eitaa logo
پورنعمان | آموزش خوشنویسی مجازی | احسان‌خطاط
390 دنبال‌کننده
413 عکس
39 ویدیو
1.7هزار فایل
مطالب کانال آموزش ها و غلطگیری کلاسی من است. پیام سنجاق شده را بررسی کنید. مالک @EHSANPURNOMAN کانال ها و سایت؛ https://ehsankhattat.ir https://www.aparat.com/ehsankhattat.ir https://eitaa.com/amuzesh_sols
مشاهده در ایتا
دانلود
✅سرمشق برای عزیزانی که خط ثلث تمرین می کنند.⬇️⬇️⬇️ این هفته سطر دوم را تمرین کنید
با آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه عزیزان✋🤚
با عرض سلام خدمت هنردوستان عزیز ضمن تبریک فرارسیدن روز بزرگداشت مقام معلم، به احترام اساتید بزرگی که محبتشان شامل حالم گردیده، دعاگوی وجود نازنینشان هستم و آنانکه دست اجل مرا از دامان پرمهرشان دور ساخته را به بزرگی و عطوفت ستایش می کنم. به همین منظور مطالبی که قبلاً در مورد اساتیدم نگاشتم را بازارسال می کنم.
♦️ 💠 بهار ۱۳۶۸ مشهد مقدس آرامگاه فردوسی اردوی دانش آموزان مدرسه مصطفی خمینی منطقه ۱۴ تهران همراه معلم قرآن و پرورشی حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین داود زارع بزرگواری که اولین مشوق من برای خوشنویسی و اولین معلم خوشنویسی من بود و نقش زیادی در مقاطع گوناگون زندگی من داشته آمد؛ از دوران کودکی تا بزرگسالی و حتی دوران شیرین ازدواج. نفر سمت چپ هم آقای مهدی قربانی از رفقای دبستانی. ای کاش معلمان به ویژه معلمان ابتدایی نقش خود را در زندگی و آتیه دانش آموزان جدی تر بگیرند؛ اگر معلم در دل و روح بچه‌ها بنشینید، افکارتان تا انتها بر آنان حکومت خواهد کرد. احسان پورنعمان درنگی بر فرهنگ لینک معرفی کانال👇🏻 https://eitaa.com/ehsankhattat
🔹 💠 هفته خوشنویسی فرصتی شد تا به خاطرات گذشته رجوع کنم و نسبت بین خود و خوشنویسی را بازبینی کنم. من در خانواده ای زاده شدم که پدری هنرمند (کاشیکار معرق مساجد) و آثار و نقشه های کاشیکاری و کتیبه های خوشنویسی در آن دائما گشوده بود و اینها جزئی از زندگی ما بود. خیلی تا قبل از سال سوم دبستان را از نشانه های ارتباط با هنر در خاطر ندارم؛ اما اولین ارتباط موثر من با خوشنویسی در دبستان و سال سوم ابتدایی بود که یک معلم قرآن تازه‌وارد به مدرسه ما آمد. 💠 جناب حجت الاسلام داود زارع که آن زمان هنوز ملبس به لباس روحانیت نشده بود، بسیار پرشور و علاقمند به جذب بچه ها می پرداخت و تمام اوقات روز را با بچه ها سپری می‌کرد؛ تمام اوقات تفریح و زنگهای پرورشی و قرآن و ... ایشان توسط تیمی از همراهان که یکی از آنها هم من بودم، همراهی می‌شدند. 💠 آن زمان مدتی بود که کلاس خط می‌رفتند و خلاصه شاید علاقه به یک معلم دوست‌داشتنی هم بی تاثیر نبود که من هم کم کم دستم به قلم و کاغذ و مرکب بند شد و گاهی حتی صدای معلمان از قلم به دستی من در می آمد. 💠 سال اول راهنمایی اولین دوره کلاس رسمی را نزد استاد در محله خودمان رفتم. استاد موسی الرضا اخلاقی که از شاگردان مرحوم استاد حسن میرخانی بودند حدود یک ترمی محبت استادی مرا پذیرفتند و بعد به واسطه تغییر محل دفترشان این رابطه قطع گردید. 💠 بعد از این دوران ا پس از دوره سربازی به صورت گاهگاه و بیشتر تابستان‌ها به صورت خودآموز و تفننی به سراغ خوشنویسی می‌رفتم؛ 👈🏻👈🏻 اما در همه این سال‌ها برای من خوشنویسی، رقص و چرخش الف‌های خط ثلث بود، تره و ترویس سر الف بود و معمای نحوه نوشتن اینها بود. 👈🏻👈🏻 در آن سالها برای من خوشنویسی منحصر به تابلوهایی نبود که به دیوار زده شده باشد؛بلکه خوشنویسی برای من طومار کاغذی از کتیبه هایی بود که بر روی قالی های رنگارنگ منزلمان پهن می شد. 👈🏻👈🏻 برای من خوشنویسی...‌ احسان پورنعمان درنگی بر فرهنگ لینک معرفی کانال👇🏻 https://eitaa.com/ehsankhattat
🛑 🔹به مناسبت هفته خوشنویسی 🔹 🔹یادی از اساتیدم در خوشنویسی ادامه از قبل... خوشنویسی برای من خیلی دور بود آنقدر دور که تا حدود بیست سالگی هم خودم را هرگز در قامت خوشنویس تصور نمی کردم. رویاهایم بیشتر از جنس مالکیت آثار خوشنویسی بود و برای اولین‌بار اعتراف می کنم که در رویاهایم بیشتر تابلوهایی با خط ثلث می دیدم. تا یک روز که... پدرم گوشی را برداشتند و با مرحوم استاد حسین اخضر مسعود تهرانی تماس گرفتند. گفتند می خواهم احسان را بفرستم بیاید کلاس شما. و من متعجب و مبهوت ماندم. آرام گفتم لااقل به خودم می گفتید. من استاد را دورادور می شناختم. پدرم کتیبه نویسی برخی آثارشان را به ایشان می دادند؛ حتی یکبار که کتیبه کوچکی داشتند با پدر رفتم و منزلشان در کنار استاد بودم تا نوشته را تکمیل کردند. اما این رفتار پدر هنوز برایم عجیب است و از مرموزترین جبرهای رو به خیر زندگی من است. اولین جلسه با پدر به دفتر استاد رفتیم. پدر گفتند: احسان دفتر هم خریده است. استاد با لبخندی لطیف و حسی واقعی گفتند: اینجا خونه عشقه، دفتر هم نخری، خودمون برات می‌خریم. و زمان ثابت کرد این جمله، تعارفی بی مایه از استاد نبود، بلکه مانیفیست شخصیتی و هنری ایشان بود. در مدت کوتاهی از اواسط تابستان ۱۳۷۷ تا شهریور ۱۳۷۹ که به آسمان پر کشید ، هر چه از او دیدم عشق بود و عشق و عشق ... چونان چشمه جوشانی از محبت رحمانی.... به عنوان فردی که بسیاری خوشنویسان را از نزدیک دیده است ، هنوز او پس از سالها در دید من دردانه ای نایاب است. احسان پورنعمان درنگی بر فرهنگ لینک معرفی کانال👇🏻 https://eitaa.com/ehsankhattat
🔹به مناسبت هفته خوشنویسی 🔹 🔹 به یاد اساتیدم در خوشنویسی 💠 منزل مرحوم استاد حسین اخضر مسعود تهرانی زمستان ۱۳۷۸ به همراه پسرخاله ام جناب دکتر رشیدی احسان پورنعمان درنگی بر فرهنگ لینک معرفی کانال👇🏻 https://eitaa.com/ehsankhattat
🛑 ✨ انتشار مجدد خاطره‌ای از مرحوم استاد حسین اخضر مسعود تهرانی ✨ مرحوم استاد حسین اخضر تهرانی تعطیلات سال نو فرصتی فراهم کرد برای زیارت قبور و یادی از درگذشتگان. بر سر مزار استاد هم در قطعه هنرمندان بهشت زهرا س فاتحه ای تقدیم کردم و سببی شد تا خاطره ای از آن بزرگوار را که قبلا وعده داده بودم نقل کنم. 👈🏻خداوند روح بلند مرتبه آن استاد والامقام را قرین رحمت خویش سازد. خاطره ای از ایشان دارم که شخصیت آسمانی ایشان را به خوبی ترسیم می کند. ایشان در حدود 34 سالگی در روز افتتاحیه اولین نمایشگاه خویش دچار سکته مغزی شدند. چندین ماه طول کشید تا ایشان به حال طبیعی باز گردند. اما تا آخر عمر بعضی عوارض همانند دو بینی شدن دید را همراه داشتند و با همین وضع آثار بسیاری را خلق نمودند. در هفت سال آخر عمر این جریان ادامه داشت و ایشان هفت مرتبه سکته مغزی کردند.(حدودا سالی یک مرتبه) و سکته هفتم به رحلت ایشان انجامید. بعد از هر سکته نیز سه چهار ماهی طول می کشید تا وضعیت جسمانی ایشان حالت عادی پیدا کند. علاوه بر این مشکلات دائمی جسمی انبوهی از مشکلات دیگر نیز زندگی ایشان را احاطه کرده بود که من از نزدیک می دیدم و خبر داشتم. 👈🏻👈🏻چندی پیش از سکته هفتم، به علت عوارض داروی وارفارین که برای جلوگیری از سکته تجویز می شود، به خونریزی روده دچار شدند و مورد جراحی روده قرار گرفتند. شب دوم پس از عمل افتخار یافتم تا به صبح در کنارشان باشم. پاسی از شب نگذشته بود که درد شدیدی پیدا کردند. درد آنقدر شدید بود که مانند مار گزیده به خود می پیچیدند. پرستارها را خبر کردم و با تزریق مورفین پس از دقایقی کمی آرام شدند. هنگامی که توان حرف زدن پیدا کردند آرام وبریده بریده فرمودند: شما هنوز تذهیب انجام می دهید؟ عرض کردم: بله. فرمودند: قصد دارم در اولین فرصتی که وضعیتم اجازه بدهد، قطعه ای بنویسم و شما تذهیش کنید. برای من جالب بود چه موضوعی فکر استاد را در این وضع دشوار مشغول کرده که قصد نگارش آن را دارند. پرسیدم چه متنی؟ جواب ایشان مرا در دنیایی از تعجب و احترام نسبت به ایشان فرو برد. آن متن در گله و شکایت در زندگی و روزگار و گردون دون نبود. فرمودند: دوست دارم آیه (وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها) را بنویسم. و اضافه فرمودند: من این آیه را کاملا احساس می کنم و به آن اعتقاد دارم. این نوع نگاه آنهم پس از آن شرایط دشوار از ایمان و صبر والای آن بزرگوار نشأت می گرفت و در نوع خود چنان عجیب بود که هیچ وقت نتوانستم تصور کنم. 🌺روحش شاد و هم نشینی با قدسیان شیرین کامش باد. (ترجمه: سوره نحل آیه 18 - اگر قصد شمردن نعمت های خدا را داشته باشید هرگز نمی توانید آن ها را بشمارید) احسان پورنعمان درنگی بر فرهنگ لینک معرفی کانال👇🏻 https://eitaa.com/ehsankhattat
🔹به مناسبت هفته خوشنویسی 🔹 🔹 به یاد اساتیدم در خوشنویسی 💠 در محضر استاد الاساتید جناب عبدالصمد حاج صمدی💠 دهه 80 دفتر ایشان احسان پورنعمان درنگی بر فرهنگ لینک معرفی کانال👇🏻 https://eitaa.com/ehsankhattat