قسمتِ شاعر همیشه دراسارتبودن است
یا اسیر قافیه،یا وزن،یا چشمانِ تو
-محمدعلی زنجانی
باز میپرسی چطور اینگونه شاعر شد دلت
تو دلت را جای من بگذار،شاعر میشود
-نجمه زارع
آره من بچهم؛چون همهجا گریه کردم!
موقع ظرفشستن گریه کردم،توی مدرسه گریه کردم،تو خیابون گریه کردم،توی ماشین وسط جاده گریه کردم،نصفه شب که همه خوابن گریه کردم،تو حموم گریه کردم،تو دستشویی گریه کردم،وسط غذا خوردن گریه کردم،وسط درس خوندن گریه کردم،برا آدما گریه کردم...
قبلا وقتی کنارت بودم،خودم را خیلی دوست داشتم،اما الان دیگر مطمئن نیستم
-شاید عروس دریایی،ص۶۱
گاهی زندگی کردن بیشتر از خود.ک.شی کردن دل و جرئت میخواهد
«آلبر کامو»
-فرستاده شده توسط ممبر!