eitaa logo
خط‌مشی‌گذاری تربیتی
83 دنبال‌کننده
34 عکس
7 ویدیو
12 فایل
اندیشه‌ورزی حول خط‌مشی‌گذاری تربیتی ✍️ @shahram_ramesht
مشاهده در ایتا
دانلود
شروع با اما و اگر پرونده فناوری و تربیت (۲) 💠 حامیان هوش مصنوعی بر این باورند که این فناوری می‌تواند و را بهبود بخشد. بااین‌حال، اگر ادغام هوش مصنوعی در فرایند تدریس مدارس به تضعیف رابطه میان معلمان و دانش‌آموزان بینجامد، این فناوری نه‌تنها به بهبود آموزش و یادگیری کمکی نخواهد کرد، بلکه ممکن است به آن آسیب نیز برساند. اگر هوش مصنوعی الگویی سخت و مکانیکی را بر آموزش تحمیل کند، را با اطلاعات نادرست درآمیزد و تصمیم‌گیری‌های مهم درباره عملکرد دانش‌آموزان را تحت تأثیر سوگیری قرار دهد، بعید است بتواند آموزش و یادگیری را بهبود بخشد. 💠 اگر ادغام هوش مصنوعی در فرایندهای اداری مدارس، مدارس و مناطق آموزشی را برای انجام بسیاری از امور روزمره به مجموعه‌ای پرهزینه از سامانه‌های فناورانه شرکت‌ها وابسته کند و منابع مالی موجود را که می‌توانست صرف اهداف دیگری ــاز جمله تأمین و حمایت از معلمانی شود که قادرند ارتباطی عمیق با دانش‌آموزان برقرار کنندــ بیش از پیش به سوی فروشندگان و شرکت‌های فناوری سوق دهد، نمی‌توان انتظار داشت که هوش مصنوعی به بهبود آموزش و یادگیری بینجامد. 💠 اگر هوش مصنوعی نقض حریم خصوصی دانش‌آموزان را تشدید کند، دامنه را گسترش دهد و و در تصمیم‌گیری‌های آموزشی را بیش از پیش کاهش دهد، باز هم چنین بهبودی‌ حاصل نخواهد شد. اگر قانون‌گذاران و دیگر نهادهای مسئول با وضع مقررات دقیق و سنجیده وارد عمل نشوند، وقوع تمامی این آسیب‌ها محتمل خواهد بود. 🖇️ ترجمه بدون تغییر متن سند: زمانی برای توقف مرکز ملی سیاست‌پژوهی تربیتی آمریکا 🌱 🧭 @education_policy
نقش شرکت‌های خصوصی در ترویج هوش مصنوعی در تربیت پرونده فناوری و تربیت (۳) 💠 هم‌زمان با به‌روزرسانی سکوها و برنامه‌های موجود ویژه مدارس برای گنجاندن هوش مصنوعی، خطر فوری پیش‌روی معلمان، نه یک فاجعه احتمالی در آینده، بلکه همین روندی است که اکنون در حال وقوع است؛ مدل‌ها و کاربردهای هوش مصنوعی ممکن است به‌گونه‌ای در فرایندها و رویه‌های مدارس درهم‌تنیده شوند که به نهادهای خصوصی امکان دهند ساختار و محتوای آموزش عمومی را به‌طور فزاینده‌ای کنترل کنند، رویه‌های نظارتی را تقویت کنند و سوگیری‌ها و نابرابری‌های موجود را تشدید کنند. طی دهه‌ها، پژوهشگران دانشگاهی بر روی مدل‌های هوش مصنوعی برای استفاده در مدارس کار کرده‌اند. بااین‌حال، امروزه این بنگاه‌های تجاری هستند که با شدت و جدیت، هوش مصنوعی _و مخاطرات همراه با آن_ را به کلاس‌های درس وارد می‌کنند. 💠 کارزار ترویج هوش مصنوعی در آموزش، از همان منطقی پیروی می‌کند که طی نیم‌قرن گذشته بر تلاش‌های تجاری، سیاسی و ایدئولوژیک برای و آموزش حاکم بوده است. با توجه به این منطق، جای شگفتی نیست که شرکت‌ها، پژوهشگران بخش خصوصی و دولت‌ها، علی‌رغم خطرات شناخته‌شده، با شدت و جدیت استفاده از هوش مصنوعی را ترویج می‌کنند؛ آن هم پیش از آنکه چارچوب قانونی و مقرراتی لازم برای تضمین شفافیت برنامه‌های هوش مصنوعی و قرار گرفتن آن‌ها تحت نظارت و کنترل مؤثر عمومی برقرار شده باشد. این وضعیت، مدارس را تحت فشار شدیدی قرار می‌دهد تا هوش مصنوعی را به‌عنوان ارتقایی اجتناب‌ناپذیر در فرایندهای موجود بپذیرند. 💠 دانشمندان علوم رایانه و توسعه‌دهندگان نرم‌افزار عمدتاً بر مسائل فنی و مهندسی تمرکز دارند، در حالی که رهبران شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران، را بر ترجیح می‌دهند. بااین‌حال، از مربیان خواسته می‌شود به همین افرادی اعتماد کنند که فاقد تخصص آموزشی‌اند و در صورت استفاده از هوش مصنوعی در مدارس، از منافع مالی آن بهره‌مند می‌شوند؛ گویی آنان شایسته‌ترین افراد برای تصور و هدایت تحول در آموزش هستند. پی‌نوشت: ✍️ شهرام رامشت ❃ در ایران شرکت‌های فناور به اندازه کافی بزرگ نشده‌اند که چنین نقش پیش‌رانی را ایفا کنند؛ هر چند کم‌کم برخی شرکت‌های خصوصی-اقتصادی شروع به سرمایه‌گذاری در این حوزه کرده‌اند. از جمله این شرکت‌ها همراه اول است که « » زیرمجموعه آن است یا شرکت که چند محصول آموزشی دارد و زیرمجموعه بانک پاسارگاد است. در نقش تهییج افکار و ترویج هوش مصنوعی در تربیت را عمدتاً تک‌فن‌ها که بیشتر در رشته تکنولوژی آموزشی هستند در کنار شرکت‌های خصوصی ایفا می‌کنند. 🖇️ ترجمه بدون تغییر متن سند: زمانی برای توقف مرکز ملی سیاست‌پژوهی تربیتی آمریکا 🌱 🧭 @education_policy
ما و توهم دانش در هوش مصنوعی پرونده فناوری و تربیت (۴) 💠 از اواخر سال ۲۰۲۲، تحولی دیگر در یادگیری ماشین رخ داد؛ (چیزی شبیه به ChatGPT) به کانون توجه گسترده عمومی، رسانه‌ای و سیاسی تبدیل شد. هوش مصنوعی مولد از الگوریتم‌های یادگیری پیچیده‌تری برای تولید متن، تصویر و صوت جدید بر اساس داده‌های گردآوری‌شده از وب یا سایر منابع استفاده می‌کند. این مسیر پژوهشی، مجموعه‌ای از مدل‌های هوش مصنوعی را پدید آورده است که امروزه غالباً «مدل‌های پایه» نامیده می‌شوند، زیرا می‌توان آن‌ها را برای اهداف بسیار متنوعی تطبیق داد. برای نمونه، مدل‌های زبانی بزرگ هوش مصنوعی مولد پیش‌بینی می‌کنند که کدام واژه با بیشترین احتمال پس از واژه‌های پیشین خواهد آمد؛ به این صورت که واژه‌ها را به دنباله‌ای از اعداد تبدیل می‌کنند و سپس محتمل‌ترین پاسخ را محاسبه می‌کنند. 💠 مدل‌های زبانی بزرگ، توجه و استقبال گسترده‌ای را به خود جلب کرده‌اند، زیرا مروجان آن‌ها وعده داده‌اند که با واگذاری وظایف روزمره نوشتاری به برنامه‌های هوش مصنوعی، بهره‌وری کسب‌وکارها افزایش خواهد یافت. افزایش مشابهی نیز برای معلمان و دانش‌آموزان، به‌عنوان یکی از منافع وعده‌داده‌شده این فناوری، مطرح شده است. بااین‌حال، تحقق عملی این وعده‌ها محل است. برای مثال، اگرچه این مدل‌ها اغلب پاسخ‌های درست تولید می‌کنند، برنامه‌های رایانه‌ای قادر به درک معنای واژه‌ها نیستند. بنابراین، نمی‌توان درستی پاسخ‌های آن‌ها یا ارزش این پاسخ‌ها را در هر موقعیت معینی مسلم فرض کرد. در واقع، هوش مصنوعی در حال حاضر اغلب ناآگاه است. این فناوری حقایق را جعل می‌کند، نتایج تحلیل‌ها را مخدوش می‌سازد، منابع اطلاعاتی را بی‌ثبات می‌کند و ادعاهایی به‌شدت نادرست درباره مسائل اجتماعی، عمومی و فرهنگی تولید می‌کند. پی‌نوشت: ✍️ شهرام رامشت ❃ این را باید بدانیم که چت‌بات‌ها که همه در زمره هوش‌مصنوعی‌های مولد قرار می‌گیرند، دارای این عیوب هستند. یعنی جملاتی که به شما ارائه می‌دهند، به لحاظ دستور زبانی کاملا درست است (ساختار)، اما بررسی درستی معنای آن (منطق محتوایی) نیازمند بررسی مجدد است. اگر دقت کرده باشید، پایین همه چت‌بات‌ها، خیلی ریز قید شده است که از صحت اطلاعاتی که ما به شما می‌دهیم مطمئن شوید! سؤال این است که اگر چت‌بات‌ها که توسط معلمان و دانش‌آموزان مورد استفاده قرار می‌گیرد، دارای چنین توهمی هستند که داده‌ها را بدون صحت‌سنجی تولید می‌کنند و فقط ظاهر آنها به لحاظ دستور زبانی درست است، این چت‌بات‌ها دقیقاً چه کمکی به که هیچ، به می‌کنند؟! اگر قرار باشد معلم هر محتوایی که از چت‌بات‌ها خروجی می‌گیرد را مجدداً مورد بازبینی و صحت‌سنجی قرار دهد، دقیقاً چه کمکی به او شده؟ چقدر در وقت او صرفه‌جویی شده؟ دانش‌آموز هم که قصه پر غصه‌ای دارد، چون عمدتاً راستی‌آزمایی کردن برای او دشوار است و هر چه این چت‌بات‌ها به او خروجی می‌دهند را می‌پذیرد. رابطه ما با چت‌بات‌ها، مانند رابطه با دوستی است که هر دفعه که صحبت می‌کند، نمی‌دانیم این‌بار راست گفته یا دروغ! و باید برای راستی آزمایی حرف‌های این دوست، تلاش بسیاری کنیم. حالا بار دیگر ملاحظه کنیم که با ترویج استفاده از این مدل‌های زبانی، چه بر سر نهاد علم می‌آوریم... تلاشی که می‌توانیم برای به دست آوردن محتوای صحیح بکار بگیریم و در فرایند کسب علم، رشد کنیم را داریم با تلاش برای صحت‌سنجی داده‌های تولید‌شده توسط هوش مصنوعی عوض می‌کنیم و در پایان هم نه دانشی کسب شده و نه رشدی حاصل. 🖇️ ترجمه بدون تغییر متن سند: زمانی برای توقف مرکز ملی سیاست‌پژوهی تربیتی آمریکا 🌱 🧭 @education_policy
آسیب نگاه فنی به هوش مصنوعی در تربیت پرونده فناوری و تربیت (۵) 💠 شور و شوق کنونی نسبت به ظرفیت‌های بالقوه ، منابع عمومی و خصوصی را به حمایت مالی گسترده از پژوهشگرانی ترغیب کرده است که در پی یافتن راه‌هایی برای بهبود نتایج یادگیری با استفاده از هوش مصنوعی هستند. بااین‌حال، این دیدگاه که هوش مصنوعی در آموزش صرفاً مسئله‌ای فنی است و راه‌حل آن را می‌توان در اختیار دانشمندان و شرکت‌ها دانست، به‌طور فزاینده‌ای از سوی پژوهشگران به چالش کشیده شده است. به باور آنان، رویکردی صرفاً فنی ممکن است به نادرست و شیوه‌های آموزشی نامطلوب بینجامد. آنان یادآور می‌شوند که هوش مصنوعی در بسترهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شکل می‌گیرد؛ بسترهایی که توسعه و کاربردهای آن را تحت تأثیر قرار می‌دهند. نحوه پذیرش هوش مصنوعی از سوی ذی‌نفعان مختلف آموزشی - از جمله پژوهشگران هوش مصنوعی در آموزش، کارآفرینان فناوری آموزشی، رهبران شرکت‌ها و سیاست‌گذاران - پیامدهای مهمی برای نحوه استفاده از آن در مدارس خواهد داشت. 💠 این واقعیت که کارآفرینان و شرکت‌هایی که از سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر و سهام خصوصی تأمین مالی می‌شوند، با شتاب در پی ترویج هوش مصنوعی در آموزش هستند، ناگزیر دامنه کاربردهای ممکن آن را به گزینه‌هایی محدود خواهد کرد که ذی‌نفعان دارای منافع مالی ترجیح می‌دهند. استارت‌آپ‌های کوچک فناوری آموزشی و شرکت‌های بزرگ فناوری، هر دو، هوش مصنوعی را فرصتی برای کسب‌وکار می‌دانند و با بهره‌گیری از هیاهوی عمومی، محصولاتی مانند برنامه‌های یادگیری شخصی‌سازی‌شده، مولدهای خودکار طرح درس و چت‌بات‌های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی، موسوم به «»، را به مدارس عرضه می‌کنند. بااین‌حال، شواهد قانع‌کننده درباره اثربخشی توتربات‌ها در آموزش همچنان اندک است. این کمبود شواهد مانع آن نشده است که کارآفرینان و پژوهشگران از سودمندی آن‌ها سخن بگویند. پی‌نوشت: ✍️ شهرام رامشت ❃ جملات پایانی متن را یکبار دیگر بخوانیم. توسعه هوش مصنوعی در تربیت ناگزیر به سمتی می‌رود که سرمایه‌داران می‌خواهند، و آن سمت کجاست؟ جایی که تربیت بهتر اتفاق می‌افتد یا سود بیشتری وجود دارد؟! پاسخ این سؤال با شما! نکته مهم دیگر اینکه با وجود فقدان شواهد کافی برای نشان دادن سودمندی نرم‌افزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در تربیت، کارآفرینان و فناوران همچنان بی‌وقفه محصولات هوشمند(!) خود را تبلیغ و ترویج می‌کنند تا درصد مصرف کنندگان این محصولات افزایش یابد و سود بیشتری ببرند. درباره فقدان این شواهد بیشتر خواهیم نوشت ان شاءالله. 🖇️ ترجمه بدون تغییر متن سند: زمانی برای توقف مرکز ملی سیاست‌پژوهی تربیتی آمریکا 🌱 🧭 @education_policy