eitaa logo
شب‌های‌حوّا.
852 دنبال‌کننده
136 عکس
20 ویدیو
1 فایل
The Woman of God. بایگان‌ پیام‌ها: https://eitaa.com/velamkondige
مشاهده در ایتا
دانلود
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
گلشید دلتنگت بودم:) فلی - من‌هم همین‌طور، بشین ببینم روزگار چه‌‌طور برت گذشته؟
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
خنده داره اما باید ظرفارو بشورم.میشه ناشناس ادامه دار باشه؟ فلی - خنده‌دار نیست. کمال‌گرایی رو گذاشتم کنار و دارم سعی می‌کنم پیام‌هایی که انبار شده رو نادیده بگیرم و روی پیام‌های امشب متمرکز شم. بهت گفته بودم من‌رو یاد یکی از تکه‌نان‌های گذشته‌ام می‌اندازی؟ الان چند ماه می‌شه که رفته. مینو. دلم برای مینو خیلی تنگ شده.
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
https://eitaa.com/edrakxa/8220 خداحافظی نبود، سلام بود. تو تازه از قطار پیاده شدی و قطار من تاخیر داره از توجه و تحلیلی که نسبت به نحوه ی نگارشم داشتی شوکه شدم و احساس می کنم اگر تو بازی عبارات و کلمات انتظارت رو برآورده نکنم تو همین نوبت برای همیشه کیش و مات می شم ترسناکه چون طعم محبت بی مزد و توجه بی منت رو بهم چشوندی طوری من رو پیدا کردی و درون تصویر سازیت جا دادی که آرزو کردم کاش سد دز رو از نزدیک دیده بودم کاش خاطره جنگل و مهتاب و قدم زدن شبانه رو در حافظه ام داشتم که بهتر همراهیت کنم - راستش الان‌هم یاد مینو افتادم. اولین توجه و محبت بی‌مزد رو از خودت گرفتم، و جوابش رو دادم. ستاره‌هات رو گرفتم و ستاره‌هایی دادم. به‌هرحال صبر کن چندتا عکس بفرستم، شاید بفهمی که چه حسی داره
شب‌های‌حوّا.
https://eitaa.com/edrakxa/8220 خداحافظی نبود، سلام بود. تو تازه از قطار پیاده شدی و قطار من تاخیر دا
فکر کنم الان لازم باشه سرم‌رو تکون بدم و به گفتن "می‌فهمی که چی می‌گم؟" اکتفا کنم.
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
https://eitaa.com/edrakxa/8223 ارمنی بود، گرچه فکر کنم این آرمن اشوری باشه. ضمن اینکه اون آرمن نابینا هم بود(دور از جون این یکی). ولی خیلی بامزه بود، و مظلوم. - "دور از جون این یکی" شما هم خیلی بامزه‌ای و احتمالاً مظلوم. نام آرمن کلاً دو معنای متفاوت داره و حتی بیشتر فکر کنم. یکی‌اش به معنای مرد ارمنی يا همچین چیزی با همین مضمون، و دیگری که معنای عبری‌اش باشه یعنی درجه‌ و مرتبه‌ی بلند. کسی که نام آرمن رو می‌شنوه احتمالاً اول یک شخص ارمنی رو تصور کنه و باید یک‌ساعت توضیح داد که نه، ارمنی نیستم و این ریشه‌ی عبری هم داره و این حرف‌ها. البته بعد از اون چند ساعت دیگه‌رو باید صرف توضیح این‌که به‌خدا هیچ ربطی به اسرائیل و یهود و صهیونیسم ندارم کنی.
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
https://eitaa.com/edrakxa/8224 ببین گلشید داستانی که شنیدم از جنس داستان‌های مرتبط با خدا و این‌ها بود. نمی‌دونم چطور بگم. مثلاً انگار یه داستان قرآنی بود. متوجه می‌شی؟ بعد از شنیدن اون داستان متوجه معنای یک‌سری نمادها شدم. سوگندی که یاد کردی، کارهایی که قرار بود ازشون دوری بکنی درواقع به معنای اون نمادها مرتبط بودن. الآن برات مثالش هم می‌زنم. فرض کن ما سیب خوردن رو بر اساس داستان آدم و حوا، نماد لغزش به واسطه‌ی وسوسه فرض کنیم. ادامه در پیام بعدی. خب داشتم می‌گفتم. گفتم که فرض کن سیب خوردن رو براساس داستان آدم و حوا، نمادی از لغزش به واسطه‌ی وسوسه فرض کنیم. زمانی که فرضاً من سوگند یاد کنم که خدایا، من دیگر سیب نمی‌خورم، درواقع دارم می‌گم که خدایا من می‌خوام در مقایسه نفسم بایستم. حالا چه این مقابله با نفس از جنس مقابله با شهوت باشه چه لذت‌ها و امیال دیگر. می‌فهمی منظورمو؟ من دیگر سیب نمی‌خورم درواقع به این معنا نیست که صرفاً یک اشتباه رو انجام نمی‌دم. انگار اشتباه تایپی داشتم و مقابله رو مقایسه نوشتم. ولی در ادامه بگم که اون دو کاری که قرار بود ازشون دوری کنی، خودشون به هم مرتبط بودن. به شکلی مکمل هم بودن یا حتی شاید یکی، دیگری رو هم در بر می‌گرفت. مثالی که تا حدی مرتبط به منظورم باشه رو اگر بخوام برات بزنم، این می‌شه: خدایا، من دیگر سیب نمی‌خورم و از این به بعد، چشمانم رو می‌بندم قبل از این‌که هوسی به واسطه‌ی مشاهده‌ی چیزی مثل همون سیب، به سرم بزنه. متوجه می‌شی؟ - راستش چند دقیقه پلک زدم تا پردازشش کنم و به وجد بیام از ارتباطی که با حقیقت زندگی‌ام داره و مکملشه