تنهایی و ناپذیر بودن آزارم میده، خانوادهای نداشتن درحالی که مثل بچهی کبوتر نمیتونی خودت بال بزنی. همهچیز دست به دست هم داده تا جلوی جریان حیات رو بگیره و منشأ این مانع خودمم. از انسانها گریزانم چون از فانی بودن گریزانم و فراموش میکنم حیات فانی در حیات جاودانه آمیخته شده. مثل انشعباتی از اقیانوس بیکران. چیزهایی هست که آرزو میکردم بدون به زبون آوردنش بقیه بفهمن چون میدونم گاهی کلمات خیلی عاجزن. من از استفاده ازشون عاجزتر.
آسمون رو نگاه کنید. گفتم گناهان شاعرانه! گناهان شاعرانه روحیهی شاعر ما رو وادار میکنن به مشروعیت بخشیدن بهشون. مشکل ما اینه که شاعرانه گناه میکنیم و بعد انگار بازگشت ازشون به اندازهی کافی شاعرانه نیست. آدم و حوّا هم شاعرانه اشتباه کردند.
آرزو داشتم یکنفر بود که میشد بیشرمانه راجعبه گناهان شاعرانه باهاش صحبت کرد. متأسفانه این احساس صمیمیت رو فقط با آدم و حوّا دارم.
کربلایی حسین طاهری1405040110.mp3
زمان:
حجم:
11.8M
صفر تموم شد و من هنوز زیر لب زمزمه میکنم "ریگِ بیابانِ تو، من"
پیامهاتون اینجا رفت و انشاالله نفسی تازه میکنم و باقیرو هم کامل جواب میدم.
شبهایحوّا.
بزرگترین جهاد در راه خداوند. تکرارش کن.
حالا ملوان مثل برندان دریانورد کشتیرانی میکنه به سمت جزیرهی بهشت، و منهم وظیفه دارم مثل ژاندارک شوالیه شمشیر بکشم. خدانگهدار اهالی خشکی! برای جنگجویان شهرتون که به جدال با سایرنها برخاستن دعا کنید. خدانگهدار. خدانگهدار اهالی خشکی.
شبهایحوّا.
بزرگترین جهاد در راه خداوند. تکرارش کن.
گلشید چند تا ویدیو از این خانومه سیو کردم برات بفرستم اتفاقا باورت میشه؟