نیمه گمشده🤍🌙
𝖕𝖆𝖗𝖙 19
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دستشو از لای موهام بیرون آورد و محکم دستامو گرفتم که گوشیش زنگ خورد
معذرت خواهی کوتاهی کرد و گوشیشو از کیفش بیرون آورد
با نگاه کردن به صفحه گوشی،لـ...ـب پایینش رو گاز گرفت و از اتاق رفت بیرون
𝑫𝒂𝒓𝒚𝒂:
دلارام بهم زنگ زد
بفهمه حامی اومده خواستگاریم و اون نفهمیده پـ..ـارم میکنه
جواب دادم
دریا:الو،سلام
دلارام:سلام،کجایی؟
دریا:چطور؟
دلارام:هیچی،میخام ببینمت
دریا:چرا؟
دلارام:میخام دوستمو ببینم جرمه؟؟؟
دریا:نه،خب من میام پیشت
دلارام:نخیر،منتظرما
و بعد قطع کرد
(ای باباا)
آدرس و فرستادم
که بعد چند دقیقه اومد
دلارام:دریاا
دریا:سلام،بله؟
دلارام:بیمارستان چیکار میکنی؟؟
دریا:چیزه...حامی تصادف کرده
دلارام:کی،چجوری؟
دریا:دیشب
دلارام:بزار من زنگ بزنم به آرش
دریا:نه،نه.حامی خوبه
دلارام:باشه،آرش دوستشه
دریا:هوف،باشع😒
زنگ زد و برگشت پیش من
دلارام:خب بگو چیشده
دریا:چی بگم؟من که تو تصادف نبودم
دلارام:باشه ولی حتما به تو گفته
دریا:ببین دیشب حامی اومد خواستگاری من،تو راه برگشت تصادف کردن،یه ماشین از پشت بهشون زده
دلارام:جانم؟؟؟خواستگاری تووو؟؟؟
دریا:هوم
دلارام:واقعا که...
دریا:چرا؟
دلارام:مشخص نیس چرا؟
دریا:خب چیکار کنم،یادم رفت
دلارام:ایش،گمشو
دریا:دلارامممم
که همون لحضه آرش رسید.
آرش:دریا،چخبره؟حامی کجاس؟چیشده؟
دریا:اووووو آرششش چقدر شلوغش
میکنیی،حالش خوبه.اونجاس(اشاره به در اتاق حامی)
آرش:باش
و رفت تو اتاق حامی
𝑯𝒂𝒂𝒎𝒊𝒎:
ارش اومدم تو اتاقم
آرش:داداش چی به سر خودت آوردی
حامیم:عه ارش،تو کی اومدی؟از کجا فهمیدی؟
آرش:اقا حامی،درسته شما بی وفایی ولی ما نه
حامیم:نامرد یه خواستگاریه دیگه
شونه هاشو انداخت بالا
حامیم:بزار من مرخص شم برات یه جعبه شیرینی میگیرم
آرش:باشه،فقط بعدش زیرش نزن
حامیم:دست شما دردنکنه آقا ارش،مارو اینجوری شناختی
آرش:زمونه عوض شده دیگه
حامیم:کوف(خندید)
آرش:خندید
که دلارام دریا وارد شدن
نیمه گمشده 🤍🌙
به قلم فاطیما🪄
کپی❌