eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
372 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
❣﷽❣ 🔰 سلام الله علیها 🔰 (س) 🥀بر روح خدیجه،کفوخاتم صلوات 🥀برحامی پیغمبراکرم محمدصلوات 🥀همپای خدیجه نیست بانوی دگر 🥀برجودخدایی اش محمدی صلوات 🌸() 🌿بسم الله الرحمن الرحیم🌿 ِ ✨السلام علیکِ يا زَوجَةَ رسولِ الله ✨ السلام علیکِ يا اُمَّ فاطِمَةَ الزَّهراء ✨ السلامُ علیکِ يااُمَّ الْحَسَنِ والحسین ✨السلام علیکِ يا اُمَّ الائمه ✨السلام علیكِ يا اُمَّ المومنین ✨یا خدیجه الکبری ... ⚘یا خدیجه مادر نور و دعا ⚘تا ابد مدیون تو ایمان ما ⚘جرعه نوش هل اتا و کوثرم ⚘من مسلمان نگاه حیدرم ⚘پس یقین دارم که هستی مادرم ⚘مادرانه کن نگاهم، بی کسم ⚘چون گدایان، محضرتو میرسم ⚘غم به جان مصطفی افتاده است ⚘بهر دفن تو کفن آماده است ⚘از بهشت آمد کفن های شما ⚘شد گریز روضه اینجا کربلا ⚘من شنیدم لحظه های آخرت ⚘بی کس و تنها میان بسترت ⚘روضه میبارید از چشم ترت ⚘گریه میکردی برای دخترت 🔷دلهارو روانه کنیم قبرستان ایوطالب بیاد کسی که پیغمبر از دوریش گریه ها کرده.. بی بی حضرت زهرا گریه ها کرده.. (ان شاالله بی بی دو عالم خیر بده به بانی مجلس..هر کسی به هر نحوی تو راه اهل بیت قدم بر میداره) حضرت خدیجه مظلومه ..حضرت خدیجه غریبه.. بمیرم بی بی جان برا مظلومیتت بمیرم برا غرببتت بی بی جان ⬅️اون خانمی که اینقدر خدم و حشم داشت ، کار بجایی رسید که همه زنهای قریش تنهاش گذاشتن فقط بخاطر دفاع از پیغمبر ب.. خاطر دفاع از دین اسلام.. ⬅️کار بجایی رسید دم دمای آخره جان دادنه،  صدا زد یا رسول الله هر چی داشتم فدای اسلام و خدا و شما کردم چند تا وصیت دارم.. یا رسول الله دوست دارم با دستای خودت منو غسل بدی.. خودت منو در خاک بزاری.. وصیت هاشو کرد.. سفارشاشو به پیغمبر کرد یه وصیتو روش نشد بگه.. صدا زد وصیت آخرمو به فاطمه ام (س) میگم.. به فاطمه (س) فرمود زهرا جان من از شب اول قبر میترسم.. یه خواهشی ازت دارم روم نشد به بابات پیغمبر بگم .. میشه به بابات بگی اون پیراهنی که موقع نزول وحی بر تنش بود با اون پیراهن منو کفن کنه.. با اون پیراهن منو دفن کنه.. بی بی اومد پیش پیغمبر ، صدا زد بابا یا رسول الله ، مادرم خدیجه وصیتی داره.. (.گفته به بابات پیغمبر بگو  من هر چی داشتم در راه اسلام و خدا و پیغمبر دادم میشه پیراهن وقت نزول وحی رو کفن  من کنه) ♻️تا این جمله رو خانم فاطمه فرمود یه وقت دیدن اشک تو چشمای پیغمبر جمع شد.. (جبرئیل نازل شد صدا زد با رسول الله، خدا سلامت میرسونه ، میگه به پیغمبر بگو خودمون برا خدیجه کفن آماده کردیم) لذا جبرئیل 5 تا کفن آورد.. 5 کفن به اهل بیت اهدا شد.. یکیش برا خدبجه.. پیغمبر بدن خدیجه رو کفن کرد.. یکی برای خود پیغمبر .. امیرالمومنین علی ، بدن پیغمبر رو کفن کرد (اما روضه ام همین باشه و ببینمت مدینه) 🔅یه لحظه رو یاد کنم و التماس دعا.. لحظه ای که بی بی صدا زد زینبم بقچه کفن هارو بیار مادر.. (آااا دلت رفت مدینه) بی بی بقچه رو باز کرد.. یه وقت دیدن یه کفنی در آورد 🔳(اوج) عرضه داشت .. زینب جان .. این کفنه منه مادر...وقتی داغ مادر دیدی این کفن رو بده دست بابات علی بدنه منه مظلومه رو کفن کنه.. 🔳(یه کفن دیگه در آورد بی بی) زینب جان ..شب بیست و یکم ماه رمضون این کفن رو بده دست داداش حسنت بدن بابای مظلومتو با این کفن کنه.. 🔳(بی بی داره نگاه میکنه) آی گرفتارا..آی جاجت مندا.. آی مریض دارا.. بگم و التماس دعا.. یه کفن دیگه در آورد بی بی.. زینب جان شب 28 صفر.. ( آاا امام حسنیا کجا نشستن ) شب 28 صفر این کفنو بده دست داداش حسینت بدن داداش مجتبی شو کفن کنه 🔳(زینب داره نگاه میکنه) سادات منو ببخشن.. امام زمان منو ببخشن.. یه نگاه به مادر کرد.. 🔘(سوز / اوج) مادر مادر مادر.. مادر مگه حسینم کفن نداره مادر.. یه وقت دید مادر یه پیراهنی در آورد.. زینبم.. اینم برا حسینم.. ای فدای اون آقایی که بی کفنه.. 🔳(میدونی کی دید این لباسو) روز عاشورا.. تا پیراهنو به برادر داد..یه وقت دید برادر خنجرو در آورد لباسو داره پاره پاره میکنه.. 🔘(اوج) آخ حسین جااان داداش... یادگار مادرمه.. چرا اینکارو میکنی داداش.. صدا زد زینبم دشمن بی حیاست.. لباسو پاره پاره کردم دشمن رغبت نکنه غارت ببره.. ✔️آی کربلاییا.. آی ناله دارا.. آی آبرو دارا.. یه جایی اومد کنار بدن برادر هر چی گشت دید پیراهنی نیست.. پیراهن کهنه به غارت بردن.. ✔️ای حسین 3 🔘مگر به کربلا کفن به غیر بوریا نبود 🔘مگر حسین فاطمه عزیز مرتضی نبود 🔘مگر کسی که کشته شد تنش برهنه میکنند 🔘مگر که پاره پیروهن به پیکرش روا نبود ⚜صل الله علیک یا مظلوم .. ⚜یا غربب .. ⚜یا اباعبدالله.. هر کجای مجلس نشستی صدای منو میشنوی.. ناله بزن بگو یا حسین.. 👇صلوات حذف نشه لطفا👇🙏 .🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹 ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈    
مداح يعنى؟ مدّاح يعنى روضه خوان آل عصمت مدّاح يعنى اين چنين تقدير و قسمت مدّاح يعنى آبروى آل طاها(ع) مدّاح يعنى بلبل گلهاى زهرا(س) مدّاح يعنى پيرو قرآن ناطق مدّاح يعنى رهرو آيين صادق(ع) مدّاح يعنى بى تكبر، بى ريايى مدّاح يعنى بندۀ قرب الهى مدّاح يعنى لب به غيبت وانكردن مدّاح يعنى با كسى بد تا نكردن مدّاح يعنى پيرو خط ولايت مدّاح يعنى سعى و كوشش در سعادت مدّاح یعنی عیب کار خویش دیدن یعنی خدا را در کنار خویش دیدن مدّاح یعنی عارف و وارسته بودن تنها به اولاد علی(ع) دلبسته بودن مدّاح يعنى همچو ميثم سرافرازى مدّاح یعنی از تملــّق، بـى نيـــازى
. 📋 جنس فاسد گرچه ارزان، باز هم بی‌مشتریست حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جنس فاسد گرچه ارزان، باز هم بی‌مشتریست چشم تاجرها به دنبال مطاع بهتریست داد و فریادم در این بازار هم کاری نکرد مشتریان چشمشان دنبال جنس دیگریست برده‌ها را یک به یک بردند و من جا مانده‌ام لااقل من را بخر، این بد غلام آخریست خانه‌ات از بس حشم دارد دلم را آب کرد هرچه باشد، من هم اینجا آرزویم نوکریست هرکسی در خانه‌ات کاری برای خود گرفت کاش می‌گفتی بیا کار توأم پا منبریست من کجا و خیمه‌ی اهل مناجاتت کجا؟! من نماز و روزه و ذکر قنوتم، سرسریست هرچه بودم هرچه کردم اشکهایم را ببین کار چشمم شب به شب، سقایی و آب‌آوریست من بدم، چشمانم اما کربلایی بودن کار من در روضه‌های کربلا قند پروریست سربلندی قسمت من شد به لطف روضه‌ها قسمت ارباب من بر خاک صحرا بی‌سریست ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .👇
. 📋 خدایا لحظه‌ی تحویل سال است و هراز گاهی حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خدایا لحظه‌ی تحویل سال است و هراز گاهی دلم مثل کبوتر از خراسان سر درآورده است هر از گاهی به قم رفته‌ست تا شیراز اما باز دل من از شمال شرق ایران سر درآورده است مرا با وسعت جغرافیایم آشناتر کن بیاور سفره را که لحظه‌ی تحویل، نزدیک است بیاور دخترم با خود گل لبخند را امشب غمت را زیر چادر در کنار اشک پنهان کن بیاور سیب را آیینه را اسفند را امشب تو حول حالنایت را بخوان آمین آن با من کمک کن دخترم! این سرزمین را قدر بشناسیم دعا کن دخترم تا زینت این بوم و بر باشی که از تقسیم نان با کودک همشهریت خوشحال و از همسایه بیش از خانه‌ی خود با خبر باشی الهی یا محول ! احسن الحالی عنایت کن چه بویی خانه را پر کرده! حالا خوب می‌دانم چرا این سفره را اینقدر با احساس می‌چینی کنار سفره‌ی امسال، شب بو را نمی‌بینم به جایش خوب می‌فهمم چرا هی یاس می‌چینی خدا را شکر، یاس خانه را پرپر نمی‌بینم دم تحویل سال است و من و تو دست بر سینه کنار سفره می‌خوانیم با هم، کوثر از قرآن سلام ای ابر باران زا! سلام ای دختر دریا! سلام ای مادر آب و سلام ای همسر باران! سلام ای فاطمه! امسال، ما را فاطمی‌تر کن سلام ای فاطمه! جایت کنار زینبت خالیست سلام ای فاطمه! امشب علی بسیار دلتنگ است حسینت در کنار سفره لب تشنه است می‌بینی! حسن بیش از همه از دوریت اینار دلتنگ است برای خالیه جای تو ما هم روضه می‌خوانیم نمی‌دانم ولی شاید حسن با خواهرش ‌می‌گفت که تنهایی بی‌مادر، بیا سایه سر ما باش همیشه فاطمه در خانه‌ی ما سفره می‌انداخت بیا زینب! خودت امسال جای مادر ما باش که خواهر در نبود مادر آرامِ برادرهاست غذای دیشب ما دست‌ پخت زینب بود چنان تو و پدرت دخترت کنار علی‌ست میان شانه‌ی تو چند موی سوخته بود نه موی سوخته بلکه طناب دار علی‌ست کنار سفره از آل کساء خواندیم الهی شکر! به آمین دعای یا مقلب یا علی گفتیم همیشه احسن الحال دل ما روضه‌ی زهراست که ما درد دل خود را همیشه با علی گفتیم خدایا بیشتر کن رزق هیئت رفتن ما را *شاعر: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ . 📋 خسته بود آقا (ع) حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خسته بود آقا تازه روی مرکبش، نشسته بود آقا میزدن سنگ سرش، شکسته بود آقا خسته بود آقا تک و تنها رفت که صدای گریه توو، خیمه بالا رفت دم رفتن طرفِ، خیمه‌ی زنها رفت تک و تنها رفت تنهایِ تنها بود تنهایِ تنها رفت آرومِ جونِ من زیرِ دست و پا رفت جگرش می‌سوخت خیمه‌ی اهل حرم پشت سرش می‌سوخت وسط معرکه موی دخترش می‌سوخت جگرش می‌سوخت آخر دنیاست سر بردن لباس کهنه‌شم دعواست این صدای گریه‌‌های مادرش زهراست آخر دنیاست روضه سربازه سه شبانه روز، مونده پشت دروازه دیگه روی دشمنا، به خواهرت بازه روضه مَکشوفه اونی که به حضرت عقیله معروفه اومده با دست بسته وسط کوفه ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .👇
. 📋 پشت درب خانه‌ات بر خاک، صورت می‌کِشم حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پشت درب خانه‌ات بر خاک، صورت می‌کِشم تا که تحویلم بگیری، از تو مِنَّت می‌کشم بندگان مخلصت آماده‌ی مهمانی‌اند آن قدر خالی است دستانم، خجالت می‌کشم غفلتم باعث شد از چشمت بیافتم با گناه هرچه خواری می‌کشم از دست غفلت می‌کشم کور خوانده نفسِ اماره، دلم در دست علی است هرچه هم باشم مگر دست از ولایت می‌کشم؟! با ولای مرتضی آقای این عالم شدم بی‌علی یک لحظه هم باشم، حقارت می‌کشم دور ماندم از وطن، از صحن ایوان نجف یاد انگور ضریحش، آهِ حسرت می‌کشم تا که چشمم تَر شود یادِ لب خشکِ حسین جای سرمه، بر دو چشمم خاک تُربت می‌کشم دور از هیئت شدن یعنی نفس تنگیِ من زیر این پرچم، نفس، آرام و راحت می‌کشم یک توسل بر رقیه حاجتم را می‌دهد بی‌خودی گاهی پیِ حاجت، ریاضت می‌کشم دیده‌ای بابا مرا؟! همراه عمه‌های خود... در سنین کودکی درد اسارت می‌کشم *شاعر: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .👇
. 📋 آیا شده بال و پرت آتش بگیرد حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آیا شده بال و پرت آتش بگیرد هر چیز در دور و برت آتش بگیرد آیا شده بیمار باشی و نگاهت از نیش‌خند همسرت آتش بگیرد آیا شده یک روز گرم و وقت افطار آبی بنوشی… جگرت  آتش بگیرد آیا شده تصویری از مادر ببینی تا عمر داری پیکرت آتش بگیرد می‌گریم از روزی که می‌بینم برادر در کوفه موی دخترت آتش بگیرد می گریم از روزی که می بینم برادر از هرم خاکستر سرت آتش بگیرد آه … از خنکهای گلویت بوسه ای ده تا قبل از اینکه حنجرت آتش بگیرد آقا بس است دیگر مگو از شعله هایت ترسم که جان خواهرت آتش بگیرد *شاعر: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📋دو نفر بودن، توو سن بچگی یه صحنه‌هایی رو دیدن (س) (ع) (ع) (س) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دو نفر بودن، توو سن بچگی یه صحنه‌هایی رو دیدن... یکی اون لحظه‌ای که دور ابی عبدالله رو گرفتند، هرکسی داره با یه چیزی می‌زنه. یکی داره نیزه می‌زنه؛ یکی داره با شمشیر می‌زنه؛ یکی داره سنگ پرت می‌کنه؛ یکی از اون دور داره عصا زنان خودش و می‌رسونه به گودال؛ از قافله‌ی قاتلای حسین عقب نمونه، داره با چوب می‌زنه، با عصا می‌زنه. اما یه عده هم دور گودال حلقه زدند دارن ناسزا میگن. دم خیمه دخترش داره نگاه می‌کنه، شاید اونجا بی‌بی جلو چشای این بچه رو گرفته باشه. بچه نباید صحنه‌ی بد ببینه، یه صحنه‌ی بد ببینه یه عمر توو ذهنش می‌مونه، مخصوصا اگه ببینه پدرش یا مادرش زمین خوردن. همچین که از اسب رو زمین افتاد؛« بسم اللّه و باللّه و علی ملّة رسول اللّه». این صورت و خواست رو خاک بزاره، دم خیمه بچه‌ها دارن می‌بینند هی به همدیگه میگن:« بابامون زمین خورد»... تا صدا اومد بابا زمین خورد عمه دوید چشا رو گرفت. - برید توو خیمه، برید توو، خیمه کسی بیرون نباشه... شاید به خواهرش فرموده باشه خواهرم! ام کلثوم دم خیمه وایسا کسی از این بچه‌ها بیرون نیاد. مگه نمی‌بینی دور داداش و گرفتند میزنند داداش و... ان‌شاءالله ندیده اون لحظه‌ای که نیزه توو حلقوم باباش زدن. ان‌شاءالله ندیده اون لحظه‌ای که نیزه رو توو پهلوش زدن. ان‌شاءالله ندیده اون لحظه‌ای که اون نامرد رو سینه‌ی باباش نشست. ان‌شاءالله ندیده... منم معتقدم ندیده چون اگه دیده بود همونجا جون می‌داد. اما آخرش اون لحظه‌ای که سر و آوردن توو خرابه هرچی عمه تلاش کرد نبینه نشد، همچین که سر بابا رو دید جون داد... دست توو دست مادر دارن از مسجد برمی‌گردن، نزدیک خونه که رسیدن اون نانجیب جلوی بی‌بی رو گرفت؛ همچنین که رسید به مادر ما، اول یه سیلی توو صورت مادر زد. نامه رو از دست مادر گرفت پاره پاره کرد یه سیلی دیگه... مادر ماست، قَویه به این راحتی که نمیوفته؛ اما نمیدونم چه جوری توو صورت مادر زد یه طرف صورت به دیوار خورد یه طرف صورت به زمین خورد. گوشواره از گوش دراومد... دست مادر و گرفت:« خونه‌مون این طرفه، اینقده رو خاکا نشین»... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
4_5994750287573684596.mp3
18.22M
. کجاست اهل دلی که نگاه ما بکند برای حال خراب دلم دعا بکند کجاست خبره طبیبی که کیمیا داند مس وجود مرا بهتر از طلا بکند به ذره گر نظر لطف بوتراب کند به یک نگاه مرا بنده خدا بکند همین که داد و فغانم بلندشد دیدم جناب خواجه شیراز این ندا بکند: طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟.. مرا بگیر و در خانه ات مقیمم کن چقدر عبد فراری بروبیا بکند... به کارمن گره کور خورده است اما گشایش از گره ام ذکر یارضا بکند چه می شود شب جمعه یکی ز کرب و بلا حواله ای بفرستد مرا صدا بکند .
202030_361263555.mp3
41.48M
| کجاست اهل دلی که.. بامداحی: هیئت ثارالله زنجان شب سیزدهم از "نجوای عاشقانه"