سكوت ناگهاني و خيره شدن هاي طولاني اش،خبر از درون اشوبش ميداد.
-بیوگرافی ممبر...
گِله میکرد قلم،هر چه تو گفتی درد است
گفتمش:من چه کنم؟دار و ندارم این است
- راحم تبریزی
از بس فرار کردهام از خویش خویشتن
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود.
-محمدعلی بهمنی
نوشته بود موسیقی ترسناکه چون معلوم نیست آدمو تا چه عمقی از خاطرات میبره
قبول،ولی بوی عطری که خیلی آشنا میزنه رو چی میگی؟اون دستنوشته های رندومی که موقع مرتب کردن وسایلت پیدا کردی رو چی میگی . . ؟
من مث کاغذ باطلهم
یکم ازم استفاده میکنن،بعد مچالهم میکنن و میندازنم یه گوشه کناری
یه ساعت دیگه،یه روز دیگه،یه هفته دیگه،که نیاز به یه ورقه چک نویس دارن،منو پیدا میکنن،بازم میکنن و ازم استفاده میکنن . . !