زمینه بند اول.mp3
1.71M
❖ ﷽ ❖
زمینه|حضرت زهراسلام الله علیها
🔸| #حرف_دل_حیدر
🎼|کربلایی امیر طلاجوران
📝|کربلایی سیدمجتبی حسینی
🗓|سه شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۲
☆بند اول☆
حسینی که من میشناسم.mp3
3.84M
حسینی که من میشناسم، برادر!
همین جاست امروز، در بوریا نیست
🎙...حسینیه غزه...
شعر: محسن ناصحی
#طوفان_الاقصی
زمان نشستن ، زمان دعا نیست
به سجاده ماندن برادر روا نیست
چه طوفانی از قدس برخاست ، آیا
بَعَثنا علیکم عباداً لنا نیست ؟!
کجا مانده پای تو ای اربعینی !
مگر آخر راه تو کربلا نیست ؟
غم کودکان به خون خفته آیا
برای تو ای روضه خوان آشنا نیست؟
محرّم گلو پاره می کردی از غم
گلوی تو را قدر یک آه جا نیست؟
فلسطین بمیرد ، شرف سربریده است
که جز غیرت امروز بر نیزه ها نیست
حسینی که من می شناسم ، برادر !
همین جاست امروز ، در بوریا نیست
اگر مرد میدان حرفی ، بماند
که مرز عمل عرصه ی ادّعا نیست
به أین الحسینی که از دل نخواندیم
عزیزی می آید که محتاج ما نیست
#محسن_ناصحی✍ #کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
#حضرت_زهرا
#شور
حرمت كو كه بگردند به دور سر تو نوكرها٣
حرمت كو حرمت كو مادر ٣
...
تو شفيعه اى و من هم اسير
تو مليكه اى و من هم غلام
به ضريحى كه ندارى درود
به مزار بى نشونت سلام!
يا مولاتى/ يا فاطمه/ عقده ى اين دل وا نشد
گشتم ولى/ آخر بى بى/ قبر شما پيدا نشد
اما مى بينم بين رويا
گلدسته ها تا عرش اعلى
دارالزهرا ميشه اين دنيا
...
حرمت كو كه بگردند به دور سر تو نوكرها ٣
حرمت كو حرمت كو مادر ٣
يه روزى با لشكر سينه زن
مى گيريم روضه اى بين بقيع
بين خاك تو و خاك حسن
ميشه بين الحرمين بقيع!
جنت يعنى/ خاك بقيع/ شيعه يعنى قومِ شرف
آخر بى بى/ خاك صحنت/ پر ميشه از درّ نجف
ساخته ميشه باب المرتضى
اونطرف تر باب المجتبى
خيل زائر پشت اين درها
...
حرمت كو كه بگردند به دور سر تو نوكرها ٣
حرمت كو حرمت كو مادر ٣
برا عاقبت به خيرىِ من
به خدا گوشه نگاهت بسه
روزىِ محرّماى من از
سفره ى فاطميه مى رسه
دل مى بازيم/ به مهر تو/ اى جانانه، اى نورعين
ما مى سازيم/ براى تو/ يا حضرت ام الحسين...
هم ضريح و هم صحن و سرا
هم گنبد هم ايوونِ طلا
مدينه هم ميشه كربلا
#محمدحسین_مهدی_پناه ✍
#فاطمیه
.👇#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
Reza Narimani - Refigh - 128.mp3
19.59M
#شهدا
خبر چه سنگینه خبر پر از درده؛
غم رفیقامون بیچارمون کرده!
زمینی بودند و،، به آسمون رفتن؛ دوباره جاموندیم... رفیقامون رفتن
تا کی باید بمونیم و بسوزیم از غصه؟
کی آخه میرسه به مامسیر این
قصه؟!
تا کی با دستامون روی گلا بریزیم خاک
خدایا پاره پاره شد دلم؛ دیگه بسه!
رفیق عین،،، برادر شد رفاقت تا سر جونه(۲)
غمِ داغ ...رفیقو پس برادر مرده میدونه؛
رفیق نیمه راه من.... خداحافظ(۲)
چه روز و شب هایی... کنار هم بودیم(۲)
تو بیقراریها؛ قرار هم بودیم
چه خاطراتی بود،،، تو روضهها با تو
نمیره از یادم حسین حسیناتو(۲)
امید زندگیمونو تو نا امید کردی
با این خبر موهای مادرو سفید کردی
آخرشم شهادتو گرفتی از ارباب!
بس که تو روضه التماس هر شهید کردی(۲)
نه این رسم،،، رفاقت نیست! رفیق نیمه راه من(۲)
هزار ننگ و هزار نفرین،،، به این بختِ سیاه من!(۲)
رفیق نیمه راه من،،، خداحافظ(۲)
خبر پر از داغه،،،خبر پر از سوزه(۲)
خبر میگه بازم،،، یه لاله میسوزه،
با داغ اون آتیش ،،،که توش یه مادر سوخت(۲)
حالا تن چندتا،،، جوون پرپر سوخت؛(۲)
شبیه بچه های شاه بی کفن سوختن
با شعله هایی که به خیمه ها زدن، سوختن
شنیده ها رو دیدن اینا که توی روضه؛
به یاد آتیش دل امام حسن سوختن
مصیبت رو ،،،ندیدم که شنیدم من،،، ولی سوختم!
دوباره تازه شد روضه که زهرا گفت علی سوختم(۲)
میون شعله ها آه علی سوختم
یکی صدامیزد آه علی سوختم
رفیق نیمه راه من خداحافظ
.
|⇦•به سمت زهرا....
#زمزمه وتوسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده به نفس زنده یاد حاجحسن جمالی •✾•
به سمت زهرا از حجره دویدم من
عَدو جلوتر بود دیر رسیدم من ...
فاطمه افتادو ناله کشیدم من
لگد به پهلوش خورد دیر رسیدم من ...
دیر رسیدم من ...
صدایی از بینِ شعله شنیدم من
سینه ی زهرا سوخت دیر رسیدم من
دود فراگیر بودخوب ندیدم من
محسنِ من سقط شد دیر رسیدم من ...
رو بدن زهرا عبا کشیدم من
فاطمه از حال رفت دیر رسیدم من
صدای سیلی از کوچه شنیدم من
چشم، پُر از خون شد دیر رسیدم من
خیلی خجالت از حسن کشیدم من
عصای مادر بود دیر رسیدم من
صورت زهرا سوخت آه کشیدم م#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیهان
شکست گوشواره دیر رسیدم من ...
دیر رسیدم من ...
4. صوتی کامل.mp3
6.21M
|⇦• به سمت زهرا...
#زمزمه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده به نفس زنده یاد حاج حسن جمالی✾•
طبعم اینگونه روان شد شب یلدای فاطمی ،
حرف دل شعر و عیان شد شب یلدای فاطمی،
ابتدا باد سلامم به آقام صاحب عصر( عج)،
سخن شیفتگان شد شب یلدای فاطمی ،
لطف او شامل هرکس بشود طوبی له ،
عبد صالح به جهان شد شب یلدای فاطمی،
با عنایات خودش گام نهادم در راه،
قرص و محکم دل از آن شد شب یلدای فاطمی،
گر ولی عصر عج بخواهی که شود راضی ازت،
امشب این راز بیان شد شب یلدای فاطمی،
بُرو کُن رفعِ نیاز و گرهی را بگشا ،
وَ نگو چون و چنان شد شب یلدای فاطمی،
فاطمیه شده و چشم فلک گریان است،
در زمین نوحه فغان شد شب یلدای فاطمی،
بشنوید عالَمِ بالا در هیاهو گویند ،
عُمرِ زهرا س چه خزان شد شب یلدای فاطمی،
عده ای گریه کنان ناله زنان مشکی پوش ،
حال این سینه زنان شد شب یلدای فاطمی،
بنگر مجلس زهرا و ببین کین جنت،
روزی اش بر چه کسان شد شب یلدای فاطمی،
عده ای چای دهد کفش کند جفت اینجا،
وان یکی روضه کنان شد شب یلدای فاطمی،
مهر تو شامل حالم شده یا مادر جان ،
سخن پیر و جوان شد شب یلدای فاطمی،
دخت پیغمبر رحمت برود نزد پدر،
حرف هر خُرد و کَلان شد شب یلدای فاطمی،
آخ مصیبات علی ع بعد نبی ص حدی شد ،
خونِ دل ،اشک فشان شد شب یلدای فاطمی،
فاطمه گشت شهیده بِنِگر مولی را ،
قامت سرو کمان شد شب یلدای فاطمی،
روی مغسل بدهد غسل علی فاطمه را ،
وای ِ دلسوختگان شد شب یلدای فاطمی،
آه از آن ساعت و آن شب که علی یکباره ،
کودکان را نگران شد شب یلدای فاطمی،
پیکر فاطمه را توشه بگیرید زینب س،
خواست تا نیمه جان شد شب یلدای فاطمی،
حسن ع آمد حسین ع افکند به رویش خود را،
حُزن در آشیان شد شب یلدای فاطمی،
زد صدا مادرِ من گر که نگیری بغلم ،
قبرم این آستان شد شب یلدای فاطمی،
ناگهان بند کفن وا شد و دست آمد رو ،
مهر مادر فَوَران شد شب یلدای فاطمی،
چهارشنبه۱۴۰۱/۰۹/۳۰
شعر از : عبدالله سعیدی
.
#زمزمه #واحد #شهدا
#شهید_گمنام
#دفاع_مقدس_و_شهدا
عطری پیچیده توی شهر، میگن که مهمون اومده
رفیقی بی نام و نشون به قلب زارم سر زده
جنگیده بود برای دین، مردونگیشم بی حده
گوشت و خونش رو هدیه کرد، با استخونش اومده
شهید گمنام، خوش اومدی به شهر ما
صفا دادی به این دیار، قابل دونستی
شهید گمنام، نمیتونسته هیچکسی
قلب منو جلا بده، اما تونستی
حالا که اومدی عزیز، سؤالی دارم
به مادرت خبر دادی، کجایی یارم؟
چند ساله چش به راهته، با هر بهونه
لقلقه زبونشه، برگرد به خونه
«شهید گمنام، شهید گمنام»
از مادرت گفتم ولی، غصه نخور یکی میاد
همونکه مادر همه است، سربندشو زدی زیاد
همونکه انتقامشو گفتی میگیری از عدو
همونیکه یه وقتایی از محرمش گرفته رو
شهید گمنام، یکم برا ما حرف بزن
از لحظههای جنگ بگو، از حال سنگر
شهید گمنام، بگو ز دردای تنت
بگو آخه چه جوری، زدی تو پرپر
نمیدونم تشنه بودی با دست بسته؟!
یا که شبیه فاطمه، پهلوت شکسته؟!
سرت جدا شده بگو، یا که دو دستات؟!
یا مثل عباس علی، تیری به چشمات؟!..
«شهید گمنام، شهید گمنام»
رفتی و لشکری شدی برا دفاعِ از حریم
راهمونو نشون دادی که از بیراههها نریم
رفتی و این وصیتت، برای حفظ انقلاب
پشت ولایت بمونیم، حفظ حیا، حفظ حجاب
شهید گمنام، برای ما پرکشیدی
ببخش اگه یه وقتایی، کوتاهی کردم
شهید گمنام، عدهای دل بریدن و
طالب بی دینی شدن، زیاده دردم
حالا تو از خدا بخواه، تا کم نیارم
به راه حق و مستقیم، قدم بذارم
بگو به من که روسیام، بده لیاقت
قابل بدونه این بَد و واسه شهادت
«شهید گمنام، شهید گمنام»
شعر و سبک : عبدالحسین شفیع پور
شاعر: #عبدالحسین_شفیع_پور #کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
39284_1396121134110_8826778.mp3
8.83M
🌷شهید گمنام
سر در تنور کرده هی صدا میزنه غریب مادر حسین... سر تو رو سینهٔ من بود
ولدی حسین... بنی قتلوک عطشانا
ذبحوک و منلماء منعوک
غریب گیر اوردنت مادرت بمیره حسین...
یه جمله اوخشاما آذری بگم
تا دلم آروم بگیره
😭😭
سن الله هر حاجتین وار آل نَظَره
دئدی حسین بالا فلک چکیب بو باشیمی صفاسی اولمیان یره
ننه مگر اَیاق قویار بالاسی اولمیان یره
باشیوی قوی بو سینمون یاراسی اولمیان یره
😭
آنووی آتما اوغول گوز یوموب یاتما اوغول باشیوی قوی سینمه منی آغلاتما اوغول 😭 😭حسین گلمیشم بختیمه ای وای دیمیه گجه یاری سنه لای لای دیمیه😭😭 آنووام دیل داغلارام من باشون اوسته آغلارام من😭قلبیم اوتلاندی اوغول جگریم یاندی اوغول😭بو گجه قانلی باشون کیمه مهماندی اوغول😭قوی سیلیم گوزدن آخان گوز یاشیوی😭 آلوم آغوشه یارالی باشیوی آنووام دل داغلارام من باشیم اوسته آغلارام من...
😭
وقتی حسینین باشین تندیرده تاپدی
😭😭
اوسینان قوللارین آشدی حسینین باشین آلدی سینه سینَ....
😭
دئدی بالااااام آچ قانلی گوزلرووی.... نه گلیب سینمه بالاااااا
😭
بالام نیه یاتوبسان کوللر اوستونده بالاااا
😭😭
هر یرده ایلشیب سَن اوجا سسله دِنَن یاحسین...
✍#خادمه
1402/9/21
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
#روضه_شهادت_حضرت_زهرا(س)
#آواز_دشتی
(دل ها شده دوباره پریشان مادرت
(یاصاحب الزمان... 2
(آقا بیا به مجلس ما، جان مادرت
روزی فاطمیۀ ما را زیاد کن 2
(آقا جان...
دست شماست سفرۀ احسان مادرت
(آقا جان، دلا را روانهٔ بیت ولا کنیم
چند وقتیه خونهٔ فاطمه رونق نداره
خونهٔ امیرالمؤنین ع بدون فاطمه اصلا صفایی نداره
دوباره شب شد و ظلمت بر آمد 2
وای، كنار قبر زهرا حيدر آمد
(بگم چه جوری امیرالمؤنین ع نیمه شبا می یومد کنار قبر فاطمه
ناله داری یا نه؟؟
پس از آني كه طفلان خوابشان برد
فلك تاب از دل بيتا بشان برد
آخ، ز خانه تا بقيع شاه يگانه
قدم آهسته بر دارد شبانه
(نیمه شبا صبر می کرد امیرالمؤنین ع بچه ها بخوابن... یکی یکی حسنین و می خوابوند، زینبین و می خوابوند
بعد آرام از خونه میزد بیرون، شبانه مخفیانه، میومد تا کنار قبر فاطمه ش
به آوايي كه آيد از دل تنگ
به آوايي كه سوزد سينه سنگ
به آوايي كه پيغمبر بنالد
زمين و آسمان يكسر بنالد
بگويد زير لب در آن دل شب
امان از سينه سوزان زينب
بدين حالش چو طي شد راه صحرا
بيايد در كنار قبر زهرا
(بلاخره امیرالمؤنین ع میرسید کنار قبر فاطمه...
نهد صورت به خاك آن شاه ابرار
بگويد اين سخن با چشم خونبار
سلام اي بانوي در خاك خفته
درود زندگي را زود گفته
(چه جوری امیرالمؤنین ع بافاطمه ش حرف میزنه؟؟
بخواب آرام اي پهلوي شكسته
علي اندر سر قبرت نشسته
بخواب آرام اي نور دو عينم
كه من چون تو پرستار حسينم
بخواب آرام با رخسار نيلي
به پيغمبر نشان ده جاي سيلي
به خانه چون روم رويت نبينم
بريزم اشك و با زينب نشينم
(قربون مظلومیت و غریبیت بشم آقا جانم چی کشیدی این شب ها
چه خوبست اي همه آرام جانم
هميشه بر سر قبرت بمانم
ابن عباس عموی امیرالمؤنین ع
میگه یه نیمه شبی منم با علی همراه شدم
اومدیم تا کنار مزار فاطمه علی سر گذاشت رو خاک اینقدر گریه می کرد
😭
دل زمین و زمان می سوخت
یه مرتبه دیدم علی سر گذاشته رو خاک چند لحظه خوابش برد
یه مرتبه دیدم سراسیمه از خواب بیدار شد هراسان بلند شد بریم، بریم سمت خونه
گفتم چی شد علی؟؟
فرمود : الان تو خواب فاطمه رو دیدم
صدا زد علی جان، تو اینجا نشستی بچه ها تو خونه بیدار شدن بهانه گرفتن، زینبمو بیچاره کردن
😭
باعجله اومدیم تو خونه
همین که علی وارد خونه شد
دیدم بچه ها اومدن دورشو گرفتن
حسین می گه بابا، مادرم کجاست
😭
دلم برا مادرم تنگ شده
حسن یه جور گریه می کنه
زینب یه جور
😭😭
بگم ناله شو بزن، التماس دعا
اما یه نیمه شبی همین که خواست امیرالمؤنین ع از خونه خارج شه تا بره کنار مزاره فاطمه ش
دید حسینم داره دنبال بابا میاد
فرمود :کی هستی داری دنبال من میای
آقازاده سید الشهدا پنج یا شش سال بیشتر نداشت، اومد جلو
گفت بابا، منم حسینم
دلم برا مادرم تنگ شده بابا
میشه منم با خودت ببری امشب؟؟
امیرالمؤنین ع بغلش کرد گفت حسین جان می برمت اما اول باید یه قولی بهم بدی
بابا هر قولی بگی قبول می کنم
بابا جان باید بهم قول بدی کنار قبر مادرت بلند بلند گریه نکنی
خواهرا تصور کنید
خیلی سخته ها یه بچه ای مادر جوون از دست بده کم سن باشه
بهونه مادر بگیره
اما بهش بگن باصدای بلند هم گریه نکنه
آخ الهی هیچ بچه ای داغ مادر نبینه
بچه های زهرا می دونید چطور گریه می کردن؟؟؟ آستین به دندون می گرفتن و آروم آروم اشک می ریختن
😭
تو رو خدا شما برا مادر جوون مدینه بلند بلند گریه کنید شما برا زهرا خواهری کنید آی گریه کنا شما برا زهرا مادری کنید
صدا ناله تو آزاد کن
آه بمیرم برات حسین گفت چشم بابا
هر چی تو بگی، اومدن کنار قبر مادر تا چند قدمی مزار فاطمه حسین کنار دست باباش حرکت می کرد
اما همین که رسیدن کنار مزار مادر
حسین جلو جلو اومد
امیرالمؤنین ع یه لحظه گفت حتما حسین شیون می کنه
اما آی گریه کنا
حاجت مندا
بگم یانه؟؟
اما حسین اینقدر باادب بود اربابمون
علی دید حسین
دست گذاشت رو سینه ش
صدا زد
السلام علیک یا امّاه
سلام مادر سلام مادر
مادر بلند شو حسینت اومده
پاشو مادر من حسینم
😭😭
علی ع داره می گه
به اون خدایی که جان علی در ید قدرت اوست
شنیدم از دل قبر فاطمه صدایی بلند شد
و علیک سلام یا ولدی یاحسین...
حالا این سلام های شبانه رو کجا اومد فاطمه جبران کنه
هر دیدی یه بازدیدی داره
گذشت اومدن کوفه
سر مبارک اَبی عبدالله داخل تنور خولی بود،
زن خولی می گه دیدم نیمه هایی از شب دیدم از تنور خانه مون یه نوری به آسمان میره
دیدم یه هودجی از آسمان آروم آروم اومد پایین
چهار زن مجلله زیر بغل های یه بانوی قد خمیده ای رو گرفتن دارن با احترام میارن
فهمیدم مادرشه
هی با مشت به سینه می کوبه
هی ناله می کنه غریب مادر حسین...
#ادامه
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها