گرچه خلوت گرچه خسته گرچه بی سو و سراغ
خوابهایی در قفس دیدیم با تعبیر باغ
از اناری حال دل پرسیدم امشب گفت: خون
لاله را گفتم: خبر تازه چه داری؟ گفت داغ!!
ما برادرهایمان را دفن کردیم ای دریغ
زیر حجم سایه سنگین کاجی از کلاغ
عطسههای عافیت را ارج ننهادیم پس
بوسه افطارمان افتاد به وقت فراغ
میرود این روزها گل میدهد آغوشها
باز عطر زلف یاری میخزد زیر دماغ
باز کوچه غرق لبخند و هیاهو میشود
باز هم گل میخریم از کودکی پشت چراغ
باز منقار قناری به غزل وا میشود
باغ را تحویل قمری میدهد یک روز زاغ
آرزو، گرمیفزای جمع یاران بودن است
چه تفاوت که می وصلیم یا نفت چراغ ...
-حامد عسکری
هدایت شده از اِحتِباب
mehdi.rasoulimehdi.rasouli-yekami.harf.bezan(128).mp3
زمان:
حجم:
3.7M
یکمی حرف بزن...
هدایت شده از مراسلات
جات خالیه زهرا؛
فاطمیهها، همیشه یادت میافتم.
گهگاهی، میای تو خیالم؛
انگار که باهام کاری داشته باشی.
بعد از رفتنت، خیلی اتفاقا افتاده، میدونستی؟
رفتنت باعث شد خیلی چیزا رو بفهمم..
امیدوارم مثل امروزی که خبر رفتنت،
آب سردی ریخت رو سرمون،
مثل این روزا که برات با حضرت مادر روضه گرفتیم
تو اونجا پیش خودشون، یاد ما هم باشی. هستی؟
جات خیلی خالیه زهرا...
*/اللهم صلّ على محمد و آل محمد و عجّل فرجهم
اِحتِباب
بقا مختص ِذات یگانه اوست ☁️ - آنان کہ وقتشان پایانیافتہ است خواستار مهلتاند ؛ و آنان کہ مھلت دارن
آن روزهای آخر، حالت فرق داشت... خندان و خوشحال بودی.. نیمکت اول مینشستی...
یادم است بالای تخته کلاس با خط خودت مینوشتی :
لیلی وحشی ما را نبود خلوت خاص
روز هرکس که سیه گشت، سیه خانهی اوست
از یادمان نمیروی زهرای ١٨ سالهٔ ما...💔
١۴٠٢/٩/۴
*/اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اِحتِباب
آن روزهای آخر، حالت فرق داشت... خندان و خوشحال بودی.. نیمکت اول مینشستی... یادم است بالای تخته کلا
ولی من الان معنی این شعر را میفهمم...
امیرالمؤمنین :
طَهِّروا أنفُسَكُم مِن دَنَسِ الشَّهَواتِ ، تُدرِكوا رَفيعَ الدَّرَجاتِ 💖
فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَكَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ