eitaa logo
شب‌های‌حوّا.
885 دنبال‌کننده
145 عکس
20 ویدیو
1 فایل
The Woman of God. بایگان‌ پیام‌ها: https://eitaa.com/velamkondige
مشاهده در ایتا
دانلود
شب‌های‌حوّا.
یک‌سال پیش همین موقع‌ها به عنوان یک ممبری که چنلش رو دنبال می‌کرد، خیلی بی‌دلیل توی مشايه یادش افتادم. شب، توی موکبی خلوت با بدنی خسته. هرگز فکر نمی‌کردم امسال اربعین من و اون باشیم و شب‌های درازی از خاطره. از "من این‌جام"، چفیه‌ی قرمز، کیف فیروزه‌ای، میکائیل، "سوپرنچرال چند فصل بود؟"، "فندک افتاد" و از شب‌های درازی دعا و شمع.
سلام. من خیلی عاجزانه از چمران و جاسمین، و هریک از ممبران این‌جا که الان در حریمِ حرم مقدس معصومی نفس می‌کشه، می‌خوام برام دعاهای مخصوص و خوب‌ کنن. تاریکی‌های وحشتناکی بهم هجوم آورده. ممنونم.
هدایت شده از ببین اخوی.
گلشید عزیزم،از دور گنبد حرم حضرت عباس رو که دیدم عمیقأ به یادت افتادم،حضرت عباس من رو به یاد پدرم امام ابراهیم میندازه؛پدر عزیزمون.کلمه فطرس روی روپوش خادم ها،میکائیل،زیارت امین الله و جامعه کبیره.خیلی برات دعا کردم،کاش همو می‌دیدیم.
هدایت شده از ببین اخوی.
اگر روزی شماره‌ات رو داشته باشم قطعا فطرس سیوت خواهم کرد.واقعا برام فطرس رو تداعی می‌کنی که بسیار ارادت خاصی بهشون دارم.
هدایت شده از شب‌های‌حوّا.
خیلی خوب منعکس می‌شی. زمانی که عیسی روح‌خدا در غار مشغول عبادت بود، چندبار برش نازل شدی. در قامت و چهره‌ی‌های مختلف. پیرمرد پرسش‌گر، زن عشوه‌گر، مار طغیان‌گر. حتی نگاهت هم نکرد. روی گردنت پا گذاشت و خرد شدی.
هدایت شده از شب‌های‌حوّا.
مفیستوفلس، بلزبع، آزمون‌گر. آشنا. حقیقت اجتناب‌ناپذیر اینه که تاریکی تو برای من، به اندازه‌ی روشنایی او آشناست.
هدایت شده از شب‌های‌حوّا.
نمی‌ذاری حتی چند روز بگذره. هرکجا بری با خودت اون جام زهر گس‌مزه رو حمل می‌کنی، باعث می‌شی پنج صبح بالا بیارم. تا نفس می‌کشم، با دستانت خفه‌ام می‌کنی. زمانی که بلاخره بال‌هام رو حس می‌کنم، با دندون‌های تیزت تکه‌تکه‌شون می‌کنی. اجازه نمی‌دی پاهام از روی زمین بلند شه. من تمام روز به تابلوی مریم مجدلیه خیره شدم، اما شب که شد باز تو اومدی. همه‌اش می‌آی. نمی‌دونم چرا من‌رو انقدر آشکار زندانی کردی، ولی انگار تو همیشه باید برای من کف بزنی، حارث.
هدایت شده از شب‌های‌حوّا.
همیشه به من توهم می‌دی، عرق سرد و هذیان می‌بخشی. من‌رو تا کلیسا و کنیسه و مسجد می‌بری و جوری رفتار می‌کنی انگار ایمان دارم. انگار پوزخند نزدی. انگار منتظر نیستی تا من پام رو از حریمِ حرم مبارک بیرون بذارم، تا دوباره با دستانت خفه‌ام کنی. از زانوان سستم سوءاستفاده می‌کنی، کردی، بازهم می‌کنی. از ضعف بدن من تغذیه می‌کنی. می‌خوری، خونم رو قطره قطره می‌خوری و آخر شب، بالأخره، بالأخره، برام کف می‌زنی. منزجرم می‌کنی حارث.
هدایت شده از  ستاد مبارزه با بیکارا
گلشید مسیحیه؟ 〰〰〰〰〰 اینو از خودش بپرسید من چیزی پاسخ نمیدم