⚘گمنام⚘:
#اشعار_امام_جواد_ع
#اشعار_امام_جواد_ع_شهادت
#اشعار_امام_جواد_ع_روضه
#اشعار_امام_جواد_ع_مدح
يا اَبا جَعْفَر يا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ اَيُّهَا التَّقِىُّ الْجَوادُ يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ يا حُجَّةَ اللهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلانا اِنّاتَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا، يا وَجيهاً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللهِ.
روضه و مصيبت حضرت امام جواد عليه السلام
اى ولى كبريا جواد الائمه
مظهر جود خدا جواد الائمه
مهر جهانتاب آسمان كرامت
ابر عطا و سخا جواد الائمه
غرق گناهيم همه اميد توئى تو
رحمت بى منتها جواد الائمه (۲۶)
آخ بميرم امام جواد عليه السلام بيست و پنج سالش بوده، امان از دشمن خانگى، زنش دختر عبدالله مامونام الفضل بود، شوهرش را مسموم كرد، وقتى آقا را زهر داد دَرِ حجره را بروى آقا بست، پسر فاطمه هى صدا مى زد:ام الفضل جگرم از تشنگى مى سوزد يك مقدار آب بده ولى اين نانجيب اعتنا نمى كرد. امام جواد عليه السلام ميان حجره ناله مى زد،ام الفضل ترسيد صداى ناله آقا به گوش همسايهها برسد، اين نانجيب به كنيزها گفت: بريد بشينيد و كف بزنيد، پسر فاطمه
عليه السلام داره ناله مى كند، اينها كف مى زنند، اى غريب آقا، مظلوم پسر فاطمه عليه السلام.
يك وقت ديدند صداى ناله آقا ديگه نمى آيد،ام الفضل دستور داد در اتاق را باز كردند، ديدند آقا بالب تشنه جان داده، آيا دستور داد شيعهها را خبر كنند؟ خير، اين ملعونه دستور داد كه بدن آقا را بالاى بام ببرند، سه روز بدن بالاى بام بوده، يك روز يكى از شيعهها آمد از دم خانهام الفضل رد بشه، نگاه كرد طرف بام خانه، ديد يك مشت كبوترها بالهايشان را به هم داده اند يك چيزى را سايه كرده اند، يك وقت دَرِ خانه وا شد كنيزى بيرون آمد، صدا زد: كنيز بالاى بام چيه؟
گفت: مگر نمى دانى؟ گفت: نه! گفت: بالاى بام بدن ميوه دل زهرا جواد الائمه است. (۲۷)
ای چشمه سار جاریِ لطف و عطا جواد
بر من به بار نور زلال خدا جواد
لبریزم از خطا به حریم مقدست
بر من به بخش هرچه که دارم خطا جواد
از مهر توست کلبه ی قلبم منوّر است
وز جود توست مسّ وجودم طلا جواد
بر نخل عشق میوه ی شیرین اهل بیت
در باغ نور سرو بلندِ ولا جواد
روشن ترین چراغ شبستان اولیا
باب المراد شیعه و ابنُ الرِّضا جواد
هم خود کریم ، هم که ز نسل کرامتی
در نزد توست عالَم و آدم گدا جواد
پر می زند کبوتر قلبم به کاظمین
خواهد گرفت دانه ز دست شما جواد
ای مهربان امام که در طول عمر خود
از خصم خویش دیده هزاران بلا جواد
در عنفوان عمر خزان شد بهار تو
ای ارغوانِ گلشن سبز رضا جواد
از کین فتاد شعله به جان مطهرت
با تو چه کرد آتش زهر جفا جواد
"یاسر" رسید تشنه به درگاه جود تو
در کام او بریز تو آب بقا جواد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دردا که گشت با من، بیگانه یار جانی
با دست خود مرا کشت، لب تشنه در جوانی
من از نفس فتادم، بر خاک رخ نهادم
او میزند به مرگم، لبخند شادمانی
ای بلبلان بنالید ای لالهها بریزید
شد باغبان دل را گلزار جان خزانی
غمها بدل نهفتم، دردم بکس نگفتم
بردم بگور با خود صد غصة نهانی
لب تشنهام ثوابی، ای امّ فضل آبی
بالله این نباشد، پاداش مهربانی
بر دیدهام ستاره، در سینهام شراره
با قلب پاره پاره، رفتم ز دار فانی
عمرم چو عمر یک آه، کوتاه بود کوتاه
شد اول حیاتم پایان زندگانی
دردا که رفتم از حال از بس زدم پر و بال
در لانه اوفتادم از فرط ناتوانی
گوئید تشنه جان داد، خاموش شد ز فریاد
از این غریب تنها، پرسند اگر نشانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دشمنانت یک طرف، آن آشنا از یک طرف
بی وفایی یک طرف، زهرِ جفا از یک طرف
کلِ عالم خون بگرید در عزای تو کم است
ارضیان از یک طرف، اهلِ سما از یک طرف
إرباً إرباً شد دلت از فتنه و نامردی اش
زهرِ کاری یک طرف، رقاصه ها از یک طرف
تشنه ای و طالبِ آبی و این ها یک طرف
بر زمین می ریزد آب، آن بی حیا از یک طرف
می کشد جسم تو را تا بام خانه، پیکرت...
... می خورد بر کنج پله، بی هوا از یک طرف
#هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
#التماس_دعای_فرج_و_عاقبت_بخیری