همه گفتند «نرو» دیدم و نشنیدمشان
مثلِ این بود به یک رود بگویند:بایست!
-کاظم بهمنی
دعا کردم که سهم من شود،شد سهم او اما؛
رقیبم شاید از من،مستجاب الدعوهتر بوده
-پدیده زارع
تا نور به تیرگی حریف است بیا
تا قامت گل چنین ظریف است بیا
خورشید دمیده از در بسته شب
تا قافیهی صبح ردیف است بیا:)
-فرانک فرقانی
قهوه قاجار را بیخود شلوغش کردهاند
تیغ تیز آن نگاهت بیشتر عاشقکش است...
-آرش مهدیپور