نیمه گمشده🤍🌙
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
𝖕𝖆𝖗𝖙 61
توی اون لحضه تنها چیزی که دریا حس میکرد این بود که باید از اینجا بره
_د.. درسا
+جان
_بیا بریم، تروخدا
+نه کجا، بشین هنوز چیزی نگذشته
_آراد شر درست میکنه، بیا بریم
+نه نه نمیشه، دو دقیقه غر نزن توام
دریا که دید تلاش هاش بی فایدس تصمیم گرفت که دیگه بیخیال شه
ساعت ها به اندازه چند سال میگذشت
ولی هرچه که بود تموم شد
_خب دیگه پاشو بریم
+نه کجاا؟
_چیمیگی درسا؟ تموم شد دیگه
+نه وایسا من میخوام باهاش عکس بگیرم
_وای خداااااااااااااااا
+مرض
_من میرم بیرون تو بیا
+نه نمیشعهع
_بمیریییی
+بیا بریم اینقدر گـ..ـوه نخور
_اخرش من دق میکنم
+بیااااا
دریا به زور رفت، نمیخواست ولی مجبور بود
حامی داشت با طرفدارا عکس میگرفت
یهو برگشت، لبخندش محو شد
چند قدمی جلو اومد و قبل از اینکه درسا بخواد حرکتی انجام بده، حامی لـ..ـب زد:
_انگار نمیخواد تموم بشه، هوم؟
+م.. من فقط...
_فقط چی؟ بس نبود تموم این بلا هایی که سرم آوردی؟ چرا گم نمیشی از زندگیم؟
+ولی تو نزاشتی من هیچ چیزیو توضیح بدم
_توضیح؟ خیانت توضیح داره؟
+چی میگی؟ من خیانت کردم؟ اینجوری منو شناختی؟
_نه اینجوری نشناختمت، چون تو کلا اونی که میشناختم نبودی
+ولی من مجبور بودم، منو تهدید کرده بود میفهمی؟
_پس الان چرا اومدی نمک رو زخمم بپاشی؟
+فکر میکنی من زخم ندارم؟ با میل خودم نیومدم
به درسا اشاره کرد و ادامه داد:
+دوستم خواست بیاد، نتونستم چیزی بهش بگم چون گذشتمو دقیق نمیدونه
_ولی میتونستی نیای
+من...
قبل از اینکه دریا بخواد حرفی بزنه، درسا دهن باز کرد و ادامه داد
×میشه یکی بگه چخبره؟
+برات توضیح میدم
_خیانت توضیحی نداره دریا،خوتو گول نزن
+درسا میشه بری؟من الان میام
×نه دیگه، این کیه که اینجوری باهات حرف میزنع؟
دریا نفس عمیقی کشید، دیگه نمیتونست فرار کنه
+این... حامیه. همون کسی که...
×همون کسی که یه سال پیش ترکش کردی؟
سکوت سنگینی افتاد، حامی پوزخندی زد
_آفرین، حتی دوستت هم میدونه که تو رفتی
+من نرفتم، منو بردن
_با پای خودت رفتی توی هواپیما، نه؟
+چون تهدید شده بودم آراد گفته بود اگه نرم، به تو و خانوادم آسیب میزنه
حامی یک لحظه مکث کرد. چیزی توی چشماش تغییر کرد.
_آراد؟ همون مشاورِ قلابی؟
+آره. همونی که بهت گفت مشاوره، اون یه روانیه
درسا که تا حالا فقط نگاه میکرد، جلو اومد.
×ببخشید، ولی اگه این قضیه جدیه، چرا پلیس خبر نکردی؟
+چون مدرک نداشتم. و میترسیدم...
حامی دستش رو لای موهاش کشید و با کلافگی گفت:
_حالا چرا الان بهم میگی؟
+چون تو اصلا بهم اجازه توضیح ندادی
_باشه الان برو، اینجا جای حرف زدن نیست. من بعدا بهت زنگ میزنم
دریا باشه ای زیر لـ..ـب گفت و با درسا از اونجا خارج شدن
نیمه گمشده 🤍🌙
به قلم فاطیما🪄
کپی❌
https://eitaa.com/joinchat/1219495620Ce0363be5ef حمآیت ؛ 🙂🎀
🤍
حمایت کنینننن✨🎀
نیمه گمشده🤍🌙فورنده
نیمه گمشده🤍🌙 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عررررررچقدمنتظراینپآرتبودمممم😂🛐✨.
نیمه گمشده🤍🌙فورنده
نیمه گمشده🤍🌙 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آنقدر دیر پارت میدی یادم میره پارت قبلی چه اتفاقی افتاد باید برم اونم بخونم👩🏿🦯👩🏿🦯
نیمه گمشده🤍🌙
♡ ♡ هر شب همین موقـ𝟶𝟶:𝟶𝟶ـع کـہ میشه،ـבل من پیش توعهـ ♡ ◉━━━━━━─────── ↻ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ⇆
تایـ𝟬𝟬:𝟬𝟬ـم.
فداش؛فداتون🙃🫀
آرزو یادتون نره!🌀
شبتون بخیر دخترا.🌙✨
https://eitaa.com/edlesslove
نیمه گمشده🤍🌙
♡ ♡ هر شب همین موقـ𝟶𝟶:𝟶𝟶ـع کـہ میشه،ـבل من پیش توعهـ ♡ ◉━━━━━━─────── ↻ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ⇆
تایـ𝟬𝟬:𝟬𝟬ـم.
فداش؛فداتون🙃🫀
آرزو یادتون نره!🌀
شبتون بخیر دخترا.🌙✨
https://eitaa.com/edlesslove