.
#فاطمیه
روز آخر شانه زد بر گیسوان دخترش
*می دونم دلت دیگه اینجا نیست،همه دل ها رو ببریم پشت در خونه ی حضرت صدیقه ی طاهره،چه خبرِ توی این خونه این شب ها؟حال بی بی دوعالم فاطمه رو نوشتن این روزها اینطوری بوده،" مَا زَالَتْ بَعْدَ أَبِیهَا مُعَصَّبَةَ الرَّأْس، نَاحِلَةَ الْجِسْم، بَاكِيَةَ الْعَيْن" شما اگر گریه کنید هیچ کسی به شما اعتراض نمی کنه،اما این شب ها می اومدن درِ خونه ی امیرالمؤمنین می گفتند:علی! به فاطمه بگو یا روز گریه کنه یا شب...*
روز آخرشانه زد بر گیسوان دخترش
شست با دست لباس کودکانِ دیگرش
تا نماند کودکی آنجا گرسنه بعد از او
در تنورِ خانه نان می پخت دل خاکسترش
کارهای خانه اش را یک به یک انجام داد
دستِ آخر ماند کارِ همیشه برترش
جامه ی روشن به تن کرد و سوی محراب رفت
تا بماند یادگار از او نماز آخرش
*جامه ی روشن بر تن می کرد فاطمه، اما این لباس بر تنِ فاطمه ساعتی نمی ماند،آخه از جای سینه ی آزرده خونِ تازه می آمد*
در اتاقی رفت و اندکی آرام ماند
تا شود کم کم محقق مژده ی پیغمبرش
خادمش وقتی صدا زد پاسخی نشنید از او
بر سر و روی خودش زد زآنچه آمد بر سرش
*داره صدا میزنه بی بی رو،یه مرتبه دید در باز شد...*
کودکان وارد شدند و صحنه را شاهد شدند
هر یکی رفت تا آسمان فریادِ مادر مادرش
*جوانها! راه عاقبت به خیری رو اربابتون ابی عبدالله به شما نشان داده،تا در باز شد،بچه ها اومدن خودشون رو روی بدن انداختن،امام حسن صورت روی سینه ی مادر گذاشت،اما دیدن ابی عبدالله راهش رو کج کرد،اومد پایین پایِ مادر،صورت کف پای مادر گذاشت،صدا زد:مادر! من حسینم،با من حرف بزن...*
آن یکی صورت نهاده بر کف پایش چرا
دیگری بر سینه ی مادر چرا باشد سرش
*اسما صدا زد: آقازاده ها! زود بروید باباتون رو خبر کنید بیاد...*
مرتضی در مسجد از این ماجرا شد با خبر
باورش سخت است،باور کن نمی شد باورش
آنکه با هشتاد زخمش در اُحد بر پای بود
آنکه زانویش نشد خم وقتِ فتحِ خیبرش
*آی گریه کن ها! تا حسنین دویدن گفتند: بابا! مادرمون از دستمون رفت،یه وقت دیدن...*
زانویش لرزید و افتاد و دگر از هوش رفت
چیست این داغی که گشته اینچنین ویرانگرش
*همه دشمنا توی مدینه منتظر بودن یه روز زنوهای علی بلرزه،اینجا روایت نوشت:بارها تو این مسیرِ کمِ مسجد تا خونه، بارها علی امیرالمؤمنین رو زمین افتاد...
گریه کن ها! این یه سردار بود همه منتظر بودن خم شدنِ زانوانش رو ببینند،یه سردار هم من سراغ دارم،کربلا،تا اومد کنار بدنِ اباالفضل،یه وقت دیدن خم شد، دست به کمر گرفت،صدا زد: "الْانَ إِنْکَسَرَ ظَهْری"...
مدینه امیرالمؤمنین نوشتن "فبُكی بُكاءً عالیا" بلند بلند گریه می کرد،ابی عبدالله هم کنار بدن اباالفضل نوشتن "فبكی بُكاءً عالیا"...تا صدای گریه ی حسین بلند شد،یه مرتبه همه هلهله کردن،همه کف زدن..حسین..*
#حاج_محمد_طاهری
#روضه_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه
#همایون ( #شوشتری )
#آموزش_مداحی
.
1. میزنم به هر دری.mp3
896.4K
#نوحه
#حضرت_معصومه( سلام الله علیها )
#استاد_حاج_مرتضی_حبیبی
#سینه_زنی_در #همایون
#زمینه
میزنم به هر دری
همینه خواهری
« برادری » ۲
دلم گرفته ، دورم از برادرم
دلم گرفته ، بیقرار و مضطرم
شده عذابم ،کم توونه پیکرم
میترسم آخر ، که نبینمش بِرم
( آه ای خدا ، رضا رضا ) تکرار
#بند_دوم
روزگار بی وفا
ببین شده بلا
« نصیب ما » ۲
خدا میدونه
زندگی من رضاست
خدا میدونه
که عزیز من کجاست ؟
خودش میدونه ، خیلی بیقرارشم
خودش میدونه ، ابر نو بهارشم
( آه ای خدا ، رضا رضا ) تکرار
#بند_سوم
غصه ها برای من
عزا برای من
« خدای من » ۲
حالا که از غم
ناله ام شده به پا
حالا که باید
رد شم از بیابونا
اگر زیادِ
اشک و آه و گریه ام
آخه به یادِ
زینب و رقیه ام
(چه کربلاست ،که پُر بلاست)
#بند_چهارم
دختری که کرده غَش
چطور بگم ازش ؟
« غم عطش » ۲
شباهتی نیست
بینِ شهر شام و قم
آخه توو اینجا
مَعجری نمیشه گم
آره شلوغه ، اما سنگ نمیزنن
آره شلوغه ، اما سر نمیشکنن
( امان امان ، ز شامیان ) تکرار
#شاعر_عماد_بهرامی✍
#وفات_حضرت_معصومه
.
#فاطمیه
روز آخر شانه زد بر گیسوان دخترش
*می دونم دلت دیگه اینجا نیست،همه دل ها رو ببریم پشت در خونه ی حضرت صدیقه ی طاهره،چه خبرِ توی این خونه این شب ها؟حال بی بی دوعالم فاطمه رو نوشتن این روزها اینطوری بوده،" مَا زَالَتْ بَعْدَ أَبِیهَا مُعَصَّبَةَ الرَّأْس، نَاحِلَةَ الْجِسْم، بَاكِيَةَ الْعَيْن" شما اگر گریه کنید هیچ کسی به شما اعتراض نمی کنه،اما این شب ها می اومدن درِ خونه ی امیرالمؤمنین می گفتند:علی! به فاطمه بگو یا روز گریه کنه یا شب...*
روز آخرشانه زد بر گیسوان دخترش
شست با دست لباس کودکانِ دیگرش
تا نماند کودکی آنجا گرسنه بعد از او
در تنورِ خانه نان می پخت دل خاکسترش
کارهای خانه اش را یک به یک انجام داد
دستِ آخر ماند کارِ همیشه برترش
جامه ی روشن به تن کرد و سوی محراب رفت
تا بماند یادگار از او نماز آخرش
*جامه ی روشن بر تن می کرد فاطمه، اما این لباس بر تنِ فاطمه ساعتی نمی ماند،آخه از جای سینه ی آزرده خونِ تازه می آمد*
در اتاقی رفت و اندکی آرام ماند
تا شود کم کم محقق مژده ی پیغمبرش
خادمش وقتی صدا زد پاسخی نشنید از او
بر سر و روی خودش زد زآنچه آمد بر سرش
*داره صدا میزنه بی بی رو،یه مرتبه دید در باز شد...*
کودکان وارد شدند و صحنه را شاهد شدند
هر یکی رفت تا آسمان فریادِ مادر مادرش
*جوانها! راه عاقبت به خیری رو اربابتون ابی عبدالله به شما نشان داده،تا در باز شد،بچه ها اومدن خودشون رو روی بدن انداختن،امام حسن صورت روی سینه ی مادر گذاشت،اما دیدن ابی عبدالله راهش رو کج کرد،اومد پایین پایِ مادر،صورت کف پای مادر گذاشت،صدا زد:مادر! من حسینم،با من حرف بزن...*
آن یکی صورت نهاده بر کف پایش چرا
دیگری بر سینه ی مادر چرا باشد سرش
*اسما صدا زد: آقازاده ها! زود بروید باباتون رو خبر کنید بیاد...*
مرتضی در مسجد از این ماجرا شد با خبر
باورش سخت است،باور کن نمی شد باورش
آنکه با هشتاد زخمش در اُحد بر پای بود
آنکه زانویش نشد خم وقتِ فتحِ خیبرش
*آی گریه کن ها! تا حسنین دویدن گفتند: بابا! مادرمون از دستمون رفت،یه وقت دیدن...*
زانویش لرزید و افتاد و دگر از هوش رفت
چیست این داغی که گشته اینچنین ویرانگرش
*همه دشمنا توی مدینه منتظر بودن یه روز زنوهای علی بلرزه،اینجا روایت نوشت:بارها تو این مسیرِ کمِ مسجد تا خونه، بارها علی امیرالمؤمنین رو زمین افتاد...
گریه کن ها! این یه سردار بود همه منتظر بودن خم شدنِ زانوانش رو ببینند،یه سردار هم من سراغ دارم،کربلا،تا اومد کنار بدنِ اباالفضل،یه وقت دیدن خم شد، دست به کمر گرفت،صدا زد: "الْانَ إِنْکَسَرَ ظَهْری"...
مدینه امیرالمؤمنین نوشتن "فبُكی بُكاءً عالیا" بلند بلند گریه می کرد،ابی عبدالله هم کنار بدن اباالفضل نوشتن "فبكی بُكاءً عالیا"...تا صدای گریه ی حسین بلند شد،یه مرتبه همه هلهله کردن،همه کف زدن..حسین..*
#حاج_محمد_طاهری
#روضه_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه
#همایون ( #شوشتری )
#آموزش_مداحی
.#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
4_443692751859482788.mp3
3.35M
دستگاه #همایون گوشه #شوشتری
مادر مادر مادر شبی دیگر
به کنار من جان بر لب باش
مادر چون کبوتر، نزنی پَر
دو، سه روز دگر با زینب باش
مادر بیمارم، شده گریه بر تو کارم
به شفای تو، دل خوش دارم
ای همه هست من ، نروی تو از دست من
که دلم توان بی مادری ندارد
بی تو زینبت یاوری ندارد
ز سکوت تو هویدا، ز خموشی تو پیدا
می سوزی و می سازی، گنجینۀ پر رازی
می دانم امشب مادر، آماده پروازی
گر می روی امشب، با خود ببر زینب
زینب، زینب، زینب، مزن امشب
تو دگر به دل مادر آذر
من خود در افغانم، پریشانم
که شوی تو زفردا بی مادر
ای طرفدار من، که شدی پرستار من
به آخر رسیده کار من
خانه دارم زینب ، گل بی قرارم زینب
به خدا که درد مادر دوا ندارد
مادرت امید شفا ندارد
تو پس از من یگانه ، بشوی چراغ خانه
هم بر علی یاور باش ، هم بر حسین مادر باش
من می روم اما تو ، همسنگر حیدر باش
آسوده حالم کن ، زینب حلالم کن
مادر مادر مادر شبی دیگر
به کنار من جان بر لب باش
مادر چون کبوتر، نزنی پَر
دو، سه روز دگر با زینب باش
ای بود و نبود من ای یاس کبود من زهرا زهرا
تنها تکیه گاه من عشق بی گناه من زهرا زهرا
از پیش من مرو زهرا زهرا
جان حسن نرو زهرا زهرا
کوه محکم علی تنها همدم علی برخیز از جا
بی تو میخورم زمین آه و زاریم ببین بین غم ها
بانوی صف شکن در سنگر باش
حرف از سفر نزن با حیدر باش
از پیش من مرو زهرا زهرا
جان حسن نرو زهرا زهرا
4_443692751859482788.mp3
3.35M
دستگاه #همایون گوشه #شوشتری
حاج #محمدرضاطاهری 🎤
#سبک_یارا_یارا_یارا
#زمزمه #حضرت_زهرا
💔یازهرا💔
اخ زینب😭😭
😭😭مادر مادر مادر💔💔
😭😭😭😭
مادر مادر مادر شبی دیگر
به کنار من جان بر لب باش
مادر چون کبوتر، نزنی پَر
دو، سه روز دگر با زینب باش
مادر بیمارم، شده گریه بر تو کارم
به شفای تو، دل خوش دارم
ای همه هست من ، نروی تو از دست من
که دلم توان بی مادری ندارد
بی تو زینبت یاوری ندارد
ز سکوت تو هویدا، ز خموشی تو پیدا
می سوزی و می سازی، گنجینۀ پر رازی
می دانم امشب مادر، آماده پروازی
گر می روی امشب، با خود ببر زینب
زینب، زینب، زینب، مزن امشب
تو دگر به دل مادر آذر
من خود در افغانم، پریشانم
که شوی تو زفردا بی مادر
ای طرفدار من، که شدی پرستار من
به آخر رسیده کار من
خانه دارم زینب ، گل بی قرارم زینب
به خدا که درد مادر دوا ندارد
مادرت امید شفا ندارد
تو پس از من یگانه ، بشوی چراغ خانه
هم بر علی یاور باش ، هم بر حسین مادر باش
من می روم اما تو ، همسنگر حیدر باش
آسوده حالم کن ، زینب حلالم کن
مادر مادر مادر شبی دیگر
به کنار من جان بر لب باش
مادر چون کبوتر، نزنی پَر
دو، سه روز دگر با زینب باش
ای بود و نبود من ای یاس کبود من زهرا زهرا
تنها تکیه گاه من عشق بی گناه من زهرا زهرا
از پیش من مرو زهرا زهرا
جان حسن نرو زهرا زهرا
کوه محکم علی تنها همدم علی برخیز از جا
بی تو میخورم زمین آه و زاریم ببین بین غم ها
بانوی صف شکن در سنگر باش
حرف از سفر نزن با حیدر باش
از پیش من مرو زهرا زهرا
جان حسن نرو زهرا زهرا
#فاطمیه #کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
#زمزمه
#گوشه_شوشتری
.▪️▪️▪️▪️▪️
نوحه شهادت امام صادق ع.mp3
5.63M
تمرین نوحه شهادت امام صادق ع
فضای لحنی (نظر شخصی): #همایون
هستم در این زمانه تنها و بی نشانه
دشمن مرا ز خانه بیرون کشد شبانه
همچون کمان خمیدم زخم زبان شنیدم
دنبال قاتل خود در کوچه میدویدم
واویلا واویلا آه و واویلا
****
تنها و بی قرارم کاری به کس ندارم
از بس که من دویدم دیگر نفس ندارم
همچون علیِ مظلوم خون بر دلم نشاندن
با دست بسته من را در کوچه میکشاندن
اشکی چکیده دارم رنگی پریده دارم
مانند مادر خود قدی خمیده دارم
واویلا واویلا آه و واویلا
****
هستم رئیس مذهب جانم رسیده بر لب
هنگام کوچه گردی هستم به یاد زینب
باشد دلم پر از خون چون لاله های صحرا
میسوزد آشیانم چون آشیان زهرا
گفتم بزن تو آتش از پای تا سرم را
اما مبر تو پیشم تو نام مادرم را
شادم که کارگر شد در سینه زهر کینه
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
چشمم دگر نیفتد به کوچه ی مدینه
واویلا واویلا آه و واویلا
۱۴۰۳.۰۲.۱۲.
nariman-panahi-madare-mazloom(128).mp3
6.67M
سبک:بادمخالف وزید(حاج محمودکریمی)
این مداحی را حاج نریمان پناهی خوندن:
مادر مظلومه ام♫៛◉৳
شدی به غم مبتلا♫៛◉৳
روی تو گشته کبود♫៛◉৳
در وسط کوچه ها♫៛◉৳
خونابه میریزه از پهلوی تو رو زمین♫៛◉৳
از اثر اون لگد♫៛◉৳
محسن تو شد فدا♫៛◉৳
حال و روزت خیلی ناخوشه♫៛◉৳
رفتنت زینبو میکشه♫៛◉৳
وای مادرم وای مادرم♫៛◉৳
وای مادرم وای مادرم♫៛◉৳
تو را قسم دیدمت♫៛◉৳
به اشک بابا نرو♫៛◉৳
این سفر آخرو بیا و تنها نرو♫៛◉৳
زلف پریشونمو بیا و شونه بزن♫៛◉৳
اگه بری بعد تو میمیره دیگه حسن♫៛◉৳
این روزا میسوزه بین تل♫៛◉৳
میگه نزن نامرد زیر لب♫៛◉৳
وای مادرم وای مادرم♫៛◉৳
وای مادرم وای مادرم♫៛◉৳
شدی به غم مبتلا♫៛◉৳
روی تو گشته کبود♫៛◉৳
در وسط کوچه ها♫៛◉৳
خونابه میریزه از پهلوی تو رو زمین♫៛◉৳
از اثر اون لگد♫៛◉৳
محسن تو شد فدا♫៛◉৳
حال و روزت خیلی ناخوشه♫៛◉৳
رفتنت زینبو میکشه♫៛◉৳
وای مادرم وای مادرم♫៛◉৳
وای مادرم وای مادرم♫៛◉৳
و را قسم دیدمت♫៛◉৳
به اشک بابا نرو♫៛◉৳
این سفر آخرو بیا و تنها نرو♫៛◉৳
زلف پریشونمو بیا و شونه بزن♫៛◉৳
اگه بری بعد تو میمیره دیگه حسن♫៛◉৳
این روزا میسوزه بین تل♫៛◉৳
میگه نزن نامرد زیر لب♫៛◉৳
وای مادرم وای مادرم♫៛◉৳
وای مادرم وای مادرم♫៛◉৳
#درآمد
#همایون
#سبک #وقت_جدایی
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها