eitaa logo
احسان نرگسی
1.5هزار دنبال‌کننده
110 عکس
190 ویدیو
16 فایل
دلبسته ی مرام کسی جز علی نباش در زندگی غلام کسی جز علی نباش
مشاهده در ایتا
دانلود
علیه السلام ظاهرش اشک است اما باطن آن گوهر است پس خوشا چشمی که  پایِ این مصیبت ها تر است گریه یعنی غیر این بیرق ندارم مأمنی گریه یعنی باز هم یک بی نوا پشت در است اشک هایم را امانت می دهم دست خودش اشک هایی که تمام ثروتم در محشر است ابر و باد و ماه و خورشید  و فلک سینه زنند خوش به حال هر که جزءِ این سیاهی لشکر است راه در خلوت سرای او ندارد هر کسی بیشتر می سوزد اینجا هر کسی عاشق تر است من چه از  خود داشتم ؟ زهرا به من داد آبرو بانیِ این اشک ها این نوکری ها مادر است ما همه عبدیم ، عبدِ بچه های فاطمه پادشاهی مختصِ ایل و تبارِ حیدر است در دلِ گودال هم آقای کل عالم است این سرِ بر نیزه رفته از همه عالم سر است ای که از حالا به فکر اربعینی ،غم مخور مادر سادات فکر کربلای نوکر است ## باز هم حرف سنان و روضه ی گودال شد روضه از جسمی که در خونِ خودش غوطه ور است چشم هایش نیمه باز و تیکه اش بر نیزه هاست بیشتر از هر چه فکرِ بی کسیِ  خواهر است یک نفر آمد که در گودال سیرابش کند دیر آمد ...دیر... دیگر لحظه های آخر است شمر دستت بشکند، کمتر بچرخان نیزه را این گلوی پاره  جایِ بوسه ی پیغمبر است چیزی از پیکر نمانده ، آه اما ساربان چشمِ نحسش در پیِ دزدیدن انگشتر است
کربلایی حسین ستوده4_5999049266369140983.mp3
زمان: حجم: 11.7M
🎤 ◾️ 💬واحدسنگین|ازوقتی که یادم میاد بیچارتم علمدار 🏴 مـحــرم الــحــرام۱۴۴۷ 📅جمعه۱۳تیرماه۱۴۰۴ هیئت دوستداران حضرت مهدی(عج) متن شعر
🏴 دامنِ هر کوفیِ نامرد، ده ها سنگ بود بر سرِ پیراهنِ صد پاره اش هم جنگ بود ذره ای پیراهنش جای رفو کردن نداشت آن تن پامال دیگر پشت و رو کردن نداشت اسب خود را شمر پیش چشم آقا آب داد با نوک نیزه تن آقای ما را تاب داد کوفیان بعد از علمدارش زبان وا کرده‌اند زخم های سینه اش دیگر  دهان وا کرده‌اند آنقَدَر زد ... آنقَدر زد ... از نفس افتاد شمر تشنه بود آقا  ولی نیزه به خوردش داد شمر نیزه هاشان را به روی قلب آقا کاشتند فرصت کافی برای مثله کردن داشتند دید زينب، هستی اش افتاده تنها، بی پناه «یا بُنیّ» «یا بُنیّ» مادر آمد قتلگاه .
یک نصفه روز قدر چهل سال خسته شد زینب کنار رأس برادر شکسته شد از دور دید ، شمر کجا پا گذاشته اینگونه شد نماز عقیله نشسته شد می دید دسته دسته به گودال آمدند می دید جسم دلبر خود دسته دسته شد با نیزه ای که روی گلویش گذاشتند راه نفس کشیدن ارباب بسته شد خیلی مسیرِ خیمه و گودال را دوید یک نصفه روز قدر چهل سال خسته شد
حاج محمود کریمی4_6003594741927647433.mp3
زمان: حجم: 3.9M
زمینه (یک نصفه‌روز، قدر چهل‌سال خسته شد) 🎥 مراسم عزاداری شب عاشورا 🗓 شنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۴ 🎙 مداح: 📍 (علیه‌السّلام) ✍ شعر
16.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زمینه (یک نصفه‌روز، قدر چهل‌سال خسته شد) 🎥 مراسم عزاداری شب عاشورا 🗓 شنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۴ 🎙 مداح: 📍 (علیه‌السّلام) ✍