نیمه گمشده🤍🌙فورنده
میشه از چنل رمان منم حمایت کنین؟ @satrhayerangi 🤍 +بعلههه🤌🏻
عزیزان ناشناس برای نظر دادن به رمانه
این چیزا رو موقع تقدیمی رو توی پیوی باید گفت
نیمه گمشده🤍🌙
♡ ♡ هر شب همین موقـ𝟶𝟶:𝟶𝟶ـع کـہ میشه،ـבل من پیش توعهـ ♡ ◉━━━━━━─────── ↻ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ⇆
تایـ𝟬𝟬:𝟬𝟬ـم.
فداش؛فداتون🙃🫀
آرزو یادتون نره!🌀
شبتون بخیر دخترا.🌙✨
https://eitaa.com/edlesslove
نیمه گمشده🤍🌙
𝖕𝖆𝖗𝖙 36
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
داها:خب خب،روشن کن بریم
حامیم:اوک
ماشین رو روشن کردم و حرکت کردیم
ایندفعه نایی واسه پایین شدن نداشتم
پس داها رو علم کردم
راه افتاده بود تو خیابونا و دنبال دریا بود
تا به خودمون اومدیم.دیدیم شب شده
داها رو رسوندم خونه
داها:بیابشین
حامیم:نه مزاحم نمیشم میرم خونه
داها:مزاحم چیه بابا بیا تو
حامیم:نه مرسی
داها:بیا تو میگمم
حامیم:اوف،،بااشه
و ماشینو یه جا پارک کردم و رفتم داخل
نازنین:سلام،خوش اومدی
سعید:سلام حامی
حامیم:سلام،ممنون
داها:منو یادتون رفت اره؟
نازنین:ای حسود،،خب سلام
داها:سلام
نازنین:تا شام حاضر بشه من و سعید میریم بیرون،حواستون باشه غذا نسوزه
داها:باشه
و اماده شدن و رفتن
نشستم رو یه مبل و داها ام روبه روم نشسته بود
داها:خب.حامی،تعریف کن
حامیم:چیو تعریف کنم
داها:چرا با دریا دعواتون شد
حامیم:داها حوصله ندارم ولم کن
داها:بگو خب میخام ببینم چیشده بینتون
حامیم:برات مهمه؟
داها:اره
حامیم:مهم نباشه چون بت مربوط نیس
داها:بگو دیگه
حامیم:هیچی بابا،قرار بود از گذشته هم با خبر شیم..
داها:خب دریاچی گفت
حامیم:چی باید بگه،گفت کسیو نداشته دیگه
داها:بعدش؟
حامیم:ولی من داشتم و بهش گفتم
داها:خب
حامیم:بعد دریا ازم خواست در موردش باهاش حرف بزنم
داها:خب
حامیم:ولی من چیزی نگفتم چون هم من اونو فراموش کردم هم اون منو در ضمن من دیکه از اون ادم متنفرم و فکر نمیکنم گفتن خاطرات و گذشتم چیزی به دریا اضافه کنه
داها:خب
حامیم:خب و کوف دیگه😑بعد اصرار کرد و دعوامون شد
منم سرش داد زدم و رفتم تو اتاقم
بعد خابم برد
و دریا رفته بود
داها:تو چیکار کردیی؟(عصبانیت)
حامیم:چته داها
داها:سر خواهرم داد زدی؟؟
حامیم:😑
داها:مرض
حامیم:خب همه وقتی دعوا میکنن داد میزنن
داها:همه خواهر من نیستنن(عصبانیت)
حامیم:ببند داها حوصله ندارم
متوجه تغییر رفتارش شدم
اختیار از کف داده بود
بلند شو به سمتم اومد و اولین مشتشو به صورتم پرتاب کردم
بلند شدم
حامیم:چته وحشی(داد)
که شروع کرد به زدن
با صدای مامان به خودش اومد
خودشو جمع و جور کرد
نازنین:چخبره اینجا(داد)
سعید:داهاا این چه وضعشه(داد)
داها:اممم،چیزه...مامان
دریا:حامییی(نگرانی)
صدا رو درست شنیدم؟د..دریاااا؟
به زور سرمو بلند کردم
داها:ابجی کجا بودیی
دریا:خفه شوو،چطور روت میشه به من بگی خواهر(داد)
داها:م..من فقط
دریا:فقط خوبمو میخاستی؟اصن حرفی داری بزنی؟ینی چی همش همینو میگ؟ها؟بابا من نمیخامم خوبمو بخای،متوجهی؟؟(داد)
داها:ولی دریا
دریا:ولی نداره..دیکه حتی نمیخام ببینمت چه برسه که صداتو بشنوم(داد)
داها سعی کرد خودشو به دریا نزدیک کنه
دریا:سمت من نیاا(جیغ)
که ارش وارد شد
پشمام داشت میریخت از این وضعیت
کمکم کرد بلند شم
دریا دوید تو بغلم
دریا:خوبی؟بریم دکتر
حامیم:نه بابا نیازی نیس
دریا:هس
حامیم:نوچ.میرم خونه
دریا:منم میام
داها:که دوباره ولت کنه؟عمرا بزار
با عصبانیت عجیبی بلند شد
دریا:دیگه بسه داها،واقعا بسهه..تمومش کننن،اصن تو کی باشی به من امر و نهی کنی؟(دااااد)
بعد با کمک بچها بلند شدم و رفتیم سمت خونه
نیمه گمشده 🤍🌙
به قلم فاطیما🪄
کپی❌
نیمه گمشده🤍🌙فورنده
نیمه گمشده🤍🌙 𝖕𝖆𝖗𝖙 36 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ببینم بازم بهونه ای واسه لف دادن پیدا میکنین؟
میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم ما پارت میخوایم
🤍
+دادم یکی🙃
نیمه گمشده🤍🌙
♡ ♡ هر شب همین موقـ𝟶𝟶:𝟶𝟶ـع کـہ میشه،ـבل من پیش توعهـ ♡ ◉━━━━━━─────── ↻ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ⇆
تایـ𝟬𝟬:𝟬𝟬ـم.
فداش؛فداتون🙃🫀
آرزو یادتون نره!🌀
شبتون بخیر دخترا.🌙✨
https://eitaa.com/edlesslove
هی توی پارت ها ننویس
مثلاً از ماشین پایین شو
بنویس از ماشین پیاده شو
🤍
+چه فرقی داره🗿