─═༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═─
بسم رب الحسین(۱۵)
#نوحه_زمزمه #هفتمین_روز_شهادت_امام_حسین_ع
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
#سبک: به سمت گودال از خیمه دویدم من...
─═༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅═─
هفـت روزه کــه داداش تو رو ندیدم من
تو غـــربت کـــوفه چـــه ها کشیــدم من
نبــــوده یک روز هـــم ازت جـــدا باشم
تـــوی مصیبتـــها غـــریب و تنهــــا شم
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
غریب حسینم وای(۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
نرفتـــه از یــادم وقتـــی توی گــودال
سینــهٔ ســـوزانت چگـــونه شــد پامال
وقتی که رأسـت شـــد همسفـــر زینب
ســـایه شـــدی بر نِـی روی ســرِ زینب
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
غریب خواهــر وای (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
طعنـــه و دشنـام از کوفـــه شنیـدم من
تشت طــلا دیــدم نـالــه کشـــیدم من
خمیـــدم از داغت گرچه صبــورم من
انگاری هفت ســاله که از تو دورم من
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
غریب خواهــر وای (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
بس که کتــک خوردم کبــوده بازویـم
شبیـــه زهــــرای شکســـته پهلــویـم
تیـــربلا رد شــــد از جگــرم هــــر بار
ســرت به نی دیدم با چشای خونبــار
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
امــان از این غــربت (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
گرچه قدش خــم شد عزت و معنا کرد
پرچــم و بالا برد غیـــرت و معــنا کرد
شعــار زینب شد عـــزت و جــانبــازی
پیــروِ این نهضــت ، داره ســرافـرازی
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
ســلام یا زینب (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
کـرب و بلا بر جــاست با عَلَــمِ زینب
غیــرت عباسیــست در حــــرم زینب
پیـــام عاشـــورا در حرمش جاریست
مدافـــع زینب کــارش علمــــداریست
آخــر این نهضت شکست دیوان است
وقت ظهـــــور یار در دلِ باران است
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
بیــا ابا صــالح (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
شعر:رقیه سعیدی(ڪیمیا)
۱۴۰۱/۵/۲۲
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
─═༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═─
#محرم
#نوحه_زمزمه
#هفتمین_روز_شهادت_امام_حسین_ع
#شعر_رقیه_سعیدی_کیمیا
─┅═༅࿇༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅࿇༅═┅─
هفت روزه که حسینِ من/ به زور ازَت جدا شدم
هفت روزه که همسفرِ /سرِ رو نیزه ها شدم
این همه سال نبوده که /چن روز ازَت جدا باشم
نبوده تو این همه سال / بینِ نامحرما باشم
ببین که زینبت کجا / کوچه و بازار کجا؟
اهل حرم کجا و این / مجلس اغیار کجا؟
اگر که طاقت بیارم /توو راه کوفه تا به شام
زنده بمونم و یه سر / به سمت کربلا میام
داغ دلم تازه میشه/ با دیدن سرت داداش
باور نمی کنم چطور/ نمرده خواهرت داداش
این هفت روز برای من/ مثالِ هفت سال گذشت
از خاطرم هزار بار/ روضه گودال گذشت
به یاد خنجری که شد/ شرمنده از گلوی تو
کُند شد و نمی بُرید / گلو ز ِ روبروی تو
یادم نمیره که تو رو / چطور اَزَم گرفتنت
چطور جلو چشم همه /سرت جدا شد از تنت
یادم نمیره بعدِ تو / آتیش زدن به خیمه ها
چه وحشتی افتاده بود / بین تموم بچه ها
بین همین آتیش و دود / سَرا به نیزه ها شدن
این بچه ها قربونیِ / سیلیِ بی هوا شدن
با این همه جسارتا / ولی بدون ، برادرم
حتی یه لحظه هم حسین!/ نرفته معجر از سرم
زینب تو نذاشته تا /دستی به معجر برسه
جسارتی به چادرِ / خاکیِ مادر برسه
اگر که خواهر تو رفت / به مجلس اِبن زیاد
با خطبه های خواهرت /هیبتشون رفت به باد
اگرچه داغ دیده ام / نشد سرم ، یه لحظه خَم
با عزت و صلابتم / شکسته شد کاخ ستم
اگر چه دیدم سرِ تو /میوون تشت خون،ولی
زنده شد از خطبه ی من/ کلام و گفتار علی
خطبه زین العابدین /آتیش به قلبشون کشید
اشک ندامت می بارید /از چشم این قوم پلید
دیگه جایی نمونده بود / برا پشیمونی هاشون
به نیزه رفته بود حالا / سَرای قربونی هاشون
سرت به نیزه شد ولی / مقام و عزت آفرید
برای دشمنان دین / خواری و ذلّت آفرید
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
شعر:رقیه سعیدی(ڪیمیا)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
─═༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═─
بسم رب الحسین(۱۵)
#نوحه_زمزمه #هفتمین_روز_شهادت_امام_حسین_ع
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
#سبک: به سمت گودال از خیمه دویدم من...
─═༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅═─
هفـت روزه کــه داداش تو رو ندیدم من
تو غـــربت کـــوفه چـــه ها کشیــدم من
نبــــوده یک روز هـــم ازت جـــدا باشم
تـــوی مصیبتـــها غـــریب و تنهــــا شم
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
غریب حسینم وای(۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
نرفتـــه از یــادم وقتـــی توی گــودال
سینــهٔ ســـوزانت چگـــونه شــد پامال
وقتی که رأسـت شـــد همسفـــر زینب
ســـایه شـــدی بر نِـی روی ســرِ زینب
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
غریب خواهــر وای (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
طعنـــه و دشنـام از کوفـــه شنیـدم من
تشت طــلا دیــدم نـالــه کشـــیدم من
خمیـــدم از داغت گرچه صبــورم من
انگاری هفت ســاله که از تو دورم من
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
غریب خواهــر وای (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
بس که کتــک خوردم کبــوده بازویـم
شبیـــه زهــــرای شکســـته پهلــویـم
تیـــربلا رد شــــد از جگــرم هــــر بار
ســرت به نی دیدم با چشای خونبــار
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
امــان از این غــربت (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
گرچه قدش خــم شد عزت و معنا کرد
پرچــم و بالا برد غیـــرت و معــنا کرد
شعــار زینب شد عـــزت و جــانبــازی
پیــروِ این نهضــت ، داره ســرافـرازی
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
ســلام یا زینب (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
کـرب و بلا بر جــاست با عَلَــمِ زینب
غیــرت عباسیــست در حــــرم زینب
پیـــام عاشـــورا در حرمش جاریست
مدافـــع زینب کــارش علمــــداریست
آخــر این نهضت شکست دیوان است
وقت ظهـــــور یار در دلِ باران است
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
بیــا ابا صــالح (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
شعر:رقیه سعیدی(ڪیمیا)
۱۴۰۱/۵/۲۲
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
─┅══༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅══┅─
بسم رب الحسین(۱۳)
#نوحه_زمزمه
#شب_سیزدهم_محرم #شهادت_امام_سجاد_ع
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
#سبک: به سمت گودال از خیمه دویدم من...
─═༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅═─
دلــم عــــزادارِ حضـــرت سجــــاده
برای این غـــربت ، زمـزمه ســـر داده
خاک بقیـــع امشـب عطـــر دعـا داره
از آسمـــون ، اشکِ ستـــاره می باره
امـام مظلـــومـم (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
مــزار بــی زائـر ، امــان از این غربت
عطــر جنـان داره ، بهشــته این تربت
زینــت عـُبّـــاد و جلــــوهٔ سجـّــاده
بس که جفـــا دیــده از نفـس افتاده
امـام مظلـــومـم (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
زادهٔ زهــــرا شد کشته به زهر کیــن
مدینه شد دلخون از این غم سنگین
خاک بقیــــع امشـب ناله و غــم داره
فاطمـــه در خــاکــش بـزم عـــزا داره
برای آقایــی که کشتــه شد مظلـــوم
که شد سرانجام از زهر جفا مسموم
امـام مظلـــومـم (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
یه عمری از داغ کرب وبلا می سوخت
از غـــم سنگیــن شــام بلا می سوخت
از غُـــل و زنجیــــر و بــزم حــرامیــها
از غـــم بــازار و عقـــدهٔ شــامیـــها
امــان از این غــربت (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
داغ جســـارت بـر یـک تــن بیمـــــار و
هلهــلـه بــا ســرها بــر ســــرِ بــازار و
داغ ســه ســاله در گـوشــهٔ ویــرونــه
ســـوزونده قلبــش رو دفــن غریبـونه
امــان از این غــربت (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
به یاد لبهــــای خشــک علــی اصغـــر
روضـــه بپــا می کرد برا گـــلِ پـرپـر
وقتی که تو حجـره آب و غـذا می دید
خون دل از چشماش همیشه می بارید
امــان از این غــربت (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
رقیه سعیدی (کیمیا)
۱۴۰۱/۵/۱۹ #کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
─┅══༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅══┅─
بسم رب الحسین(۱۳)
#نوحه_زمزمه
#شب_سیزدهم_محرم #شهادت_امام_سجاد_ع
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
#سبک: به سمت گودال از خیمه دویدم من...
─═༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅═─
دلــم عــــزادارِ حضـــرت سجــــاده
برای این غـــربت ، زمـزمه ســـر داده
خاک بقیـــع امشـب عطـــر دعـا داره
از آسمـــون ، اشکِ ستـــاره می باره
امـام مظلـــومـم (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
مــزار بــی زائـر ، امــان از این غربت
عطــر جنـان داره ، بهشــته این تربت
زینــت عـُبّـــاد و جلــــوهٔ سجـّــاده
بس که جفـــا دیــده از نفـس افتاده
امـام مظلـــومـم (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
زادهٔ زهــــرا شد کشته به زهر کیــن
مدینه شد دلخون از این غم سنگین
خاک بقیــــع امشـب ناله و غــم داره
فاطمـــه در خــاکــش بـزم عـــزا داره
برای آقایــی که کشتــه شد مظلـــوم
که شد سرانجام از زهر جفا مسموم
امـام مظلـــومـم (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
یه عمری از داغ کرب وبلا می سوخت
از غـــم سنگیــن شــام بلا می سوخت
از غُـــل و زنجیــــر و بــزم حــرامیــها
از غـــم بــازار و عقـــدهٔ شــامیـــها
امــان از این غــربت (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
داغ جســـارت بـر یـک تــن بیمـــــار و
هلهــلـه بــا ســرها بــر ســــرِ بــازار و
داغ ســه ســاله در گـوشــهٔ ویــرونــه
ســـوزونده قلبــش رو دفــن غریبـونه
امــان از این غــربت (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
به یاد لبهــــای خشــک علــی اصغـــر
روضـــه بپــا می کرد برا گـــلِ پـرپـر
وقتی که تو حجـره آب و غـذا می دید
خون دل از چشماش همیشه می بارید
امــان از این غــربت (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
رقیه سعیدی (کیمیا)
۱۴۰۱/۵/۱۹#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
#نوحه_زمزمه
#اسارت_حضرت_زینب_س
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
#سبک :به سمت گودال از خیمه دویدم من...
─═༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅═─
ســـلام بر صبــر و قـــرار تـو ، زینب
بر استـــواریّ و وقــار تـــو ، زینب
ســلام بر دستـای بستــه در زنجیـر
به عــزّت و نُطـــق و بیان عالمگیـر
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
ســـلام یا زینب (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
ســـلام بر چشمــای خیــره بر نیزه
به قـــاری قـــرآنِ رویِ ســـر نیـــزه
ســـلام بـر لبهـــایِ خیـــزران دیده
به رأس خونیــنِ تیــغ و سنان دیده
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
حسیـن یا مظلـوم (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
امان ز شـــامات و مجلــس اغیارش
امان ز شــــامی و کوچــه و بازارش
دختـــر زهــرا و بزم شـــراب ای وای
حرملـه و بغض و اشک رباب ای وای
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
امــان از این غربت (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
خــرابه شــد کــاخ یزید و استبــداد
با خطبـــهٔ غَــرّایِ حضـــرت سجــاد
آتیشِ حســـرت زد به قلب شامیــها
نُطـــقِ شـَـــرربارِ زینـــب بــی همــتا
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
ســـلام بر زینب (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
به خطبه هایِ سرخِ حیدری سوگند
به نــالــهٔ ســـوزانِ مــادری سوگند
که این عَلَـم هرگز زمیـــن نمی مونه
شعــار این نهضــت ، زمزمه هامـونه
که خـــواری و ذلت نمی پذیریم ما
چون همگـی هستیــم ملّـت ثـارالله
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
حسیـــن ثــارالله (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
رقیه سعیدی(کیمیا)
۱۴۰۱/۵/۲۰
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
❁﷽❁
#نوحه_زمزمه
#پنجم_صفر
#شهادت_حضرت_رقیه_علیهاسلام
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
#سبک:می گذرد کاروان...
┈••✾•🏴✾🏴•✾••┈
عمه شدم بی قرار
خسته ام از انتظار
جان به لبـــم آمده
از تب این اضطرار
خواب دیدم مهمانم می رسد
آرام ایــن جـــانم می رسد
عمــه بگـو یک جواب
معنـی و تعبیـر خواب
رفتـــه قــــرار از دلـم
مُردم از این اضطراب
می آید بر گوشـــم زمزمه
لالایی می خــواند فاطمه
این طبــقِ غـرقِ نور
بوی پـــدر مــی دهد
این سر خونین بر آن
عطر سفـــر می دهد
مهمان داریم امشب عمه جان
من هـــم بابا دارم شـــامیان !
عمه ببین نیمه شب
قــرص قمــــر آمده
شـــام سیــــاه مرا
نــور سحــــر آمده
انتـــظارم دیگر سر رسید
آخـــر بابایم با سـر رسید
قـــاریِ قـــــرآن من
زینـــت دامـــان من
خوش آمدی از سفر
شـدی تو مهمان من
سلامٌ علَی الشَیبِ الخَضیب
سلامٌ علَی الخَـــدّ ِ التَّـــریب
رقیـــه قـــربـــان آن
لبهــای عطشـــان تو
چه کرده آن خیزران
بــا لب و دنـــدان تو
آه از طشت و چوب خیزران
آه از گریـــه های عمـــه جان
بکـــن نگــاهم بابا
ببیـــن تو آهم بابا
مرا ببــر با خودت
خستـــهٔ راهم بابا
بیزار از شام و بازار شدم
نالان از بزم اغیـــار شدم
بابای مظلومم یاحسین(۲)
┈••✾•🏴✾🏴•✾••┈
✍شعر:رقیه سعیدی (کیمیا)
۱۴۰۲/۵/۳۰#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
❁﷽❁
#نوحه_زمزمه
#پنجم_صفر
#شهادت_حضرت_رقیه_علیهاسلام
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
#سبک:می گذرد کاروان...
┈••✾•🏴✾🏴•✾••┈
عمه شدم بی قرار
خسته ام از انتظار
جان به لبـــم آمده
از تب این اضطرار
خواب دیدم مهمانم می رسد
آرام ایــن جـــانم می رسد
عمــه بگـو یک جواب
معنـی و تعبیـر خواب
رفتـــه قــــرار از دلـم
مُردم از این اضطراب
می آید بر گوشـــم زمزمه
لالایی می خــواند فاطمه
این طبــقِ غـرقِ نور
بوی پـــدر مــی دهد
این سر خونین بر آن
عطر سفـــر می دهد
مهمان داریم امشب عمه جان
من هـــم بابا دارم شـــامیان !
عمه ببین نیمه شب
قــرص قمــــر آمده
شـــام سیــــاه مرا
نــور سحــــر آمده
انتـــظارم دیگر سر رسید
آخـــر بابایم با سـر رسید
قـــاریِ قـــــرآن من
زینـــت دامـــان من
خوش آمدی از سفر
شـدی تو مهمان من
سلامٌ علَی الشَیبِ الخَضیب
سلامٌ علَی الخَـــدّ ِ التَّـــریب
رقیـــه قـــربـــان آن
لبهــای عطشـــان تو
چه کرده آن خیزران
بــا لب و دنـــدان تو
آه از طشت و چوب خیزران
آه از گریـــه های عمـــه جان
بکـــن نگــاهم بابا
ببیـــن تو آهم بابا
مرا ببــر با خودت
خستـــهٔ راهم بابا
بیزار از شام و بازار شدم
نالان از بزم اغیـــار شدم
بابای مظلومم یاحسین(۲)
┈••✾•🏴✾🏴•✾••┈
✍شعر:رقیه سعیدی (کیمیا)
۱۴۰۲/۵/۳۰
┅┅┅┄❅💠❅┄┅┅┅┅┄
💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠
دعوتید: به کانال وابرگروه مداحان #تخصصی_نوای_ذاکرین
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
🏴#شهادت_حضرت_فاطمه_س
🏴#نوحه_زمزمه
✍شاعر:حسن کردی
🎤مداح :حاج ابوالفضل سپهر
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
مادر جان یا فاطمه
مهر تو دین منه عشق و ایین منه
روضه هات سرمایه ی قلب مسکین منه
اینها لطف مادری ست تپش هایم حیدری ست
هر کسی شغلی داره کار من هم نوکری ست
این سو و ان سو زدم افتادم زانو زدم
پا شدم از وقتیکه به مادرم رو زدم
اسم تو روح دعاست محور اهل کساست
نام تو توسله ائمه پیش خداست
خانه زاده هیأتم گریه بر تو عزتم
توو روضه ی فاطمه با جبریل هم خدمتم
مادر جانم السلام مادری کن باز برام
نگذار روزیم کم بشه رزق نوکری می خوام
ای گل یاس علی روح احساس علی
هم سنگ شیر خدا اشبه الناس علی
اه ای جوان مادرم ای قدکمان مادرم
رحمی کن بر زینبت پیشم بمان مادرم
جان فدای مرتضی جانم قربان شما
رو صورتت مونده است جای تازیانه ها
افتادی تو کوچه ها رو چادرت رد پا
داغ سیلی مونده بر رو صورت مجتبی
می خندید اون مرد پست راهتو تو کوچه بست
تنها نه پهلوی تو غرور حیدر شکست #کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
476.3K
🏴#شهادت_حضرت_فاطمه_س
🏴#نوحه_زمزمه
✍شاعر:حسن کردی
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
🎤مداح :حاج ابوالفضل سپهر
بسم رب الحسین(۱۱)
#نوحه_زمزمه
#شب_یازدهم_محرم
#شام_غریبان
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
#سبک:به سمت گودال از خیمه دویدم من...
─═༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅═─
شــام غریبان و اشــک غریبـــونه
یه خواهری داره مرثیه می خونه
روضـــهٔ گــودال و یک سرِ بر نیـــزه
تنـــی که رو خـــاکِ داغ بیـــابــونه
غریب حسینــم وای (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
روضــهٔ سقــــا و داغ علـــی اکبـــر
روضـهٔ لبهـــای خشـک علــی اصغر
غربت عبد الله ، قاســم و طفلانش
یاد شهیـــدانِ غـــرقِ به خون پیکر
وای از دل زینب (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
چشم فلک ، خون از نوحهٔ غمبارش
قلب زمیــن داغ از آه شـــرر بارش
امان از این غربت ، میون نامحرم
چه خالیه امشب ، جای علمدارش
وای از دل زینب (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
ناله تو این صحــرا شبونه غوغا کرد
هر کسی یک گوشه عقدهٔ دل وا کرد
یه مادری امــا با اشک خونبـــارش
دامن صحــــرا رو شبیـــه دریا کرد
عزیز مــادر وای (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
ربــاب دلخستـــه بــدون گهــــواره
تو خیمــهٔ ســـوخته بزم عزا داره
تو این شب غربت نشسته تنهایی
لالایی می خونه ستـــاره می باره
عزیز مــادر وای (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
بخواب گل پر پر که خستهٔ خوابی
گلی که از تیـــر سه شعبه سیرابی
کودک بی شیرم بخواب که میدونم
امشب در آغـــوش مـــادر اربـــابی
لایلای علــی اصغر (۴)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══┅─
✍رقیه سعیدی(کیمیا)
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
#نوحه_زمزمه
#شهادتامامهادیعلیهالسلام
#سبک:سلام آقا که الان روبروتونم...
─┅═══┅═══┅─
سلام آقا ! عزیز حضــرت زهرا
سلام آقا ! غریب شهــر سامرا
ســلام آقا ! هوای ســامرا دارم
بیــاد غربتت از غصـه می بارم
سلام آقا سلام آقا
سـلام آقا ! سـلام ای حجت یزدان
کریم بن کریم و صـاحب احســان
علـــی بن جــواد بن رضـا ، هـــادی
تــو آداب زیــارت ، یادمـــان دادی
سلام آقا سلام آقا
به راه حق و دین ، قبله نما بودی
برای شیعیان ، شمس هُدا بودی
ولی مانند جدّت بوده ای مظلوم
به زهر کینهٔ دشمن شدی مسموم
سلام آقا سلام آقا
لبت از زهر کینه تا جگر می سوخت
دل تنگت ز داغ پر شرر می سوخت
نمــودی یاد جــدت روضــه ای بر پا
بیــاد تشنــــگان ظهــــر عــاشـــورا
سلام آقا سلام آقا
کرامت کن که امشب زائرت باشم
تسلـــی بخــش قلب مادرت باشم
قســـم دادم خـدا را بر جــواد تو
که باشد قسمتــم باب المـــراد تو
سلام آقا سلام آقا#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
✍رقیه سعیدی