از آقای حسنزاده رئیس اتاق بازرگانی، دو مطلب به شرع و عرف مستند شده است:
۱. ارز حاصل از صادرات، متعلق به صادرکننده است!
۲. ارز حاصل از صادرات، شرعا و عرفا باید براساس توافق بین صادرکننده و واردکننده فروخته شود و دولت دخالت نکند!
مطلب اول، بماند اما مطلب دوم، قطعا غلط است!
اما عرف که معیار حق و باطل نیست! اما برای شرع، قواعد و ملاکهایی اهمیت دارد که دولت اسلامی را به دخالت در تعیین نرخ ارز مُلزَم میکند!
درباره قیمتگذاری از طرف دولت، چند معیار و ملاک برای دولت اسلامی درخور توجه است:
۱.قیمتگذاری روی کالایی که عرضه یا تقاضای انحصاری و محدود دارد با کالایی که عرضهکننده یا متقاضی فراوان دارد (مثل ارز که طرفین عرضه و تقاضای آن محدود است)!
۲.قیمتگذاری روی کالایی که تولیدکننده یا مالک یا متولی آن، دولت است و کالایی که چنین نیست (مثل پول و ارز که محصول اراده حاکمیت است یا انفال که مالکیت آن با دولت است)!
۳.قیمتگذاری روی کالای خصوصی یا کالای عمومی!
۴. قیمتگذاری روی کالای عادی مثل هندوانه یا کالای راهبردی مثل گندم که تامینکننده نیاز اساسی و ضروری مردم است.
۵. قیمتگذاری روی کالای عادی یا کالای حاکمیتی (مثل تسلیحات یا آموزش یا ارز)
کالای حاکمیتی، کالایی است که مصلحت نیست حاکمیت اختیار آن را به مردم واگذار کند؛ یعنی مسائل ناموسی حاکمیت)
۶. قیمتگذاری روی کالا در وقت فراوانی یا وقت کمبود طبیعی (مثلا خشکسالی) یا وقت کمبود مصنوعی (مثل تبانی و احتکار)!
۷. قیمتگذاری سلیقهای صرفا مبتنی بر اقتدار حاکمیتی یا اعلام قانونی قیمتی که توسط نمایندگان بازار و کارشناسان امین و تشخیص مصلحت دولت اسلامی کشف شده است.
۸. قیمتگذاری در موقعیتی که حاکمیت توان اعمال آن را دارد با موقعیتی که قیمتگذاری از نظر قانونی لغو است و صرفا یک توصیه اخلاقی محسوب میشود!
۹. قیمتگذاری در جایی که عدم قیمتگذاری، آثار سوء کلان اجتماعی و اقتصادی دارد و جایی که چنین نیست (مثل اثر سوء شدیدا ضد توازنی بیثباتی و افزایش نرخ ارز).
۱۰. قیمتگذاری درباره چیزی که شرعا یا عرفا کالا نیست و بازار ندارد بلکه صرفا واسطه در مبادله است (مثل پول) و چیزی عرفا کالا است و بازار دارد!
۱۱. قیمتگذاری درباره چیزی که اگر حاکمیت در آن نقشآفرینی و حضور فعال نداشته باشد، منشا نفوذ دشمن و ایجاد اختلال در نظام اجتماعی و سیاسی میشود (مثل ارز یا رسانه و فضای مجازی) با کالایی که چنین نیست!
۱۲. قیمتگذاری درباره چیزی که به روابط خارجی و سیاست خارجی مربوط است که حوزه تخصصی حاکمیت است و برای عموم مردم مخاطراتی دارد (مثل ارز) با کالایی که چنین نیست!
خلاصه اینکه در اقتصاد اسلامی، بازار و مبادله و توافق و تراضی بین معاملهگران احترام دارد اما در دامنه و محدوده معیّن!
بازار و توافق، محترم است اما بازار تنها سازوکار تعیین قیمت نیست!
بازار و توافق محترم است اما در چارچوبی خاص!
محدودیتهای منطقی، مانع شکلگیری بازار در عرصههای معینی میشود و سرفصل "مَکاسب مُحَرَّمه" در فقه اسلامی، حاوی اصول و ضوابطی است که مبادله و توافق و بازار را منضبط و عادلانه میکند!
بهتر است تلاشگران عرصه اقتصادی، مباحث فنّی فقه اقتصادی را به اهلش واگذار کنند تا فضا برای طرح مباحث فنّی از طرف اقتصاددانان و دولتمردان مشوّش نشود و عموم مردم نیز درباره حدود اختیارات مردم و دولت، دچار سردرگمی و دوقطبیهای کاذب نشوند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
مقایسه! آری یا خیر؟
در روانشناسی و مشاوره به ما پدر و مادرها گفته میشود که استعداد کودکتان را با دیگران مقایسه نکنید!
اولا چون هر انسانی دارای محموعهای از استعدادها است و بنا نیست چهار انگشت دست مقل هم باشد!
ثانیا این مقایسه روی انگیزه و خودشناسی کودک اثر منفی دارد و چه بسا از خود ناامید یا به خود مغرور میشود!
البته فرد و جامعه تفاوتهایی دارند اما از این جهت مشترک هستند که اولا هر جامعه دارای مجموعهای از امکانات طبیعی و استعدادهای انسانی منحصر به فرد است!
ثانیا مقایسه جامعه خودمان با سایر جوامع درباره یک مزیت، ما را درباره خودمان دچار خطای محاسباتی میکند!
جوامع هم مثل افراد متفاوت هستند و این تفاوتها را باید محترم شمرد! در دانش اقتصاد، به این تفاوتها، مزیت نسبی و مزیت مطلق گفته میشود!
تفاوت و مزیت ملّی به ما میگوید: هر ملّتی باید از مزایای خود بیشترین بهره را ببرد و از آن مزیت برای پیشرفت و رفاه و عدالت استفاده کند!
بنابراین اگر ایران در تولیدات معدنی همچون نفت و مشتقات آن، گاز، مس و آهن و برخی محصولات کشاورزی همچون خرما، انجیر، زعفران و غیره دارای مزیت است،
حق ملّت ایران است که به این کالاها با هزینه کمتر دسترسی داشته باشد!
و وظیفه ملت ایران است که از این مزایا در تولید هرچه بیشتر کالاهای با ارزش افزوده بالاتر استفاده کند!
بنابراین دولت اسلامی وظیفه دارد:
اولا اجازه ندهد تلاطم قیمتهای جهانی، بر هزینه تامین این کالاها در داخل اثر بگذارد! لازمه این کار، حذف قیمتگذاری جهانی و دلاری بر کالاها و مواد اولیه داخلی برای مصرف داخل است!
چراغی که به خانه و کارخانه خودمان رواست، به خانه و کارخانه بیگانه حرام است!
ثانیا جلوی خامفروشی و نیمه خام فروشی مواد معدنی و محصولات کشاورزی به خارج را بگیرد تا با تولید محصول نهایی ارزش افزوده نهایی هرچه بیشتر نصیب کشور و ملت شود!
لازمه این کار، کشیدن دندان طمع ارزی معدنچیها و صادرات کنندگان محصولات خام است!
اولا باید بین صادرکنندگان مواد خام و صادرکنندگان کالای نهایی، تفاوت معنادار درآمدی و اعتباری ایجاد شود تا صادرکننده به سمت تولید کالای نهایی سوق داده شود!
ثانیا نباید اجازه داده شود صادرکننده بتواند با ارز حاصل از صادرات بازی کند و از این بازی کسب درآمد کند!
ارز حاصل از صادرات، باید به قیمت عادلانه و فنّی از صادرکننده خریداری شود و صرف واردات کالاهای ضروری شود!
به جهت راهبردی و حاکمیتی و امنیتی بودن ارز، ارز نباید فرصت بازیگری داشته باشد. وظیفه بانک مرکزی است که این عنصر مهم اما پرخطر را مدیریت کند که به تلاطم در بازارهای داخلی دامن نزند!
صادراتکننده به خاطر اینکه از نیروی کار ارزان داخلی و مواد اولیه داخلی و امنیت داخلی و خدمات دولتی استفاده کرده، بدهکار ملّت است و اجازه ندارد بدون هیچ محدودیتی از ارز حاصل از صادرات کسب درآمد کند!
ارز یک کالای حاکمیتی است؛ یعنی منطقا نباید از سیطره دولت خارج شود. بنابراین اگر به دنبال مزایای صادرات هستیم و از معایب آن (کمبود و گرانی محصول در داخل) گریزانیم، باید دولت با اقتدار ارز حاصل از صادرات را به سمت واردات اصولی و قاعدهمند هدایت کند و از بازیگری صادراتکنندگان با نرخ ارز جلوگیری کند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
خوب بد زشت
رانت، سه نوع است: بد، خوب و زشت! ما بیشتر با رانت بد آشنا هستیم؛ مثل:
۱. امتیاز واردات کالاهای غیرضروری غیرمتعارف که در داخل هم تولید نمیشود! این منجر به تغییر مُضرّ در ذائقه مردم هم میشود!
۲. امتیاز واردات برای واردات کالای غیرضروری متعارف که در داخل تولید میشود! این یعنی ادامه وضع نامطلوب مصرفی موجود!
۳. امتیاز واردات کالای ضروری که در داخل تولید نمیشود! این یعنی تامین قطرهچکانی مایحتاج ضروری مردم!
۴. امتیاز واردات کالای ضروری که در داخل تولید میشود! این یعنی رقیبتراشی برای تولید داخل!
۵. امتیاز تولید کالای ضروری! این هم یعنی تامین قطرهچکانی مایحتاج ضروری مردم!
۶. امتیاز تولید کالای غیرضروری غیرمتعارف! این یعنی تغییر ذائقه عمومی همراه با مانور تجمّل!
۷. امتیاز تولید کالای غیرضروری رایج! این یعنی برهم زدن آرامش مصرفی مردم توام با مانور تجمّل!
اما رانت خوب؛ یعنی دادن امتیاز مصرف کالای تولید داخل براساس هزینه تمامشده داخل به عموم مردم!
یعنی استفاده مردم از کالای داخلی بدون فضولی دلار!
یعنی لغو قوانین مربوط به قیمتگذاری جهانی (دلاری) برای تولیدات غیروابسته به خارج!
یعنی عدالت در مصرف!
اما رانت زشت و بدتر از همه رانتهای بد، دادن امتیاز تعیین قیمت سایر کالاها، از طریق تعیین نرخ ارز یا امتیاز خلق پول از طریق بانک خصوصی است!
این دو، شاهرانت است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
"سراب شاخص تولید سرانه"
گفت: اقتصاد ایران، کوچک است و تولید سرانه ایران، نسبت به کشورهایی چون آمریکا، آلمان، فرانسه و ژاپن کمتر است!
به همین جهت، نباید انتظار داشته باشیم که دریافتی کارگر و کارمند در ایران، شبیه آنها باشد!
گفتم: اولا همین تولید سرانه کمتر، اگر متوازن و عادلانه تقسیم شود، برای زندگی آبرومندانه کفایت میکند وگرنه ده برابر این هم جواب نمیدهد!
ما با ناترازی در توزیع و مصرف کیک اقتصاد ایران مواجهیم!
مهمتر از تولید سرانه، توزیع و مصرف سرانه است.
توزیع باید عادلانه باشد؛ یعنی:
۱. امکانات تولید، بهصورت متوازن بین همه افراد توانمند توزیع شود.
۲. درآمد حاصل از تولید، براساس سه معیار ارزش افزوده، تلاش و نیاز بین همه عوامل تولید تقسیم شود. ۳. قراردادهای کار، به سمت قراردادهای مشارکتی سوق داده شود!
مصرف باید عادلانه باشد؛ یعنی همه مردم بتوانند نیازهای طبیعی خود را تامین کنند و از اسراف و مانور تجمّل پیشگیری شود!
آیا در آن کشورها چنین است؟
قطعا نه! مشاهده جمعیت دهها میلیونی زیرخط فقر و بیخانمان در آمریکا و مشاهده ۴۰۷۰۰۰ نفر انسانی که در زمستان گذشته در اروپای توسعه یافته از سرما مردند، نشانه توسعه منهای عدالت در غرب است!
این یعنی نباید فریب شاخص تولید سرانه را خورد!
ثانیا کمتر و بیشتر، حکایت درستی از واقعیت نمیکند. آنچه مهم است اینکه تولید سرانه (مشروط به توزیع و مصرف سرانه عادلانه) کفاف یک زندگی شرافتمندانه را بدهد.
اگر تولید سرانه هر ایرانی ۵۰۰۰دلار باشد و هر دلار ۷۰.۰۰۰تومان باشد، تولید سرانه هر ایرانی در سال ۳۵۰میلیون تومان و تولید متوسط یک خانوار ۵نفره ۱.۷۵۰.۰۰۰.۰۰۰تومان میشود!
اگر ۴۰٪ تولید سرانه، سهم مصرف شود، یعنی هر فرد ایرانی سالانه ۱۴۰میلیون تومان و هر خانواده ۵ نفره سالانه ۷۰۰میلیون تومان میشود؛ یعنی متوسط درآمد ماهیانه یک خانواده ایرانی ۵۸میلیون تومان است!
با لحاظ تفاوتهای ناگزیر ناشی از تلاش کمتر و بیشتر، میتوان گفت متوسط درآمد مصرفی هر خانوار ایرانی در هر ماه میتواند چیزی بین ۴۰ و ۷۵میلیون تومان باشد!
رویایی بهنظر میرسد؛ زیرا ما به نظام توزیع ناعادلانه امکانات و فرصتهای کسب درآمد و رانتهای متنوع تولید ثروت از طریق خلق پول و بازی با نرخ ارز عادت کردهایم و این سوغات نحس فرهنگ غربی و اقتصاد سرمایهداری است که هیچ نسبتی با نظام اقتصاد اسلامی ندارد!
#ناترازی_کیکی
#ناترازی_کیک_اقتصاد
#حمید_قنبری
#تولید_سرانه
#توزیع_سرانه
#مصرف_سرانه
https://eitaa.com/egtesade_ma
"چالش محاسبهناپذیری یارانه پنهان"
یکی از چالشهای علمیِ مفهوم یارانه پنهان که طرح عمومی آن را شکبرانگیز میکند،
محاسبهناپذیری آن است!
در این یادداشت به ابعاد غیر اقتصادی یارانه پنهان میپردازم:
یارانه پنهان، اختصاص به مسائل اقتصادی ندارد و در امور فرهنگی و در ابعاد فرهنگیِ مسائل اقتصادی نیز وجود دارد!
همین ویژگی، محاسبهپذیر بودن یارانه پنهان را با چالش جدی مواجه میکند؛ زیرا امور فرهنگی، با ارزشهای والای اخلاقی و دینی مرتبط است که شدیدا قیمتگریز است؛ یعنی نمیتوان روی واقعیات فرهنگی، قیمت پولی گذاشت!
شخصی نزد امام صادق علیهالسلام از فقر شکوه کرد. امام، از شخص پرسیدند: آیا حاضری در برابر ثروت هنگفتی، از محبت و پیروی از ما دست برداری؟ شخص گفت: هرگز! امام به او فرمودند: پس تو خیلی ثروتمندی و فقیر نیستی!
امام با این پرسش و پاسخ، فرد را متوجه داشتههای باارزش فرد کردند! داشتههایی فرهنگی که شاید در کوتاهمدت برای او آورده مادی هم نداشت!
داشتههایی که نمیتوان با هیچ شاخص قیمتی برای آن قیمت معینی تعیین کرد!
قرآن کریم نیز در موارد متعدد از اموری یاد میکند که قابل قیمتگذاری با شاخصهای قیمتی دنیوی نیستند؛ مثلا تعهدات انسان با خدا قابل معامله نیست "لَا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا"(نحل95) یا تعهدات اجتماعی انسان قابل معامله نیست "لَا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَ لَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰ"(مائده106) یا نشانههای هدایت الهی قابل معامله نیست "لَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا"(مائده44) یا قرآن و دستورات الهی قابل معامله نیست "إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَٰئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا اَلنِّارَ"(بقره174).
بنابراین امور قیمتناپذیر در زندگی ما فراوان است؛ اموری چون لذّت همنشینی در جمع صمیمی خانواده، لذّت عبادت در مساجد و لذّت زیارت که همه ما ایرانیان مسلمان تجربیات فراوانی از این دست داریم!
لذّت حمایت بین خویشاوندان و همسایگان، لذت کمکرسانی مومنانه به فقرا و لذّت صله رحم و فهرست بلندی از این امتیازات فرهنگی که تصور نداشتن هر یک برای ما عذابآور است!
اینها امور فرهنگی هستند که نتایج اقتصادی دارد و برای اقتصاد و معیشت ما مزایایی ایجاد میکند که تعریف یارانه پنهان بر آنهاصادق است اما مطلقا قابل قیمتگذاری نیست!
روابط اقتصادی ما مشحون از تعهدات الهی و انسانی و نشانههای هدایت الهی در هستی و در شریعت است!
در سایر فرهنگها نیز مزایا و معایب فرهنگی متعددی وجود دارد که مقایسه بین فرهنگها و کشورها را ناممکن میکند!
یارانه پنهان، بدون مقایسه ناممکن است و مقایسه فرهنگهای اقتصادی نیز ناممکن است.
بنابراین یارانه پنهان غیرقابل محاسبه است!
مفهوم غیر قابل محاسبه را نه میتوان در تحلیل پدیدههای اقتصادی استفاده کرد و نه باید در سیاستگذاری اقتصادی معیار تصمیمگیری قرار گیرد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
"متناقض امّا منطقی"
در دنیایی با آدمهای بهشدّت متناقضی زندگی میکنیم:
از یکسو نسبت به نشان دادن کفن که لباس آخر همه ماست، متعجب بلکه متنفر و منزجر میشوند!
از دیگر سو با مشاهده خودکُشی یک عنصر سیاسی معلومالحال به تطهیر عمل شنیع او میپردازند و حتی حاضر نیستند اندکی در مذمّت خودکُشی سخن بگویند!
اما تناقضی نیست و اتّقاقا این دو موضعگیری کاملا سازگار است!
لزوم استفاده از لباس خاص و سایر آداب برای اموات
و حرمت خودکُشی و گناه بودن آن،
هر دو از احکام نورانی و متعالی اسلام است!
برای جماعتی که یا رسما نانخور غرب وحشی هستند یا دلبسته بیجیره و مواجب غرب ریاکار هستند، دوری از خدا و دستورات خدا و انکار روز قیامت و نفی حرمت نفس انسانی،
دستور کار مشترک است!
آیات ابتدائی سوره بقره،
وصف کسانی است که برخلاف این بیدلانِ غربِ خداگریز،
اهل ایمان به غیب و وحی الهی هستند
"الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ...وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ"
و اهل یقین به روز قیامت هستند "بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ"
خدایا! ما را از ایشان قرار ده!
https://eitaa.com/egtesade_ma
درباره ایمان:
ایمان یک حالت و وضعیت فطری برای بشر است و کفر یک وضعیت قسری و غیرهماهنگ با فطرت بشر است!
این واقعیت، باعث میشود که ایمان اقتضای استمرار داشته باشد و کفر استعداد بقا نداشته باشد!
این واقعیت، باعث میشود که کفر نامانا باشد و تبدیل به ایمانی دیگر شود؛ یعنی یا فرد به ایمان قبلی برمیگردد یا متعلق ایمان خود را عوض میکند!
تا اینجا ادعای بنده بود اما دلیل بنده آیه ۲۳ سوره توبه است که از استحباب کفر بر ایمان سخن میگوید.
استحباب؛ یعنی جستجو برای دوست داشتن چیزی و ترجیح آن بر چیزی دیگر!
در قرآن کریم، چهار بار از استحباب سخن به میان آمده است:
۱. ابراهیم ۳: استحباب دنیا بر آخرت.
۲. نحل ۱۰۷: استحباب دنیا بر آخرت.
۳. فصلت ۱۷: استحباب کوری بر هدایت.
۴. توبه ۲۳: استحباب کفر بر ایمان.
اولا در هر چهار مورد، استحباب یک چیز مرجوح بر یک چیز راجح مطرح است. یعنی در قرآن کریم، فعل استحباب هیچ جا در یک مضمون مثبت به کار نرفته است.
ثانیا باب استفعال، دالّ بر نوعی طلب است که لازمه آن سختی و دشواری است!
ثالثا این طلب و دشواری، ریشه در مغایرت آن چیز با فطرت و طبیعت شیء دارد!
ترجیح دنیای فانی بر آخرت خیر و ابقی، ترجیح کوری ضلالت بر بینایی هدایت و ترجیح ایمان بر کفر، خلاف مقتضای طبیعی است و اگر مانعی نباشد ایجاد نمیشود!
بنابراین بشر خواه نا خواه به سمت ایمان کشیده میشود! اگر ما با تبیین، متعلق درست ایمان؛ یعنی حقایق و نشانههای خدا را برای مردم بشناسانیم، مردم به سوی ایمان به خدا حرکت خواهند کرد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
در خبر آمده که ۲۰۰.۰۰۰ دختر با ۱۴۷.۰۰۰ پسر در کنکور ارشد و دکترای علوم انسانی با هم رقابت میکنند!
تحصیل دختران با ارزش است مشروط بر اینکه مانع ازدواج ایشان نشود!
ما امروز با پدیده غمانگیز پیردختری مواجهیم!
ادامه تحصیل، در کنار شرایط فرهنگی و اقتصادی، از عوامل این معضل است!
کاش دانشگاهها شرط پذیرش دختران را ازدواج و تاهّل ایشان میدانستند یا حداقل برای متاهلها و مادرها سهمیه یا امتیاز ویژه میگذاشتند!
اینجوری محیطهای دانشجویی هم سالمتر و فضا برای کار علمی فراهمتر میشد!
البته اینها پیشنهادهایی خام است و نیاز به بررسی دارد اما از دغدغهای مهم حکایت میکند!
+ اینکه آینده شغلی و به هم خوردن شاغل و بیکار بین مرد و زن، مشکل مضاعف است!
با توجه به اینکه وظیفه تامین معاش خانواده اولا بر عهده مردان است، دمیدن بیبرنامه در تنور اشتغال زنان، آینده شکلگیری خانواده متعادل و اشتغال مردان را با چالش مواجه میکند!
+ مسمومیت علوم انسانی وارداتی از غرب، تا امروز معضلات عدیده اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برای ما ایجاد کرده است! اگر این مسمومیت به مادران آینده ما سرایت کند، اوضاع از این که هست بدتر هم میشود و این بدی با شیره جان مادران به کام فرزندان نسل آینده تزریق خواهد شد؛ یعنی فرهنگ منحطّ غرب، تبدیل به زبان مادری نسلهای آینده ما خواهد شد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
بازارنماهای نامشروع و کارشناسان مختلّالخلقه
گاه ممکن است در بحبوحه جنگ، اتاق فرماندهی جنگ دچار اختلال شود؛ یعنی تصمیمی بگیرد که برخلاف خواست امام جامعه و در راستای منافع دشمنان جامعه باشد!
این اختلال، ممکن است ناشی از نفوذ دشمنان در اتاق فرماندهی باشد؛ مثلا در جنگ اقتصادی ممکن است تصمیمات بانک مرکزی، نه براساس تصمیم امام جامعه بلکه براساس منافع دشمنان باشد که از طریق نهادهای دشمنساختهای همچون صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی به بانک مرکزی عرضه میشود!
بهعنوان یک مثال بهروز، اختلال در اتاق فرماندهی جنگ اقتصادی؛ یعنی امام جامعه صریحا میگوید: برای پول ملّی رقیبتراشی نکنید و با امور غیرمفید بلکه مضرّی چون میدان دادن و رسمیت بخشیدن به خرید و فروش طلا و ارز و نهادسازی برای آن، در مقابل سرمایهگذاری دارایی مردم در تولید مانع ایجاد نکنید!
اما رئیس کل بانک مرکزی از حفظ ارزش دارایی با طلا سخن میگوید و رسانهی ملّی صدا و سیما و شبکههای اجتماعی همچون روبیکا و حتی ایتا و حتی حتی برنامه مذهبی باد صبا هم به تبلیغ سایتهای خرید طلا میپردازند!
همین درد درباره ارز نیز وجود دارد. میدان دادن، رسمیت دادن با بازار رسمی و غیررسمی (قاچاق) و نهادسازی برای خرید و فروش ارز خارج از اراده مسلط دولت جمهوری اسلامی، همه مصادیق فنّی رقیبتراشی برای پول ملّی و مانعتراشی برای سرمایهگذاری داخلی است:
اولا با رونق سوداگری و سفتهبازی و دلالی با دلار، رغبتها برای ورود به کار تولیدی کاسته میشود!
ثانیا با واگذاری ارز و نرخ ارز به بازار تقریبا انحصاری، مختلّ، غیر واقعی و تحت نفوذ دشمنان، هزینههای واردات کالاهای اولیه و سرمایهای ضروری هر روز سنگینتر میشود و کمر تولیدکننده واقعی مداوم زیر بار هزینهها و تامین سرمایه در گردش خم میشود و در نتیجه یا تولید کاسته میشود یا تولید متوقف میشود و راه برای واردات رسمی توسط سلاطین واردات یا قاچاق باز میشود!
اتاق فرماندهی جنگ اقتصادی باید هرچه زودتر بساط این بازارنماهای نامشروع را جمع کند!
البته باید فکری هم برای کارشناسان مختلّالخلقهای کنند که دور خودشان جمع کردهاند و آنها را با کارشناسان آشنا و متعهد به اسلام و ایران جایگزین کنند!
#بازارنما_های_نامشروع
#اختلال_اتاق_فرماندهی_جنگ_اقتصادی
#کارشناسان_مختلّ_الخلقه
https://eitaa.com/egtesade_ma
از الزامات رشد هشت درصدی، درک این واقعیت است که میتوان از امکانات مشابه به نتایج متفاوتی رسید:
۲_۲_۲=_۲
۲×(۲_۲)=۰
۲_(۲÷۲)=۱
(۲×۲)_۲=۲
۲+(۲÷۲)=۳
۲+۲+۲=۶
۲×۲×۲=۸
(۲+۲+۲)!=۶×۵×۴×۳×۲×۱=۷۲۰
(۲×۲×۲)!=۸×۷×۶×۵×۴×۳×۲×۱=۴۰۳۲۰
دقیقا در سیاستگذاری اقتصادی هم داستان همین است!
هنر سیاستگذاری (یعنی استفاده بجا از ترفندهای مشروع +،×،÷،_،!) و مذهب اقتصادی (یعنی شناخت قواعد و اصول حاکم بر ترفندهای مشروع تغییر) تعیین میکند که سیاستگذار به داشتههای ملّی چقدر بها بدهد و آنها را به چه میزان مایه رشد جامعه قرار دهد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
خیرخواهی درباره معافیت مالیاتی خیریهها
براساس بند "ط" و تبصره ۱ ماده ۱۳۹ قانون مالیاتهای مستقیم، مالیات خیریهها صفر است و اجرای این معافیت در راستای تقویت فعالیتهای خیرخواهانه، منوط به ضوابطی است.
در اجرای این قانون، باید مراقبت کامل شود که اشخاص حقیقی یا حقوقی، با پوشش خیریه، فعالیتهای تجاری و انتفاعی انجام ندهند!
اگر این کار که دارد انجام میشود، رایج شود، سه اشکال اساسی دارد:
اولا اعتماد عمومی به خیریهها مغشوش میشود!
ثانیا قانون مالیات و اداره مالیات، بازی داده میشود و اعتبار حکومت اسلامی زیر سوآل میرود.
ثالثا ورود مال شبههناک در زندگی بازیدهندگان در اثر ابتلا به حق الناس و حق حکومت اسلامی! البته این اشکال سوم، منوط به رواج این پدیده نامشروع نیست!
اگر رواج این آسیب قانونی و اشکالات ناشی از آن چاره نشود، بهتر آن است که این معافیت لغو شود و دولت موظف شود معادل آن را به نهادهای دولتی خیریه همچون کمیته امداد امام خمینی قدسسرّه و سازمان بهزیستی پرداخت نماید.
https://eitaa.com/egtesade_ma