437.5K
#حضرترقیه_عزاداری
#شب_سوم_محرم
#پنجم_صفر
#تک_ضرب #سنگین
▪️نوحه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها
من دختر سه ساله ي مولا حسينم
در دشت غُصّه لاله ي مولا حسينم
معناي عشقم
ماه دمشقم
مظلوم رقیه...
آن بلبلم اندر قفس يارا ندارم
شوق و هوس بر گلشن و صحرا ندارم
جز آرزوي ديدن بابا ندارم
چشمم پُر آب است
قلبم كباب است
مظلوم رقیه...
در كربلا آتش گرفته دامن من
رحمي به حال من نكرد اهريمن من
آخر مرا گردد كفن پيراهن من
جان مي دهم جان
در شام ويران
مظلوم رقیه...
پايم شده پُرآبله در راه شامات
ديدم جفا از مردم گمراه شامات
هست عمّه ام خورشيد و من هم ماه شامات
روزم چو شام است
عمرم تمام است
مظلوم رقیه...
نامم رقيّه دختري دُردانه هستم
گَنجِ گِرانم ساكنِ ويرانه هستم
عشق پدر شمع است و من پروانه هستم
سوزم دمادم
در آتش غم
مظلوم رقیه...
با آه و غم گشته عجين آب و گِل من
درد بزرگي هست يارب! در دل من
شهزاده ام امّا، خرابه منزل من
غم گشته يارم
بابا ندارم
مظلوم رقیه...
بار دگر «سيّدبشير» آن شاعر من
هم شاعر و هم نوکر و هم ذاكر من
آمد به شام و شد در اينجا زائر من
بهر قيامت
خواهد شفاعت
مظلوم رقیه...
✍سید بشیر حسینی میانجی
Mahmoud Karimi - Masire Arbaein (320).mp3
12M
محمود کریمی مسیر اربعین
—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–
تشنه ام اما تشنه تر لعل ترک خورده یِ لب های تو نه!!
گرمم، اما گرم تر از محبت و عشق مسیحای تو نه… ♯♩♩
داغم اما داغ تر از داغ دلو داغی زخمای تو نه!
گرما داغ تشنگی با تو چه دلنشینه…. ♯♩♩
ایمان عشق بندگی؛ نشون مومنینه!!!
مسیرِ خوب زندگی مسیر اربعینه ♯♩♩
مسیرِ خوب زندگی مسیر اربعینه
مسیر خوب زندگی مسیر اربعینه.. ♯♩♩
مسیر خوب زندگی مسیر اربعینه!
خسته ام اما خسته ام اما خسته تر خستگی خواهر محزون تو نه!!! ♯♩♩
تنهام اما تنهاتر از دل سه ساله ی پریشون تو نه..
عاشقم اما عاشق تر از رقیه ی دلتنگ و دل خون تو نه ♯♩♩
الهی که هرکی یه بار این روزا رو ببینه…
بهشتی که وعده ی انبیا بوده همینه/ ♯♩♩
مسیرِ خوبِ زندگی، مسیر اربعینه ♯♩♩
مسیر خوب زندگی؛ مسیر اربعینه!!!
مسیر خوب زندگی، مسیر اربعینه… ♯♩♩
مسیر خوب زندگی؛ مسیر اربعینه
بازم امسال راهی میشم؛ با زائرایِ واقعی اربعین! ♯♩♩
پرستوهای مهاجری که خونشون شد بانی فتح المبین…
فدائیایِ واقعی آقا جانم پسر ام البنین!!! ♯♩♩
با شهدا میزنم سنگ تورو به سینه…
خاک کرب و بلا با شهدا عجینه! ♯♩♩
مسیر خوب زندگی؛ مسیر اربعینه
مسیر خوب زندگی، مسیر اربعینه!!! ♯♩♩
مسیر خوب زندگی مسیر اربعینه…
مسیر خوب زندگی مسیر اربعینه! ♯♩♩
—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–
مداحی مسیر اربعین محمود کریمی
#عمه_جان_از_این_همه_بی_خبری
#حضرت_رقیه_س
#نوحه_حضرت_رقیه_مازنی
🥀😭🥀😭🥀😭🥀😭
عمه جان ازاین همه بی خبری«۲»
بَوین باسر بِموعه مه سفری
جان پِره وِسّه چِش داشتمه راه«۲»
بَدی جواب هِدا چشم انتظاری
🥀😭🥀😭🥀😭🥀😭
عمه حاجت روا بَهیمه دیگه
شِه جان بابا ره بَدیمه دیگه
وِنه قشنگ سر و صورت جا
گــل آرزو ره بَچیـمه دیــگه
نَدومّه خو دَرمِه یا که بیداری«۲»
بَوین با سر بِموعه مِه سفری
🌴 🌴 🌴 🌴
من فدای شاه عالم بَهووم
شِه بابا ره از کِمین غم بَهووم
جان پِره دل پُر از خون و غمه
وِره از کِمینـتا مــاتم بَهــووم
مِره که بَکوشته ای درد دوری«۲»
بَوین با سر بِموعه مِه سفری
🌴 🌴 🌴 🌴
عمه مِه بابای تِک چه خون اِنه؟
بَمیـرم خـون از وِنــه دِهون اِنـه
عمـه جان یـاد اِنـه زونـه بابا ره؟
خـون از جـای زخم خیزرون اِنـه
مگـه خیـزرون بُـونه مِـزد قـاری«۲»
بَوین با سر بموعه مه سفری
🌴 🌴 🌴 🌴
اَنّـه چو بَخِنّه تـن تَش. شنه
درد پهـلـو دَره مــره کِشـنه
عمه جان دعا هاکن که بَمیرم
بَمونّـم مِـه درد و بـلا تِشِنه
عمه هاکری مِه وسّه مادری«۲»
بَوین با سر بِموعه مِـه سفری
🌴 🌴 🌴 🌴
عمه بـابـا ره گِمه بی بَهوونه
همیشه مِه خاطری تِره زونه
دیگـه تِوسّه بَهیمه درد سـر
مِره شِه همراه بَوِر اَگه بونه
جان بـابای فـداعه دِتِـری«۲»
بَوین باسر بموعه مه سفری
🌴 🌴 🌴 🌴
حلال هاکن عمه ته غم مه سینه
خدا حافظ جان خواهر سکینه
خرابه جان هداعن مه تقدیره
غـم و غصـه یتیـمِ همنشـینه
مه غمه خوندنه«مداح»به زاری«۲»
بَوین با سر بموعه مه سفری
🥀😭🥀😭🥀😭🥀😭
#شعر_علی_اکبر_اسفندیار_مداح
4_5877287574887732099.ogg
1.22M
#نوحه_حضرت_رقیه_مازنی
عمه جان ازاین همه بی خبری
4_5962937211409139368.mp3
467.4K
#نوحه
#اشعار_حضرت_ابوالفضل_العباس_ع
سینه زنی وزمزمه شب تاسوعا _کنار پیکرت می نالم
سینه زنی وزمزمه شب تاسوعا
کنار پیکرت می نالم،اگر که می توانی عباس
گشا دو دیدگانت تا من،بگیرم از تو جانی عباس،بگیرم از تو جانی عباس
وایلتا آه و واویلا، واویلتا آه و واویلا، واویلتا آه و واویلا واویلتا آه و واویلا
______________________
دودست تو جدا از پیکر،به چشم تو رسیده تیری
سرت سلامت ای سقایم،چرا زمشک خود دلگیری، چرا زمشک خود دلگیری
واویلتا....
_______________________
علم زدوش تو افتاده،بپا شو گیر علم را بردوش
ببین که دشمنم می خندد،چرا تویی برادر خاموش،چرا تویی برادر خاموش
واویلتا....
________________________
سپاه ما که شد بی سردار، جسارت عدو شد بسیار
شدم غریب وتنها عباس،زبعد تو زدنیا بیزار،زبعد تو ز دنیا بیزار
واویلتا....
_________________________
سکینه در حرم می نالد،عمو بخواهد او،نه آبی
چه گویمش به پاسخ جانا،کنون که تو چنین در خوابی،کنون که تو چنین در خوابی
واویلتا آه و واویلا...
شعر :اسماعیل تقوایی
شاعر: #اسماعیل_تقوایی
🕊﷽🕊
💔 #روضه_حضرت_علی_اکبر_ع
🖤 #دفتری_علی_اکبر ع
⭐️به آیه آیه قرآن محمدی صلوات
⭐️به بهترین گل گلزار سرمدی صلوات
⭐️به اهل بیت رسول گرامی اسلام
⭐️به غنچه غنچه باغ محمدی صلوات
(دعای فرج)
💥#السلام_علیک_یا_مظلوم_یا_اباعبدالله_یاحسین_یا_حسین_یا_حسین
💥#السلام_علیک_یا_علی_ابن_الحسین_ایها_الشهید_بکربلا
💥#السلام_علیک_یا_علی_اکبر_امام_حسین_ع
▪️داغی که حسین از غم اکبر به جگر داشت
▪️جز خالق اکبر که زِ دل حسین خبر داشت
▪️تا آن دم آخر که بریدند سرش را
▪️او دیدهٔ حسرت به سوی جسم پسر داشت
میسوخت خود از تشنگی و در دم مُردن
▪️از سوز لب خشک پسر دیدهٔ تر داشت
⬅️از امام صادق علیه السلام پرسیدند..
آقا جان اَلَّذَ الذائذ...
آقا جان لذت بخش ترین لذتها تو دنیا چیه؟
فرمود اگه فرزند پسری داشته باشی بزرگش کنی جلو چشم پدر و مادر راه بره نگاه به قد و بالای پسر کنی...
( لذت بخش ترین لذتهای دنیا آینه)
پرسیدند آقا جان سخت ترین مصیبت ها چیه؟؟
فرمود اگه همون جوون جلو چشم پدر و مادر از دنیا بره...
💔امان از دل حسین3..
🖤بمیرم برا دل داغدارت یا ابا عبدالله....
💔داغ علی اکبر چه کرد با دل حسین...
امان امان امان امان...
⬅️نقل می کنند آقایی تو حرم امام حسین ع روضه علی اکبر ع خوند میگه شب خوابیدم،، امام حسینُ ع خواب دیدم..
دیدم همه بدن امام مجروحه...
پرسیدم آقا جان...
این زخمها چیه به بدنتون..
فرمود نیزه ها و شمشیرهاییه که به من زدند...
گفتم آقا آیا مرحمی داره؟؟
فرمود بله..
وقتی شیعیانم بر منه حسین ع گریه می کنند زخمهای تن من خوب میشه...
🔹(سوز/اوج)
میگه یه مرتبه دیدم رو قلب امام حسین ع یه زخم عمیقه...
آقا این زخم چیه؟
فرمود از این زخم سوال نکن این زخم هیچ وقت خوب نمیشه...
هیچ وقت خوب نمیشه...
این زخم داغ پسرم علی اکبره...
💔بمیرم برا دل ابی عبدالله...
⬅️اگه جوون داری جوونتو بیمه علی اکبر امام حسین ع کن...
⬅️مادرایی که جوون دارین...
خدا براتون نگه داره ..
الهی نبینی داغ جوونتو...
هر پدری...هر مادری.. هزار آرزو داره برا جوونش..
هی نگاه قد و بالای جوانش میکنه...
مادر الهی داغتو نبینم مادر...
الهی عصای پیریم باشی مادر...
(اما دیدی؟؟)
اون مادری که داغ جوون میبینه...
هی مُشت به سینه میکوبه...
هی میگه مادر آتش گرفتم سوختم مادر...
💔قربون دل داغدارت برم یا اباعبدالله...
💔چه کرد داغ علی اکبر با دل حسین ع...
آی آبرومندا...آی حاجت دارا..
⬅️ روایت میگه هر کدوم از اصحاب که صدای ناله شون بلند می شد...
(وقتی از سمت میدان
ابی عبدالله را صدا میزدند)
آقا سریع می آمد کنار بدنها
اما آی جوون دارا...
همچنین که صدای ناله علی بلند شد...
💔ابَتا عَلَیكَ مِنّى السَّلامَ
روایت میگه ابی عبدالله افتاد رو دو کُنده زانو..
دیگه نتونست قدم از قدم برداره...
از وسط خیمه صدا زد،ولدی علی، باباصبر كن اومدم...
اوج مصیبت علی اكبر ع میدونی کجاست...
امام حسین رحمةالله الواسعه است...اینا خانواده کرمند خانواده رحمتن...
ولی امام حسین عتو كربلا یه جا نفرین كرد...
(کجا)
تا اومد بالا سر علی یه نگاه به لشكر كرد،گفت:عمر سعد،
💔 قَطِعَ الله رَحِمَک
چیكار كردی با بچه ام...
با میوه ی دلم چیكار كردی...
حسین نفرین كرد،
💔قَتَلَ الله قَومً قَتَلوک
امان امان...
نمی دونم،چه جوری ابی عبدالله اومدکناربدن
🔹(سوز/اوج)
آخ اومد کنار بدن علی.....
هرچه کرد دلش آرام نگرفت...
سر علی رو به دامن گرفت دلش آرام نشد...
سر علی رو به سینه چسباند دلش آرام نگرفت....
اگه جون داری بسم الله ....
اگر ناله داری بسم الله ....
که حاجت داری بسم الله...
📒(بگمو التماس دعا)
یه وقت دیدن حسین خم شد
💔وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ
صورت به صورت علی گذاشت....
اینجا ابی عبدالله ناله کرد گریه کرد
(یکی از جاهایی که امام حسین تو کربلا بلند بلند گریه کرده کنار بدن اربا اربای علی اکبر ع بود)
هی صدا میزد...
ولدی علی... ولدی علی..ولدی علی...
🍁تا کنارت با دو زانو اومدم...
🍁عزیز لیلا
🍁جلوی چشای بابا...
🍁دستُ پا مزن مسیحا
🍁ارباً اربا زیر تیغا...
🍁نمیدونم چی کشیدی
🍁اولین باره میبینم...
🍁جلوی بابا خوابیدی
🍁مثل بارون اشک میریزم..
🍁 آبرو دارم عزیزم...
🍁تا که یک بابا نگویی..
🍁 از کنارت بر نخیزم...
🍁 غرق آه آتشینم...
🍁کنارتنت میشینم...
🍁 تیکه تیکه بدن تو رو...
🍁من روی عبا می چینیم..
هر چقدر ناله داری به سوز جگر ابی عبدالله به اشک و آه و ناله امام حسین به حق اون لحظه ای که تو کربلا بلند بلند گریه کرد....حاجتتو مد نظر بگیر..صدای نالتو بلند کن سه مرتبه ناله بزن بگوووو
یا حسیــــــن...یا حسیـــــن
👇 حذف نشه لطفا👇
💔هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)💔
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
🕊﷽🕊
🔺#روضه_حضرت_علی_اصغر_ع
▪️#دفتری_علی_اصغر ع
❤️بر عترت مصطفی مکرر صلوات
❤️بر فاطمه و ساقی کوثر صلوات
❤️خواهی گه شود مشکلت آسان بفرست
❤️بر چهره دلربای اصغر صلوات
✨هر شب تو را بزم عزاست مهدی جان
✨داغ دلت از کربلاست مهدی جان
✨مولا نبودی کربلا چه کردند 2
✨با اصغر شیرین زبان چه کردند
((یا صاحب الزمان
الغوث و الامان))
السلام علیک یا رضیع العطشان یا علی اصغر علیه السلام یا باب الحوائج
⭐️دنیا همه دیوانه و شیدای حسین است
⭐️مُهر همگان خاکِ کفِ پای حسین است
⭐️رمزی که شود ضامن ما در صفِ محشر
⭐️لبخند علی اصغر زیبای حسین است
⬅️دلتو ببرم یه لحظه کربلا آی کربلائیا، آی اونایی که حسرت کربلا به سینه دارین ، شش ماهه ابی عبدالله باب الحوائجه....
اگه گرفتاری مشکل داری ناله بزن
((یا باب الحوائج... یا علی اصغر))
بخدا با دستای کوچولوش گره های بزرگی رو باز میکنه...
امروز بند قنداقه علی اصغرو بگیر...
آقا زاده ای که باب الحوائجه...
حالا هر حاجتی داری بسم الله...
((یا باب الحوائج یا علی اصغر))
(همه ناله بزنند)
⬅️میگفت مسافر بودم از شهری به شهر دیگه میرفتم، وسط جاده، وسط راه ، ماشینم خراب شد، با زن و بچه کوچیکم موندم گوشه خیابون...
از ماشین پیاده شدم هر چی دستمو بلند میکردم، بهم اعتنا نمیکردند ماشینا رد میشدند، خدا چه کنم گرماست سوز عطشه،، خدا چه کنم نگام کنند...
میگه یه وقت خانمم صدا زد آی مرد، بیا قنداقه بچمو رو دست بگیر....
(آ گرفتی میخوام چی بگم)....
گفت قنداقه بچمو رو دست گرفتم اومدم وسط خیابون،،،،
میگه یه مرتبه دیدم یکی یکی ماشینها نگه داشتند....ایستادند
آقا چیه..
آقا مشکلت چیه...
آقا چیزی شده...
.....میگه همونجا قنداقه رو بغل گرفتم...
شروع کردم گریه کردن...
هی گقتم حسین حسین حسین....
مگه حسین قنداقه رو دستش نبود کربلا.....
چه کردند با دل ابی عبدالله...
چه کردند با جگر گوشه ابی عبدالله....
امان از دل حسین...3
یا حسین3...
یه لحظه دلتو ببرم کربلا و التماس دعا...آی حاجت دارا، آی گرفتارا، آی جوون دارا،،
⬅️خدا لعنت کنه حرمله رو ..
وقتی مختار قاتلان شهدای کربلا رو گرفت، حرمله رو هم گرفت...
صدا زد حرمله تو که اینقدر سنگدل هستی، اینقدر بیرحم هستی، شد تو کربلا دلت بسوزه...
◀️گفت بله امیر یه جا تو کربلا خیلی دلم سوخت....
(کدوم لحظه بود ای نانجیب)...
گفت اون لحظه ای دیدم حسین قنداقه علی اصغر رو زیر عبا گرفت داره از میدان بر میگرده...
(اوج)
یه قدم سمت خیمه بر میداره ....
دو قدم برمیگرده...
خدا چه کنه حسین..
مادرش رباب چشم انتظاره...
جواب مادر چشم انتظارو چی بده..
یه وقت دیدن ابی عبدالله رفت پشت خیام حرم ..
با غلاف شمشیر داره قبری محیا میکنه...
خدا این طفلُ مادر نبینه...
یه وقت شنید صدای نالهٔ مادری بلنده.....
حسین......
حسین.....
حسین..
حسین تو رو بجان مادرت زهرا س صبر کن حسین....
حسین اگه تو باباشی من مادرش ربابم
بزار یه بار دیگه علیمو ببینم...
(دشتی)
🔺مچین خِشت لحد تا من بیایم
🔺تماشای رُخ اصغر نمایم
🔺دوید او را گرفت با آهُ زاری
🔺که ای اصغر مگر مادر نداری
آخ
▪️تو رفتی و شدم آواره اصغر
▪️وای لباسات پیش مادر مونده اصغر
▪️یقین دانم پدر در وقت دفنِت
▪️برا تو لالایی خونده اصغر
هرچقدر ناله داری به مضطریه ابی عبدالله از سویدای دلت ناله بزن بگو یا حسین.....
به نیت فرج امام زمان،،، شفای همه مریضا،، زفع گرفتاریها،،،
(زمزمه کششی)
((یا باب الحوائج یا علی اصغر))...
🔺هدیه به خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها (صلوات)🔺
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
.
#بازگشت_به_مدینه
#روضه_بازگشت_به_مدینه
🔸بشیر آمد و شهرِ مدینه بر هم ریخت
🔸مدینه بر سرِ خود خاکِ غصّهوغم ریخت
بشیر بن جذلم میگه: هنگامى که به مدینه نزدیک شدیم، على بن الحسین دستور داد که ، خیمه ها را برپا کنند و بمن فرمود: اى بشیر! خدا پدرت رو رحمت کند، او شاعر بود، آیا تو نیز مى توانى شعر بگویى؟
گفتم: آرى، اى پسر رسول خدا، من نیز شاعرم.
فرمود: وارد مدینه شو وخبر شهادت ابى عبدالله(علیه السلام) و ورود ما رو به مردم مدینه برسان
🔸مدینه از غمِ کـرب و بلا به سر میزد
🔸صدایِ قاصدِ غم شعله بر جگر میزد
بشیر میگه به مسجد النبى رسیدم و صدامو به گریه بلند کردم و گفتم:
«یا أَهْلَ یَثْرِبَ لا مُقامَ لَکُمْ بِها * قُتِلَ الْحُسَیْنُ فَأَدْمُعی مِدْرارُ
اَلْجِسْمُ مِنْهُ بِکَرْبَلاءَ مُضَرَّجٌ * وَالرَّأسُ مِنْهُ عَلَى الْقَناهِ یُدارُ»
(اى مردم مدینه، دیگر مدینه جاى ماندن شما نیست، زیرا حسین [آقاى شما] کشته شد که اشک من این گونه سرازیر است.
پیکر او در کربلا به خاک و خون غلطیده و سر مقدسش بالاى نیزه، شهر به شهر گردانده شد).
🔸آهای شهرِ مـدینه... حسین را کشتند
🔸تمـامِ آبـرویِ عالـَمـین را کشتند
على بن الحسین(علیه السلام) با عمه ها و خواهرانش در آستانه شهر فرود آمده اند
🔸عزیزِ فاطـمه را تشنه سَر بریده ستم
🔸 به یادِ فاطمه و فاطمیّه سوخت حرم
بشیر میگه:، حتّى زنان مدینه از خانه هایشان با موهاى پریشان بیرون ریختند و درحالى که از شدّت مصیبت صورت هاى خود را مى خراشیدند و بر صورت هاى خود لطمه مى زدند، صدا به گریه و زارى بلند کردند. (هیچ مرد و زنى را گریان تر از آن روز ندیدم و بعد از وفات رسول خدا، روزى تلخ تر از آن روز بر مسلمانان نگذشت)
🔸بگو به حضرتِ امُّ البنـین چه شد پسرهایش
🔸دو دست و چشم و علمدار و مشکِ سقّا پَر
بشیر اومد محضر #حضرت_ام_البنین
عرضه داشت خانم جان...
بچه هات رو در کربلا کشتند...
بی بی فرمودند...
ای بشیر...
أخبِرنی عَن أبِی عَبدالله الحُسَین
بشیر از حسینم چه خبر...
عرضه داشت...
بی بی جان نبودی...
دستهای عباست رو قطع کردند...
عمود آهنین به فرقش زدند...
فرمود ای بشیر...
اَوْلادِی وَ مَنْ تَحْتَ الْخَضْراءِ کُلُّهُمْ فَداءً لاَِبِی عَبْدِ اللّهِ الْحُسَیْن علیه السلام
@roze_daftari
تمام بچه هام فدای حسین...
همه عالم فدای حسین...
🔸 نشسته است سرِ شاهِ دین رویِ نیزه
🔸 تـَنی به زیرِ سمِ اسبها شـده روضه
مردم به سرعت به مکانى که کاروان در آنجا بود، رفتند
دیدم على بن الحسین بیرون آمد، در حالى که پارچه اى در دست داشت که با آن اشک هایش را پاک مى کرد. کسى چارپایه اى آورد و حضرت روى آن نشست، درحالى که پیوسته اشک هایش جارى بود و نمى توانست جلوى گریه اش را بگیرد.
مردم که این صحنه ها را دیدند، صداى گریه آنان بلند شد و از زنان و دختران مدینه نیز ناله و شیون برخاست؛
🔸 بـِبار تا به قیامت که حرفِ غارت شد
🔸نصیبِ دخـترِ زهرا چرا اسارت شد؟!
عبدالله بن جعفر هم اومده و داره دنبال خانمش میگرده
،یک به یک محمل ها رو داره سر میزنه،رسید به محمل زینب،نشناخت خانومش و ،پرسید: خانوم من زینبُ ندیدی ؟بی بی یه نگاه کرد به عبدالله،وگفت: عبدالله، حق داری منو نشناسی آره من اون زینبی نیستم که از پیش تو رفتم، آخه :
🔸 انشب که از مدینه سفر کردم اختیار
🔸 همراه بود؛ قاسم و عباس و اکبرم
🔸 مویم سیاه بود ولی معجرم سپید
🔸 مویم سفید شد، سیه گشت معجرم
عبدالله جلو چشایِ من سر حسین رو بریدند ...
هی روضه خوند و هی عبدالله گریه کرد
،همه حرفا که تموم شد گفت بی بی یه گلایه دارم ازت ... شنیدم برا علی اکبر زودتر از داداشت رفتی ... بالا سر قاسم رفتی،بالا سر شهدای بنی هاشم رفتی،...
مگه بچه های من قابل نبودند،چرا نرفتی بالا سرشون؟!
گفت عبدالله تو دیگه چرا از من این سوال و میکنی؟بحق داداشم قسم،ترسیدم نگاش به نگاه من بیفته ازمن خجالت بکشه،گفتم حسین ،خجالت زد ام نشه
حسین...
#بازگشت_کاروان_
#روضه_حضرت_زینب_س
مداح: #سید_مهدی_میرداماد
😭😭😭😭
همه رفتند و من جا ماندم ای دوست
ز بخت بد به دنیا ماندم ای دوست
چرا رفتی مرا با خود نبردی؟
ببین بعد از تو تنها ماندم ای دوست
امان ای دل،امان ای دل
*اصلاً روضه ی امشب همینه...امان از دلِ زینب...چه خون شد دلِ زینب...*
ببین از داغ تو خیلی شكستم
شكستم که چنین از پا نشستم
*حسین! شوهرم هم منو نشناخت..هی اومد تو خیمه ی زن ها،هی سراغ منو گرفت،زین العابدین بهش گفت:عبدالله! اون زنِ قد خمیده رو می بینی؟ اون زینبِ...*
شكسته دشمنت از بس دلم رو
چنان گشتم كه نشناسی كه هستم
به یادت در نوایِ آب آبم
چنان تو زیر تیغِ آفتابم
*اون لحظه های آخرِ عمرش،گفت:عبدالله! بسترِ منو زیر آفتاب پهن کن...چرا خانوم؟ گفت:خودم دیدم داداشم زیر آفتابِ...*
به یادت در نوایِ آب آبم
چنان تو زیر تیغِ آفتابم
تو راحت خفته ای در خانه ی قبر
ولی من از غمت خانه خرابم
منو كابوسِ شمشیر و تن تو
تماشای به غارت بردن تو
تو را سر نیزه ها بردند و مانده
برای من فقط پیراهن تو
*داداش! از چهارسالگی هر کی به من رسید ، گفت : زینب! حسینت رو کربلا میکُشن ... من از چهارسالگی منتظرِ کربلام ، اسمِ کربلا که میاد بندِ دلم پاره میشه ، مادرم بقچۀ کفن هارو که بازکرد،کفنِ خودش رو داد، کفنِ بابام رو داد، کفنِ داداش حسنم رو داد،اما به تو که رسید یه پیراهن داد،گفت: حسینت کفن نداره ...
بابام امیرالمؤمنین شب آخر دستِ عباس و حسین رو گرفت،سفارشِ منو کرد،گفت:زینب! کربلا عطش،سر بریده،گودال قتلگاه...
داداش! من این کلمه هارو شنیدم،داداش حسنم لحظه ی آخر،هی گریه کرد گفت: "لایوم کیومک یا اباعبدالله... " داداش! هرچی شنیدم این کلمه هابود ، کربلا شنیدم ، سر برده شنیدم ، گودال قتلگاه شنیدم،عطش شنیدم ، داداش! کسی بهم نگفت نامحرما دورم حلقه میزنن،کسی نگفت: نامحرم میاد دست خواهرت رو ببنده ... داداش! همه چی رو بهم گفتن،فقط یه چیزی رو نگفتن ، همه روضه هارو تحمل کردم،همه سختی هارو تحمل کردم،کشته شدنِ تو،مگه کسی باور می کرد زینب زنده باشه حسینش رو سر بِبُرند..
اما داداش یه لحظه بهم خیلی سخت گذشت ... داداش! همه لحظه ها سخت بود ، فقط یک جا خیلی سخت گذشت ، یه جا دیگه نتونستم طاقت بیارم ، یه جایی که خودم همه رو سوار محمل ها کردم،بچه هات رو سوار مرکب کردم،سوار شتر کردم،زن هارو کمک کردم،نذاشتم هیچ کسی جلو بیاد،خودم تنها رو زمین موندم،دیگه نتونستم طاقت بیارم،رو کردم به طرف علقمه،گفتم:عباس!غیرت الله! پاشو ببین میخوان خواهرت رو ببرند اسارت...حسین....
ان شاء الله با هم بریم حرمِ اباالفضل،ان شاءالله من برات روضه بخونم تو حرمش بلند گریه کنی،بگم بی بی جان زینب! خیلی بهت سخت گذشت،آره داداشت حسین هم کنار علقمه بهش سخت گذشت،تا نگاههش به بدن داداشش افتاد،یه دست به کمر گذاشت"الآن انكسر ظهري "
ای حسین...
روضه حضرت زینب سلام الله علیها گریز حضرت ابوالفضل👇
4_5794205547125279833.mp3
3.06M
روضه حضرت زینب سلام الله علیها گریز حضرت ابوالفضل سید مهدی میرداماد👆
شام را بنگر که آذین بسته اند
شامیان بر بامها بنشته اند
شادمانی کرده ودف می زنند
مرد وزن،پیر وجوان کف می زنند
جملگی جمعند دور کاروان
کاروانی از زنان وکودکان
کاروانی که رسولان غمند
چند روزی است غرق ماتمند
ماتم کرببلا،قتل حسین(ع)
ماتم جانسوز شاه عالمین
کاروان اهل بیت مصطفی(ص
چون اسیرانند در شام بلا
حضرت سجاد میر کاروان
در غل وزنجیر گشته نیمه جان
زخم، دوش او ززنجیر ستم
می رود خون جراحت دمبدم
عمه سادات در این کاروان
گشته مضطر از جفای شامیان
پیش چشمانش بود راس حسین
اشک ریزان است بر آن نور عین
سنگها می بارد از هر کوی وبام
از سوی این شامیان بی مرام
سنگ بر راس شهیدان می خورد
زین اصابت قلب زینب می درد
می کندسوزان دل اهل ولا
خاطرات سختی شام بلا
شاعر : اسماعیل تقوایی
6_144231738331530827.mp3
7.34M
🏴 #حضرت_رقیه_س
🎤•| #حاج_حسین_طاهری|•
من از کجا شروع کنم هرچی بگم اضافیه
بگید برا هر گرهی خانم رقیه کافیه
به خود خدا گرفتم به خدا مریض بودم شفا گرفتم
به امام رضا گرفتم من از این سه ساله کربلا گرفتم
می خوام علاقه مو بهت نشون بدم
یه شب تو روضه خرابه جون بدم
قبله حاجات یا رقیه سادات یا رقیه سادات یا رقیه سادات
اگه میشه اسم منو بگو توی گوش بابات
بهش بگو دلش می خواد یه روز شهید بشه برات
تو بگی نه نمیاره تو بخواه محاله که محل نذاره
بگو خیلی بی قراره بگو دلشوره اربعین و داره
از طرف خودت عقده مو وا کنم
می خوام برم حرم بابا بابا کنم
محتاج دعاهات یا رقیه سادات یا رقیه سادات یا رقیه سادات
کاشکی فدات شه مادرم خاک نشینه رو معجرت
من بمیرم ولی کسی داد نکشه روی سرت
همینو بدونی بسه بدجوری مهر تو تو دلم نشسته
آره دنیا خیلی پسته وقتی اینجوری دل تو رو شکسته
دیگه تو زندگیم فقط دلم میخواد
موقع مردنم بابای تو بیاد
میگم مثل بابات یا رقیه سادات یا رقیه سادات یا رقیه سادات