زندگی ام قبلاً خوب بوده و حالا بد است؛
مانند ماهیای هستم که از اقیانوس به تُنگ منتقل شده!
حالا دیگر برای ماهی شناکردن مرز دارد؛ و برای من زندگی کردن:)
- جمله ای از اعماق جوهر قلم خودم
یک درخواست از تمام کسانی که مرا می شناسند:
هر وقت به من فکر کردید، برایم آهنگ بفرستید...
پناهِ احساس؛
از آسمون ستاره میچینه مشت مشت سرش گرم خورشیدو نمیبینه، دزد برد! - ناجی
تاریک شد همه جا با یه بغض پر
گفت یه چیزایی این تو هست که نمیبینه دکتر
- ناجی