eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
370 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
شعر کودکانه برای شهادت حضرت زهرا یه روز گل پیامبر ____ نشسته بود تو خانه که دشمنان اسلام ____ یه لشکر بیگانه به سوی خانه او ____ شدند همی روانه تو دستشون فقط بود ____ شمشیر و تازیانه زهرا شنید صدایی ____ صدای درب خانه لرزید دل غریبش ____ یه ترس مادرانه اومد به پشت در او ____ با حالی عاجزانه یکی از اون آدما ____ با خشم و وحشیانه در را شکست و سوزاند ____ آتش گرفت زبانه لگد به در چو کوبید ____ میخی ز در کمانه کرد و به پهلویش خورد ____ شد دردی مادرانه محسن به آسمانها ____ شد سوی حق روانه آن شب کنار مولا ____ بنشست و خالصانه وصیتش رو فرمود ____ به مولا محرمانه امشب دعا کنم من ____ درد و دلی شبانه پیش خدای خوبم ____ از جور این زمانه موهای زینبم را ____ زدم به شوقی شانه حسینم و حسن را ____ بوسیدم عاشقانه گفتم مرا علی جان ____ غسلم نما شبانه مرا به خاک بسپار ____ عشقم تو مخفیانه از جایگاه قبرم ____ ندی به کس نشانه با هر سوال دشمن ____ بیار تو صد بهانه
شعر کودکانه در مورد حضرت فاطمه آی بچه ها آی بچه ها مدینه غرق غم شده یه شاخه گل دوباره از باغ مدینه کم شده دختر پیغمبر ما حامی نور و رحمته او بهترین مادرهاست دلش پر از محبته همسر حضرت علی دختر پیغمبر ماست مادر هر چی خوبیه، مادر همه بچه هاست حضرت زهرا این روزا تو خونه غرق ماتمه مریض و غصه داره و تو خونشون پر از غمه هزار سال گذشته و هنوز کسی نمی دونه کجای اون شهر کوچیک، مزار بی بی پنهونه شاعر : سارا علوی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
⚘لینک دعوت به گروه اشعار وروضه حضرت زینب(سلام الله علیها)⚘ http://eitaa.com/joinchat/1548484627Cc108c80f9e دوستانتان را به گروه دعوت کنید اجرتون با ائمه اطهار علیهم السلام🌷🍃
نوحه برای تشعیع شهدای گمنام فداییان دین و مکتب ِ اسلام        سلام خدا بر شهیدان گمنام      لاله های سرخ          یاران انقلابی ِ خمینی یا زهرا یا زهرا یا فاطمه جان... خوش آمدید ای شهیدان             ای زائران دشت کرببلایی ای مهمانان حضرت ثا             سلامٌ علیکم یا انصارَالله یا زهرا یا زهرا یا فاطمه جان... ای اختران نور افروز قیامت                                 ما را شفاعت کنید،روز قیامت     نموده اید عاشق کُلّ دلها را                           یادتان نَرَوَد در محشر ما را یا زهرا یا زهرا یا فاطمه جان... شما را قسم به آن دستان بسته شما را قسم به پهلوی شکسته می گویم با سوز و چشمان ِ گریان ما را شفاعت کنید ای شهیدان یا زهرا یا زهرا یا فاطمه جان... شما را قسم به آن قدّ خمیده  شما را قسم به دستان بریده به حقّ حسین،آن کشته ی عطشان ما را شفاعت کنید ای شهیدان یا حسین یا حسین ابا عبدالله... به حقّ آن لحظه که جانش فدا شد سرش به گودال ِ خون،از تن جدا شد خورده بر او تیغ و نیزه  ی عُدوان ما را شفاعت کنید ای شهیدان یا حسین یا حسین ابا عبدالله... (نوحه برای تشعیع شهدای گمنام) چون گل شدی پرپر در راه اسلام                 سلام ما بر تو،شهید گمنام یا زهرا یا زهرا یا فاطمه جان... تابوت پاک تو نور هدایت                          خوش آمدی ای یاور ولایت ای جانفدای مکتب خمینی                            آلاله ی سرخ عشق حسینی خون تو می باشد تا روز محشر                             گلواژه ی ناب نهی ِ ز منکر تو امر ِ بر معروف کردی به جانت                          این بی نشانی ها،باشد نشانت ای زائر زهرا،ما را دعا کن                                راهی ِ صحرای کرببلا کن ما با دعای تو عبد خداییم                              سینه زن ِ داغ کرببلاییم  مظلوم حسین جانم مظلوم حسین جان... ای که شدی کشته با عشق دلبر                        با عشق آن یار ِ عطشان ِ بی سر  آن که جدا شد لب تشنه سر ِ او                                 ناله زده از غصه مادر او مادر در این گودال تابت ندادند                       سرت بریدند و آبت ندادند
مداحی آنلاین - شهدای گمنام - رسولی.mp3
6.98M
(شهدای گمنام، ببرید از ما نام..) مداح:      شنبه ۳ دی‌ماه ۱۴۰۱ شهدای گمنام، ببرید از ما نام به باغبون بگویید دیگه لاله نکاره گوشه گوشه ی این سرزمین لاله زاره شهدای گمنام، ببرید از ما نام شهدای خوشنام، ببرید از ما نام به باغبون بگویید دیگه لاله نکاره گوشه گوشه ی این سرزمین لاله زاره
. |⇦•نجّار کاش از ابتدا بی میخ... / روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده در ایام فاطمیه سال۱۴۰۱ به نفس کربلایی سیدامیر حسینی ●━━━━━━─────── تو روضه ی مادر باید همه وجودمون خرج بشه، باید مثل علی استخون هامون هم درد بگیره، آخه روضه روضه ی ناموسه، دردِ استخوان داره...* نجّار کاش از ابتدا بی میخ، در می ساخت هرگز کسی اینگونه‌ دردسر، نمی خواهد مادر تَقَلّا می کند قدری رها گردد دیوار پیله کرده، میخِ دَر نمیخواهد ـــــــــــــــ داد از این درد که اُفتاده به جانم ای داد من زمین خورده ترین مردِ جهانم ای داد من جوانم تو جوان پیر شدی پیر شدم زود می‌اُفتد از این غم ضربانم ای داد نوزده سالگی‌ات قسمت ما حیف نشد چشم خوردیم من و تازه جوانم ای داد من که لب دوختم اما جگرم را چه کنم می‌شود تا دو سه خط روضه بخوانم : ای داد *جگرم داره میسوزه، هنوز داره یادم میآد، طناب انداختن گردنِ من، میکِشیدن، چهل تا نامرد رحم نکردن، جلو چشام زنم رو زدن...* همه‌ی شهر به اُفتادنمان خندیدند همه دیدند که پاشید تَوانم ای داد هفت جای بدنت تا در مسجد بشکست و نمی‌شد به تو خود را برسانم ای داد *شیشه ی عُمرم رو جلوم خُرد کردن...* همه گفتند علی بود و زنش را کُشتند من جگر سوخته از زخمِ زبانم ای داد دَرِ خیبر ، صفِ دشمن؛ همه هیچ این غم را نتوانم نتوانم نتوانم ای داد حسن لطفی ــــــــــــــــــ ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
roze - shabe 2 fatemie avval 1401 - seyed amir hoseini.mp3
2.21M
|⇦•نجّار کاش از ابتدا بی میخ... / سلام الله علیها اجرا شده در ایام فاطمیه سال۱۴۰۱ به نفس کربلایی سیدامیر حسینی
. |⇦•ببین میتوانی بمانی بمان... / سلام الله علیها اجرا شده در ایام فاطمیه سال۱۴۰۱ به نفس کربلایی سیدامیر حسینی ●━━━━━━─────── ببین میتوانی بمانی بمان عزیزم تو خیلی جوانی بمان تو هم مثل من نیمه جانی بمان زمین گیرِ من آسمانی بمان اگر می شود می توانی بمان عزیزم تو خیلی جوانی بمان *فاطمه نانِ خانه رو که پخت، گفت: فضه من میرم داخل حجره، اگه صدام زدی و جواب ندادم بدون به دیدارِ بابام رسول الله رفتم، آرام فاطمه رفت، پارچه ای روی خودش انداخت، فضه میگه: بعد از دقایقی صداش زدم"یا بِنْتَ رَسُولِ اللّٰه" جواب نیومد" یا بِنْتَ خَدِیجَةُ الْکُبْرَی" هیچ صدایی نمیآد، وارد حجره شدم دیدم بعد از این همه درد کشیدن آروم خوابیده، همون لحظه حسنین وارد شدن، مادرمون کجاست؟ گفتم: آقازاده ها! خوابیده مادر، گفتن: فضه! کی دیدی مادرِ ما توی این موقع روز خواب باشه؟ گفتم: آقازاده ها! خدا صبرتون بده، دو تایی اومدن تو حجره، خودشون رو انداختن رو مادر... گفتم: آقازاده ها برید باباتون علی رو خبر کنید، این دوتا آقا زاده ها دوان دوان، نفس نفس میزدن، گریه می کردن، هق هق می کردن، رسیدن جلو دَرِ مسجد، بابامون علی رو صدا کنید... شیخ عباس قمی نوشته: وقتی امیرالمؤمنین اومد تو چهارچوبِ دَرِ مسجد ایستاد، حالِ این بچه هارو که دید فهمید چه خبر شده همونجا غش کرد، آب به صورتِ علی زدن، امیرالمؤمنین به هوش اومد، هی تا خونه چند بار خورد زمین، بلند میشد، اومد رسید بالا سَرِ خانومش، دست بُرد زیرِ سَرِ فاطمه، فاطمه جان! دید جوابی نمیده زهرا، فاطمه جان! من پسر عموتم، جوابی نداد، اشکِ علی سرازیر شد، فاطمه جان جوابِ من رو بده من علی هستم، اشکش چکید رو صورتِ خانوم، به امر خدا زهرا برگشت، چشای بی بی باز شد، فقط برا دلِ علی برگشت... ــــــــــــــــــ ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅