4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 حاصل تربیت دانشآموزان اسرائیلی در مواجهه با سایر اقوام
🔹نهادینه کردن «دیگری» به عنوان موجودیتی که #دشمن است و دشمنی آن پایانی ندارد میتواند یکی از پایههای تربیت رسمی و غیررسمی باشد. در اسرائیل و بهطور کلی قوم #یهود ، این دیگری همواره از ارکان اصلی تربیت بوده است.
🔻با وجود گره خوردن اسلام ناب محمدی (ص) با دیگریها، به نظر، نظام آموزشی #ایران دیگری خاصی را در تربیت رسمی و غیررسمی دنبال نمیکند. دوگانههای حق و باطل، و مستضعفین و مستکبرین از جمله دیگریهایی هستند که میتواند به خطی پررنگ در #برنامه_درسی ما بدل شود. خطی که نخ تسبیح برنامه درسی طولی و عرضی طی سالهای تحصیل و پس از آن است و به سایر برنامهها معنا میبخشد.
🌱 #پرونده_اسرائیل #دشمنشناسی #تربیت_رسمی #تربیت_غیررسمی
🧭 @education_policy
نابرابری اجتماعی-قومیتی در دسترسی به معلم و فرصتهای آموزشی
پرونده اسرائیل - قسمت دوازدهم
✍️ شهرام رامشت
❃ یکی از عوامل مهم در دسترسی معلمان، موضوع سازگاری یا نزدیکی اجتماعی-فرهنگی-قومیتی میان معلمان و دانشآموزان است. شواهد نشان میدهد که وقتی ارزیابی رفتار و عملکرد دانشآموز بر عهده معلمی با زمینهی اجتماعی-فرهنگی متفاوت باشد، مثلاً معلم سفیدپوست برای دانشآموز سیاهپوست، احتمال #سوگیری و رتبهبندی منفی بیشتر میشود. در #اسرائیل نیز با وجود انجام نشدن تحقیقات گسترده در این زمینه، اسناد رسمی به کمبود معلمانی با پیشینه مشابه دانشآموزان اشاره دارند؛ امری که بهویژه برای اقلیتها و گروههای قومی، به محدودیت فرصتهای برابر آموزشی منجر شده است.
❃ برای نمونه، در اوایل دهه ۱۹۹۰ نسبت معلمان با اصالت اروپایی-آمریکایی در #مدارس_اسرائیل بهوضوح بیش از معلمان آسیایی-آفریقایی بود، اگرچه طی سالهای بعد این فاصله کاهش یافته است، اما این نابرابری را در دسترسی به فرصتهای آموزشی نیز میتوان دید: در سال ۱۹۸۸، ۷۱٪ متولدین #اسرائیل ، ۷۰٪ افراد با ریشه اروپایی-آمریکایی و تنها ۵۳٪ افراد با ریشه آسیایی یا آفریقایی شرایط لازم برای حضور در آزمونهای کنکور را داشتند. تا سال ۲۰۰۳، این میزان برای گروههای مذکور بهترتیب به ۷۲، ۷۳ و ۶۵ درصد رسید؛ نشانهای از کاهش محسوس نابرابری، هرچند اختلافات به طور کامل رفع نشده است.
❃ پدیده مشابهی در خصوص مهاجران یهودی اتیوپیایی در دهه ۱۹۹۰ به چشم میخورد. تا سال ۲۰۰۹ جمعیت دانشآموزان اتیوپیاییالاصل حدود ۳۹٬۰۰۰ نفر بود (معادل ۲٫۱٪ کل دانشآموزان)، اما تنها ۲۲۰ معلم اتیوپیایی در سال ۲۰۱۳ در نظام آموزشی فعالیت میکردند (حدود ۰٫۱۶٪ نیروی آموزشی). همچنین، صرفاً ۴۰٪ دانشآموزان اتیوپیایی واجد شرایط دریافت مدرک نهایی بودند، درحالیکه این میزان برای سایر فارغالتحصیلان مدارس دولتی یهودی ۶۰٪ گزارش شده است.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✒️ وضعیت ساختاری نظام آموزش #اسرائیل نشان میدهد که مسأله نابرابری صرفاً به تفاوتهای کمی در بودجه یا منابع آموزشی محدود نمیشود، بلکه ریشهای عمیقتر در ساختارهای اجتماعی-فرهنگی دارد. کمبود معلمان با پیشینه مشابه دانشآموزان، بهویژه در میان اقلیتهای قومی و مهاجران، نهتنها فرصتهای یادگیری برابر را به چالش میکشد، بلکه موجب بازتولید الگوهای تبعیض و حس بیگانگی در نظام آموزشی میشود. سوگیریهای فرهنگی و قومیتی معلمان در ارزیابی و تعامل با دانشآموزان، بر فرایند یادگیری و موفقیت تحصیلی تأثیر مستقیم دارد و حتی با وجود کاهش تدریجی فاصلهها در سطح آمار، همچنان کیفیت مواجهه گروههای محروم با نظام آموزشی را تحتتأثیر قرار میدهد.
اگرچه دادهها نشاندهنده بهبود برخی روندها، همچون کاهش شکاف در نسبت فارغالتحصیلی کنکور میان گروههای قومی هستند، اما حضور بسیار محدود معلمان از اقلیتهای قومی (نظیر اتیوپیاییها) بیانگر کندی تغییرات ساختاری و ناکارآمدی اقدامات جبرانی تا کنون است.
تداوم این وضعیت، پایداری نابرابریها را تضمین میکند و فرصت تحقق «آموزش برابر برای همه» را زیر سؤال میبرد. به بیان دیگر، تا زمانی که نظام آموزش قادر به جذب و پرورش معلمان متناسب با ترکیب اجتماعی-فرهنگی دانشآموزان نباشد و حساسیت به #تنوع_هویتی را در برنامههای آموزشی و ارزیابی نهادینه نکند، هر گونه اصلاح آماری یا سطحی، محکوم به بازتولید تبعیضهای دیرینه باقی خواهد ماند.
🌱 #پرونده_اسرائیل #خطمشیگذاری #دشمنشناسی #تربیت_رسمی #سوگیری_قومیتی #نابرابری_اجتماعی #بازتولید_تبعیض
🧭 @education_policy
لایههای نابرابری و جداسازی در مدارس
پرونده اسرائیل - قسمت سیزدهم
✍️ شهرام رامشت
❃ نابرابری آموزشی، صرفاً در توزیع منابع یا کیفیت معلمان متوقف نمیشود؛ بلکه در ابعاد ژرفتری مانند تفکیک و تمایز میان و درون مدارس نیز ریشهای عمیق دارد. مفهوم جداسازی، اغلب معادل بخشبندی جغرافیایی و جمعیتشناختی میان مدارس تصویر میشود؛ همانگونه که در تجربه ایالات متحده، نقطه عطف آن با حکم تاریخی «براون علیه هیئت آموزش» رقم خورد و جدایی دانشآموزان طبق پیشینه نژادی و اجتماعی رسماً زیر سؤال رفت.
❃ با این همه، #اسرائیل تصویری متکثرتر و پیچیدهتر از جدایی را به نمایش میگذارد. دادههای میدانی یک دهه اخیر به وضوح نشان میدهند که جداییهای آموزشی نهتنها بر اساس قومیت (یهودی/عرب)، بلکه در درون هر گروه و بر مبنای متغیرهایی چون تحصیلات والدین، مهاجرت و تعداد فرزندان، بازتولید میشود. برای نمونه، نظام آموزش دولتی #یهودی به دلیل تنوع اقتصادی-اجتماعی، شاهد شکاف پررنگتری میان مدارس است، در حالیکه مدارس عربی، بهرغم کلیت محرومیت، از شباهتهای اقتصادی-اجتماعی بیشتری میان دانشآموزان برخوردارند. این همگونی، ظاهراً مانع شکلگیری سلسلهمراتبی پیچیده از جداییهای ثانویه میشود؛ سلسله مراتبی که در میان مدارس یهودیان، با حضور زیرنظامهای حریدی، مذهبی و دولتی، بهروشنی قابل ردیابی است.
❃ افزون بر این جدایی بینمدرسهای، اشکال مدرنتر و زیرپوستیتر نابرابری، در درون یک مدرسه نیز به حیات خود ادامه میدهد؛ با سازوکارهایی چون گروهبندی براساس توانایی، ردیابی نظری-حرفهای و تمایز موضوعی. این فرایندها در ظاهر با انگیزه ارتقای کیفیت و پاسخ به تفاوتهای فردی معرفی میشوند، اما در عمل فرصتها را بشدت نامتوازن توزیع میکنند و ضمن بازتولید سلسلهمراتب میان دانشآموزان، در سطح کلان به تثبیت نابرابری ساختاری کمک میکنند.
❃ در پایان، جنسیت بهعنوان بعد فراموششده اما بنیادین تمایز آموزشی، خود را در آمار مشارکت دختران و پسران در رشتههای مختلف نشان میدهد؛ چه در #جامعه_یهودی ، که دختران کمتر (حدود ۳۰ درصد) به مهندسی دسترسی مییابند، و چه در میان #اعراب ، که شکاف دیگری با شاخصهای متفاوت (۶۴ درصد در رشتههای نظری) شکل میگیرد. آنچه آشکار میشود، این است که #عدالت_آموزشی درگیر شبکهای از تبعیضهای چندگانه و بههمتنیده است که بدون تفسیر و نقد بنیادین فلسفه آموزش، راهی به سوی برابری واقعی نمیگشاید.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✒️ مطالعهی عمیق بر روندهای جدایی و تمایز در نظام آموزشی #اسرائیل (و در مقیاس بزرگتر، ایالات متحده)، نشان میدهد که نابرابری آموزشی فراتر از توزیع ناعادلانه منابع مالی یا تفاوت سیاستهاست؛ این نابرابری ریشه در ساختارهای اجتماعی و فرهنگیای دارد که مدارس را هم بهمثابه بازتابگر و هم بازتولیدکننده این شکافها قرار میدهد.
تفکیک مدارس بر مبنای محل جغرافیایی، وضعیت اقتصادی-اجتماعی، مذهب و حتی هویتهای قومی، بافتار مدرسه را به فضاهایی کاملاً مجزا تبدیل کرده است؛ فضاهایی که نهتنها شانسهای برابری برای یادگیری ندارند، بلکه عینیتبخش سلسلهمراتبی از فرصتها و محرومیتها نیز هستند. مثال ملموس این روند را میتوان در دادههای مربوط به #اسرائیل دید؛ هرچه طیف جمعیت متنوعتر و اقتصاد نابرابرتر باشد (مانند بخش #یهودی )، سطح جدایی و تمایز هم شدیدتر خواهد بود؛ برعکس، در جامعهای چون #اعراب_اسرائیل که کلیت آن کمدرآمد و نسبتاً همگن است، جداسازی درونی کمتری مشاهده میشود، گرچه این خود میتواند مسئلهای از جنس دیگری بیافریند؛ همگونی در فقر و محدودیت فرصتها.
اما مسئله زمانی بغرنجتر میشود که متوجه میشویم همین منطق جدایی، به درون مدرسه نیز نفوذ میکند. سیاستهای تمایز برنامهدرسی، گروهبندی بر اساس توانایی دانشآموزان و ردیابی شغلی و نظری، عملاً مدارس را ولو در سطح خردتر به بازنمایی دیگری از تفاوت و سلسلهمراتب تبدیل کرده است. بدین ترتیب، مدرسهای که باید نردبان تحرک اجتماعی یا فضای همافزایی باشد، اغلب تقویتکننده نظم موجود و چرخه نابرابری است.
🌱 #پرونده_اسرائیل #خطمشیگذاری #دشمنشناسی #تربیت_رسمی #نابرابری_ساختاری #عدالت_آموزشی #چرخه_نابرابری
🧭 @education_policy
بازتولید طبقه اجتماعی در خروجی آموزشی
پرونده اسرائیل - قسمت چهاردهم
✍️ شهرام رامشت
❃ نابرابری آموزشی، صرفاً در فرصتهای ورودی و دسترسی به منابع متوقف نمیشود؛ پیامدهای جدیتری در خروجیهای نظام آموزشی، یعنی دستاوردهای تحصیلی، دریافت گواهینامههای معتبر و امکان حضور در آموزش عالی نمایان میشود. واکاوی دادههای رسمی در #اسرائیل تصویری روشن، اما نگرانکننده از ارتباط موقعیت اجتماعی-اقتصادی با موفقیت تحصیلی ترسیم میکند.
❃ بهعنوان مثال، کودکانی که والدینشان در بالاترین دهکهای درآمدی (دهک ۹ و ۱۰) جای دارند، در آزمون ملی Meitzav، نمرهی انگلیسی ۸۱.۴ و ریاضی ۶۷.۰ را کسب کردهاند؛ در حالیکه این اعداد برای کودکانی با والدین دارای کمترین درآمد (دهک ۱ و ۲)، به ۶۱.۱ در انگلیسی و ۴۳.۳ در ریاضی نزول پیدا میکند. این تفاوت چشمگیر، صرفاً در نمرات امتحانی خلاصه نمیشود و در دسترسی به گواهینامه تحصیلی نیز بهوضوح خود را نشان میدهد؛ تنها ۵۹.۵ درصد از جوانانی که مادرانشان تحصیلات کم (۱ تا ۸ سال) داشتهاند واجد شرایط دریافت گواهینامهاند؛ این در حالی است که بیش از ۸۰ درصد جوانانی که مادرانشان بیش از ۱۲ سال تحصیل داشتهاند، از این فرصت برخوردار میشوند. این آمارها بهسادگی نشان میدهد که نظام آموزشی، نه تنها #نابرابریهای_اجتماعی را اصلاح نمیکند، بلکه آنها را بازتولید مینماید.
❃ ابعاد نابرابری خروجی آموزشی به موقعیت جغرافیایی نیز گره خورده است. فرآیندهای اجتماعی، اقتصادی، جمعیتی و در برخی موارد سیاستهای دولت، نقش کلیدی در کنار هم قراردادن گروههای کمبرخوردار، بهویژه آسیاییها و آفریقاییها، در شهرهای توسعهای منزویشده و جوامع تعاونی در #اسرائیل ایفا کردهاند. این جمعیتها، به واسطه سیاستهای مالکیت مسکن ناپایدار و فقدان خدمات اجتماعی کارآمد، در چرخهای از محرومیت و فرصتهای شغلی محدود گرفتار شدهاند و این ساختار، وضعیت نامطلوب آنها را تداوم بخشیده است.
❃ در این میان، جامعه و محیط زندگی فرد نقش مهمی در موفقیت تحصیلی دارد. تحلیلهای پژوهشی مانند فراتحلیل سیرین در آمریکا نشان میدهد که ارتباط میان موفقیت تحصیلی و وضعیت اجتماعی-اقتصادی در دو سطح معنادار است؛ همبستگی مثبت متوسط (۰.۴۷) میان وضعیت اجتماعی-اقتصادی خانواده و موفقیت و همبستگی ضعیفتر (۰.۲۵) میان وضعیت اجتماعی-اقتصادی محله و موفقیت مکانی. این یافتهها در #اسرائیل نیز تأیید شده؛ بر اساس پژوهشها میان میانگین دستمزد محلی و نرخ فارغالتحصیلی (دریافت دیپلم) همبستگی خطی وجود دارد.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✒️ نابرابری خروجی آموزشی، بر خلاف تصور رایج که نظام آموزشی را به عنوان ابزاری برای تحرک اجتماعی و بهبود برابری میستاید، در بیشتر موارد خود به عاملی برای بازتولید و تثبیت شکافهای اجتماعی-اقتصادی بدل میشود. آمارهای دقیق نشان میدهند که تفاوت در میزان درآمد والدین و تحصیلات آنان، نه تنها بر دستاوردهای تحصیلی دانشآموزان در آزمونهای ملی اثرگذار است، بلکه شانس کسب گواهینامههای تحصیلی و امکان ورود به آموزش عالی را به طور نظاممند رقم میزند.
این شرایط، در زمینهای شکل میگیرد که ساختارهای تاریخی و سیاستهای شهری، بهویژه در دهههای ابتدایی شکلگیری #اسرائیل ، اقشار ضعیفتر را در بسترهای جغرافیایی و اجتماعی بسته و کمفرصت جای داده و محیطی را بهوجود آورده است که منابع اقتصادی، خدمات اجتماعی و فرصتهای شغلی مناسب در اختیار آنان نباشد. نتیجهی این وضعیت تداوم دور باطل فقر، کاهش سرمایه اجتماعی و تضعیف امید به ارتقاء طبقه است.
همافزایی اثر محیط خانواده، محله و سیاستهای کلان، چنان در هم تنیده است که نابرابری خروجی آموزشی را به یکی از پیچیدهترین و مقاومترین اشکال #نابرابری_اجتماعی بدل میکند؛ نابرابریای که سیاست اصلاح سطحی، بدون توجه به این ریشههای ساختاری و تاریخی، راه به جایی نمیبرد.
🌱 #پرونده_اسرائیل #خطمشیگذاری #دشمنشناسی #تربیت_رسمی #طبقه_اجتماعی #بازتولید_نابرابری #نابرابری_ساختاری
🧭 @education_policy
نابرابریهای نرم در برنامه درسی
پرونده اسرائیل - قسمت پانزدهم
✍️ شهرام رامشت
❃ نابرابری نظام آموزشی، تنها در سطوح ورودی، خروجی و ساختار برنامهدرسی متوقف نمیشود؛ بلکه ابعاد «نرم» دیگری نیز دارد که کمتر مورد توجه خطمشیگذاران قرار میگیرند. این ابعاد، ناظر بر بازنمایی گروههای محروم در برنامهدرسی رسمی، انتقال کلیشههای جنسیتی و قومی، و میزان پرورش مفهوم تحمل و پذیرش تفاوتها توسط نظام آموزشی هستند.
❃ کتابهای تاریخ قوم یهود در #اسرائیل ، تصویر گویایی از این بازنمایی نابرابریها ارائه داده است. پژوهشها نشان میدهد، در سه کتاب درسی رایج دهه ۱۹۹۰، تنها بین ۲ تا ۸ درصد صفحات به #یهودیان با ریشه آسیایی و آفریقایی اختصاص یافته، حال آنکه این گروهها بخش مهمی از جمعیت واقعی این #رژیم را تشکیل میدهند. جالب اینجاست که نه تنها کمیت بازنمایی اقلیتها، بلکه کیفیت آن یعنی چگونگی و با چه روایتهایی نیز محل سؤال است.
❃ ابعاد کیفی این امر در #کلیشهسازی_جنسیتی آشکارتر میشود. بررسی ۱۳۰ کتاب درسی و کتابکار در #اسرائیل نشان میدهد که ۹۶ درصد آنها واجد کلیشههای معنادار جنسیتی هستند؛ نقش مردان و زنان در زندگی اجتماعی و خانوادگی به گونهای بازنمایی شده که مشاغل و وظایف منزل بهسادگی میان مردان و زنان تقسیم و بازتولید کلیشهای میشود.
❃ اثر این ساختارهای بازنمایی کلیشهای، در نگرش و رفتار دانشآموزان نمود عملی مییابد. مطالعهای بر روی ۲۰۶۶ دانشآموز ۸ تا ۱۸ ساله از سه جریان اصلی یهودی-سکولار دولتی، عربی دولتی، و حریدیها، به بررسی تمایل آنان نسبت به ارتباط با «دیگری» اجتماعی در محیط مدرسه و بازی پرداخته است. یافتهها حاکی از آن است که نیمی از دانشآموزان یهودی و عرب سکولار اظهار کردند که علاقهای به هیچ رابطهای با گروه دیگر ندارند، خواه در کلاس، خواه در بازی یا وقتگذرانی خارج از مدرسه. با این حال، درصد تمایل به طرد در بخش عربی با افزایش سن کاهش مییابد، ولی در میان یهودیان سکولار ثابت میماند؛ نکتهای که به شکاف و پایداری تصورات قالبی دلالت دارد.
❃ با این وجود، مطالعه مذکور بارقهای از امید نیز نشان میدهد؛ هر جا #نظام_آموزشی «کاهش طرد» را مستقیماً هدفگذاری کرده، پیشرفت مشاهده شده است. بهعنوان مثال، گرایش به حذف دانشآموزان یهودی اتیوپیایی و کودکان معلول در میان دانشآموزان یهودی سکولار، با افزایش سن و تجربه بیشتری از فرایند آموزشی، کاهش مییابد. چنین شواهدی نشان میدهد که تعلیم و تربیت، اگر بر ارتقای تسامح و پذیرفتن تنوع متمرکز شود، میتواند اصلاحگر نگرشهای تبعیضآمیز نسل آینده باشد.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✒️ بررسی ابعاد نرم نابرابری آموزشی در #اسرائیل نشان میدهد که نهاد آموزش، فراتر از مسائل سخت نظیر دسترسی، بودجه و خروجیهای کمی، نقشی اساسی در شکلدهی ادراکات، بازتولید هویتهای اجتماعی و مرزبندی فرهنگی دارد. برنامهدرسی رسمی و غیررسمی، با بازنمایی تقلیلیافته و کلیشهای گروههای غیرهژمونیک، عملاً هویتشان را به حاشیه میراند و آنها را در ذهن نسل جدید به صورتهای تقلیل یافته تثبیت میکند.
مطالعات میدانی از نگرش دانشآموزان نیز تلویحاً نشان میدهد که #نظام_آموزشی نه تنها در رفع مرزهای هویتی و کاستن از ترس و طرد دیگری ناکام بوده، که نوعی مقاومت ساختاری و ثبات نگرشی در روابط میانبخشی به وجود آورده است؛ به نحوی که نیمی از دانشآموزان یهودی و عرب علیرغم همزیستی در یک فضای ملی، تمایلی به تعامل با یکدیگر ندارند و این وضعیت با افزایش سن در میان یهودیان سکولار تغییر خاصی نمیکند.
در مجموع، تجربه #اسرائیل نشان میدهد که نابرابریهای نرم در بازنمایی گروههای اجتماعی و پایداری کلیشههای جنسیتی و قومی نه تنها در دادهها قابل مشاهده است، که در میدان روانی و اجتماعی کودکان و نوجوانان نیز آثار عمیق و طولانیمدت دارد. بنابراین، اصلاح چنین وضعیتی نیازمند بازنگری بنیادین در برنامهدرسی و خطمشیگذاری آموزشی با تأکید بر عدالت آموزشی است؛ عدالتی که نه فقط بر توزیع منابع، بلکه بر بازتعریف هویت و جایگاه «دیگری» در متن زندگی و مدرسه نیز صحه گذارد.
🌱 #پرونده_اسرائیل #خطمشیگذاری #دشمنشناسی #تربیت_رسمی #مقاومت_ساختاری #نابرابری_نرم
🧭 @education_policy
بازتولید ساختاریِ نابرابریهای قومی و جنسیتی
پرونده اسرائیل - قسمت شانزدهم
✍️ شهرام رامشت
❃ نابرابری آموزشی محدود به تمایزات اقتصادی و اجتماعی نیست؛ #جنسیت و #قومیت نیز نقش پررنگی در بازتولید ساختارهای نابرابر ایفا میکنند. دادههای رسمی #اسرائیل بهخوبی این واقعیت را عیان میکند. در بخش آموزش دولتی عربی، ۶۷ درصد از دختران موفق به دریافت گواهینامه تحصیلی میشوند، در حالیکه این نرخ در میان پسران تنها ۵۰ درصد است. این شکاف چشمگیر نهتنها نشانهای از برتری عملکرد تحصیلی دختران، بلکه نمادی است از سلسلهمراتب موانع جنسیتی پیشاروی پسران عرب که بخش مهمی ریشه در عوامل جامعهشناختی و فرهنگی دارد.
❃ از سوی دیگر، نابرابری خروجی آموزشی به گسلهای قومی و مبدأ خانوادگی نیز گره خورده است. بنابر نتایج پژوهشها، در #اسرائیل دانشآموزانی که والدینشان در اروپا یا آمریکا متولدشدهاند، ۲۸ درصد بیش از همسالان با والدین آسیایی یا آفریقایی موفق به اخذ گواهینامه تحصیلی میشوند. این شکاف در آموزش عالی و دسترسی به رشتههای کلیدی نیز خود را آشکار میکند؛ جایی که از هر پنج فارغالتحصیل در علوم دقیقه، پزشکی و حقوق، تنها یک نفر دارای پیشینه آسیایی یا آفریقایی است.
❃ مطالعات جدیدتر نیز بر ماندگاری، اگر نگوییم تعمیق این شکافها صحه میگذاردند. بر اساس این یافتهها، یهودیان آسیایی یا آفریقایی ۲.۵ تا ۳ برابر کمتر از همتایان اروپایی یا آمریکایی خود به تحصیلات دانشگاهی دست مییابند. این در حالی است که اکثریت این جمعیتها دورههای آموزش خود را در #اسرائیل گذراندهاند و ۹۰ درصد از پرسششوندگان، تحصیلات دانشگاهی را شرط موفقیت در زندگی میدانند؛ نشانهای که ساختاری بودن موانع و مستقل بودن آن از نگرش و خواست فردی را برجسته میکند.
❃ در مجموع، میتوان نتیجه گرفت که نابرابری تحصیلی در #اسرائیل ، فرآیند پیچیدهای است که جنسیت، قومیت و موقعیت اجتماعی-اقتصادی در آن همافزایی میکنند. تلاقی این ابعاد، بازتولید سلسلهمراتب آموزشی را نهتنها یک پیامد، بلکه جزئی از ذات سیستم میسازد. جهش بهسوی #عدالت_آموزشی ، بدون رفع ریشههای ساختاری این شکافها و بازتعریف بنیادین سیاستهای پذیرش و حمایت تحصیلی، دور از دسترس خواهد بود.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✒️ آنچه در تجربه آموزشی #اسرائیل برجسته میشود، پیوند عمیق و پایدار نابرابریهای آموزشی با ساختارهای اجتماعی، قومی و جنسیتی است. دادهها نشان میدهد که حتی در نظامهایی با ادعای فرصت برابر، عواملی مانند جنسیت و بهویژه خاستگاه قومی و جغرافیایی نیز همچنان نقشی سرنوشتساز و بازدارنده دارند.
شکافِ ۲۸ درصدی میان فرزندان والدین اروپایی/آمریکایی و آسیایی/آفریقایی در اخذ گواهینامه، یا احتمال ۲.۵ تا ۳ برابری موفقیت دانشآموختگان مهاجران غربی در ورود به دانشگاه، همه نشانگر آن است که آموزش بهجای اصلاح نابرابریهای اولیه، بیشتر به ابزاری برای تثبیت و اقتداربخشی این شکافها بدل شده است. حتی باور فراگیر به ارزش آموزش عالی نیز نتوانسته است در عمل بر این چرخه غلبه کند؛ زیرا تعیینکنندگی سرمایه اجتماعی-فرهنگی و سیاستهای تفکیککننده همچنان برقرار است.
تلاقی نابرابریهای جنسیتی و قومی -در بستری که فرصتهای تحرک اجتماعی را وابسته به خاستگاه و موقعیت اولیه میکند- ماهیت بحرانزده عدالت آموزشی رسمی را افشا میسازد. تأکید بسیاری از سیاستگذاران بر تلاش فردی یا رقابت آزاد بدون بازشناسی این ریشهها، به نوعی سادهسازی و پنهانکاری مسئله انجامیده و میدان را برای تداوم نابرابری باز میگذارد.
🌱 #پرونده_اسرائیل #خطمشیگذاری #دشمنشناسی #تربیت_رسمی #نابرابری_ساختاری #نابرابری_جنسیتی #نابرابری_قومی
🧭 @education_policy
نابرابری در توزیع تجهیزات
پرونده اسرائیل - قسمت هفدهم
✍️ شهرام رامشت
❃ یکی از ابعاد مهم و کمتر دیدهشده نابرابری آموزشی، نابرابری در ورودیها و زیرساختهاست؛ امری که پیامدهای دامنهداری برای کیفیت، ایمنی و تجربه یادگیری دانشآموزان دارد. شواهد نشان میدهد که در نظام آموزشی #اسرائیل ، تخصیص منابع فیزیکی و آموزشی بین گروههای مختلف، یکسان نبوده و این وزارتخانه موفق به جبران عقبماندگی تاریخی بخشهایی همچون آموزش دولتی عربی نشده است.
❃ در مدارس دولتی عرب، بهرغم افزایش تعداد کلاسهای جدید مطابق با سهم نسبی جمعیت عرب، همچنان یک شکاف جدی پابرجاست. برآوردها حکایت از نیاز به افزایش حدود یکسوم ظرفیت کلاسها در این بخش دارد. این کمبود باعث شده دانشآموزان عرب ناچار به استفاده از ساختمانها و فضاهای ناکافی یا حتی کلاسهای سیار و اجارهای شوند. این در حالی است که تراکم جمعیت دانشآموزی در یکپنجم مدارس ابتدایی عربی بیشتر از ۶۰۰ نفر است، وضعیتی که برای تنها ۱۰ درصد مدارس ابتدایی #یهودی رخ میدهد.
❃ اختلاف فقط به فضا و ساختمان محدود نمیشود؛ نابرابری فاحش در دسترسی به رایانه و منابع کتابخانهای نیز دیده میشود. نسبت دانشآموز به رایانه در مدارس عربی و مدارس حریدیها دو تا سه برابر مدارس دولتی #یهودی است، و این خود اثر مستقیمی بر کیفیت یادگیری در عصر دیجیتال دارد. خدمات تکمیلی مانند راهنمایی تحصیلی و مشاوره روانی نیز سرنوشتی مشابه دارند. در حالی که این خدمات در ۹۰ درصد مدارس دولتی ارائه میشود، در مدارس مستقل حریدی تنها نیمی از مدارس چنین خدماتی را دارند، و دانشآموزان عرب نیز از کمبود این حمایتها رنج میبرند.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✒️ اینکه این رژیم توزیع ناعادلانه تجهیزات بر علیه عربها* داشته باشد قابل توجیه است؛ اما تحلیل عدم استفاده برابر تجهیزات در مدارس حریدی** که بخش زیادی از بودجه به آنها تعلق دارد، قدری پیچیده است. کمبود امکانات در نظام آموزشی حریدی نه صرفاً ناشی از تبعیض مستقیم دولت، بلکه حاصل تلاقی چندین عاملِ نظاممند و ایدئولوژیک است. این وضعیت تقابل پنهان میان ارزشهای دولت سکولار و دغدغههای جامعه حریدی را بیشازپیش برجسته میکند، و خود به بازتولید شکافهای آموزشی و اجتماعی در #اسرائیل میانجامد.
همانطور که پیشتر ذکر شد، بخش بزرگی از مدارس حریدی ترجیح میدهند تحت نظارت و برنامههای آموزشی دولتی نباشند. آنها غالباً الگوی آموزشی خودشان را دارند که در آن، آموزش مذهبی بر آموزش علوم جدید و مهارتهای عمومی غلبه دارد. این استقلالگرایی باعث میشود که دولت بخشی از بودجه و تجهیزاتِ مشروط به رعایت استانداردهای آموزشی را به این مدارس اختصاص ندهد یا محدود کند.
از طرف دیگر، بسیاری از رهبران و والدین حریدی عمداً اولویت را به آموزش دینی میدهند، و تصور میکنند دریافت منابع دولتی منجر به مداخله دولت در امور مدرسه و محتوای درسی میشود. بنابراین، گاه حتی از دریافت برخی خدمات و تجهیزات صرفنظر میکنند تا استقلال خویش را محفوظ بدارند. البته این احتمال را هم میتوان مد نظر داشت که اصحاب این مدارس، اساساً استفاده از برخی تجهیزات فناورانه را مغایر با اهداف تربیتی خود تلقی میکنند.
در مورد عدم حضور امکاناتی مانند مشاوران رسمی دولتی در مدارس حریدی نیز، به نظر نقش جامعه مذهبی به قدری پررنگ است که اگر نیاز به مشاور در مدارس نیز وجود داشته باشد، ترجیح میدهند آن را از طریق نهاد دین تأمین کنند و نه دولت.
🌱 #پرونده_اسرائیل #خطمشیگذاری #دشمنشناسی #تربیت_رسمی #توزیع_ناعادلانه #عدالت_آموزشی #نابرابری_ساختاری
🧭 @education_policy
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 حاصل تمرکز تربیت رسمی و غیررسمی
🌱 #پرونده_اسرائیل #دشمنشناسی #تربیت_رسمی #تربیت_غیررسمی
🧭 @education_policy
عدالت آموزشی از طریق راهکارهای فنی و بودجهای
پرونده اسرائیل - قسمت هجدهم
✍️ شهرام رامشت
❃ در جستوجوی عدالت آموزشی، نخستین گام اساسی که باید مورد بازنگری قرار گیرد، نظام بودجهبندی است. تقریباً تمامی پژوهشهای معتبر حوزه خطمشیگذاری آموزشی بر این نکته تأکید دارند که بودجه، به عنوان ورودی مرکزی، نقشی تعیینکننده در تحقق یا ناکامی عدالت ایفا میکند. با این حال، افزایش صرف بودجه هنوز نتوانسته است اثر مستقیمی بر ارتقاء دستاوردهای تحصیلی بگذارد و اینجاست که بحث بودجهبندی تفاضلی اهمیت مییابد؛ یعنی بودجهای که متناسب با نیاز واقعی دانشآموزان، به خصوص کسانی که با محرومیتهای اجتماعی-اقتصادی روبرو هستند، طراحی و تخصیص داده میشود.
❃ بر اساس یافته پژوهشها، حداقل نسبت کارآمد این تخصیص، ۲۵ درصد بیشتر برای دانشآموز محروم نسبت به دانشآموز عادی است و نسبت بهینه آن، افزایش ۵۰ درصدی محسوب میشود؛ تنها در چنین شرایطی میتوان به همترازی و جبران واقعی فرصتها امید داشت. تجربه #اسرائیل ، به ویژه پس از سال ۲۰۰۸ و با وارد شدن مؤلفههای تفاضلی در فرمولهای بودجه، نشان داد که چنین اصلاحی میتواند تا حدودی به کاهش فاصلهها منجر شود.
❃ با این حال، برخی خطمشیگذاران در #اسرائیل برای مقابله با نابرابری، به جای بازتوزیع اساسی منابع، مسیر سادهتر و به ظاهر کمهزینهتری را برگزیدهاند: راهکارهای فنی و تکنیکی برای تسهیل مسیر پیشرفت تحصیلی. نمونه بارز آن، تغییر پیدرپی در الزامات امتحانات پایان دوره متوسطه بود؛ از جمله حذف الزامی چند درس از طریق قرعهکشی رایانهای در دهه ۹۰ میلادی، محدود ساختن حجم مطالب امتحانی و تمرکز ویژه روی دروس ریاضی و زبان. هدف از این تغییرات، بالا بردن نرخ اخذ دیپلم و دسترسی رسمی به تحصیلات عالی بود، اما در عمل، این اصلاحات صرفاً به رشد آماری فارغالتحصیلان انجامید، بیآنکه تأثیر محسوسی در کاهش واقعی فاصله فرصتها برجای بگذارد.
❃ پژوهشهای میدانی روشن ساختهاند که هرچند در مناطق پیرامونی #اسرائیل نرخ دریافت دیپلم تا ۲۰ درصد رشد کرد -در مقابل رشد ۱۲ درصدی در مناطق مرکزی مانند #تلآویو - اما نسبت ورود موفق به دانشگاه در همان مناطق محروم همچنان بر رقم ۷۸ درصد ثابت ماند و تنها در #تلآویو بهبود یافت (از ۸۷ تا ۹۰ درصد). این دادهها نشان میدهند دستکاری فنی در معیارها و استانداردها، هرچند تصویر آماری را بزک میکند، اما به آثار تبعیضآمیز عمیقتر و بازتولید مدارک بیکیفیت در طبقات فرودست میانجامد؛ بیآنکه راهی به سوی عدالت واقعی بگشاید.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✒️ آنچه بیش از پیش برجسته میشود، ناکارآمدی رویکردهای فنی سطحی در برابر سیاستهای ساختاری مبتنی بر توزیع هدفمند منابع است. عدالت آموزشی نه با اصلاح آییننامهها یا سادهسازی عبور از سدهای رسمی، بلکه تنها با بازتوزیع مؤثر و متناسب بودجه و طراحی نظامی که نیازهای دانشآموزان محروم را در اولویت قرار دهد، ممکن میشود. در غیر این صورت، خروجی نظام آموزشی چیزی جز بازتولید موقعیتهای نابرابر با پوشش آماری و روایتهای ظاهری از پیشرفت نخواهد بود.
🌱 #پرونده_اسرائیل #خطمشیگذاری #دشمنشناسی #تربیت_رسمی #عدالت_آموزشی #نظام_بودجه #بازتولید_بیعدالتی
🧭 @education_policy
〽️ فراخوان دریافت نقد و نظرات درباره نسخه ترمیم یافته سند تحول بنیادین آموزش و پرورش
#فراخوان | #سند_تحول
♨️ با توجه به بررسی مجدد سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در شورای عالی انقلاب فرهنگی، اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی از صاحبنظران، پژوهشگران و فعالان حوزه تعلیم و تربیت دعوت مینماید تا در فرآیند بازخوانی، نقد و ارتقای این سند مشارکت نمایند.
🔹 این فراخوان فرصتی است برای *گفتوگوی علمی و هماندیشی در جهت تعمیق مبانی نظری، اصلاح ساختارها و ارتقای کارآمدی نظام تربیتی کشور.*
🔸 از علاقهمندان دعوت میشود آثار خود را در قالب مقاله، یادداشت، جستار، صوت، نقد، گزارش تجربهمحور، مصاحبه مکتوب یا صوتی و سایر قالبهای علمی و رسانهای ارسال فرمایند.
✍️ همراه شویم در مسیر تحولخواهی آگاهانه و مبتنی بر خرد جمعی.
⌛مهلت ارسال لغایت ۲۰ شهریور ماه
🔗 اطلاعات بیشتر و ارسال آثار از طریق پیام به
⭕ @ebno_turab
♨️ آثار منتخب توسط اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی حمایت و منتشر میشوند.
🌱 [اخبار بیشتر را در درگاه اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی دنبال فرمایید.](https://ble.ir/farhang_tarbiat)
✅ محفلی برای فعالان فرهنگ و تربیت
نابرابری در تربیت اوان کودکی
پرونده اسرائیل - قسمت نوزدهم
✍️ شهرام رامشت
❃ یکی از ریشههای بنیادین نابرابری آموزشی در #اسرائیل ، به آموزش و مراقبت دوران کودکی بازمیگردد؛ مرحلهای که شانس اولیه برای موفقیت تحصیلی و اجتماعی را میان کودکان از طبقات و گروههای مختلف توزیع میکند. مطالعات بینالمللی نشان میدهد شرکت در آموزش پیشدبستانی دستکم به مدت یک سال، بر دستاوردهای بعدی دانشآموزان مؤثر بوده و منجر به بهبود چشمگیر عملکرد خواندن تا سن پانزده سالگی میشود. این بهبود در کشورهای OECD حدود ۳۰ امتیاز و در #اسرائیل حتی تا ۹۰ امتیاز بوده است، که خود گواه اهمیت و تأثیرگذاری این سطح آموزشی است.
❃ اما درست در همینجا، زنجیره نابرابری آغاز میشود؛ عدم برابری در دسترسی به آموزش پیشدبستانی میان گروههای قومی و بهویژه دانشآموزان عرب در #اسرائیل به شکل محسوسی مشاهده میشود. کمبود چارچوبهای پیشدبستانی در بخش عربی، کودکان را از این فرصت کلیدی محروم میکند و اثر این کمبود، در آزمونهای ملی مدارس ابتدایی و راهنمایی نیز قابل مشاهده است؛ دانشآموزان عرب با فاصله ۱۵ تا ۳۰ امتیاز پایینتر نسبت به همتایان #یهودی خود ارزیابی میشوند.
❃ نتیجه چنین نابرابریهایی فقط در سالهای اولیه باقی نمیماند بلکه در طول مسیر تحصیلی تعمیق میشود؛ پژوهشهای طولی نشان میدهد که شکاف دستاورد تحصیلی از دوره راهنمایی آغاز شده، با گذر زمان افزایش مییابد و اثر آن، نهایتاً در شانس ورود به آموزش عالی خود را چندبرابر میکند. واقعیت آماری این است که احتمال ورود به تحصیلات عالی در میان ممتازترین گروهها، سه تا هشت برابر بیش از گروههای ضعیفتر است؛ این یعنی آموزش ابتدایی و پیشدبستانی عملاً به ابزاری برای تسهیل یا مسدود کردن مسیر صعود اجتماعی بدل میشود.
❃ اگرچه قانون آموزش رایگان اجباری برای کودکان ۳ تا ۴ ساله در سال ۲۰۱۱، قدمی مهم بود و ۹۰ درصد این گروه سنی را تحت پوشش قرار داد، اما کمبود نیروی انسانی و نسبت نامتعارف کارکنان به کودکان (دو مربی برای ۳۵ کودک) به شدت کیفیت آموزش را با چالش مواجه ساخته و تردیدهایی جدی درباره اثربخشی این سیاست برانگیخته است.
❃ در مجموع، اگر قرار است آموزش به ابزار عدالت و نه بازتولید نابرابری بدل شود، لازم است خطمشیگذاران، سرمایهگذاری و بازتوزیع جدیتری را بر آموزش پیشدبستانی در مناطق محروم (بهویژه بخش عربی) در دستور کار قرار دهند؛ چراکه نقطه عزیمت هر نابرابری یا برابری، نه در آزمونهای نهایی، که در همان سالهای نخست شکل میگیرد.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✒️ با توجه به نقش تأثیرگذار کودکستان در دورههای تحصیلی افراد، #اسرائیل خطمشی پوشش آموزش کودکان ۳ تا ۶ ساله را اجباری و رایگان کرده است. تنها چالشهای موجود برای آنها عدالت در دسترسی تمام افراد جامعه اعم از اعراب به این امکانات، و همچنین کیفیت ارائه خدمات است؛ جایی که به ازای هر ۳۵ کودک تنها ۲ مربی وجود دارد.
در این حوزه به نظر میرسد آموزش و پرورش #ایران فاصله زیادی با وضع موجود در #رژیم_صهیونی دارد. در #ایران آموزش اجباری از پایان ۶ سالگی آغاز شده و دوره اوان کودکی با وجود اضافهشدن سازمان تعلیم و تربیت کودک به آموزش و پرورش، هیچگونه الزامی را برای پوشش تحصیلی دوره اوان کودکی ندارد.
نه فقط در مقام عمل، بلکه در اسناد بالادستی هم اشاره چندانی به این موضوع نشده است؛ یک دلیل آن عدم پوشش اوان کودکی در زمان نگارش اسناد توسط آموزش و پرورش است، و دلیل دیگر آن، بحثهای مربوط به تأمین اعتبار مالی اجباری کردن یک یا دوسال پیش از دبستان است. البته دلایل و توجیهاتی هم وجود دارد، اما هر چه هست، باعث لوکسشدن این دوره از تحصیل و دور ماندن خیل عظیمی از کودکان بهخصوص مناطق لازم التوجه از آن شده است. در این حوزه با فاصله زیادی از دشمن عقب هستیم...
🌱 #پرونده_اسرائیل #خطمشیگذاری #دشمنشناسی #تربیت_رسمی #اوان_کودکی #آموزش_رایگان_اجباری
🧭 @education_policy
دانشآموزان با نیازهای ویژه
پرونده اسرائیل - قسمت بیستم
✍️ شهرام رامشت
❃ یکی از اشکال نامرئی اما عمیق جدایی در نظامهای آموزشی، تفکیک دانشآموزان با نیازهای ویژه از سایر دانشآموزان است؛ تمایزی که پیامدهایش نه فقط بر سرنوشت فردی، بلکه بر کلیت عدالت آموزشی سایه میاندازد. سالها رویکرد غالب حرفهای، ارجاع این کودکان به مدارس و چارچوبهای ویژه را توصیه میکرد؛ اما تحولات دهههای اخیر، جریان #آموزش_فراگیر را شکل داد و شواهد متعدد نشان داد که بسیاری از این کودکان، با حمایت و انطباق لازم، میتوانند در مدارس عادی رشد بیشتری داشته باشند و از تعامل با سایر دانشآموزان بهرهمند شوند.
❃ #اسرائیل در سال ۲۰۱۲ نزدیک به ۱۶۰ هزار دانشآموز با نیازهای ویژه را در خود جای داده بود؛ اما تنها کمی بیش از نیمی از آنان در چارچوب مدارس عادی ادغام شده بودند. این سیاست ظاهراً گام مهمی به سوی آموزش فراگیر بود، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که منابع و خدمات حمایتی اختصاصیافته به این دانشآموزان در مدارس عادی، به مراتب کمتر از بودجه و حمایتهایی است که دانشآموزان مشابه در مدارس استثنایی دریافت میکنند. همین کمبود منابع و نبود پشتیبانی کافی، نقش سیاست فراگیری را عملاً به سطحی نمادین و گاه حتی آسیبزا فروکاسته است.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✒️ در سطح سیاستگذاری، پیشبرد آموزش فراگیر تنها با شعار یا تغییر آییننامه محقق نمیشود؛ باید معلمان مهارتهای لازم برای تدریس به طیف متنوعی از دانشآموزان را داشته باشند، کتابهای درسی بهگونهای توسعه یابند که نیازهای گوناگون را پوشش دهند، زیرساختهای فیزیکی مدارس متناسبسازی شود و خدمات پشتیبانی کافی با بودجهگزاری هدفمند فراهم شود. این ضرورتها اگرچه در بسیاری از اسناد رسمی ذکر میشود، اما در عمل، کمتوجهی به این ابعاد، دستانداز جدی بر سر راه عدالت آموزشی است.
در #ایران عزیز هم خطمشی مدارس پذیرا و ادغام برخی از دانشآموزان با نیازهای ویژه در مدارس عادی وجود دارد. اما اجرایی شدن این خطمشی، پیچیدگیهای بسیاری دارد. از جمله اینکه بسیاری از والدین دانشآموزان عادی نسبت به حضور کودکان با نیازهای ویژه در کلاسها مقاومت نشان میدهند. کادر مدرسه بعضاً با نگرانی از دشواری تدریس، افت نمرات کلاس یا مشکلات انضباطی، از پذیرش دانشآموزان با نیازهای ویژه استقبال نمیکنند. معلمان تخصص کافی درباره مواجهه با دانشآموزان با نیازهای ویژه را در دورههای تربیت معلم یا دورههای ضمن خدمت کسب نمیکنند، و البته اینکه مدارس عادی معمولاً تمام شرایط دسترسپذیر بودن (مثلاً آسانسور، سرویس بهداشتی مناسب یا تجهیزات کمکآموزشی) را ندارند.
اگر آموزش فراگیر قرار است از شعار به واقعیت بدل شود، نیازمند بازنگری جدی در نظام تأمین منابع، آموزش حرفهای معلمان و تغییر در نگاه به توانمندی همه دانشآموزان است. در غیر این صورت، شبح جدایی، هرچند با ظاهری متفاوت، همچنان بر مدارس سایه خواهد انداخت و عدالت آموزشی تنها در کلمات باقی خواهد ماند. سیاست ادغام، در نبود پشتیبانی حرفهای و منابع بسترساز، در واقع بخشی از فشار و آسیب را از مدارس ویژه به دانشآموزان، والدین و معلمان مدارس عادی منتقل میکند؛ نتیجه، تکرار تجربه ناکامی، انزوا و حتی بازگشت دانشآموزان به مدارس خاص یا خروج از تحصیل است.
🌱 #پرونده_اسرائیل #خطمشیگذاری #دشمنشناسی #تربیت_رسمی #ثبات_سیاستگذاری #آموزش_فراگیر #عدالت_آموزشی #مدرسه_استثنایی
🧭 @education_policy