شبهایحوّا.
سلام. میپیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب میدم. قبلیهارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. میپی
اینجا کیا ادمینن؟
-
یاسمن و آرمن، و آقای دارابی با دعوت افتخاری شفق
شبهایحوّا.
سلام. میپیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب میدم. قبلیهارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. میپی
آخ دقیقا اونایی که عقلشون نمیرسه و با یه شخصیت جدید آشنا میشن میان قربون صدقش میرن طرفم فکر میکنه چه کوله
-
خب چرا واقعاً؟ =))) چرا درستحسابی نمیگید دقیقاً کجا، دقیقاً کی؟ به چه علت؟ آدمرو نذارید توی خماری
هدایت شده از انجمن بیکاران کتابخون
وقتی یه ادمین میاد چنل میزنه که علایقشو، نوشتههاشو و... با شما منتشر کنه می خواد یه گوشه ی امن پیدا کنه. نه اینکه یه مشت ادم بریزن سرش از روی کنجکاوی بدون اینکه کاملا بدونن توی زندگیش چه خبره قضاوتش کنن.
شبهایحوّا.
سلام. میپیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب میدم. قبلیهارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. میپی
واقعا جذابی گلشید ، برخی پیچیده ها ، سردرد آور هستن و سمی ، ولی تو پیچیده ی زیبایی هستی که آدم حتی اگه حرفات رو کامل نفهمه ، بازم دوست داره باهات معاشرت کنه . درست مثل اقیانوس ، پیچیده ، عمیق ، مرموز ، ولی جذاب
-
اول اینکه قطعاََ نظر لطف شماست، و همچنان منرو میترسونه این تعاریف. امشبهم دعا میکنم، برای روحهای زلال و دلهای شفاف شما که نور رو در تاریکی میبینه و زیبایی زشتترینِ چیزهارو هم درک میکنه. برای تکهنانم که امروز تولدش بود، و در آخر برای خودم که ایکاش بتونم یکروزی تنها ذرهای به تعاریف شما نزدیک بشم. تنها ذرهای.
شبهایحوّا.
سلام. میپیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب میدم. قبلیهارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. میپی
سلام تو همون عارقانه ای ؟
-
سلام، نه. من گلشیدم. عرفانه، عرفانهست. خیلیهم دوستداشتنیه. عرفانه رو دوست دارم بچهها، پس امشب برای اونهم دعا میکنم
شبهایحوّا.
سلام. میپیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب میدم. قبلیهارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. میپی
گلشید از حرفام پشیمون شدم معذرت میخوام
-
بخشیدمت، اما لطفاً دیگه این جفا رو در حق خودت نکن که در جوار شخصی بمونی که تو رو آزار میده. بههرحال ناراحتم، مثال نزدی از اینکه کجاها این اشتباهات رو انجام دادم.
منرو لایق وصال ندونستن، اما تکهای ازم رو در آغوش کشیدن. من نرفتم، مهلا رفت. مهلا قدم برمیداره توی صحن و عطر مقدس رو حس میکنه، من بهجاش شاد میشم. مهلا رفت زیارت بچهها. هیچچیز نمیتونست انقدر منرو خوشحال کنه. حالا براش زمزمه میکنم "سلامِ خستهها، رسیده به کربلاء" و برای خودم میخونم "آخه دلت میاد؟"
شبهایحوّا.
سلام. میپیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب میدم. قبلیهارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. میپی
گلشید خوابت رو دیدم. اگر مطمئن میشدم پیغاممو میبینی اینجا، تعریفش میکردم.
-
میبینم. تعریف کن، لطفاً.