27.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر قبر امام حسین علیه السلام
رو بشکافند داخل اون چیه؟!
#محرم
ثواب پخش این کلیپ
همراه با درود و صلوات
#نثار_روح_تمامی_گریه_کنای
#حضرت_اباعبدالله_الحسین_علیه_السلام #کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
Mohsen Ebrahimzadeh - Arbabe Ashegh.mp3
10.54M
ای شاه زخمی دور از وطن حسین
ای پاره پیرهن ای بی کفن حسین
دنیا بدون تو معنی نمیدهد
ارباب عاشقی ای عشق من حسین جان
سردار سر شده از تن جدا حسین
سلطان کربوبلا خون خدا حسین
افتاده دست عدو انگشترت حسین
غمگین ترین ترانه ی دنیاست الغمه
جانم فدای تو خواهرت حسین
#موسیقی_جان
#موسیقی
#امام_حسین
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
اربعین مقدمة الظهور 04.mp3
10.8M
#الأربعين_مقدمة_الظهور ۴
💫 اربعیـــن،
نقطه ی صفر عاشقی
و
لبِ مرزِ دلداگی است !
چرا بعضیها، قلباً و جسماً میآیند...
بعضیها با آنکه جسمشان امکان حضور ندارد، قلباً شیفته ی حضورند...
اما بعضیها حتی در قلبشان هم، تمایل به این بهشت ندارند؟
مجموعه سبک زندگی انسانی
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
°❁°✿°🚩﷽🚩°✿°❁°
✍ حکایت ۲۰
«تولد زينب و گريه پيامبر بر
مصايب آن حضرت»
خبر تولد نوزاد عزيز، به گوش رسول خدا (ص) رسيد. رسول خدا (ص) براى ديدار او به منزل دخترش حضرت فاطمه زهرا (س) آمد و به دختر خود فاطمه (س)فرمود:
«دخترم ، فاطمه جان ، نوزادت را برايم بياور تا او را ببينم».
فاطمه (س) نوزاد كوچكش را به دست پدر بزرگوارش داد. پيامبر (ص ) نوزاد را درآغوش كشيده صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به اشك ريختن كرد. فاطمه (ص) ناگهان متوجه اين صحنه شد و از پدر پرسيد: چرا گريه مى كنید؟! رسول خدا (ص) فرمود:«گريه ام به اين علت است كه پس از مرگ من و تو، اين دختر دوست داشتنى من سرنوشت غمبارى خواهد داشت ، در نظرم مجسم گشت كه او با چه مشكلاتى دردناكى رو به رو مى شود و چه مصيبتهاى بزرگى را به خاطر رضاى خداوندبا آغوش باز استقبال مى كند».
در آن دقايقى كه آرام اشك مى ريخت و نواده عزيزش را مى بوسيد، گاهى نيز چهره از رخسار او برداشته به چهره معصومى كه بعدها رسالتى بزرگ را عهده دار مى گشت خيره خيره مى نگريست و در همين جا بود كه خطاب به دخترش فاطمه (س ) فرمود:
«اى پاره تن من و روشنى چشمانم ، فاطمه جان ، هر كسى كه بر زينب و مصائب او بگريد ثواب گريستن كسى را به او مى دهند كه بر دو برادر او حسن و حسين گريه كند.»
«خطابه زينب كبرى (س ) پشتوانه انقلاب امام حسين (ع ) صفحات 55 - 57»
°❁°✿°🚩🏴🚩°✿°❁°
#پندانه_حسینی
مجموعه سبک زندگی انسانی
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
سلوک در مکتب روضه 11.mp3
9.23M
#سلوک_در_مکتب_روضه ۱۱
#حرف_آخر
صدبار اگر توبه شکستی ... بازآی!
کشتی حسین "ع"، برای همگان جا دارد!
#استاد_شجاعی 🎙
مجموعه سبک زندگی انسانی
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
❣﷽❣
🔳#روضه_امام_حسن ع 2
⚫️#دفتری_حسن ع 2
🍁برصبر حسن و خوی احمد صلوات
🍁 براختر دوم امامت صلوات
🍁خواهیکهخداوندبخشدهمهعصیانتورا
🍁بفرستبرغریبمدینهامامحسنمجتبیصلوات
✅(#دعای_فرج)
❣#السلام_علیک_یاابامحمد_یاحسن_ابن_علی_ایهاالمجتبی_یابن_رسول_الله_یا_حجة_الله_علی_خلقه_یاسیدنا...
🌹من گدایم من گدایم یا حسن
🌹من گدای بینوایم یا حسن
🌹تو گل زهرائی ومن خار توام
🌹عشق تو داده بهایم یا حسن
🌹مبتلای درد هجران توام
🌹من مریضم ده شفایم یاحسن
🌹توطبیب قلب هردل خستهای
🌹کوی تو دارالشفایم یا حسن
🌷آقا جان...
🌹بر ندارم دست از دامان تو
🌹تا کنی حاجت روایم یا حسن
🌹هر چه دارم از تو دارم یا حسن
🌹هرچه خواهم ازتوخواهم یاحسن
🌹گر نبودم نوکر/کنیز خوبی تو را
🌹باز امیدشفاعت ازتودارم یاحسن
✳️نقل میکنند عربی بود تو مدینه ..هر وقت میخواست از مدینه به امام رضا سلام بده..روشو میکرد طرف طوس...میگفت السلام علیک یا غریب الغربا...
یه سال اومد مشهدالرضا...وقتی وارد صحن و سرای امام رضا شد..
شروع کرد گریه کردن..
گفت ای عزیز زهرا ..آقا جان .یا امام رضا ع..
آقا از مدینه بهت سلام میدادم...
میگفتم... السلام علیک یا غریب الغربا..
میگفتن امام رضا غریبه..
غریب الغرباست..
آقا جان... یا امام رضا...آقا با تمام سختی اومدم زیارت ..
(ان شاالله خدا قسمت وروزیت بکنه..)
آقا حالا که اومدم زیارتت..
میبینم، صحن و سرا داری..
گنبد طلا داری..
آقا جان ضریح داری...
این همه زائر داری..
زائرا مثل پروانه دور حرمت میگردند..
⚫️شروع کرد ناله زدن..
گفت آقا ...اگه میخوای غریب ببینی پاشو بریم مدینه...
چهار تا قبر غریب نشونت بدم با خاک یکسانه...حتی یه سایونم ندارن...
🎋(رحمت خدا به این گریه ها..)
🎋(رحمت خدا به این ناله ها...)
🥀الهی بری مدینه..
الهی قسمت و روزیت بشه مدینه...
اگه شب برسی مدینه میبینی همه شهر چراغونه..
اما من بمیرم یه جا تاریکه..اونم بقیعه..
قربان غربت ائمه بقیع..
⏹قربون غربت امام حسن ع..
چقدر مظلومه...چقدر غریبه..
الهی هیچ کس غریب نباشه...
من بمیرم برا اون آقایی که تو خونشم غریب بود محرم نداشت....
✅پیغمبر ص فرمود به قدری حسنم مظلومه که ملائکه و مرغان آسمان براش گریه میکنند..
✅فرمود هر کس برا حسنم گریه کنه کور وارد محشر نمیشه
💫(امان از غربت امام حسن ع)
خوشا بحال اونایی که امروز برا امام حسن ع گریه میکنند..
همه میدونید مادش زهرا خیلی روضه امام حسنو دوست داره...
اما چه کردند با عزیز دل زهرا..
چه کردند با میوه قلب رسول الله ص
⏹آی حاجت دارا..آی ناله دارا..آی جوون دارا..آی مریض دارا...
یه لحظه دلتو ببرم مدینه...
(کدوم لحظه رو یاد کنم)
🔰لحظه ای که امام حسین نشست کنار بدن تیر خورده برادرش امام حسن..
چه صحنه ای دید..
شروع کرد ناله زدن..
(دشتی)
◼️برای تو دلم دارد بهانه
◼️گرفت از آه من آتش زبانه
◼️به زیرلبحسیناینگونه میگفت
◼️الهی دفن می گشتی شبانه
🔆صدا زد داداش..
دیگه به خودم عطر نمیزنم..
دیگه محاسنمو خضاب نمیکنم...
آخ..غارت زده به کسی نمیگن که اموالشو به غارت برده باشن .. غارت زده به منه غریبی میگن... که مثل تو برادر رو باید تو خاک بگذارم..
🔲امان از دل حسین ع..،2
اما آی کربلائیا..آی ناله دارا...آی آبرودارا..
دلتو یه لحظه ببرم کربلا..
(چی میخام بگم..)
میخام بگم..
اینجا امام حسین تیرهارو از بدن برادرش حسن بیرون کشید.. ناله کرد...گریه کرد...
(اما دلت کربلاست..)
تو کربلا هم ناله زد...
لحظه ای که اومد کنار نهر علقمه..
آخ نشست کنار بدن ابالفضل..
صدا زد..
💔"«الْانَ إِنْکَسَرَ ظَهْری وَقَلَّتْ حِیلَتی»"
💔کمرم شکست داداش..
⬆️ (اوج) ⬅️اداش..امیدم نا امید شد..
داداش پاشو رقیه ام تو خیمه منتظره..
پاشو رباب منتظره..
پاشو عباسم...نزار خواهرمون زینب اسیری بره......
🍂تو مثل جون عزیزی
🍂اگر که برنخیزی
🍂رقیه ام رو میبره
🍂عدو برا کنیزی
🌟اَخا اَخا اباالفضل 4
🍂خیمه ها میشه غارت
🍂زن ها میرن اسارت
🍂میشه به پیش چشمات
🍂به زینبت جسارت
🌟اَخا اَخا اباالفضل 4
💔هر چقدر ناله داری به سوز جگر امام حسین کنار بدن برادر.. از سویدای دل ناله بزن بگو.. #یاحسین..
👇👇صلوات حذف نشه لطفا👇👇
🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها(صلوات)🌹
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
روضه امام حسن (ع)
بیا به پای دل خود سفر کنیم امشب
زکوچه های مدینه گذر کنیم امشب
قبر امام مجتبی در مدینه غریب است
بیا به غربت او دیده تر کنیم امشب
بریم مدینه در خانه امام مجتبی انشاءالله تذکره مدینه رو از اقا بگیری
به یاد همه شهدا اموات بهر ببرند از
آی حاجت مندان آی حاجت مندان آی گرفتار ها هرکجای مجلس نشستی آقا امام حسن را صدا بزن بگو غریب حسن مظلوم حسن جان
سلام ما بر آن اقایی که همسرش قاتلش بود
سلام ما بر قبر بی شمع و چراغت
آقا جان سلام ما بر سینه پر از درد و غمت
که داغ سیلی صورت مادر و فراموش نمیکنه
آی قربون قربتت برم آقا جان چقدر آزار و اذیت کردند فرزند فاطمه را
بعد از باباش علی دوم مظلوم عالم است
درسته علی مظلومه عالم است
اما دل علی خوش بود همسری چون زهرا داشت تا چشمش به زهرا می افتات غمهای دلش برطرف می شد ای عزیزان دلم چقدر خوب است انسان در زندگی اش همسر مهربون داشته باشه همسرش باهاش مهربون باشه اگه هرمردی هردردی داشته باشه به خانمش میگه اما بمیرم برات امام حسن مجتبی در خانه غریب بود عوض اینکه زنش (جعده ) را صدا بزند صدا زد کنیز ها برید زینبم را بگویید
بیاد خواهرم بیاد آی ناله دار ها ای گرفتار ها انشاالله هیچ گرفتاری برات پیش نیاد بی بی زینب با عجله خودش را رسوندکنار بستر برادر امام حسن مجتبی صدا زد خواهرم برایم طشتی بیار
طشت مقابل برادر قرار داد دلش خوش بود الان برادر زهر را بر نیگردونه
اما یک وقت دید حال برادر منقلب شد
ای روز گار دو طشت به زینب دید
یک طشت مدینه، یک طشت شام
از دو طشت امد نوای شور و شین
گاه از طشت حسن گاه از حسین
اندر انیجا قلب زینب خسته بود
اندر آنجا دست زینب بسته بود
از دو لب های حسن خون می چکید
خورده لبهای حسین چوب یزید
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
#متن_روضه_عبدالله_بن_الحسن_علیه_السلام
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
🔹خیلی امام حسن علیه السلام مظلومه، خیلی آقا غریبه،مظلومانه زندگی کرد، اَشْهَدُ اَنََّکَ عِشْتُ مَظْلوما،خیلی ها مظلومانه به شهادت رسیدند،اما این آقا،نه توی خونه آرامش داشت و نه بیرون خونه، مرد بیرون خونه اذیتش کنند ،میگه میرم توی خونه شریک زندگیم یارمه،می رفت توی خونه اذیتش می کردند، می اُمد توی کوچه و بازار (سادات ببخشند یه جمله بگم زود رد شم)، می اُمد توی کوچه و بازار، می دید قاتلای مادرش زهرا دارن راه می رن،نمی تونست حرف بزنه،می رفت توی مسجد دو رکعت نماز بخونه،می دید بالای منبر دارن به باباش ناسزا می گن،چکار کنه،به کی دلش رو خوش کنه، به یار دلش رو خوش کنه،کدوم یار، یار نزدیکش سجاده از زیر پاش کشید،یار می خوای برو کربلا، پیرمرد جلوی امام ایستاد ،
گفت: حسین،اگر هزار تیکه مون کنن ، هر تیکه مون می گه حسین،ببین زهیر چی گفته بُریر چی گفته، ببین سعید بن عبدالله چی گفته، دلش و به چی خوش کنه، یارش قاتلش شد،دل آدم می سوزه ، یکی میشه اُون زن نانجیب،یه زنم می شه رباب،می گن تا آخر عمرش تو آفتاب رفت،هیچ وقت ندیدن رباب تو سایه بره،گفتن داری از بین می ری،دیگه بسه بیا تو سایه،میگه خودم دیدم بدن حسین علیه السلام زیر آفتاب داغ کربلا،ناله بزن حسین….
▪️ببین به این میگن کریم، داریم روضه امام حسن علیه السلام می خونیم ،اما بی اختیار همه می گن حسین، قربون غربتت برم، خودتم می خوای همه بگن حسین،آی گرفتارا ، مریض دارا، اونایی که گره کور تو کارشون افتاده، حسین چی کشید،اینقدر آقا عاطفیه،اینقدر مهربونه،هر موقع امام حسن علیه السلام رو می دید گریه می کرد،چقدر حسین دل نازکه،آدم دلش می خواد حسین هیچ وقت داغ نبینه،من نمی دونم کربلا چطور جلو چشمش این همه داغ دید،
▪️می گفت : گریه نکن داداش همه برا تو گریه می کنن، اوج مظلومی امام حسن علیه السلام اینه،بابا ، پنج نفرند ،حدیث کساء رو بخون،اَنّی ما خَلَقتُ سَماءً مَبْنیّه و لا ارْضاً مَدْحیّه وَلا قَمَراً مُنیراً ، ببین خدا همه زمان و زمین و بخاطر این پنچ تا خلق کرد،الا فی محبه هؤلاء الخمسه ، همتون حفظید..
اون وقت من از شما سئوال میکنم،پیغمبر چه طوری دفن شد،یکی بلند شه بگه،نیمه شب تو خونه خودش،غریبانه، پیغمبر و چه طوری دفن کردند،اون همه مقام،مگه این پیغمبر چند تا فاطمه داشت،مگه این همه نگفت هرکی فاطمه ی منو اذیت کنه، خدارو اذیت کرده، زهرا شو چه جوری دفن کردند،هفت نفر اُمدند،زیر جنازشو گرفتند،شبونه دفن شد،دامادش علی بن ابی طالب علیه السلام،چه جوری دفن شد،نیمه شب،باز لااقل مدینه هفت نفر بودند،کوفه این هفت نفرهم نبودند،دو سر جنازه رو….الله اکبر نمی خوام روضه رو باز کنم،حرف دارم،اما دل این اهلبیت علیهم السلام خوش بود، یه بدن و روز برمی دارند،خوشحال بودند،بدن امام حسن علیه السلام روز تشییع می شه
▪️اما بمیرم،جلوی چشم داداشاش اینقدر این بدن و تیر زدند،امشب می خوای داد بزنی نمی دونم،برای چی،اما داری جوری گریه می کنی ،بوی عاشورا می یاد،یااباعبدالله،خودت یه طرف نشستی،عباس یه طرف نشست،دو تایی تیر از بدن برادر بیرون کشیدید،حسینه،تیر از بدن بیرون کشید،نمی دونم،کاش توی مدینه تموم می شد،یاصاحب الزمان ببخشد آقا،من حیا می کنم بعضی حرفها رو بزنم،به من اجازه بدید،راحت برا جوونها روضه بخونم،اینها می خوان تو روضه حسین جون بدن،اینها قرار گذاشتن عاشورا برات بمیرن،می خوام بگم حسین،مدینه تیر بییرون کشیدی،کاشکی تو مدینه تموم می شد،اما اُمدی کربلا،بازم تیر بیرون کشیدی،یه بار از گلوی علی اصغر تیر بیرون کشیدی،ساکت نباشی، مدیونی اگه داد نزنی،یه بار از چشم عباس تیر کشیدی،اما اینها یه طرف،من کار دارم،نمی دونم اون لحظه ای که، پیراهن عربی تو بالازدی،سینه ات پیدا شد،حرمله باتیر سه شعبه، حسین……. آقاجانم،شنیدم،تیر حرمله مسموم بوده
▪️روایت می گه جرت دمک المیزان، خون مثل ناودان جاری شد. حضرت دستانش را زیر خون می برد و سر و صورتش را با این خون خضاب می کرد،تیر مسمومه،اباعبدالله ضعف کرد،خودشو به زحمت نگه داشت،یه دفعه یه نامردی اُمد،این حسین به زور خودشو نگه داشته،سادات منو ببخشند،با نیزه به پهلوش زد،حسین از رو اسب اُفتاد.
▪️اُفتاد رو زمین یکی با نیزه می زنه،یکی با شمشیر می زنه،ذوالجناح برگشت،زن و بچه اُمدند دنبالش،عبدالله دستش تو دست عمه است،این بچه ده سالشه، دید همه دور عمو جمع شدند،حسین جلوی این همه لشکر رو زمینه،همه اُمدند هنر نمایی می کنند،نیزه دارا،شمشیردارا،تیراندازا، میگه یه دفعه،می خوام اسم نعسشو ببرم همین جا لعنتش کنیم،اون ابن کعب ملعون ،دیدند اُمد جلو،دیدند یه شمشیر به فرق حسین زد،خون فواره زد،عبدالله دیگه طاقت نداشت،دستشو از دست عمه جدا کرد
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
°❁°✿°🚩﷽🚩°✿°❁°
✍ حکایت ۱۶
«علاقه و محبت حضرت زینب به امام حسین»
سه روز از ازدواج حضرت زینب(س) و عبدالله جعفر گذشته بود، امیر مؤمنان(ع) برای باخبر شدن از حال دخترش وارد خانه او می شود، زینب(س) را در حال گریستن می بیند. می پرسد: «دخترم مگر از این وصلت ناراحت هستی؟»
حضرت زینب(س) پاسخ می دهد: نه.
امیر مؤمنان(ع) می پرسد: «پس چرا می گریی؟»
زینب(س) می گوید: سه روز است که حسینم را که جان و روحم با او پیوسته است، ندیده ام و دلم برایش می تپد.
امیر مؤمنان(ع) به خانه می رود تا محبوب زینب(س) را نزد خواهرش ببرد. می بیند حسین(ع) در صحن خانه زارزار می گرید و قدم می زند. می پرسد: عزیزم، علت بی تابی ات چیست؟
امام حسین(ع) پاسخ می دهد: سه روز است که مونسم، زینب(س) عزیز را که جای مادر من است، ندیده ام و دلم نزد اوست.
«داستان هایی از حضرت زینب، ص 27 و 28»
°❁°✿°🚩🏴🚩°✿°❁°
#پندانه_حسینی
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
forsate.bedrood{webahang.ir} - mohammad.esfahani.mp3
6.94M
فرصت شمار صحبت!…
کز این دو راهِ منزل چون بگــذریم؛ دیگر نتوان، به هم رسیدن…
دلِ آسمان، خون چکان شد، از این غم…
زمین یک سر آتشفشان شد، از این غم...
نه فرصت! که پیراهـنِ تو ببویم…
نه مَرهم! که بر دل گذارم…
نه مُهــلت! که در ماتمِ تو بمویم…
نه رخصت! که شیون برآرم…
ببین!! پشتِ سر مانده بر جا، خیمه ها همه خاکستر و خون…
ببین!! پیشِ رو مانده، تنها کاروانِ اسـیرانِ محزون…
مران، کاروان یکـدم بمان، دیگر مزن زنگِ عزا را…
که گم کرده ام، در دشت غم آیینهِ خون خدا را…
کجا رفتی؛ ای آبرویِ دو عــالم؟!؟!…
نگینِ سلیمان، به حلقه خاتم…
پس از تو خدا را چه چاره کنم؟!؟!…
ز زخمِ تـنِ تو به ریگِ بیابان…
ز داغِ دلِ خود به آتشِ سوزان…
ز غـمِ شکوه با سنگِ خاره کنم…
تو با رفتنت، با رخی گلگون…
من و تا قیامت، دلی پرخــون
#موسیقی_جان
#موسیقی
#امام_حسین
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
°❁°✿°🚩﷽🚩°✿°❁°
✍ حکایت ۱۴
«رعايت شخصيت فقير»
مردى از انصار به خدمت امام حسين عليه السلام رسيد و از او در خواست كمك كرد.
امام عليه السلام فرمود: اى برادر انصارى آبروى خود را از درخواست حضورى حفظ كن و حاجتت را در نامه اى بنويس. من انشا اللّه برآورده خواهم كرد به گونه اى كه شاد گردى .
آن مرد هم در نامه نوشت :
ای اباعبداللّه ! فلان شخص پانصد دينار از من طلبكار است و بر گرفتن آن اصرار مى ورزد، به او بگو به من مهلتى بدهد.
امام علیه السلام نامه راخواند به منزل رفت و كيسه اى آورد كه هزار دينار در آن بود همه را به مرد فقير داد و فرمود: با پانصد دينار آن وام خود را بپرداز و باپانصد دينار ديگر زندگى خود را اداره كن و جز از يكى از اين سه نفر درخواست نكن.
مرد ديندار،ياصاحب مروّت، يا شخص اصيل و خانواده دار.
زيرا انسان ديندار به هنگام درخواست ديگران با كمك به آنها دينش راحفظ مى كند.
و انسان با مروّت به خاطر مروّتى كه دارد از كمك نكردن شرم دارد.
و انسان اصيل مى داند كه تو با درخواستى كه كردى از آبروى خود مايه گذاردى و با برآوردن حاجتت آبروى تو را حفظ مى كند.
« تحف العقول»
°❁°✿°🚩🏴🚩°✿°❁°
#پندانه_حسینی
°❁°✿°🚩﷽🚩°✿°❁°
✍ حکایت ۱۳
«روش پند دادن گناه کار»
جوانى خدمت امام حسین علیه السلام رسید و گفت: «من مردى
گناهکارم و نمى توانم خود را از انجام گناهان بازدارم، مرا نصیحتى فرما» امام حسین علیه السلام فرمود:
پنج کار را انجام بده و آن گاه هرچه مى خواهى، گناه کن.
اول، روزى خدا را مخور و هرچه
مى خواهى گناه کن.
دوم، از حکومت خدا بیرون برو و هرچه مى خواهى گناه کن.
سوم، جایى را انتخاب کن تا خداوند تو را نبیند و هرچه مى خواهى گناه کن.
چهارم، وقتى عزرائیل براى گرفتن جان تو آمد، او را از خود بران و هرچه مى خواهى گناه کن.
پنجم، زمانى که مالک دوزخ، تو را به سوى آتش مى برد، در آتش وارد مشو و هرچه مى خواهى گناه کن.
جوان اندکى فکر کرد و شرمنده شد و در برابر واقعیت هاى طرح شده، چاره اى جز توبه نیافت.
« بحار الانوار،ج۷۵»
°❁°✿°🚩🏴🚩°✿°❁°
#پندانه_حسینی
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها