eitaa logo
خط‌مشی‌گذاری تربیتی
82 دنبال‌کننده
34 عکس
7 ویدیو
12 فایل
اندیشه‌ورزی حول خط‌مشی‌گذاری تربیتی ✍️ @shahram_ramesht
مشاهده در ایتا
دانلود
تصویری از نظام آموزشی اسرائیل (۲) پرونده اسرائیل - قسمت سی و چهارم (یایانی) ✍️ شهرام رامشت ❃ از منظر مالی، دولت طی دو دهه گذشته سرمایه‌گذاری خود را به‌طور قابل توجهی افزایش داده است؛ بودجه آموزش از حدود ۹٫۶۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۰ به بیش از ۲۱٫۹۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲ رسیده است. با این وجود، کیفیت آموزشی به‌ویژه در حوزه‌های مهارت‌های ریاضی و علوم، مطابق داده‌های آزمون PISA ۲۰۲۲، همچنان پایین‌تر از میانگین OECD قرار دارد و این شکاف به‌طور خاص در مدارس عربی و حریدی برجسته‌تر است. هزینه سرانه هر دانش‌آموز در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۱,۳۲۷ دلار در مقطع ابتدایی و ۱۰,۴۶۴ دلار در مقطع متوسطه بوده است. این ارقام در قیاس با میانگین سرمایه‌گذاری کشورهای توسعه‌یافته رقم بالایی به‌حساب نمی‌آید و همراه با ساختار چندپاره مدارس، توضیح می‌دهد که چرا بهبود شاخص‌های یادگیری با وجود افزایش بودجه به کندی صورت می‌گیرد. این وضعیت نشان می‌دهد که چالش اصلی تنها در میزان منابع خلاصه نمی‌شود، بلکه در نحوه تخصیص، کارآمدی مدیریت و نظارت نیز نهفته است. ❃ چشم‌انداز پیش‌روی این نظام آموزشی به میزان زیادی به حکمرانی مؤثر و توانایی ایجاد تعادل میان تنوع فرهنگی و برابری فرصت‌های آموزشی بستگی دارد. دولت برای یکپارچه‌سازی برنامه درسی و الزام اجرای آن در مدارس حریدی با مقاومت اجتماعی و سیاسی روبروست، در حالی که در بخش عربی، کاستی‌های زیرساختی و منابع انسانی به مداخله فوری و هدفمند نیاز دارد. کمبود شفافیت داده‌ها، نبود پایش دقیق بر کیفیت مدارس خصوصی و مذهبی، و اختلاف نظرهای سیاسی-اجتماعی درباره بودجه مدارس و خدمت سربازی دانش‌آموزان حریدی، موانع مهمی در مسیر اصلاحات هستند. بدون بازنگری بنیادین در سیاست‌های جذب و حفظ معلم، بهبود شرایط کاری، توسعه زیرساخت‌های آموزشی در مناطق محروم، و طراحی نظام ارزیابی یکپارچه، فاصله میان پوشش گسترده آموزش پایه و کیفیت واقعی یادگیری همچنان باقی خواهد ماند. بنابراین، آینده نظام آموزشی در گرو عبور از این تعارضات ساختاری و حرکت به‌سوی ترکیبی متوازن از تنوع هویتی و استانداردهای آموزشی همسان است؛ مسیری که اگرچه دشوار است، اما پیش‌شرط دستیابی به اهداف توسعه پایدار، به‌ویژه SDG4، در این رژیم محسوب می‌شود. ❃ نیز مانند هر کشوری دارای چالش‌هایی است که به نحوی می‌توان آن‌ها را ذاتی نظام تربیت رسمی دانست. علاوه بر آن‌ها چالش‌هایی دارد که بافت ویژه مربوط می‌شود. شکاف عمیق اجتماعی موجود در این سرزمین موجب عدم توازن سیاست‌های کلان آموزشی آن شده، به نحوی که با وجود هزینه‌ نسبتاً بالایی که برای نظام تربیتی می‌شود، خروجی مطلوبی مطابق با آن دریافت نمی‌کند. شاید این تعارض‌ها هم به نوعی ذاتی این سرزمین باشد. اما آنچه عیان است، سرمایه‌گذاری سنگین بر دوره اوان کودکی و پوشش تقریباً صد درصدی تربیت الزامی در این سنین است. این سیاست در آینده‌ای نه‌چندان دور، تأثیر خود را در نتایج آموزشی این کشور خواهد گذاشت. البته این کار تأثیر دیگری هم می‌تواند داشته باشد، از طریق الزامی کردن تربیت رسمی در اوان کودکی، به دنبال تکرار ایده موفق جداسازی کودکان از خانواده از سنین پایین برای بازتولید ارزش‌های حاکمیت در کودکان در این سنین است که نتیجه آن، کم شدن شکاف اجتماعی در و ایجاد هویت ملی است؛ چیزی که در حال حاضر در نمودی ندارد... با شوق رهایی‌ات، نفس می‌گیریم ای قدس تو را ز خار و خس می‌گیریم ما خاک تو را به تین و زیتون سوگند فردا ز نفاق و کفر پس می‌گیریم ان‌شاء‌الله... 🌱 🧭 @education_policy
| ⭕ [لازمه تحول در جامعه چیست؟] ⭕ فرصتی برای علاقه‌مندانِ عرصه تربیت رسمی 🔘 ثبت‌نام در حلقه خوانش تحلیلی و مرور کتاب «خشت نو» ✅ با راهبری دکتر شهرام رامشت ✳️ عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان ➕برادران و خواهران معلم، دانشجو معلم و عموم علاقمندان به علوم تربیتی 🗓️زمان ثبت‌نام: از ۵ تا ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ ⏰شروع جمع‌خوانی: مهر ۱۴۰۴ 📝 برای ثبت‌نام، فرم برخط زیر را تکمیل فرمایید. 🔗 https://formafzar.com/form/vpu5s 🔆 کسب اطلاعات بیشتر (ایتا | بله) @kheshte_no 💬 [اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی] ✳️ محفلی برای فعالان فرهنگ و تربیت
| ⭕ مسئله اول نظام ما چیست؟ ⭕ فرصتی برای علاقه‌مندانِ عرصه تربیت رسمی 🔘 ثبت‌نام در حلقه خوانش تحلیلی و مرور کتاب «خشت نو» ♨️ مزایای حلقه خوانش تحلیلی و مرور کتاب «خشت نو» چیست؟ ✅ با راهبری دکتر شهرام رامشت ✳️ عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان ➕برادران و خواهران معلم، دانشجو معلم و عموم علاقمندان به علوم تربیتی 🗓️ فقط یک روز به پایان مهلت ثبت نام باقی مانده است... ⏰شروع جمع‌خوانی: مهر ۱۴۰۴ 📝 برای ثبت‌نام، فرم برخط زیر را تکمیل فرمایید. 🔗 https://formafzar.com/form/vpu5s 🔆 کسب اطلاعات بیشتر (ایتا | بله) @kheshte_no 💬 [اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی] ✳️ محفلی برای فعالان فرهنگ و تربیت
یکی بر سر شاخ، بن می‌برید! احوالات عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی در حوزه آموزش ✍️شهرام رامشت ❃ وقتی به اهداف و وظائف شورای عالی انقلاب فرهنگی مراجعه می‌کنیم، با این عبارات مواجه می‌شویم که نقش برجسته این شورای فراقوه‌ای را در حوزه‌ فرهنگ و تربیت به خوبی ترسیم می‌کند: «‌شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان مرجع عالی سیاست‌گذاری، تعیین خط‌مشی، تصمیم‌گیری و هماهنگی و هدایت امور فرهنگی، آموزشی‌و‌پژوهشی کشور در چارچوب سیاست‌های کلی نظام محسوب می‌شود و تصمیمات و مصوبات آن لازم الاجرا و در حکم قانون است.» ❃ فعالیت این شورا در دوره‌های مختلف با افت و خیز بسیاری همراه بوده است. بدون شک یکی از پرکارترین سال‌های شورا را در حوزه تعلیم و تربیت، سال‌های 1401، 1402 و 1403 بوده است. با وجود همه نقدهایی که بعضاً به برخی ورودهای نابجای شورا در حوزه‌های غیرکلان و راهبردی وارد است، ستاد_تربیت شورا در این ایام پرجنب‌وجوش ظاهر شده و مصوبات بسیاری در سال‌های مذکور در این حیطه به تصویب شورا رسید. از جمله این مصوبات می‌توان به «تشکیل سازمان ملی سنجش و ارزشیابی نظام آموزش کشور»، «نقشه راه اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش»، «افزایش ظرفیت پزشکی در مقطع عمومی»، و مجموعه‌ای از مصوبات درباره سنجش و پذیرش دانشجو در آموزش عالی نظیر تأثیر قطعی معدل، و در دانشگاه فرهنگیان مانند سن ورود به این دانشگاه اشاره کرد. ❃ اما پس از روی کار آمدن دولت چهاردهم، ورق به‌کلی برگشته و فعالیت شورا بجای تمرکز بر نظارت و حسن اجرای مصوبات، عزمش را در خدمت لغو مصوبات خود جزم کرده است. به‌نحوی که در یک سال اخیر بسیاری از مصوبات این حوزه مورد تردید و انکار قرار گرفته‌اند. تنها چند ماه پس از استقرار دولت، مصوبه تشکیل سازمان ملی سنجش و ارزشیابی نظام آموزش کشور لغو شد. پس از آن ظرفیت‌های پزشکی به حالت قبل برگردانده شده و با چانه‌زنی بسیار، به شکل عجیب و نامتوازنی در برخی استان‌ها ظرفیت ایجاد شد. هیچ‌گونه نظارتی بر پیش‌برد نقشه_راه اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در این یک سال انجام نشد. مصوبه تأثیر قطعی معدل و شیوه برگزاری کنکور به آن روز افتاده و آخرین مورد که بحث همین یکی دو روز اخیر است، تغییر مصوبه سن ورود به دانشگاه فرهنگیان از 24 سال به 30 سال است! ❃ فارغ از همه بحث و جدل‌ها و نظرات کارشناسی موافق و مخالفی که درباره هریک از این مصوبات وجود دارد، رفتار شورای عالی انقلاب فرهنگی طی یک سال گذشته در مواجهه با مصوبات سه سال اخیر خود، محل تأمل است و باید چرایی قابل توجهی برای آن وجود داشته باشد. وگرنه اگر این روند ادامه پیدا کند، مصوبات این شورا که در حکم قانون (!) هستند، از مصوبات هیأت_دولت هم کم‌اثرتر می‌شود... ❃ چه بر سر این شورا آمده که در عرض دو سال، این‌چنین دچار چرخش کارشناسی شده که در حال لغو تک‌تک مصوبات خود در حوزه آموزش است؟! مگر اعضای آن چقدر دستخوش تغییر شده‌اند؟ چند نفر از ستاد تعلیم و تربیت جابجا شده‌اند؟ جز اعضای حقوقی دولت که عوض شده‌اند، چه تغییر دیگری حاصل شده است؟ نکند سیاست همراهی با دولت‌ها بجای نظرات کارشناسی سطوح عالی نشسته است که اگر چنین باشد، وای به روزی که بگندد نمک! ❃ مگر نه این که شورای عالی فرابخشی انقلاب فرهنگی، وظیفه خط‌مشی‌گذاری عالی ذیل سیاست‌های کلان نظام را بر عهده دارد؟ دیگر چه تفاوتی می‌کند که کدام دولت بر سر کار است، وظیفه شورا، خط‌مشی‌گذاری سطح کلان است که با آمد و شد دولت‌ها تغییر نمی‌کند. به بیان دیگر، یکی از اغراض تأسیس چنین شوراهایی، حفظ و صیانت از خط‌مشی‌های کلان نظام در حوزه‌های مختلف است و دولت‌ها نیز موظف هستند ذیل مصوبات این شوراها به امورات اجرایی آن بپردازند. که اگر غیر از این باشد و دولت‌ها بخواهند در مقام خط‌مشی‌گذار راهبردی و کلان حاضر شوند و با آمد و شد دولت‌ها، این سیاست‌های کلان نیز تغییر کند، دیگر شورای عالی بالادستی را چه حاجت است؟ هیأت_دولت خود سیاست‌های بالادستی را هم بنویسد و هم اجرا کند! ❃ به نظر می‌رسد، همراهی این‌چنینی شورای عالی انقلاب فرهنگی با دولت‌ها به هر بهانه‌ای که هست، نقض غرض است و یک پیامد بیشتر ندارد؛ تزلزل جایگاه مرجع عالی سیاست‌گذاری حوزه فرهنگ و تربیت کشور. و این جایگاه، چیزی نیست که به سادگی بدست آمده باشد و اگر از دست رود، به سادگی جبران شود. لذا برادرانه از اعضای حقیقی و حقوقی شورا، بخصوص دبیر محترم شورا استاد خسروپناه و برادر عزیز دکتر موسوی دبیر محترم ستاد تربیت خواهشمندم در این رویه‌ای که خواسته یا ناخواسته در شورا بوجود آمده تجدید_نظر کرده و از کیان این مرجع عالی بیش از پیش محافظت بفرمایید. 🌱 🧭 @education_policy
♨️ تمدید شد؛ با توجه به درخواست فرهیختگان گرامی مهلت ثبت نام حلقه مطالعاتی - پژوهشی تا ۳۰ شهریور تمدید گردید. ⭕ فرصتی برای علاقه‌مندانِ عرصه تربیت رسمی ♨️ مزایای حلقه خوانش تحلیلی و مرور کتاب «خشت نو» چیست؟ 🔘 ثبت‌نام در حلقه خوانش تحلیلی و مرور کتاب «خشت نو» ✅ با راهبری دکتر شهرام رامشت ✳️ عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان ➕برادران و خواهران معلم، دانشجو معلم و عموم علاقمندان به علوم تربیتی 📑 به همراه صدور گواهی برای برگزیدگان 💲 امکان خرید کتاب با تخفیف ویژه برای اعضا فراهم شد. 🗓️زمان ثبت‌نام: لغایت ۳۰ شهریور ۱۴۰۴ ⏰شروع جمع‌خوانی: مهر ۱۴۰۴ 📝 برای ثبت‌نام، فرم برخط زیر را تکمیل فرمایید. 🔗 https://formafzar.com/form/vpu5s 🔆 کسب اطلاعات بیشتر (ایتا | بله) @kheshte_no 💬 [اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی] ✳️ محفلی برای فعالان فرهنگ و تربیت
در نقد مصوبه اخیر کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس و اما پیش‌دبستانی ... (بخش سوم) مجتبی همتی فر یادداشت منتشر شده در روزنامه فرهیختگان (۱۴۰۴۰۷۰۷) اخیراً طرحی در مجلس شورای اسلامی برای «تقویت نظام آموزشی کشور» مطرح شده است که به دوره پیش‌دبستانی نیز پرداخته است. چنین توجهی به دوره پیش‌دبستانی به عنوان یکی از مؤلفه‌های تقویت و ارتقای نظام آموزش‌وپرورش کشور نکته‌ کارشناسی و شایسته تقدیر است. منتها *به نظر می‌رسد طرح مذکور نسبت به وضعیت کنونی پیش‌دبستانی در ایران دقت لازم را نداشته است و راهکارهای مطرح شده نسبتی با چالش‌های اصلی این حوزه ندارند. از این رو تصویب و اجرای آن نه‌تنها کمک چندانی به بهبود وضعیت رشد و تربیت اوان کودکی (به ویژه پیش‌دبستانی) نخواهد کرد، بلکه با اختلال در زیست‌بوم این حوزه و همچنان اختلال در نظام مدرسه کشور، تبعاتی را در پی خواهد داشت* که بعضاً قابل پیش‌بینی نیز نیستند. در همین باره می‌توان نکات جزئی‌تری را مطرح کرد، از جمله: الف) در این طرح پیشنهاد شده که یک سال از آموزش ۱۲ ساله مدرسه‌ای کاسته شود و به دوره پیش‌دبستانی اختصاص یابد (آغاز دوره پیش‌دبستانی از ۵ سالگی). به نظر می‌رسد چنین پیشنهادی با هدف رسمیت دادن به دوره پیش‌دبستانی بدون تحمیل هزینه اضافی به نظام آموزشی باشد. *پیش‌بینی می‌شود که* این تغییر ساختاری نه تنها آسیب‌های جدی به نظام مدرسه وارد خواهد کرد، بلکه به دلیل فرهنگ تربیتی حاکم بر جامعه، *دوره پیش‌دبستانی به لحاظ محتوایی ذیل دوره ابتدایی هضم شود و *از اصالت «کودکی» آن چیزی باقی نماند.* در نتیجه تبعات اجرای چنین ایده‌ای بر نظام تعلیم و تربیت کشور تحمیل خواهد شد، بدون اینکه هدف اصلی محقق شود. ب) در این طرح پیشنهاد شده که دوره پیش‌دبستانی «اجباری» شود. راهبرد «اجباری کردن» به طور متعارف برای فرهنگ‌سازی و سوق دادن خانواده‌ها به حضور فرزندانشان در دوره‌های آموزشی به کار می‌رود. در حالی که اغلب خانواده‌های دهک‌های پایین‌تر توان مالی ثبت‌نام و بهره‌مندی فرزند خود از خدمات پولی دوره پیش‌دبستانی را ندارند، اجبار قانونی به افزایش کمی و کیفی دوره پیش‌دبستانی کمکی نخواهد کرد. *مشکل اصلی «غیررایگان بودن» دوره پیش‌دبستانی است، نه «غیراجباری بودن» آن. از این رو صرف اجبار کردن بدون پیش‌بینی اعتبارات حمایتی متناسب و پایدار اثر چندانی نخواهد داشت.* ج) در این طرح پیشنهاد شده است که دولت بتواند با تأسیس مراکز پیش‌دبستانی در این حوزه خدمت‌رسانی کند. گرچه جزئیات اجرای این بخش از ایده تصریح نشده، اما پیش‌بینی می‌شود اختصاص بخشی از فضای مدارس به اجرای دوره پیش‌دبستانی و استخدام مربیان دولتی مدنظر باشد. مسئله اینجاست که در حال حاضر نیز برای استفاده از ظرفیت مدارس دولتی در توسعه دوره پیش‌دبستانی ظرفیت قانونی وجود دارد، منتها محدودیت‌های فضا و نیروی انسانی مانع اصلی تحقق چنین ظرفیتی به ویژه در مناطق محروم بوده است. علاوه بر این، تفاوت قابل توجه جوّ تربیتی مدرسه با اقتضائات اوان کودکی نیز از نکاتی است که می‌تواند عرصه لازم برای پیش‌دبستانی را به صورت منفی تحت‌الشعاع قرار دهد. د) به عنوان نکته پایانی، طرح مذکور ابزار «قانون» را برای «تقویت کیفی نظام آموزش‌وپرورش» به کار گرفته است؛ درحالی‌که به نظر می‌رسد وضع کنونی نظام تعلیم و تربیت ایران ناشی از خلأ یا منع قانونی نباشد. تجربه بر زمین ماندن اجرای سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش و گذشت حدود ۱۴ سال از ابلاغ آن به عنوان یک سند بالادستی مهم را باید جدی گرفت. قانون و سند حلال مشکلات نیست و تصمیم‌های غیردقیق می‌تواند وضعیت را بغرنج‌تر نیز کند. لینک یادداشت در روزنامه فرهیختگان: https://farhikhtegandaily.com/page/273270 پانوشت: مسئله اصلی طرح‌ها و ایده‌هایی مشابه مصوبه اخیر کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس این است که مشخص نیست که چه مسايل اصلی را قرار است حل کنند و با چه تحلیلی از ریشه مسایل به راه‌حل و ایده رسیده‌اند. گویا اغلب با بسته‌ای از «ایده‌های قابل تأمل» مواجهیم، نه «راهکارهای سنجیده برای حل مسایل کلیدی». @sheffa_jo
📌 *خوانش اسناد و قوانین منابع انسانی* نگاهی به کیفیت و تأثیر قانون گذاری بر مدیریت سرمایه انسانی در آموزش و پرورش 👤 تسهیل‌گر: *جناب آقای محمدتقی رجبی* 💢 ویژه‌ی علاقه مندان به حوزه سرمایه انسانی آموزش و پرورش 💻 دوره به صورت مجازی و طی ۱۲ جلسه (هفتگی) در پاییز و زمستان ۱۴۰۴ برگزار خواهد شد. 📅 مهلت ثبت نام: ۱۸ مهرماه ۱۴۰۴ ظرفیت بسیار محدود❗️ 📲 *ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر: @fars_hr* 🔺شرکت در دوره منوط بر پذیرفتن قوانین آموزشی دوره و پذیرش در فرایند مصاحبه مجازی است. 📍کارگروه منابع انسانی سازمان بسیج فرهنگیان 🇮🇷ایران فردا؛ رسانهٔ بسیج فرهنگیان https://eitaa.com/iran_fardaa
🔹️ سلسله نشست‌های‌ «مـهدســتان» تأملی پیرامون پیش‌دبستانی ‌ 🔎 نشست نخست: بررسی مصوبه پیش‌دبستانی مجلس شورای اسلامی و نسبت‌شناسی آن با تحقق عدالت در دوران کودکی - مجتبی همتی‌فر [مسئول سابق سازمان تعلیم‌وتربیت کودک عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد] - جلال کریمیان [دکتری فلسفه آموزش‌ و پرورش پژوهشگر سیاست‌گذاری آموزش] ▪︎ پنج‌شنبه | ۲۴ مهرماه | ساعت ۱۶ 🌐 به صورت برخط و در بستر اسکای‌روم 🔗 درگاه ورودی به نشست: https://daneh.ir/demo2/mod/lmskaranskyroomtwo/view.php?id=47256 ✔️ جامع | رسانه عدالت آموزشی سایت | اینستاگرام | تلگرام | ایتا | بله | آپارات @jaame_ir
🔴«از مدرسه‌ای‌کردن تا اجبار؛ چرا مصوبه مجلس عدالت آموزشی اوان کودکی را تأمین نمی‌کند؟» ✍️ نقد مصوبه مجلس درباره پیش‌دبستانی| مجتبی همتی‌فر، استاد دانشگاه ➕نکته مثبت توجه مجلس به دوره پیش‌دبستانی به عنوان بخشی از تقویت نظام آموزشی، قابل تقدیر است. ➖ایرادات اصلی مصوبه 🔻۱_ نقد کاهش یک سال از مدرسه و افزودن به پیش‌دبستانی با هدف به‌رسمیت بخشیدن به پیش‌دبستانی بدون هزینه اضافی ▪️پیامدهای منفی: آسیب به ساختار مدرسه هضم شدن محتوای پیش‌دبستانی در ابتدایی از بین رفتن اصالت «کودکی» 🔻۲_ نقد اجباری کردن پیش‌دبستانی ▪️مشکل اصلی پیش‌دبستانی کنونی: غیررایگان بودن است؛ و نه غیراجباری بودن. ▪️خطر: فشار اقتصادی بر خانواده‌های دهک‌های پایین ▪️نتیجه: اجبار بدون حمایت مالی دولت 🔻۳_ نقد ایجاد مراکز پیش‌دبستانی توسط دولت، راه‌حل پیشنهادی مصوبه: استفاده از ظرفیت مدارس دولتی ▪️مانع واقعی: کمبود فضا و نیروی انسانی ▪️چالش: جو مدرسه با اقتضائات اوان کودکی ناسازگار است‌ و سبب مدرسه‌ای کردن پیش‌دبستانی می‌شود. سایت | اینستاگرام | تلگرام | ایتا | بله | آپارات ✔️ جامع | رسانه عدالت آموزشی @jaame_ir
ارزش‌ها و ایدئولوژی‌ها در خط‌مشی‌گذاری تربیتی پرونده خط‌مشی‌گذاری مبنامحور - قسمت اول ✍️شهرام رامشت ❃ گاهی در گفتگوهای مربوط به ، همه‌چیز از جایی شروع می‌شود که کسی می‌پرسد: «پشتِ تصمیم‌های بزرگ آموزشی واقعاً چه چیزی پنهان است؟ منافع؟ ایدئولوژی؟ یا ارزش‌ها؟» بسیاری باور دارند که ارزش‌ها و ایدئولوژی‌ها در نقشی اساسی دارند؛ چون در نهایت، این ارزش‌ها هستند که به ما می‌گویند چه چیز «درست» است و چه چیز نه. ارزش‌ها به تعبیر برخی، مفاهیم یا باورهایی‌اند درباره‌ی الگوهای رفتاری و اهدافی که به ما کمک می‌کنند رفتارها، موقعیت‌ها یا رویدادها را کنیم. ایدئولوژی نیز در نگاه بعضی از متفکران مجموعه‌ای نسبتاً منسجم از همین ارزش‌ها و باورهاست درباره‌ی اینکه نظام‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چگونه باید سامان یابند و چطور این سامان‌یافتگی تحقق پیدا کند. ❃ اما وقتی صحبت از می‌شود، همیشه پایِ مفهوم دیگری هم در میان است: «منافع». همان منافعی که به سودهای عینی و ملموس افراد یا گروه‌ها اشاره دارند. تقابل میان ایده و منفعت، بحثی قدیمی است. برای توضیح این رابطه سه رویکرد عمده قابل ترسیم است: در رویکرد نخست، همان نگاه مادّی‌گرایانه، فرض بر این است که بازیگران سیاسی در پی منافع خود هستند. همه‌چیز با محاسبه‌ی سود و زیان پیش می‌رود و کنش‌ها بر پایه‌ی منطق اقتصادی شکل می‌گیرند. درست در نقطه‌ی مقابل، پژوهشگران مکتب انتقادی می‌گویند نخبگان سیاسی از ایدئولوژی نه به‌عنوان ایمان که به‌مثابه استفاده می‌کنند؛ چراکه ابزاری برای توجیه تصمیم‌هایی که در خدمت منافعشان است. در چنین شرایطی، ایده‌ها چیزی جز پوششی برای منافع شخصی و نهادی نیستند که در واقع هدایت‌کننده‌ی کنش‌ها هستند. اما در رویکرد دوم، یعنی آرمان‌گرایانه، قضیه برعکس است. در این‌جا ایده‌ها و باورها، موتور حرکت کنش‌گران‌اند؛ نه منافع. در نتیجه، استدلال‌های خط‌مشی در دل خود بحثی درباره‌ی ارزش‌ها هستند. میان این دو دیدگاه، رویکرد سومی را قرار دارد که به جای حذف یک‌سوی ماجرا، به رابطه‌ی دوگانه‌ی بین ارزش‌ها و منافع توجه می‌کند. بر اساس این نگاه، هویت افراد و درک ارزشی آنان تعیین می‌کند منافعشان را چگونه بفهمند؛ بنابراین حتی منافعِ به‌ظاهر عقلانی نیز درون چارچوبی ایدئولوژیک معنا پیدا می‌کنند. در نتیجه «ارزش‌ها اهمیت دارند، چون چارچوبی فراهم می‌کنند که در آن مناقشات خط‌مشی شکل می‌گیرد، سازمان‌ها معنا پیدا می‌کنند و کنش انسانی برانگیخته و جهت می‌یابد». چنین نگاهی به ما می‌گوید ارزش‌ها فقط تزئینی بر ساختار قدرت نیستند؛ گاهی توان دگرگون‌ کردن آن را هم دارند. ❃ این تفسیر قابلیت توسعه دارد. از نظر برخی اندیشمندان دو گونه‌اند: الگوهای شناختی که به ما نشان می‌دهند جهان چگونه کار می‌کند، و چارچوب‌های هنجاری که می‌گویند جهان چگونه باید اداره شود. این دو بُعد بر چهار بخش از فرآیند خط‌مشی اثر می‌گذارند: ۱. بر این‌که چه طرحی خود را از دست بدهد؛ ۲. بر این‌که خط‌مشی‌گذاران چه را منطقی‌تر بدانند؛ ۳. بر انگیزه‌ی آنان برای ؛ ۴. و بر میزان تلاششان برای طرح در نظام حکمرانی. ❃ بنابراین، هر خط‌مشی بخواهد یا نه، حامل نوعی نگاه ارزشی نسبت به انسان، جامعه، اقتصاد و حکومت است. باید این نگاه‌های پنهان را دید و پرسید: چه ارزش‌هایی پشت آن ایستاده‌اند؟ چه تعارض‌هایی را پنهان کرده‌اند؟ ❃ اما این از چه مسیرهایی وارد دولت می‌شوند؟ معمولاً از دو مسیر: یکی از مسیر (infiltration) و دیگری از طریق (embeddedness). در مسیر نخست، باورها از فیلتر نهادها عبور می‌کنند؛ مثلاً از طریق نخبگان فکری و دانشگاهی که آن‌ها را ترویج و مشروعیت‌بخشی می‌کنند. روشنفکران در این میان نقشی تعیین‌کننده دارند؛ چراکه توانایی ترجمه‌ی ایده‌های تازه به زبان سیاست و سازوکارهای اجرایی را دارند. البته اهمیت آنها فقط از جایگاه رسمی‌شان نیست، بلکه از شبکه‌های شخصی و روابط غیررسمی نیز می‌آید؛ همان تعاملاتی که میان نخبگان و سیاست‌مداران شکل می‌گیرد و اعتماد می‌آورد. در مسیر دوم، یعنی درهم‌تنیدگی نهادی، ایده‌ها وقتی به سازوکارهای اجرایی تبدیل شوند، دیگر از سطح گفتار فاصله می‌گیرند و در قالب قانون، رویه و ساختار بوروکراتیک نهادینه می‌شوند؛ تا آن‌جا که گاه به بخشی از «دی‌اِن‌اِی حکمرانی» بدل می‌گردند؛ چیزی که دوام می‌آورد، حتی وقتی بازیگران سیاسی جای خود را عوض کنند. ادامه دارد؛ إن‌شاءالله... 🌱 🧭 @education_policy
ارزش‌ها و ایدئولوژی‌ها در خط‌مشی‌گذاری تربیتی پرونده خط‌مشی‌گذاری مبنامحور - قسمت دوم ✍️شهرام رامشت ❃ در ادبیات مغرب‌زمین، وقتی سخن از در خط‌مشی‌گذاری تربیتی به میان می‌آید، معمولاً چند جریان فکری بیش از بقیه در صحنه حاضرند؛ سه ایدئولوژیِ ، و از مهم‌ترین آن‌ها هستند؛ جریان‌هایی که هر یک تصوری متفاوت از انسان، جامعه و نقش دولت در آموزش پیش می‌کشند. ❃ ایدئولوژی لیبرال از جایی آغاز می‌شود که انسان را موجودی آزاد و خودمختار می‌بیند. بر پایه‌ی این دیدگاه، وظیفه‌ی دولت نه تربیت انسان «دلخواه»، بلکه حفاظت از آزادی اوست؛ آزادی در فکر، مذهب، سخن، انجمن و مالکیت. برابری سیاسی و برابری در مقابل قانون، سنگ‌بنای نظم اجتماعیِ مطلوب لیبرال‌هاست؛ نظمی که دولت در آن باید داور باشد نه بازیگرِ اصلی. از همین رو جدایی دین از دولت و برپایی بازار آزاد سرمایه‌داری از مهم‌ترین این فلسفه به شمار می‌آید. ❃ اما اگر از منظر دیگری بنگریم، سوسیال‌دموکراسی تصویری متفاوت ارائه می‌دهد. در این نگاه، جامعه فقط مجموعه‌ای از افراد آزاد نیست، بلکه شبکه‌ای از مسئولیت‌های متقابل است. سوسیال‌دموکرات‌ها باور دارند که جامعه در قبال اعضای خود مسئول است و دولت باید برای تحقق برابری واقعی در فرصت‌ها مداخله کند. بنابراین تنها در سطح قانون کافی نیست؛ باید به حوزه‌ی زندگی روزمره و اقتصاد نیز برسد. برنامه‌ریزی متمرکز، نظام مالیاتی بازتوزیعی و حمایت از اقشار ضعیف ابزارهایی هستند که برای رسیدن به این هدف به کار گرفته می‌شوند. ❃ در دهه‌های اخیر، نئولیبرالیسم با وعده‌ای تازه پا به میدان گذاشته. هواداران این رویکرد بر این باورند که اگر از زندگی اقتصادی و اجتماعی فاصله بگیرد و میدان به سپرده شود، جامعه از درون شکوفا خواهد شد. در ظاهر، نئولیبرالیسم ادامه‌ی لیبرالیسم کلاسیک است، اما با یک تفاوت مهم: دولت دیگر تنها ناظر نیست، بلکه باید شرایطی بیافریند که بازار بتواند «به درستی» کار کند. از همین روست که نئولیبرال‌ها از خصوصی‌سازی آموزش، کاهش هزینه‌های دولت، مقررات‌زدایی و گسترش رقابت دفاع می‌کنند. در این نگاه، رقابت نه تهدیدی برای عدالت، بلکه محرکی برای ارتقای کارایی و کیفیت به شمار می‌رود. ❃ در کنار این جریان، نئومحافظه‌کاری نیز حضور پررنگی دارد. پیروانش دغدغه‌ی بازگشت به «ارزش‌های اصیل» و تقویت و سنتی را دارند. آنان موفقیت فردی در را نشانه‌ی و مبنایی برای سلسله‌مراتب اجتماعی می‌دانند. به همین دلیل، بسیاری از صاحب‌نظران نئومحافظه‌کاری را نه در تضاد، بلکه در امتداد نئولیبرالیسم می‌دانند؛ چون هر دو در نهایت ساختارهای قدرت و نظم اقتصادی موجود را می‌کنند. ❃ در عرصه‌ی تربیت، بازتاب این ایدئولوژی‌ها به‌ویژه در جریان نئولیبرال، چهره‌ای بسیار عینی‌تر پیدا کرده است؛ تأکید بر «اثربخشی» مدرسه همانند بنگاه اقتصادی، میان مدارس، والدین در گزینش مدرسه، و گسترش همگی نشانه‌هایی از نفوذ همین منطق در سیاست‌گذاری آموزشی‌اند. به بیان دیگر، مدرسه‌ی نئولیبرالی جایی است که معیار موفقیت نه صرفاً رشد انسانی، بلکه نسبت هزینه و فایده است؛ مدرسه‌ای که در آن گفت‌وگو درباره‌ی ، به آرامی جای خود را به زبان می‌دهد. ❃ در نهایت، می‌توان گفت آنچه در پسِ این سه ایدئولوژی جریان دارد، جدالی است میان سه تصویر از رابطۀ انسان، دولت و آموزش. لیبرالیسم از آزادی فرد آغاز می‌کند و آموزش را پلی برای شکوفایی استعدادهای فردی می‌بیند؛ سوسیال‌دموکراسی عدالت اجتماعی را می‌جوید و مدرسه را ابزار ترمیم نابرابری‌ها می‌داند؛ و نئولیبرالیسم، با زبانی متفاوت، همۀ این ارزش‌ها را از دریچۀ کارایی و رقابت بازخوانی می‌کند. بازتاب هر یک از این مبانی در خط‌مشی‌های تربیتی به حدی عیان است که امکان انکار آن‌ها وجود ندارد. از سوی دیگر، در چنین فضایی، نقد خط‌مشی تربیتی تنها زمانی معنا می‌یابد که بتوانیم پشت این تصویرهای آشنا بایستیم و بپرسیم: تربیت برای چه انسانی و در خدمت چه جهانی و برآمده از کدام مبانی شکل می‌گیرد؟ ادامه دارد؛ إن‌شاءالله... 🌱 🧭 @education_policy
ارزش‌ها و ایدئولوژی‌ها در خط‌مشی‌گذاری تربیتی پرونده خط‌مشی‌گذاری مبنامحور - قسمت سوم ✍️شهرام رامشت ❃ در تحلیل خط‌مشی‌گذاری تربیتی، تنها ایدئولوژی‌های سیاسی نیستند که چهرۀ تصمیم‌گیری را شکل می‌دهند؛ ایدئولوژی‌های ویژه‌ی خود تربیت نیز در پسِ خط‌مشی‌ها حضور دارند، ایدئولوژی‌هایی که تعریف ما از «رشد»، «دانش»، و حتی «انسان مطلوب» را رقم می‌زنند. بر همین اساس، یکی از پژوهشگران با بررسی گفتمان ارزش‌ها در نظام مدرسه‌ای استرالیا، چند جریان فکری یا رویکرد ارزشی را در گفتمان تربیتی غربی بازشناسایی می‌کند؛ جریان‌هایی که هر یک تصویر متفاوتی از یادگیری، قدرت و نقش یادگیرنده در جهان اجتماعی ترسیم می‌کنند. ❃ نخست، رویکرد محافظه‌کارانه، مدرسه را نهادی برای انتقال نظم و حفظ پیوستگی اجتماعی می‌بیند. در این نگاه، ارزش‌ها در قالب انضباط، وفاداری و تبعیت از قواعد جلوه می‌کنند. دانش‌آموزان بیش از آنکه *کاشف* و باشند، پذیرندگان دانش‌اند؛ و یادگیری، فرآیندی است برای آمادگی جهت ورود به نظام کار و اجتماع. این ارزش‌ها می‌توانند در ریشه‌های دینی یا خود متفاوت باشند، اما در هدف هم‌سو هستند؛ بازتولید نظم و هدایت فرد به درون چارچوب‌های موجود. تربیت اخلاقی، مدنی یا حرفه‌ای در چنین الگویی معنا می‌یابد، و ابزار آن، آموزش جبهه‌ای، الگوی شخصی معلم، و نظام پاداش و تنبیه است. ❃ در مقابل، رویکرد لیبرال، دانش‌آموز را فردی مستقل می‌بیند که باید فرصت بیابد تا بپرسد، تصمیم بگیرد و شکوفا شود. این دیدگاه بر دانش و مهارت‌هایی تأکید می‌کند که فرد را قادر سازند مسیر خود را بیابد. ارزش‌هایی چون اخلاق انتخاب و ابتکار شخصی در این گفتمان محوریت دارند؛ و چارچوب‌هایی چون یادگیری دموکراتیک، کار گروهی، تجربه‌محوری و آزادی عمل شاگرد، ابزارهای تحقق آن‌ هستند. به‌خوبی روح این رویکرد را تجسم می‌دهد: یادگیری نه دریافت دانش آماده، بلکه ساختنِ معنا از دل تجربه و گفت‌وگو است. ❃ رویکرد سوم، ارزش‌های انتقادی را در مرکز خود دارد. این گفتمان، آموزش را عرصۀ توانمندسازی و دگرگونی اجتماعی می‌داند. در این نگرش، یادگیرنده بازیگری فعال* در آفرینش دانش و بازتعریف ارزش‌های جامعه است. تربیت دیگر فقط انتقال معرفت** نیست، بلکه تمرینی برای پرسش از قدرت، نابرابری و صداهای نادیده‌شده است. موضوعاتی چون عدالت طبقاتی، چندفرهنگی‌گرایی، فمینیسم، صلح و پایداری زیست‌محیطی در این سطح از آموزش معنا پیدا می‌کنند، و روش‌های تربیتیِ مشارکتی و گفت‌وگومحور، صحنۀ بروز آن‌اند. ❃ و در نهایت، رویکرد پسا‌مدرن از فراسوی مرزهای پیشین به تحلیل می‌نگرد. در این چشم‌انداز، دانش و ارزش‌ها نه اموری ثابت بلکه سازه‌هایی تاریخی و زبانی‌اند که در میدان‌های قدرت شکل گرفته‌اند. نقد پسا‌مدرن می‌کوشد این سازه‌ها را واسازی کند تا آشکار شود چگونه تصورات ما از «حقیقت» و «واقعیت» در خدمت نظام‌های سلطه قرار دارند. این رویکرد در تربیت، در قالب پرسشگری تأملی و تحلیل گفتمان جلوه می‌یابد؛ جایی که آموزش به جای تکرار واقعیت، آن را زیر سؤال می‌برد و راه را برای معناهای نو باز می‌کند. ❃ این چهار رویکرد، در واقع چهار پاسخ‌اند به یک پرسش بنیادین: تربیت در خدمت مطلوب کدام مبناست؟ محافظه‌کاری به نظم و تداوم می‌اندیشد؛ لیبرالیسم به آزادی و خودبسندگی؛ تربیت انتقادی به رهایی از سلطه؛ و پسا‌مدرنیسم به گشودن معنا از بند قطعیت‌ها. میان این صداها، خط‌مشی‌گذار تربیتی در موقعیتی ظریف قرار دارد: تصمیمات روبنایی او باعث ترویج و تثبیت کدام مبانی می‌شود؟ انسانی که از پسِ خط‌مشی‌ها در موقعیت‌های تربیتی رشد می‌کند، مطلوب کدام ارزش‌ها و ایدئولوژی است؟ چطور می‌توان در میانه‌ی خط‌مشی‌گذاری دست در کار (توجه به اقتضائات میدانی تربیت) و دل در گرو یار (مبانی و ارزش‌ها) داشت؟! 🌱 🧭 @education_policy