نیمه گمشده🤍🌙
𝖕𝖆𝖗𝖙 38
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همینجوری داشتیم بحث که صدای زنگ اومد
دریا:بپر درو باز کن
حامیم:خونه توعه،من برم؟
دریا:ای کثا..فت
حامیم:بدو
دریا:ایشششششششششششش
و بلند شدم و درو باز کردم
ولی با کسی که جلوم دیدم ماتم برد..
دریا:ت..توو؟
آراد:اره من
و غذایی که سفارش داده بودیمو داد دستم
آراد:تا اینجا اومدم که بگم من همه جا هستم،حالا وقتشه که از سایه خودتم بترسی دریا..
ترس کل وجودمو گرفت
حامیم:دریا..کجا موندی؟بیا
دریا:ا..الان میام
اراد خدافظی کرد و رفت
درو بستم..نفس عمیقی کشیدم و رفتم پیش حامی
حامیم:بیار که گشنمه
غذا رو گذاشتم رو میز
به صندلی کشیدم عقب و خودمم نشستم
حامیم:دریا؟خوبی؟
دریا:چ..چی؟ا..اره خوبم
حامیم:مطمئنی؟
دریا:ا..اره
حامیم:دختر رنگت عین کچ دیوار سفید شده
دریا:میگم خوبم..اه
حامیم:باشه بابا،بی اعصاب
از روی صندلی بلند شدم
حامیم:عه بشین
دریا:نمیخام،مرسی
حامیم:دریا هیچی نخوردی
دریا:اشتها ندارم
و رفتم تو اتاق
𝑯𝒂𝒂𝒎𝒊𝒎
من مطمئن بودم هرچی که هس وقتی رفته دم در اتفاق افتاده
رفتم پشت در اتاق که صدای دریا رو شنیدم
دریا:اره مطمئنم،خودش بود....اره آراد بود،اومده بود غذا هایی که سفارش دادیمو بیاره...
آراد؟آراد کیه؟
داشتم کفری میشدم
محکم درو باز کردم
دریا با ترس و تعجب بهم خیره شد
دریا:ح..حامی؟
حاميم:آراد كيه؟
دریا:آ..آراد؟
حامیم:همه چیو شنیدم
دریا:اومدی پشت در و حرفای منو گوش میدادی؟
حامیم:جواب منو بده دریاا(عصبانی)
دریا:آراد یکی از دوستای داهاعه که خارج از کشور زندگی میکرده
الان که غذا رو آورد دیدمش
و صفحه گوشیشو چرخوند
اره،واقعا داشت با داها حرف میزد
دریا:خیالت راحت شد؟
حامیم:ادم واسه دیدن دوست داداشش اینجوری میترسه و نگران میشه؟
دریا:حامی اصلا بخاطر اون نیس
حامیم:بااشه
و از اتاق رفتم بیرون
𝑫𝒂𝒓𝒚𝒂
اخیششششش
داها:چرا بهش همه چیو نمیگی؟
دریا:الان وقتش نیس
داها:دیگه تا کی؟
دریا:نمیدونم داهاا
داها:بااشه باباا
و گوشیو قطع کردم
نیمه گمشده 🤍🌙
به قلم فاطیما🪄
کپی❌
نیمه گمشده🤍🌙
♡ ♡ هر شب همین موقـ𝟶𝟶:𝟶𝟶ـع کـہ میشه،ـבل من پیش توعهـ ♡ ◉━━━━━━─────── ↻ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ⇆
تایـ𝟬𝟬:𝟬𝟬ـم.+¹
فداش؛فداتون🙃🫀
آرزو یادتون نره!🌀
شبتون بخیر دخترا.🌙✨
https://eitaa.com/edlesslove
نیمه گمشده🤍🌙
♡ ♡ هر شب همین موقـ𝟶𝟶:𝟶𝟶ـع کـہ میشه،ـבل من پیش توعهـ ♡ ◉━━━━━━─────── ↻ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ⇆
تایـ𝟬𝟬:𝟬𝟬ـم.+¹
فداش؛فداتون🙃🫀
آرزو یادتون نره!🌀
شبتون بخیر دخترا.🌙✨
https://eitaa.com/edlesslove
نیمه گمشده🤍🌙
𝖕𝖆𝖗𝖙 39
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و از اتاق اومدم بیرون
دریا:ح..حامی
حامیم:جونم
دریا:باید یچیزیو بهت بگم
حامیم:بفرما..
نفس عمیقی کشیدم و برای اخرین بار به تصمیم فکر کردم
خاستم دهن باز کنم که مغزم دوباره از تصمیم خودش منصرف شد
چشامو بستم و نفسمو کلافه بیرون دادم
که حامی صدام کرد
حامیم:دریا؟چته؟
دریا:چ..چی؟خوبم،میگم حامی من میخام برم بیرن
حامیم:بیرون؟الان؟
دریا:اره،چیه مگه
حامیم:دختر تو دیوونه ای
دریا:قهر میکنما
حامیم:دریاا
دریا:قهرم
حامیم:ای خداا،بپوش بریم
دریا:حیحیحی،باشه
و دویدم تو اتاق که یچیزی بپوشم
درم و بستم و پشتمو به در زدم
وایی خدااا من چرا اینقدر ضایع امممم
اوفففففف
از وقتی که با حامی اشنا شدم نصف لباسام تو کمد حامی بود
دونه دونه لباسامو کنار زدم و یچی انتخاب کردم و یه میکاپ ساده کردم،موهامو شونه زدم و همون جوری باز گزاشتم
و از اتاق بیرون اومدم
که دیدم حامی ام امادهاس
دریا:خب بریم
حامیم:بریم
دستمو گرفت و با هم به سمت ماشین حرکت کردیم
درو برام باز کرد
نشستم تو ماشین و خودشم سوار شد
حامیم:کجا بریم
دریا:نمیدونم
حامیم:پس چرا گفتی بیایم بیرون
دریا:چون دلم خواس
حامیم:من اخر از دست تو دق میکنم
دریا:من یه موزیک میزارم توام همینجوری بزن به جاده
حامیم:وای دریا
دریا:اذیت نکن دیگه
هوف کلافه کشید.باشه کوتاهی گفت و حرکت کرد
دل تو دلم نبود
اگه حامی میفهمید چی؟
من..من فقط میترسم که از دستت بدم
ولی..
خب من هنوز مطمئن نبودم
بیخیال افکارم شدم و یه موزیک پلی کردم و خودمم شروع به خوندنش کردم
ساعتی گذشت که حامی یه جا وایساد
حامیم:چیزی میخوری برات بخرم؟
دریا:اره
حامیم:حتما کاکائو؟
دریا:افریننننن،درست حدس زدییی
حامیم:حدس نزدم مطمئن بودم
خندیدم
حامی رفت سمت مغازه تا یچیزی بخره
شیشه ماشینو دادم پایین تا هوایی بخورم
که..
نیمه گمشده 🤍🌙
به قلم فاطیما🪄
کپی❌