چیزی نمیشهها؛فقط:
دیگه ذوق نمیکنه
دیگه از بقیه دوری میکنه
دیگه به زور لبخند میزنه
دیگه ساکتتر میشه
دیگه پیام نمیده
دیگه کوتاه جواب میده
دیگه چیزی حالشو خوب نمیکنه...
مهتاب تویی
برکه منم
فاصله را باش
دیدارِ تو هرشب شده
با حسرت و ای کاش ( :
-علی سلطانی نژاد
تو اما فراموش نکن
روزی که افتاده باشی
از زمین بلندت میکنم
اگر هم نتوانم
کنارت دراز میکشم:)
-تورگوت اویار
دارم تحمل کنم
تحمل ذوقایی که میکنم و میزنن تو ذوقم
تحمل خوبیهایی که میکنم و بعد با جمله ″میخواستی نکنی″ بهم برمیگردن
تحمل نشدنها برای بار هزارم
تحمل شنیدن یه سری حرفا از مهمترین آدمای زندگیم
تحملِ خودم
تحملِ تحمل کردن!