانا:حیحیحیحیحی
حامیم:خیلی درد گرفتتتت،من اینو تلافی میکنم
جانا:(زبون در آورد)
حامیم:اجی خیلی درد داشتتتت
جانا:هه هه
حامیم:من دارم واسه تو
جانا:باش
و از اتاق رفت بیرون
نیمه گمشده🤍🌙
به قلم فاطیما🪄
کپی❌