کاش میدونستم آخرین غروبِ
شهرمون جنگه خیابونا شلوغه
دستت تو دستم میدوییدیم تو کوچه
که ازم گرفتنت با یه گلوله
-کوروش و تامارا
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از من نترس،از اون نخی بترس که درون خودته.
تو هم یه روز مثل بقیه؛
پشیمون برمیگردی پیشِ من
اما دیگه من اون آدمی که تو براش مهم بودی نیستم.
همه میگن که:
«ما همیشه تو داستانِ یه نفر آدم بدهایم»؛
ولی من توی داستانِ همه آدم بدهام
پناهِ احساس
سولگرین، اون زیادی به تو دلبسته.
هیچکی نیازی به من نداره،چه برسه به دل بستن.