eitaa logo
𓆩♡𓆪𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑵𝒊𝒎𝒆𝒉 𝑻𝒂𝒎𝒂𝒎𓆩♡𓆪
74 دنبال‌کننده
46 عکس
2 ویدیو
0 فایل
نمیتونم ؋ـراموش کنم اوט همـہ בاستانو؛))) <<عشق نیمـہ تمام>> 🅴🆂🅷🅶🅷 🅽🅸🅼🅴🅷 🆃🅰🅼🅰🅼 𝑀𝑒: @i_h_a_a_m_i_m ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_8jhyh97&amp;btn=عشق.نیمه.تمام Start:¹⁴⁰⁵/⁶/⁸✨️
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت اول تایپ شد بریم پارت دومم تایپ کنیم👀✨️
𓆩♡𓆪 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑵𝒊𝒎𝒆𝒉 𝑻𝒂𝒎𝒂𝒎 𓆩♡𓆪 Part:²⁵ حآمی:رفتیم خونه شروین که دیدم دیآنآ و رهآ اونجان! دیآنآ:دیدم حآمی اومد جآنآ:شروین شروین:جآنم جآنآ:من از اول باید میگفتم نامزد دارم ببخشید(بغض) شروین:بغض نکن فداتشم حآمی:شروین اینو گفت یاد حرفایی که به دیآنآ میزدم افتادم دلم برای صداش تنگ شده بود اون روز اشتباه کردم نباید سرش داد میزدم رفتم بهش سلام کردم سلام دیآنآ:دیدم حآمی اومد سمتم و گفت سلام چیزی نگفتم حآمی:پاشو بریم خونه دیآنآ:چیزی نگفتم فقط سوار ماشین شدم که حآمی بیاد داشت بارون میومد:) حآمی:خب دیگه من جآنآ رو میبرم باهاش ازدواج کردی بیا ببرش شروین:چشم حآمی:جآنآ رو گذاشتم خونش و رفتیم خونه خودمون دیآنآ:سرمو گذاشته بودم روی شیشه و گریه میکردم حآمی:رسیدیم خونه دیآنآ:اشکامو پاک کردم و رفتم بالا سوگل خوابش برده بود بردمش توی اتاقش بخوابه حآمی:ببخشید دست خودم نبود اون روز سرت داد زدم آخه جآنآ خودش نامزد داشت دیآنآ:مگه قراره هروقت عصبی شدی سر من داد بزنی؟(بغض) حآمی:قربونت برم بغض نکن غلت کردم دیگه هیچ وقت تکرار نمیشه دیآنآ:هیچی نگفتم و رفتم توی اتاقم سوگل حآمی:عشقم گفتم که ببخشید دیآنآ:نمیبخشم نباید سرم داد میزدی🥺 حآمی:فداتشم غلت کردم گفتم دیگه تکرار نمیشه دیآنآ:باشه آشتی حآمی:فداتشم🥹 دیآنآ:شیر کاکائو میوام حآمی:عشقم برو بخور دیگه خودت دیآنآ:من دلم درد میکنه میشه خودت بیاری برام؟ حآمی:چشم چند ساعت بعد... حآمی:عشقم چند روز دیگه عروسی جآنآ و شروینه بریم خرید؟ دیآنآ:آره بریم @Ehsghnimehtamam
1- توی چند ساعت ازدواج نکردن که قرار شد چند روز دیگه و دیگه دیگه عهههه🤣🎀 2- فداتشم دیگه تا تونستم نذاشتم زود خر بشع😂✨️
𓆩♡𓆪 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑵𝒊𝒎𝒆𝒉 𝑻𝒂𝒎𝒂𝒎 𓆩♡𓆪 Part:²⁶ حآمی:اون لباس کوتاهه اونو نخر اگه میخوای بخری هم فقط توی مهمونی خوانوادگی دیآنآ:حآمی گفت نخر ولی من یواشکی خریدم😂 حآمی:برا سوگل خانمم بریم لباس بگیریم دیآنآ:آره دیآنآ:حآمی این بنظرم خیلی قشنگه حآمی:آره چند ساعت بعد... دیآنآ:آخیش خسته شدم حآمی:همچنین دیآنآ:من برم سوگل رو بخوابونم داشتم سوگل رو میخوابوندم دیدم حآمی از پشت بغلم کردم حآمی:نمیدونی چقدر دلم برای صدات تنگ شده بود:) دیآنآ:منم همینطور حآمی:لبخندی زدم پیشونی سوگلو بوsدم و رفتم خوابیدم دیآنآ:بلاخره سوگل خوابش برد هوففف چند روز بعد... دیآنآ:عشقممم من دارم با جآنآ و رهآ میرم آرایشگاه حآمی:باشههه دیآنآ:لباسامو پوشیدم و رفتم سراغ جآنآ به به عروس خانم سوار شو بریم جآنآ:سلام برو رهآ:سلامم جآنآ و دیآنآ:سلاممم دیآنآ:رسیدیم آرایشگاه میکاپو کردم و موهامم شنیون کرده بودن به به عروس خانم چه خوشگل شدی جآنآ:فداتشم توهم همینطور دیآنآ:رفتم خونه حآمی خوشگل شدم؟ حآمی:واییی ماه بودی ماه تر شدی دورسرت بگردم😭✨️ دیآنآ:فداتشم بزا لباس مجلسی هامو بردارم و لباسای سوگل رو بپوشم حآمی:بریم دیآنآ:بلاخره رسیدیم و رفتم لباسامو پوشیدم حآمی الان چطورم؟ حآمی:مگه نگفتم اینو نخر کوتاهه؟(یکم بلند) دیآنآ:خب حآمی خیلی خوشگل بود(بغض) حآمی:برو عوضش کن(عصبانی) دیآنآ:باشه رفتم عوضش کردم حآمی:ناراحت که نشدی دیآنآ:معلومه که شدم خب من اونو دوست داشتم حآمی:خب کوتاه بود دیآنآ:باشه حآمی:ببخشید چند ساعت بعد... دیآنآ:بلاخره عروسی تموم شد رفتم آرایشمو پاک کردم @Ehsghnimehtamam